تبليغاتX
هر بودنی نشانه حضور نیست؛ بسا خیل حاضرانی که وجودشان انعکاسی از عدم است! ... به یاد آن غائبم که با حضوری غائبانه، خاطره اش صمیمانه به دل نشسته است به رنگ انتظار
به رنگ انتظار
از زمین دل برگیر که به کس دل ندهد؛با من ای دوست بیا ...


به کجا می کشانیم؟
.... می دونی تازه رسیدم خونه، می دونی خستم..

می دونی خیلی کار دارم...

می دونی تازه سیستمو با یه مکافاتی روشن کردم و  با این سرعت بی نظیرش!باید تا پاسی از شب پاش بشینم .....

می دونی این هفته هر روزش امتحان دارم...

می دونی ساعت هفت شبه ...

می دونی......

اما؛

یادم میندازی که تو فروشگاه جاش گذاشتم...

تا با اونجا تماس بگیرم و تلفنش قطع باشه،

تا مجبور شم دوباره برگردم فروشگاه و پیداش کنم....

تا تو خماریش بمونم که چرا باید اینطور بشه و هنوز پام به خونه نرسیده دوباره برگردم دنبالش....

اما این حیرت خیلی هم طول نکشید!

تو مسیر برگشت بدجور شوکم کردی!

تازه فهمیدم چرا منو کشوندی، اینطوری! این وقت شب و به این صحنه!

آخه قربونت برم من که گفتم چشم؛

هرچی تو بگی؛ من که حرفی ندارم!

درسته گاهی درددل می کنم اما خوب می دونی قصد شکوه ندارم!

قول دادم، قبول؛

باید سر قولم باشم، چشم هستم...

پس خواهشا دیگه اینجوری امتحانم نکن!

دیگه این چیزا رو نشونم نده! باشه؟

می ترسم...

خیلی...

 

|+| نوشته شده توسط zahra در یکشنبه هفدهم آبان 1388 ساعت 22:49 | سلام بر مهدی (عج)



عشق هایم اشتیاقی ساده بود...

 ...کودکی هایم اتاقی ساده بود

قصه ای دور اجاقی ساده بود

شب که می شد نقش ها جان می گرفت

روی سقف ما که طاقی ساده بود

می شدم پروانه خوابم می پرید

خواب هایم اتفاقی ساده بود

به یاد صفای کودکی هامان..

زندگی دستی پر از پوچی نبود

بازی ما جفت و طاقی ساده بود

قهر می کردبم یه شوق آشتی

عشق هایم اشتیاقی ساده بود

ساده بودن عادتی مشکل نبود

سختی نان بود و باقی ساده بود

شادروان قیصر امین پور

**********************
پ.ن:

۱. یادم هست بچه که بودم؛

زهرا / 22 سال پیش 

خیلی چیزها حرمت داشت.......
دلم به حال بچه های امروز می سوزد...

 

۲. وقتی می بینمش غم دنیا از دلم میره...

بشری جون...

بشری جون

بشری جون/ تولدت مبارک باشه گلم...

|+| نوشته شده توسط zahra در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 ساعت 19:54 | سلام بر مهدی (عج)



حضور در جلسه با کارت صلواتی الزامیست!

۱- ساعت پنج صبح روز جمعه در حالی که داری خواب یه روز تعطیل عید ..... رو می بینی، یه دفه گوشیت زنگ میزنه! اولش فکر می کنی شاید زنگ هشدار بیدارباش نمازه اما بعد که کمی از حالت خواب الودگی بیرون میای متوجه میشی نه واقعا کسی داره تماس می گیره!!

... جواب  که دادم متوجه شدم روز تعطیل و عید و ..... همش خواب بوده و امروزم باید برم سر برنامه!
با اینکه می دونستم امروز رییس جمهور محترم با نخبگان و فرهیختگان دیدار داره اما با خودم گفتم جزو نخبگان که نیستیم، فرهیخته هم اونقد هست که نوبت به ما نرسه! از طرف خبرگزاری هم بعیده واسه پوشش مأموریت پیدا کنم! لذا شب جمعه با خیال یک روز آسوده به خواب رفتم .....

اما این تلفن پنج صبح همه این آمال و آروزها رو بر باد داد و نیم ساعت بعد درحالی که تلاشم برای احتساب این تلفن جزو خواب! بی نتیجه موند، جهت پوشش این دیدار عازم محل برنامه یعنی سالن صداوسیما شدم.....
ساعت ۶:۵۰ به محل رسیدم و پس از چند دقیقه تفحص! متوجه شدم نه تنها از طرف استانداری بلکه از طرف حوزه هم که التماس می کرد تو این همایش شرکت کنیم، هیچ کارت ورودی برامون صادر نشده!!!
جالبه میگن بیا بعد راهت نمیدن بری داخل!!  گرچه به این گاف های استانداری تقریبا عادت کردیم اما خداییش این بار یه روز جمعه عیدمون رو داشت خراب می کرد با این کم کاریش...

تا به بچه ها گفتم برگردیم خونه، یه دفه خبرنگار آینده روشن، کارت به دست اومد به طرفمون و گفت کارت صلواتی گیر آوردم!!!
نتیجه این شد که همگی با یه هویت ناشناس و پس از بازرسی های هفت خوان رستمی که حتی ساعتمون رو هم گرفتن و زیر دستی و خودکارمون رو هم از گیت گذروندن! بالاخره وارد سالن همایش شدیم و چون خیلی فرهیخته بودیم جلوی درب ورودی رییس جمهور به سالن جای گرفتیم! 
بر خلاف خبرنگار خراسان که همون ردیف آخر کنار دوربین صداوسیما نشست و در جواب خبرنگار شبکه خبر دانشجو که به جای نشستنش اعتراض کرد، گفت: ما چون نخبه ایم عقب می شینیم شما که خبرنگارید بفرمایید جلو!
رو صندلی که نشستم تازه متوجه شدم خواب نیستم و باید شروع کنم به ثبت وقایع مراسم!!!
غرض از اطاله کلام اینکه دیدار صمیمی دکتر احمدی نژاد با نخبگان و فرهیختگان خراسان رضوی حاشیه های زیاد و جالبی داشت که انشاالله سر فرصت منتشر خواهد شد...

۲- تداخل آغاز سومین دور سفرهای استانی و حضور هیئت دولت در مشهد با میلاد امام رضا(ع) و چندین برنامه مختلف و البته مهم دیگه، باعث شد این روزا شب و روز نداشته باشیم....
به حمدلله حوزه هم به دادمون رسید و پنجشنبه رو به مناسبت میلاد امام رضا(ع) تعطیل اعلام کرد!

یکی از آخرین برنامه های رییس جمهور در مشهد، حضور در افتتاحیه اجلاسیه کنگره ۲۳هزار شهید استان ها خراسان(یادگار شهید شوشتری) بود که در حرم مطهر برگزار شد و چون صبحش کلاس داشتم نتونستم برم و در نهایت واسه گرفتن خبرش ناچار شدم برم مجتمع آیه ها که قرار بود در ادامه افتتاحیه کنگره، عصر امروز(۹آبان) افتتاح بشه؛ حالا مشقت رسیدن به این مجتمع که تقریبا خارج شهر هست فدای سر شهدا...
جلوی در ورودی که رسیدم با دیدن اون همه ماشین و مأمور و ...، یاد جلسه دیروز افتادم و یه جورایی بهم الهام شد که اون ماجرا دوباره تکرار خواهد شد!
با اینکه واسه صدور کارت ورود به مجتمع از سه روز قبل هماهنگ کرده بودیم اما هنوز به دستمون نرسیده بود ..... پس از احراز هویتمون توسط مأمورین سپاه، وارد شدم و با عجله رفتم روابط عمومی... 
ولی دیدم خبر صبح هنوز آماده نشده، با همه خستگی که داشتم یه خبرو  تنظیم کرده و تلفنی خوندم و به همراه خبرنگار ایونا منتظر افتتاح مجتمع موندیم که گفته می شد با حضور رییس جمهور خواهد بود!

ساعت ۱۶:۱۰ تازه خبر می رسه که رییس جمهور دارن میرن تهران و سردار جعفری(فرمانده کل سپاه پاسداران) میان واسه افتتاح.... لذا عازم محل بازسازی شده عملیات کربلای پنج شدیم واسه مصاحبه با سردار .....اما میون راه تصمیممون عوض شد و تا خواستیم بریم مصاحبه با خانواده شهدا، عکاس نمیدونم کجا، گفت بهزادپور(کارگردان فیلم خداحافظ رفیق) داره از دست میره اول اونو دریابیم!

خیمه نماز مجتمع آیه ها

بعد از مصاحبه با این کارگردان دلسوخته که واسه اجرای مجموعه دیدنی و پرطرفدار سلسلة الذهب(شب آفتابی) در مجتمع آیه ها به مشهد دعوت شده بود، متوجه شدیم سردار جعفری از دست رفت! اما در عوض خیلی اتفاقی به سردار احمدی، فرمانده سپاه خراسان برخوردیم که واقعا برخوردشون همه خستگی و انتظار چند ساعته مون رو جبران کرد!
 تواضع و منش و رفتارشون عجیب منو یاد حاج همت و باکری و متوسلیان و ... می انداخت؛ باورم نمی شد هنوزم هم باشن کسانی که پست و مقام براشون پشیزی ارزش نداشته باشه!
این مصاحبه و حواشی منحصر به فردش رو هرگز فراموش نخواهم کرد.....

ضمن اینکه جاداره یه دست مریزاد با تمام وجود بهشون بگم برای ساخت مجتمع آیه ها(نمایشگاه دائمی دفاع مقدس خراسان شامل منطقه بازسازی شده عملیت کربلای پنج، کمپ اسرا در عراق، نمایشگاه تجسمی از هبوط تا ظهور و نمایش مجموعه سلسلة الذهب) که به جرأت میشه گفت در کشور بی نظیره ....

٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪

پ.ن : پس از ابراز ناتواني غيرمستقيم سينماگران شيعه ايراني! اينک «باري اسبورن» يكي از موفق‌ترين تهيه‌كنندگان هاليود از جمله ارباب حلقه ها(فيلم موعود گراي هاليوود) از سر شفقت درباره پيامبر سينماگران شيعه فيلم مي سازد!!! و طبعا یک سال بعدش هم شاهد نمایشش در سینماهای ایران خواهیم بود...   فیلم حضرت محمد(ص) از سوی هالیوود ساخته می شود

٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪
غفلت از فضای مجازی باعث تقویت پارتیزان های فرهنگی می شود
بزرگ‌ترين كشتي هوايي خاورميانه در مشهد به آسمان رفت 
افتتاحیه طلبه بلاگ

|+| نوشته شده توسط zahra در شنبه نهم آبان 1388 ساعت 21:40 | سلام بر مهدی (عج)



من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام...

 بالله که شهر، بی تو مرا حصر می شود...یا اباالرئوف                                                                                                         

  زائری بارانی ام؛ آقا به دادم می رسی؟

                                                       بی پناه و خسته ام؛ آقا به دادم می رسی؟

   گرچه آهو نیستم اما پر از دلتنگی ام

                                                       ضامن چشمان آهوها؛ به دادم می رسی؟

  از کبوترها که می پرسم نشانم می دهند

                                                    گنبد و گلدسته هایت را؛ به دادم می رسی؟

  ماهی افتاده بر خاکم؛ لبالب تشنگــی

                                                          پهنه آبی ترین دریا؛ به دادم می رسی؟

 ماه نورانی شب های سیاه عمر مـن

            ماه من؛ ای ماه من؛ آیا به دادم می رسی؟

                            من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام

                                            هشتمین دردانه زهرا؛ به دادم می رسی؟

 

٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪
پ.ن: دوسه سالی است که در طرحی ابتکاری از سوی نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه علوم پزشکی مشهد با عنوان «همسفر تا بهشت»، جشن های ازدواج دانشجویی دانشگاه های کشور، در ایام میلاد امام رضا(ع) و سالروز ازدواج حضرت علی و فاطمه(س)، به صورت متمرکزدر حرم مطهر رضوی برگزار می شود تا این پرستوهای عاشق در سایه مهر بیکران امام رئوفشان، بال در بال هم از بهشت زمین به سوی آسمان پرواز کنند...
حواشی این جشن بزرگ و حال و هوای این کبوتران همسفر هنگام تشرف به محضر امامشون، واقعا دیدنی و وصف ناپذیره...

همسفر تا بهشت...  همسفر تابهشت.. 

|+| نوشته شده توسط zahra در چهارشنبه ششم آبان 1388 ساعت 21:56 | سلام بر مهدی (عج)



و اهل عشق چه رسواست بین آدم ها...

چه ماجرای عجیبی است این تپیدن دل

 و اهل عشق چه رسواست بین آدم ها

 چه می شود همه از جنس آسمان باشیم

 طلوع عشق چه زیباست بین آدم ها

 و کاش صبح ببینیم که باز مثل قدیم،

 نیاز و مهر و تمناست بین آدم ها

 بهار کردن دل ها چه کار دشواریست

 و عمر شوق چه کوتاست بین آدم ها

آی آدم ها....

*********
پ.ن: 
 1. بیست و دومین نمایشگاه بین المللی کتاب خراسان رضوی فردا (دوم آبان)به پایان می رسد در حالی که....
چیزی که به شدت برام سواله اینه که فرهنگ و ارشاد برای فروش کدام فرهنگ 40درصد تخفیف می دهد؟!
کاش نظارتی هم در کار بود که این همه ناشر و مؤ سسه و .... چه به خورد مردم می دهند!

در بخش  کودک ونوجوان که بیشتر از کتاب، انواع و اقسام بازی های سالم(بر وزن ناسالم) موج می زند! بماند که کتاب ها هم چندان تعریفی نداره..

بخش ناشران عمومی هم که از هفت دولت آزاد است!
مردان مریخی، زنان ونوسی، فال، انواع و اقسام رمان ها، گنج های معنوی، پیام زردتشت، باربی(اون هم از نوع گویا)، آموزش یوگا، سیندرلا، فرزند پسر می خواهید یا دختر؟، روابط زن و شوهر، چگونه یک شبه پولدار شوید، چگونه جوان بمانید؟، چگونه...... پای ثابت همه غرفه ها هستن و تنها چیزی که در هر غرفه متفاوت میشه، نام مؤسسه انتشاراتی هست!

         
 
       
  
  

گمان نمی کنم اگه پائولو کوییلو، برایان تریسی، آنتونی رابینز، جبران خلیل جبران و .... در کشور خودشون نمایشگاهی برپا می کردند تا این حد مورد استقبال واقع می شد که در ایران شده!!!

جز چند غرفه انگشت شمار اون هم در بخش دانشگاهی، غرفه های دیگه هیچ حرف تازه ای برای گفتن نداشتن و با اینکه طی دو روز، بیش از ده ساعت وقت گذاشتم تا بلکه یه چیز جدید و ارزشمند ببینم اما نتیجه ای نداشت و همش تکرار و تکرار و تکرار....

آیا جز این بود که این نمایشگاه فرصتی استثنایی رو برای عرضه بسیاری کتاب ها، نرم افزارها و بازی ها فراهم کرد تا اگر در حالت عادی هم مخاطب در بازار به سراغشون نمی رفت، حالا به صورت مجمتمع اون هم با تخفیف! تشویق به خرید این ها میشه!

اکثر غرفه داران هم که مثلا خانوم بودن، عُرضه ای جز عَرضه خودشون نداشتن و مخصوصا بخش ناشران عمومی به نوعی شده بود سالن مد و آرایش و عرضه بانوان!
اون از نمایشگاه قرآن و اینم از کتاب که جزو فرهنگی ترین نمایشگاه ها هستن! خدا به داد غیر فرهنگی هاش برسه!   

۲. مشهد؛ شهر شهادت، همه شور و عشق بود امروز؛ معطر از حضور ملکوتی سبکبالان عاشق....

خسته از مسیر تکراری هر روزم به حوزه(جز وسط راه که به حرم می رسه) تصمیم گرفتم یه مقدار از مسیرو پیاده برم... صبح آخرین روز ماه مهر بود و شاید مثل روزای دیگه...

اما یه چند قدمی که رفتم بوی عطری شنیدم که روزای دیگه نبود.... راه رو بسته بودن و باید تا خود حوزه رو پیاده می رفتم... چشمم به بنرها و پوسترها که افتاد یادم اومد تشییع جنازه سردار امروز هست... به مکان شروع مراسم که نزدیک تر می شدم، نوای دلنشینی از زمان جنگ دلمو با خودش برد طوری که تمام راه اشک می ریختم و آرزو داشتم کاش می شد تو مراسم شرکت کنم....

 

وارد حوزه که شدم از پراکندگی بچه ها مشخص بود استاد نیومده؛ بعد از ده دقیقه این حدس به یقین تبدیل شد و از خدا خواسته به سرعت خودمو به محل آغاز مراسم یعنی مسجد بناها رسوندم....

مراسم که شروع شد فهمیدم این مسجد در زمان جنگ، محل اعزام نیروها به جبهه بوده و به قول امام جمعه محترم، سکوی پرش شهدا؛

امروز هم بعد بیست سال دوباره به یاد اون روزها همه اعم از پیرو و جوون، کوچک و بزرگ، کاسب و استاد دانشگاه و دانشجو و طلبه و ..... اومده بودن تا پرستوی دیگه ای رو تا بهشت بدرقه کنن.....

 

           آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟

    شهیدان! سخت دلتنگ و غریبم..

خیلی وقت بود چنین عطری تو شهر نپیچیده بود، یادمه آخرین باری که تو مراسم تشیع شهدا بودم، سال 85 بود که همه نهادها دست به یکی کرده و در اوج ناباوری مردم اعلام کردن این آخرین کاروان شهدای مشهد  از دفاع مقدس هست! پس قدر بدونید که دیگه چنین فرصتی پیش نخواهد اومد...غافل از اینکه شهدا هنوز هم هستن تا به یادمون بیارن که واسه روزمرگی به این دنیا نیومدیم و متعلق به دیار دیگه ای هستیم....

و بعد اون روز دیگه مشهد، جز شهدای شیمیایی که یکی پس از دیگری پرپر می شدن، لاله ای ندیده بود تا امروز............

به قول حاج آفا صدیقی، عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد! به لطف خدا این حادثه باعث تعمیق وحدت شیعه و سنی شد طوری که نه تنها سران اهل سنت سیستان که جمعی از سران قبایل اهل سنت خراسان هم تو این مراسم شرکت داشتن....

                   تو که می روی به بالا، برسان سلام ما را...

از دلتنگی نفسم بالا نمی اومد...، خیلی به حال شهید شوشتری غبطه می خوردم هم شهید جبهه فرهنگی بود و هم نظامی و ...، خوشا به حالش که با شهادت به پابوس مولای غرببش اومد اونم تو ایام ولادتشون؛ به نظرم شهادت، عیدی میلاد آقا به سردار شوشتری بود ..... خدایا میشه یه روزم ما رو به عنوان شهید، دور ضریح آقا طواف بدن؟

 ببین تنهای تنها مانده ام من یابن زهرا(س)

شهیدان رفتن و جا مانده ام من یابن زهرا(س)

  چه کردی که اینگونه عرشیان تو را مرحبا مرحبا می برند؟

بنیانگذار «کنگره سرداران و 23 هزار شهید استان خراسان»، (سردار شوشتری)بالاخره خودشو به قافله سرداران رسوند و 22 سردار، شدن 23 سردار؛ همپای 23 هزار شهید! حالا نهم آبان، این کنگره در حالی برگزار میشه که بنیانگذارش خودش جزو شهداست...

                                                                  طوبی لکم و حسن مأب....

                                                                                اللهم ارزقنا توفیق شهادة فی سبیلک...

***************************************

تصویر/تشییع پیکر شهدای حادثه تروریستی سیستان در مشهد

رسا در نمایشگاه مطبوعات

دو پرستو در آشیانه

|+| نوشته شده توسط zahra در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 ساعت 0:14 | سلام بر مهدی (عج)