تبليغاتX
هر بودنی نشانه حضور نیست؛ بسا خیل حاضرانی که وجودشان انعکاسی از عدم است! ... به یاد آن غائبم که با حضوری غائبانه، خاطره اش صمیمانه به دل نشسته است به رنگ انتظار
به رنگ انتظار
از زمین دل برگیر که به کس دل ندهد؛با من ای دوست بیا ...


یا جوادالأئمه ادرکنا
 

 امام  محمدبن علی التقی الجواد(ع):

                  اعتماد به خدا، ثمن و بهای هر چیز با ارزش است...

آقا دلم واسه حرمتون تنگ شده.... 

|+| نوشته شده توسط zahra در جمعه دوازدهم تیر 1388 ساعت 5:25 | سلام بر مهدی (عج)



گفتگوی اختصاصی رسا با سیدرائد موسوی به مناسبت بیست و هفتمین سال ربوده شدن چهار دیپلمات ایرانی:

هیچ دلیل موثقی مبنی بر شهادت این چهار نفر در دست نیست

 

خبرگزاری رسا ـ فرزند دیپلمات ربوده شده ایرانی در لبنان با تأکید براینکه هیچ دلیل موثقی مبنی بر شهادت این چهار نفر در دست نیست، گفت: حرکات مثبت وزارت خارجه و روندی پویا و مستمری که در اثر پیگیری های جدی دولت نهم شکل گرفته است، همچنان ادامه یابد.

 

سید رائد موسوی / یک ساله بود که پدر رفت ...سید رائد موسوی، فرزند سیدمحسن موسوی(دیپلمات ربوده شده ایرانی در لبنان) در گفت و گوی اختصاصی با خبرنگار خبرگزاری رسا در مشهد، ضمن ابراز خرسندی از فعال و روشمند شدن پیگیری پرونده چهار دیپلمات در وزارت خارجه، گفت: در دو سال اول دولت نهم حرکت جدی و مثمر ثمری جهت پیگیری پرونده چهار دیپلمات نبود اما در نیمه دوم دولت نهم، پس از اینکه آقای سعیدلو معاون اجرایی رئیس جمهور، مسئول پرونده شد، تحرکات خوب و مثبتی انجام گرفت.

وی با اشاره به برنامه ریزی های انجام شده در این راستا، اظهار داشت: اقداماتی که در دو سال اخیر صورت گرفته در طول 27 سالی که بر این پرونده می گذرد، بی سابقه بوده است، در گذشته ملاحظاتی برای ورود به پرونده و پیگیری آن وجود داشت اما در این دولت واقعا از روی احساس مسئولیت و با تمام توان پرونده در حال پیگیریست.

تصریح کرد: ابهاماتی در پرونده وجود دارد که مربوط به لبنان و حوادث پس از ربایش این عزیزان است که هنوز ماوقع موثقی در این باره وجود ندارد اما آنچه مسلم و مورد اتفاق است این است که این چهار نفر توسط فالانژها ربوده شده و مدتی نیز در زندان بوده اند و در انچه پس از این واقع شده، اختلاف نظر وجود دارد.

 موسوی با تأکید براینکه ما معتقدیم این عزیزان در بند رژیم صهیونیستی هستند، بیان داشت: جهت حل و کشف این ابهامات، دو راهکار پیش بینی شده است؛ تشکیل کمیته مشترک ایرانی-لبنانی به منظور رفع ابهامات موجود در اسارت و ربایش این چهار نفر را (که در این راستا آقای متکی، وزیر امور خارجه نیز نامه ای به همتای لبنانی خود نوشت) و تشکیل کمیته ای ویژه با حضور نمایندگانی از دولت ایران و لبنان که با وجود موافقت و نظر مثبت مقامات لبنانی، به دلیل همزمانی با انتخابات پارلمان لبنان هنوز به مرحله اجرا نرسیده است.

فرزند دیپلمات ربوده شده ایرانی در لبنان، پیگیری مسائل فراتر از لبنان را از ابعاد دیگر این پرونده ذکر کرد و گفت: دست سازمان ملل در این حیطه باز است و آقای متکی نیز با ارائه نامه ای خطاب به «بان کی مون» دبیرکل این سازمان، خواستار تشکیل کمیسیون ویژه ای برای پیگیری پرونده 4دیپلمات شدند که نظر مقامات سازمان در این باره مثبت بود اما هنوز اجرایی نشده است و کوتاهی هایی در این سازمان وجود دارد که آقای خزایی، نماینده ایران در سازمان ملل پیگیر هستند.

وی افزود: پیگیری حقوقی پرونده نیز مورد توجه است و پس از تشکیل دو کمیته فوق، کمیته حقوقی نیز فعال خواهد شد.

موسوی با رد ادعای برخی مبنی بر شهادت این چهار نفر، ابراز داشت: شواهدی مبنی بر زنده بودن آن ها وجود دارد که پس از ربایش تحویل رژیم صهیونیستی شده اند، همچنین افرادی که از زندان های رژیم صهیونیستی آزاد شده اند، پس از آزادی، مدعی شدند که این 4 نفر را در زندان های اسرائیل دیده اند.

 وی گفت: از سوی دیگر هیچ دلیل موثقی مبنی بر شهادت این عزیزان در دست نیست ضمن آنکه ربایش آن ها با اطلاع از ارزش اطلاعاتی شان برای رژیم صهیونیستی صورت گرفته و به فرض اگر هم پس از اسارت کشته شده باشند، حتما جنازه هایشان را نگه خواهند داشت و این منطقی نیست که عده ای می گویند اندکی پس از ربوده شدن کشته شده و اجسادشان نیز از بین رفته است و نابودی جنازه ها قابل قبول نیست.

موسوی اظهار داشت: نمی توان پذیرفت که ربایندگان از خیر بازجویی نیروهایی چون حاج احمد متوسلیان و سیدمحسن موسوی گذشته باشند و بلافاصله ان ها کشته باشند، سمیر جعجع مسئول وقت فالانژها نیز اخیرا مدعی شد که پس از ربایش دیپلمات ها آن ها را به رژیم صهیونیستی تحویل داده است.

وی، شورای حقوق بشر سازمان ملل را از دیگر مجاری پیگیری این پرونده دانست و بیان داشت: شورای حقوق بشر یکی از آیتم های تعریف شده در سازمان ملل می باشد و در رأس وظایف آن، رسیدگی به ناپدیدشدگی اجباریست و کارگروهی نیز در این زمینه دارد لذا رسیدگی به پرونده چهار دیپلمات ایرانی نیز جزو وظایف این شوراست.

سیدمحسن موسوی، کاردار سفارت ایران در بیروت

 موسوی ابراز امیدواری کرد: روندی پویا و مستمری که در اثر پیگیری های جدی این دولت شکل گرفته و نیز مدیریت دلگرم کننده و حرکات مثبت وزارت خارجه در این زمینه با دید دلسوزانه همچنان ادامه یابد چرا که این پرونده هم بعد انسانی دارد هم بعد سیاسی و دولت جمهوری اسلامی ایران بایستی تا آخرین نقطه بر پیگیری و روشن شدن سرنوشت این عزیزان مصر باشد.

 وی، نقش حرکت های مردمی در روشن شدن سرنوشت دیپلمات های ربوده شده ایرانی در لبنان را مثبت ارزیابی کرد و گفت: پدرم (سیدمحسن موسوی)، در راستای فرمان امام راحل مبنی بر صدور انقلاب و گسترش تشیع، به عنوان دانشجوی نماینده شهید چمران در لبنان حضور داشت و بعدها به عنوان کاردار سفارت ایران در لبنان منسوب شد، همچنین حاج احمد متوسلیان، محمدتقی رستگار مقدم و کاظم اخوان که هر یک از نامداران فعالیت های سیاسی،فرهنگی و اجتماعی محسوب می شوند.

 موسوی ادامه داد:  لذا این عزیزان نه تنها به لحاظ سیاسی بلکه از نظر فرهنگی نیز شخصیت های با ارزشی برای انقلاب هستند و معرفی و زنده کردن یاد و اهداف آنان در حرکت های مردمی باید مورد توجه قرار گیرد چرا که این چهار نفر هر چه بیشتر معرفی شوند، احساس تعهد برای پیگیری سرنوشت ایشان نیز بیشتر خواهد شد.

 فرزند دیپلمات ربوده شده ایرانی در لبنان گفت: کمپین هایی می تواند از سوی مردم راه اندازی شود و نامه نگاری های گروهی خطاب به سازمان ملل، صلیب سرخ، کمیته عفو بین الملل داشته باشد.

وی همچنین ادعای کسانی که می گویند مدارک و فیلم هایی از سرنوشت این 4نفر دارند را کذب و به منظور اخاذی خواند.

 موسوی در پایان یادآور شد: به مناسبت بیست و هفتمین سالگرد ربوده شدن چهار دیپلمات ایرانی به دست عوامل رژیم صهیونیستی، همایشی با حضور سفرای کشورهای مختلف از سوی وزارت خارجه برنامه ریزی شده است که در آن موضع جمهوری اسلامی در قبال این پرونده به طور صریح اعلام خواهد شد، همچنین در بیروت نیز مراسم بزرگداشت این عزیزان برگزار می گردد.

گفتنی است احمد متوسلیان(وابسته نظامی سفارت ایران در لبنان)، سید محسن موسوی(کاردار سفارت ایران در لبنان)، محمدتقی رستگار مقدم و کاظم اخوان(خبرنگار عکاس روزنامه خبرگزاری ایرنا) چهار دیپلمات ایرانی هستند که ۱۴ تیر ۱۳۶۱ (جولای ۱۹۸۲) در لبنان توسط عوامل رژیم صهیونیستی ربوده شده و تا کنون علی رغم گذشت 27 سال هنوز خبر موثقی از سرنوشت آنان در دست نیست اما برخی اخبار و شواهد حاکی از نگهداری آنان در زندان های رژیم صهیونیستی است.

 

|+| نوشته شده توسط zahra در چهارشنبه دهم تیر 1388 ساعت 19:24 | سلام بر مهدی (عج)



در پاراچنار چه می گذرد؟!

شیعیان پاراچنار هم مسلمانند!

 (گزارش اجمالی از مظلومیت شیعیان پاراچنار )

 پاراچنار که برخی آن را بهشت روی زمین نامیده اند، منطقه ای زیبا، سرسبز و دارای آب فراوانی است که در شمال غرب پاکستان در دامنه ی "کوه سفید" قرار دارد.

این شهر شیعه نشین مرکز منطقه آزاد که آن را «وادی کرم» و «کرم ایجنسی» می نامند، می باشد و از سه طرف با سه استان افغانستان یعنی «ننگرهار»، «پکتیا» و «خوست» مرز دارد. همچنین در جنوب شرق پاراچنار، منطقه ی نا آرام «وزیرستان»، و در شمال شرق آن منطقه ی «اور کزئی» و در شرق آن شهرستان «هنگو» قرار دارد.

پاراچنار و همچنین دیگر مناطق آزاد تحت دولت مرکزی اداره می شود.

 * شیعیان مظلوم و محصور پاراچنار تحت فشار دشمنان اهل بیت(ع)

  شیعیان پاراچنار همواره عاشقان اهل بیت(ع)، مطیع مراجع اعظام،حامیان جمهوری اسلامی ایران،پیرو خط امام راحل و رهبر معظم انقلاب،بوده و هستند و یکی از افتخاراتشان این است که رهبر فقید شیعیان پاکستان «علامه شهید عارف حسین حسینی » هم از این منطقه بود.

 از سال 1961 میلادی تا سال 2009 م جنگ های زیان بار علیه شیعیان پاراچنار تحمیل شده است که تلاش ها و زحمات مردم را نابود و فقر وتنگ دستی و بیکاری را به بار آورده است.

 اما بیش از دو سال مصائبی دلخراش مانند: فجایع انسانی،قتل عام به طرز فجیعانه ی ذبح کردن،بریدن اعضا و مثله کردن بدن های شیعیان و حتی توهین به ساحت مقدس اهل بیت(ع) ادامه دارد.

 حوادث و جنگ های تحمیلی که در آن منطقه رخ داده،اجمالا بیان می شود:

 جنگ تحمیلی 1961 م

درسال 1961 م در شهر «صده» روز عاشورا، نواصب(ناصبی ها) متعصب و افراطی  بر عزاداران امام حسین(ع) حمله کردند و ده ها نفر را به خاک و خون کشیدند و فرقه ورانه موج فساد را آغاز کردند.

 جنگ تحمیلی 1981م

بار  دیگر نواصب متعصب با پشتیبانی مهاجرین افغانی علیه شیعیان حیدر کرار (ع) هجوم آوردند و تمام املاک را از بین بردند و شیعیان را از شهر صده اخراج و خانه های آنان را اشغال کردند.

 جنگ تحمیلی 1983 م

شیعیانی که از این شهر آواره شده بودند با تلاش و سعی علما و بزرگان قوم، به منازلشان برگردانده و خانه های ویران شده را از نو ساختند و آباد کردند.

متاسفانه نواصب متعصب و  افراطی، سکونت شیعیان را در خانه های خودشان تحمل نکردند.

با بهانه های مختلف حمله کردند که یک فاجعه انسانیت سوز را به وجود آوردند و دل های شعیان را مجروح کردند یعنی قتل عام مرد و زن و پیر و جوان حتی یک بچه شش ماهه را که در دامن مادر بود به گلوله بستند.

این فاجعه در ماه مبارک رمضان، نزدیک افطار اتفاق افتاد و به این هم اکتفا نکردند بلکه مسجد و امام بارگاه و شعائر حسینی(ع) و املاک آنان را به آتش کشیدند و خانه ها و مغعازه ها را دوباره اشغال کردند.

 جنگ تحمیلی1987م

تا سال 1987 م درگیری های متفاوت رخ داد و ده ها جوان شیعه به شهادت رسیدند اما در این سال درگیری زیان بار را دولت محلی با اشاره صدر جنرل ضیاء الحق توسط مهاجرین افغانی با اسلح ه های سنگین که از روسیه و امریکا به دست اورده بودند علیه شیعیان به کار بردند و صدها خانه شیعیان و حسینیه ها را به اتش کشیدند و مردم مجبور به مهاجرت شدند،که صد نفر صد و صدها نفر مجروح برجای گذاشت.

 جنگ تحمیلی 1996م

این جنگ میان شیعیان و نواصب، زمانی رخ داد که معلمی ناصبی در مدرسه ای دولتی(که اکثریت در آن شیعه بودند) به حامی پیامبر اکرم(ص) حضرت ابوطالب(ع) اهانت کرد.

هزاران مهاجر افغانی در آن جنگ شرکت داشتند و موجب خسارت جانی و مالی شیعیان و باعث تخریب منازل مسکونی گردید و صدها نفر شهید و مجروح به جا گذاشت.

 جنگ تحمیلی 2007 م

 در سال 2007 م بار دیگر جنگی علیه شیعیان تحمیل گردید که شعله های آتشین آن گاهی خاموش و گهگاهی روشن می گشت؛ این جنگ زمانی آغاز شد که گروه های افراطی طالبان و القاعده در پاراچنار دست به کار شدند و رئیس انجمن فاروقیه به نام عیدنظر که خود را «یزید نظر» می نامید، آشکارا از تحریک طالبان در پاراچنار حمایت کرد، لذا طالبان و نیروهای القاعده به کمک نواصب بومی یعنی توسط انجمن فاروقیه به مناسبت عید میلاد پیامبر(ص) (12ربیع الاول) 1428 راهپیمایی کردند .

در این راهپیماییی به ساحت مقدس امام حسین(ع) توهین کرده و شعار توهین آمیز «مرده باد شهادت حسین» را سر دادند. که در سی دی ضبط شده است. شیعیان این قضیه دردناک را به دولت محلی و بزرگان منطقه واگذار کردند تا راه حلی بیندیشند.

متاسفانه دولت برای راضی کردند شیعیان غضبناک هیچ اقدامی نکرد تا روز 17 ربیع الاول سر رسید و شیعیان به مناسبت 17ربیع الاول جشن میلاد گرفتند که در آن سخنرانی از اهل سنت به نام علامه فیروز الدین هم دعوت شده بود ایشان هم در مدح اهل بیت(ع) سخنرانی کردند.

متاسفانه با برنامه ریزی قبلی از سوی طالبان و القاعده در همان روز جنگی آغاز شد که آغازگر درگیری خسارت بار گردید. البته با مذاکره طرفین، پس از یک هفته جنگ، آتش بس اعلام شد ولی طولی نکشید که درگیری ها از سر گرفته شد که ذکر آن به درازا می کشد.

 * حملات و ربودن از سوی طالبان:

وقتی طالبان در درگیری های مسلحانه به اهداف شومشان نرسیدند به کارهای ضد انسانیت مثل بریدن سرها و مثله کردن بدن ها دست زدند.

حتی به زنان و کودکان و پیرمردها هم رحم نکردند، ده ها نفر را بین راه پیشاور و پاراچنار ربودند و به طرز فجیعانه به شهادت رساندند و بعضی را اسیر کردند که برای آزادی آنان پول گزاف مطالبه کردند، اگر کسی توان پرداخت آن پول هنگفت را نداشت آن اسیر را سر می بریدند و سپس جنازه هایشان را به پاراچنار می فرستادند. در شهر پیشاور هم عده ای را گروگان گرفتند و بعضی ها را به شهادت رساندند.

در نهایت متوسل به حملات انتحاری شدند و اینک به ذکر فجایع انسانیت سوز و حملات انتحاری آنان به طور فهرست وار اکتفا می کنیم.

* سه حمله انتحاری در پاراچنار و پیشاور

درماه اوت 2007م حمله انتحاری شدیدی در پاراچنار به وقوع پیوست که در آن صدها نفر شهید و مجروح شدند و همچنین دومین حمله انتحاری در ماه فوریه 2008 رخ داد که بسیاری از شیعیان در آن به شهادت رسیده و صدها نفر مجروح شدند.

البته بسیاری از مجروحین در اثر شدت جراحات و عدم امکان انتقال آنان به بیمارستان های مرکزی و پیشرفته و کمبود دارو و مواد خوراکی به دلیل بسته بودن راه ها به شهادت رسیدند.

 *سومین حمله انتحاری در پیشاور

در پیشاور شیعیان پاراچنار برای مسافرین هتل بزرگی ساختند که طالبان آنجا را هم نشانه گرفتند و حمله انتحاری شدیدی در آن هتل رخ داد و علاوه بر اینکه خسارت سنگینی به هتل وارد شد، موجب شهادت و مجروح شدن تعداد زیادی از شیعیان پاراچنار گردید.

 *حمله به آمبولانس مجروحین

آمبولانس حامل مجروح شدیدی که از پاراچنار به سوی پیشاور در حرکت بود از سوی طالبان مورد حمله قرار گرفت به علاوه پرستار شیعه آن مجروح و همه سرنشینان آمبولانس به شهادت رسیدند البته به یک خانم پرستار اهل سنت هیچ گزندی نرسانده و ا و را سالم به جایی امن فرستادند.

 *حمله به کاروان حامل مواد خوراکی و دارویی

در ماه ژوئن 2007م کاروانی حامل مواد خوراکی و دارویی که تحت نظارت و محافظت نیروهای دولتی از پیشاور به سمت پاراچنار در حال حرکت بود، توسط طالبان در شهر صده مورد حمله قرار گرفت و 4 کامیون به همراه 4 نفر به آتش کشیده شدند و بقیه را به غارت بردند و  8 نفر را هم گروگان گرفتند.

سپس دست و پاهایشان را در حالی که زنده بودند قطعه قطعه کردند و بعد از آن همه را سر بریدند و اعضایشان را در خیابان ها ریختند.

*ربودن رئیس دانشکده تربیت معلم جمرود

در منطقه جمرود(یکی از مناطق نیمه خودمختار) یکی از علمای برجسته و دانشمند شیعه بنام «سیدرضی شاه کاظمای» که ریاست دانشکده تربیت معلم را نیز بر عهده داشت، گروگان گرفتند و سبس به طرز فجیعی سرشان را بریدند و جنازه ی سر بریده را به پاراچنار فرستادند.

 *پاراچنار در محاصره دشمنان اهل بیت(ع)

جنگ در پاراچنار، پایان نیافته است و به مدت دوسال مورد حملات شدید قرار گرفته است. گرچه گاه گاه از شدت جنگ کاسته شده و محاصره نیز شکسته شده است، در ماه مبارک رمضان سال گذشته به خاطر احترام ماه خدا از طرف شیعیان، آتش بس یک طرفه اعلام شد ولی نواصب به جنگ ادامه دادند. حتی دراواخر ماه رمضان «حجت الاسلام سیدعلی حسینی» فرزند علامه شهید عارف حسین حسینی، به شدت مجروح شد که به قطع پای راستشان منجر شد. همچنین دیگر حوادث بزر گ و کوچک زیادی رخ داده است.

همین امسال محرم و سفر 16 نفر از جمله «سیدعسگر علی شاه» از سادات و عظمای منطقه، توسط طالبان ربوده شد که چند روز پیش دو نفر از چنگ آنان فرار کردند و سه نفر را هم به شهادت رسیدند و سرنوشت بقیه از جمله «سیدعسگر علیشاه» معلوم نیست.

الان هم پاراچنار در محاصره است، قبلا مردم به ناچار از راه افغانستان به پیشاور سفر می کردند ولی در این راه هم چندین گروگان گیری و مطالبه پول گزاف و یا شهادت بعضی از شیعیان اتفاق افتاد لذا این راه هم کاملا ناامن و یا اصلا بسته شده است.

 *دفاع شیعیان پاراچنار از مناطق دیگر

شیعیان پاراچنار در منطقه خود و نیز در جاهای حساس دیگر از تشیع دفاع کرده اند و می کنند که چند سال متواتر عزاداران امام حسین(ع) در شهر هنگو در ایام محرم از طرف طالبان با حملات وحشیانه روبه رو می شوند با وجودی که شیعیان پاراچنار از سال 2007 میلادی تا الان با مشکلات فراوان رو به رو هستند، باز هم 300نفر از جوانان برای دفاع از عزادران امام حیسین(ع) قبل از ایام محرم به شهر هنگو اعزام می شوند.

در حالی که طالبان از راهپیمایی عزاداران امام حسین(ع) جلوگیری می کنند و جنگی سرسخت از طرف دشمنان با اسلحه های سنگین آغاز می شود و چند روز ادامه پیدا می کند. جوانان اعزام شده، جانانه می جنگند و از آنان سه نفر به شهادت می رسند.

*خسارات وارده بر شیعیان پاراچنار

از آغاز جنگ 2007 م تا کنون بیش از 600نفر به شهادت رسیده اند و تقریبا 3000 نفر مجروح شده اند.

علاوه بر خسارت جانی و ویران شدن خانه ها،خسارت های سنگینی بر کشاورزی و دامداری مردم وارد شده است.

چون پاراچنار دارای زمین های کشاورزی خوبیست، لذا قبلا سبزیجات و میوه جات به دیگر شهرهای پاکستان صادر می شد که با بسته شدن راه ها، این درآمد مردم بسیار متاثر گردیده است و اقتصاد به طور کامل مفلوج شده است.

به خاطر محاصره شدید و کمبود مواد غذایی و دارویی، نیازهای زندگی مردم دچار مشکلات شدیدی شده است لذا مردم در فقر و تنگدستی به سر می برند حتی بعضی از مردم مجبور به مهاجرت شدند.

 با این همه از طرفی اخیرا خبری رسیده که از امارات متحده، اهل پاراچنار به جرم جنگیدن آنان با طالبان و القاعده کم کم اخراج می شوند و بعضی از رانندگان بیکار نشسته اند و در مرحله بعدی نوبت به اهالی هنگو و اورکزئی خواهد رسید.

اگر این اقدام کاملا عملی شود، ضربه اقتصادی سنگین و جبران ناپذیری بر شیعیان آن مناطق وارد خواهد آمد. خلاصه اینکه اوضاع در پاراچنار بسیار وخیم است و اگر این وضع ادامه یابد سرنوشت این شهر شیعه نشین چه خواهد شد؟

 نکته قابل ذکر این است که حرکتی به نام مجلس علمای اهل بیت(ع) از سوی طلاب فارغ التحصیل جامعة المصطفی العالمیة مقیم پاراچنار به کمک طلاب مقیم قم به وجود آمده که گامی به سوی وحدت و اتحاد، نشر معارف اهل بیت(ع) و تبلیغ دین مبین اسلام و حرکتی برای سامان دادن امور شیعیان آن دیار می باشد و در این اوضاع وخیم، کمک به خانواده ای شهدای مجروحان، ایتام و فقرا نقش مهمی را ایفا کرده اند. بی شک حرکت پر برکت و مورد تأیید ما طلاب حوزه علمیه و جامعه روحانیت ایالت سرحد می باشد.

مجلس علماء اهل بیت(ع) پاراچنار

*******

تسويه حساب ارتش پاکستان با القاعده در پاراچنار به قيمت جان و مال و امنيت شيعيان

انتقاد شدید آیت الله مکارم شیرازی از وزارت امور خارجه و رسانه ملی

می خواهید بدانید چه بر سر مردم شیعه نشین این منطقه می آید؟

مرگ کودکان پاراچنار و سكوت مرگبار جهان

آيت‌الله صافی: پاراچنار،مظلوم ‌تر از غزه است

نگاهي از وراي شايعات به اوضاع «پاراچنار»

پاراچنار؛ جنگ فرقه‌ای یا حمله استکبار

وضعیت در پاراچنار بحرانی است

 

|+| نوشته شده توسط zahra در دوشنبه هشتم تیر 1388 ساعت 19:21 | سلام بر مهدی (عج)



جامعه اسلامي جامعه مردم فضول است...

امروز مسئولیت ها، درست همان تکلیف است؛ تکلیف یعنی از صبح زود تا نیمه شب بیدار ماندن، خود را به زحمت انداختن، تلاش مداوم کردن و آرامش نداشتن....                                                                    عارف شهید دکتربهشتی(ره)


بهشتی مظلوم بود، مظلوم زیست و مظلوم رفت...

  از شیخ صدوق در كتاب علل الشرایع از امام صادق(ع): «خدا توده ها را به كيفر گناه زبده ها مشمول عقاب و كيفر خويش نمی کند.»

 اما چه وقت؟

وقتي كه زبده ها فقط گناهان شخصي سرّي داشته باشند كه آثارش به خارج سرايت نمي كند، بلكه فقط يك تخلف شخصي سرّي است.

 اما وقتي زبده ها آشكارا مرتكب كارهاي ناپسند شوند و توده در صدد جلوگيري از اين زبده ها برنيايد، هر دو مستحق كيفر خداي عز و جل خواهند بود.

اين حديث ناظر به مسئوليت توده ها براي نگهداري زبده ها در راه خير و صلاح است و از آن حديثهاست كه بايد زمينه اصلي يك بخش عمده از مسائل مربوط به نظام اداري و اجتماعي و اصلاح كار قرار گيرد...

آقايي كار خلافي مي كند و فردي عامي به او مي گويد آقا اين كار شما خلاف است. چرا كردي؟

 پاسخ مي شنود "برو عالم را با جاهل بحثي نيست." بنده خدا هم سرش را زير مي اندازد و مي رود.

 امير مرتكب خلافي مي شود. يك فرد عادي به او مي گوید آقا چرا اين خلاف را كردي؟ پاسخ مي شنود: "پس انضباط اجتماعي كجا رفته؟ به من مي گويند مافوق، و به تو مي گويند مادون. مادون را با مافوق بحثي نيست"

 برو بابا با آن علمت اي عالم! برو بابا اي رييس و اي مافوق با آن انضباط تشكيلاتي ات!برو كشكت را بساب! اينها به درد اسلام نمي خورد. به تو مي گويند عالم، نمي گويند معصوم. به تو مي گويند مافوق، نمي گويند معصوم.

در نظام اسلامي فقط يك مقام غير مسئول هست آن هم خداست. اوست كه: "لا يسئل عما يفعل و هم يسئلون"، بقيه همه مسئولند. هيچ زيربناي اجتماعي از آن زيربناي شوم خطرناكتر نيست كه انساني يا انسانهايي بتوانند هر چه مي خواهند بكنند بي آنكه بشود بر آنها خرده گرفت و بي آنكه بشود از آنها بازخواست كرد. مسئوليت در جامعه اسلامي مسئوليت متقابل است. همه نسبت به يكديگر مسئولند: "كلكم راع و كلكم مسئول عن رعيته"

بنابراين آن عامي كه به آن عالم خرده مي گيرد و مي گويد اين كار شما خلاف به نظر مي رسد، اگر در پاسخ انتقادش شنيد كه "برو عالم را با جاهل بحثي نيست"، يك وظيفه بيشتر ندارد. به نظر من وظيفه اش اين است كه ديگر به ديده عالم به آن فرد ننگرد، چون او جاهلي است اصطلاح دان، نه عالمي ره شناس.

  آن فرد مادون كه از زبان مافوقش در برابر هر انتقادي مي شنود كه "من رييس تو هستم، پس انضباط اداري و تشكيلاتي يا حزبي كجا رفته؟" بايد به او با ديده مافوق ننگرد. اين طاغوتي است كه بر مسند كبريايي تكيه زده و شايسته اطاعت و فرمانبرداري نيست.

بهشتی برای این ملت، یک ملت بود...

 جامعه اسلامي جامعه هوشيارها و زبان دارها است. جامعه اسلامي جامعه مردم فضول است. نه از آن فضول هاي بيجا و نه زبان دار به اين معنا كه بره نيست. جامعه بره ها نيست. جامعه آدمهاست. آدمي كه انتقاد مي كند و در كار همه دقت مي كند. به خاطر پاسداري از محترم ترين چيزها: حق و عدل.

 حق و عدل از همه كس محترم تر است. پاسداري از آيين حق و آيين عدل، فضيلت و عدالت و حق پرستي و خداپرستي، نورانيت و روشني، مبارزه با ظلمت و حمايت از نور. ... در جامعه اسلامي آن بهشتي كه آزاري در آن نباشد و كسي را با كسي كاري نباشد وجود ندارد.

 جامعه اسلامي جامعه ايست كه همه با همديگر كار دارند. چون سرنوشتشان به هم بسته و پيوسته است و همه داراي سرنوشت مشتركند.

عرض كردم اين حديث را اول به گوش كساني بخوانيد كه انتظار دارند آنچه مي كنند كسي بر آنها خرده نگيرد. بعد به گوش مردم عوام يعني توده ها كه خيال مي كنند فقط براي اطاعت و باركشي و باربري و فرمانبري آفريده شده اند بخوانيد. انسانها فرمان مي برند اما از فرماندهي كه براي ديگران حق انتقاد نسبت به خود را محفوظ مي داند. فرمان مي برند ولي با حفظ حق انتقاد، با حفظ حق رسيدگي و پرسش.

 يك حديث ديگر هم مي خوانيم ... آي مردم! عبرت گيريد از اندرزي كه خدا به اوليائش مي دهد.

 اين اندرز چيست؟

نكوهشي كه خدا {در قرآن} از ملاها (علما)ي جامعه يهود مي كند. مي گويد چرا ملاها و دانشمندان و روحانيون جامعه يهود، آنها را از گفتار ناروايي كه داشتند و كارهاي ناپسندشان باز نداشتند؟

 در آيه ديگر مي فرمايد كافران بني اسراييل و ... همه ملعون شدند و محروم از رحمت خدا.

مي دانيد چرا خدا اين مطلب را بر آنها خرده گرفت؟

براي اينكه آنها از ستمگران تجاوزگر كارهاي ناپسند و منكر و تباهي مي ديدند اما جلوي آنها را نمي گرفتند.

 چرا؟

 براي اينكه نمي توانستند از هدايا و از پولها و از احترام هايي كه همين ظالمان به ملايان مي نهادند و مي دادند، صرف نظر كنند. و براي اينكه مي ترسيدند ...

فرموده "المومنون بعضهم اولياء بعض" مردم با ايمان هم سرنوشت هم هستند. سرنوشت انها به هم بسته.

لذا امر به معروف و نهي از منكر مي كنند. در اين آيه اولين چيزي كه خدا بعنوان اثر ولايت اجتماعي ذكر كرده عبارتست از امر به معروف و نهي از منكر، كه واجبي است بزرگ از جانب خدا.

چرا؟

چون خدا مي داند وقتي اين واجب عمل شد، همه واجبات ديگر از آسان و سخت، روبه راه مي شود.

چرا؟

چون دايره امر به معروف و نهي از منكر وسيع است:  دعوت به اسلام است، رد مظالم است، مخالفت با ظالم و تجاوزگر است، تقسيم كردن اموال عمومي در ميان مستحقان است، گرفتن صدقات و مالياتها از كساني است كه بايد بدهند، و پرداختنش در موارد و مصارفي است كه بايد به مصرف آنها برسد…..

منبع: كتاب بايدها و نبايدها

۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸

متن پیام امام خمینی به مناسبت شهادت آیت الله بهشتی

دیدگاه آیت الله جوادی آملی درباره آیت الله بهجت + فایل صوتی

بزرگداشت چهلمین روز ارتحال آیت الله بهجت در مسجد اعظم قم

 

|+| نوشته شده توسط zahra در شنبه ششم تیر 1388 ساعت 21:4 | سلام بر مهدی (عج)



چهل روز گذشت از عروج عارفانه ات ای بهجت قلوب.....

محال است که عبودیت باشد، ترک معصیت باشد، با این فرض، انسان بیچاره باشد و نداند چه بکند چه نکند، محال است.

 «ما خلقت الجن و الانس إلا لیعبدون»

برای اینکه عبودیت ترک معصیت است در اعتقاد و در عمل.....

 

|+| نوشته شده توسط zahra در چهارشنبه سوم تیر 1388 ساعت 16:43 | سلام بر مهدی (عج)