تبليغاتX
هر بودنی نشانه حضور نیست؛ بسا خیل حاضرانی که وجودشان انعکاسی از عدم است! ... به یاد آن غائبم که با حضوری غائبانه، خاطره اش صمیمانه به دل نشسته است به رنگ انتظار
به رنگ انتظار
از زمین دل برگیر که به کس دل ندهد؛با من ای دوست بیا ...


من از بیگانگان هرگز ننالم ...

شکست قفل 27ساله؟! 


 آقایان فراموش کرده اند که دبیر شورای عالی امنیت ملی  ایران هستند نه  عراق ....


 

 

امام خمینی(ره) :

ما چه صحبتی با شمابکنیم؟ صحبت با شما کی بکند؟ جواب این زنهایی که بچه هایشان را از دست دادند، پدرهایی که جوانهایشان را از دست دادند،آنهایی که در طول زمان از آمریکا ضربه خوردند، ممالکی که ضربه خوردند این قدر، ما جواب اینها را چه بدهیم؟ ما جواب این مملکتهای کثیری را که با امر آمریکا ، با توطئه آمریکا، آنها را به نابودی کشیدند وجداناً جواب آنها را چه بدهیم؟ ................خوب بفرمایید جناب لاریجانی ............... منتظر جوابتان هستیم؟! ....

 روز وصل دوستداران یاد باد ...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                             روزنامه نيويورك تايمز نوشت: ايران و آمريكا توافق كردند در خصوص احياي آرامش در عراق مذاكرات  مستقيم داشته باشند و پس از ماه‌ها رويارويي بر سر برنامه‌ي هسته‌يي تهران پيشنهاد مكالمه‌ي رو در رو را مطرح كردند.

 

  به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) اين روزنامه آمريكايي افزود: علي لاريجاني، دبير شوراي عالي امنيت ملي ايران در پارلمان اين كشور اعلام كرد كه تيمي مذاكراتي را به عراق مي‌فرستد تا با نمايندگان آمريكا در آنجا ديدار كنند و هم چنين در مصاحبه‌اي اعلام كرد كه پيش شرط‌هاي جدي وجود خواهند داشت.

نيويورك تايمز نوشت:اين توافق اولين علامت ملموس است، مبني بر اينكه ايران از رويكرد مواجهه‌جويانه‌اش با آمريكا و اروپا در خصوص برنامه هسته‌يي يك گام هرچند كوچك به عقب نهاده‌ است.  

 

   OS37054.JPG

 

اين گزارش افزود: با وجودي كه ايران تاسيسات هسته‌يي‌اش را بازگشايي كرد و همكاري داوطلبانه با اروپا در خصوص بازرسي‌ها را لغو كرد، با ارجاع به شوراي امنيت آن طور كه تهديد كرده بود غني سازي صنعتي را آغاز نكرد.

نيويورك تايمز نوشت: درگيري بر سر مساله‌ي هسته‌يي ايران بار ديگر مسايل را در هم تنيده است. به عنوان مثال ديپلمات‌ها در تهران مي‌گويند كه اروپا و روسيه هر دو تلاش كرده‌اند از اين مورد براي احياي نفوذ و پرستيژشان در امور بين‌الملل استفاده كنند، اما گفتگوي مستقيم ميان آمريكا و ايران بر سر عراق نشانگر اولين ارتباط علني ميان مساله‌ي هسته‌يي و وقايع فراتر از مرز ايران است.

اين روزنامه آمريكايي افزود: عراق آخرين زمين بازي در مبارزه ميان ايران و آمريكاست كه هم چنان نسبت به هم به شدت بي‌اعتمادند.

اين گزارش افزود: ديپلمات‌هاي اروپايي در تهران مي‌گويند به نظر نمي‌رسد فضايي براي فصل مشترك در خصوص مساله‌ي هسته‌يي در حال حاضر وجود داشته باشد. يك ديپلمات اروپايي گفت كه غرب هرگز غني سازي اورانيوم در خاك ايران براي تقويت علم و توسعه‌ي اقتصادي اين كشور را نمي‌پذيرد.

بر اساس اين گزارش، ديپلمات‌هاي اروپايي مي‌گويند كه مذاكرات مستقيم آمريكا و ايران، توافقي ديپلماتيك را براي حل مساله هسته‌يي ممكن مي‌سازد.

يك ديپلمات اروپايي گفت كه آنها تضمين امنيتي مي‌خواهند كه فقط آمريكا مي‌تواند ارايه كند.

 

 

   

  آقایان فراموش کرده اند که دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران هستند نه عراق ....

 

واقعاً دست مریزاد ..............

خوشبختانه درخواست کنندگان نه معصومند و اطاعت امرشان واجب و نه پیشنهادشان آیه قرآن است ............. خوب است خودتان می فرمایید: " درخواست " کرده اند، می توانستید رد کنید و راهکارهای معقول تری ارئه دهید نه اینکه با سر بروید ...........

 

گویا علت عدم رابطه و ایستادگی در برابر آمریکا - که بهای سنگینی در این 27 سال برای آن پرداخته ایم-  را فراموش کرده اید که به همین سادگی  به نشستن پای میز مذاکره با " شیطان بزرگ" تن داده اید ...............

 

شما بگویید؛ اینکه صرفاً به این دلیل که فلان شخصیت این درخواست را مطرح کرده آن را می پذیریم، یعنی چه؟ ............ معنایی جز این دارد که  در این سال ها منتظر بودید واسطه ای قابل قبول پیدا شود و در واقع دنبال بهانه بودید ......... یعنی 27 سال فقط شعار و ادعا ..........

 

 آخر هدف که وسیله را توجیه نمی کند ............کاش پشت پرده را هم می دید،  شما و همفکرانتان یا خیلی خوش بین هستید یا چشم خود را بر واقعیات بسته اید که اینگونه به توجیه پذیرش این مذاکره ننگین می پردازید ...........

 

جالب است؛ چرا عذر بدتر از گناه می آورید؟ ........... مذاکره برای ایجاد "آزادی واقعی" با کدام دولت؟ با دولتی که اصلاً نمی داند معنای آزادی چیست و صرفاً جهت توجیه تجاوزگری ها و دخالت های بی حد و حصرش در امور سایر کشورها این واژه را یدک می کشد....... اگر اینها اهل منطق و مذاکره بودند که نمی زدند همه چیز را خراب کنند و بعد هم بخواهند بنشینند با مذاکره ( آن هم از نوع آمریکایی اش) به حساب خودشان آزادی و امنیت برقرار کنند ......اینها اگر لالایی بلد بودند که تا به حال خوابشان برده بود؛ دولتی که مردم کشورش رنگ دموکراسی را هم ندیده اند، دم از برقراری دموکراسی در دیگر کشورها می زند!

 

چرا نمی خواهید بپذیرید که نفس مذاکره با آمریکا مطرح است و شکستن تابوی 27 ساله؛ نه اینکه واسطه چه کسی است، هدف چیست یا شرایط سختی گذاشته اید ( که آنها حتی حاضر به شنیدنش هم نیستند ) ..........

 

حتی اگر  مذاکره ای هم انجام نشود، همین که به چنین درخواستی به هر دلیلی پاسخ مثبت داده اید، برای به ویژه رسانه های غربی کافیست و سوژه ای است بسیار مناسب تا هرگونه سا نسور و برداشتی (خبرسازی) از این مسئله انجام دهند؛ کما اینکه همتای آمریکایی (استفان هدلی) 24 ساعت ازاظهارات شما نگذشته فرموده اند : " افزايش فشارهای بين المللی و ارسال پرونده هسته ای ايران به شورای امنيت سازمان ملل متحد تغييراتی را در رويکرد ديپلماتيک جمهوری اسلامی به همراه داشته است." دیگر  تفسیرش با خودتان .......

 

لطفاً واژه " ما " را هم یا از فرمایشاتتان حذف کنید یا هر وقت به کار می برید دقیقاً مشخص کنید در برگیرنده چه کسانی است ........ ما اگر حرفی داشته باشیم نیاز به سخنگو نداریم ....

 

 موقعیت زمانی هم که انتخاب کرده اید جای تبریک دارد ................. زیاد شلوغ نمی شود ....

 

اگر قدری تامل کنید و منطقی بیندیشید، متوجه خواهید شد که :

 

آمريكا از ايران، فقط «مذاكره» مي خواهد و نه «رابطه». به بيان ديگر، مقصود آمريكا از مذاكره با ايران، برخلاف آنچه در عرف مذاكرات در نظر گرفته مي شود، حل و فصل مشكلات فيمابين و رسيدن به يك رابطه منطقي و ديپلماتيك نيست، بلكه مقصود آمريكا از مذاكره، اعلام تسليم پذيري جمهوري اسلامي ايران و حذف اين «الگو» از فرهنگ سياسي، انقلابي و مبارزاتي جهان اسلام است.

                                                                           مقام معظم رهبری

 

باور ندارید این هم اعترافات خودشان :

 

   استفان هدلی: "هدف استراتژي ملي آمريكا تغيير دولت ايران نيست بلكه تغيير سياست آن است ..."

 

 

 در همین زمینه :

 

×      چه فرقي مي كند كه واسطه اين مذاكره آقاي حكيم باشد يا يكي از مقامات رسمي آمريكا!... چرا سر خودمان را كلاه مي گذاريم؟!

 

×          استقبال بي بي سي از نرمش ايران در مقابل آمریکا

 

×      "من فکر مي کنم لاريجاني خيلي باهوش است..."

 

|+| نوشته شده توسط zahra در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384 ساعت 5:45 | سلام بر مهدی (عج)



سالها می گذرد ...
 سالها می گذرد ...

             حادثه ها می آید ...

                           انتظار فرج از نیمه خرداد کشم

            آقا سلام

                 منتظرم دیر کرده ای؛ مرا کنار یخ زده ها آب کرده ای

 

این هم آخرین جمعه امسال و تو هنوز نیامده ای ...

یادم هست سال قبل دقیقاً در چنین شبی جمکران بودیم و آقا امسال هنوز منتظرم نه آمدی و نه مرا بردی .... می دانی چقدر سخت است .... خیلی دلتنگم اما همچنان منتظر و امیدوار به امید گوشه چشمی از تو ........

 

 نوبهار دلم می رسی پس کی؟

اي آشناي دل! ياسمن قلب شكسته ام! مرا تا ويراني  پيش بردي و شيشه صبوري ام را با سنگ فراقت شكستي. چرا به فكر نسترن هاي قلبم نيستي؟ چرا به تار و پودم آتش غم مي زني؟ چرا نهال آرزوهايم را كه با تو شكل مي گيرد و بزرگ مي شود، از ريشه در مي آوري؟

 

مولای من! مي دانم كه تو پيداي پنهاني  و آنچه مرا از وصالت باز مي دارد، چيزي نيست جز ظلمت گناهانم كه چشمانم را نابينا و گوشهايم را ناشنوا كرده؛  تا آنجا كه تو قريب ترين آشناي غريب را نبينم و صداي دلنشينت را نشنوم؛ اما اي مولا و تكيه گاه من! قبل از آنكه ستاره عمرم افول كند به ديدارم بيا و ساغر اميدم را از شراب عشقت پركن.

 

یابن الحسن روحی فداک

   متی تراناو نراک

 

|+| نوشته شده توسط zahra در پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384 ساعت 21:4 | سلام بر مهدی (عج)



تماس تلفنی وزیر خارجه با دبیر سازمان کنفرانس اسلامی
تماس تلفنی وزیر خارجه با دبیر سازمان کنفرانس اسلامی

منوچهر متکی وزیر خارجه کشورمان در تماس تلفنی با دبیر سازمان کنفرانس اسلامی درباره پیگیری اهانت به ساحت مقدس پیامبر اسلام (ص)، تحولات عراق، آخرین وضعیت پرونده هسته‌ای و همچنین تروریسم دولتی رژیم صهیونیستی و تهاجم اخیر آن رژیم به فلسطینیان مظلوم تبادل نظر کرد.

به گزارش خبرگزاری"مهر"، متکی ضمن اشاره به رایزنی ‌های خود برای برگزاری اجلاس آتی کشورهای همسایه عراق در تهران ، بررسی تحولات عراق توسط نشست کمیته اجرایی سازمان در سطح وزرای امور خارجه و حضور نمایندگان کشورهای همسایه عراق در این نشست را مثبت ارزیابی و اعلام کرد که در صورت امکان در این نشست شرکت خواهد کرد.

دبیر کل سازمان کنفرانس اسلامی هم با تاکید بر اهمیت نشست کمیته اجرایی آمادگی خود را برای ادامه تلاش‌ها به منظور دفاع از منافع امت اسلامی به اطلاع وزیر امور خارجه کشورمان رساند. 

منبع: خبرگزاری مهر

 

|+| نوشته شده توسط zahra در پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384 ساعت 8:20 | سلام بر مهدی (عج)



حتي سلاح هسته ای نيز حق مسلم ایران است

یک عضو دومای دولتی روسیه:

          حتي سلاح هسته ای نيز حق مسلم ایران است


ما می دانیم که 9/99% بدنه آژانس بین المللی هسته ای را کارگران فنی و همکاران سیا تشکیل می دهند. با این وجود ایران به آنها اجازه داد از مراکز هسته ای اش بازرسی کنند و همه اسناد خود را در اختیار آنها قرار داد .

آفتاب: شورای امنیت سازمان ملل تصمیم به ارجاع پرونسلاح هسته ای حق مسلم ایران استده ی هسته ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل گرفت. در واکنش به این تصمیم دولت ایران از امکان خروج از پیمان منع گسترش تسلیحات هسته ای خبر داد. واشنگتن ادعا می کند که ایران در آینده ی نزدیک قادر خواهد بود بمب هسته ای بسازد. بنا به گفته رابرت جوزف معاون وزیر امور خارجه امریکا، این کشور در برابر به اصطلاح تهدیدهای هسته ای ایران دست به تشدید تدابیر امنیتی از جمله دفاع موشکی و ضبط محموله ها (ی ایران) خواهد زد. این بحران تا کجا امکان دارد پیش برود؟ ایران چه چیزی به دست می آورد؟ موضع روسیه چیست؟ یوری ساوه لف هماهنگ کننده گروه دوستی ایران و روسیه در دومای دولتی روسیه که به تازگی از ایران باز گشته است، در گفت و گویی با پایگاه خبری utro به این پرسش ها و پرسش های دیگر پاسخ داده است که در پی می خوانید:

*********************

- آقای یوری پتروویچ، ظاهرا همه چیز به سوی اعمال تحریم علیه ایران پیش می رود. آیا به راستی ایران در حال ساخت سلاح هسته ای است یا این که تحقیقات هسته ای بهانه ای از سوی امریکا برای اعمال فشار بین المللی علیه ایران است؟
- امریکا که امروزه 60 % سوخت فسیلی تولید شده در کره زمین را می بلعد، نمی تواند مقدار سوخت مصرفی وارداتی خود را کاهش دهد. بزرگ ترین تامین کننده های این نوع سوخت عربستان سعودی با 34% ، عراق با 8 تا 10% و ایران با 12% ذخایر جهانی هستند. امریکا به همه کشورهای منطقه خاورمیانه از منظر منافع خود نگاه می کند. نفت و گاز بزرگ ترین منابع سوخت های فسیلی هستند و این دلیل اصلی علاقه امریکا به کشورهای صاحب این منابع در منطقه است. اگر مداخله نظامی در امور داخلی این کشورها برای تامین این منابع انرژی لازم تشخیص داده شود، امریکا بی درنگ به آن اقدام خواهد کرد؛ چرا که منافع ملی در راس همه منافع قرار دارد. کشورهای دیگر برای امریکا صرفا حکم نیروی کار و منابع انرژی به شمار می روند. امریکا مایل است که این کشورها سلاح های دفاعی در اختیار نداشته باشند تا در صورت لزوم بتواند از ضعف آنها استفاده کند.

امریکا نمی تواند اجازه دهد ایران برنامه هسته ای خود را گسترش دهد. برنامه

/99% بدنه آژانس بین المللی هسته ای را کارگران فنی و همکاران سیا تشکیل می دهند...

 

ای که می تواند به ساخت بمب هسته ای یا حتی بمب هیدروژنی بیانجامد. ایران ابزار به دست آوردن این بمب ها را هم که دارد. موشک های سوخت مایع و سوخت جامد که تا 1500 کیلومتر و بر طبق برخی منابع دیگر تا 2200 کیلومتر برد دارند. برای توقف برنامه هسته ای ایران حداکثر تلاش لازم است.

بدون تردید تهران با داشتن همسایه هایی که روابط خصمانه ای با ایران دارند، مایل است سلاح هسته ای در اختیار داشته باشد. در راس همه این کشورها اسراییلی است که هنوز پیمان منع گسترش را امضا نکرده است. پس از اسراییل، هند و پاکستان قرار دارند. درباره چین، بریتانیا، فرانسه و دیگر کشورها حرفی نمی زنم. به این ترتیب ایران بسیار مایل است برنامه ی هسته ای خود را برای مقاصد دفاعی گسترش دهد؛ چرا که هر لحظه امکان دارد به بهانه ای واهی از سوی هر کدام از این کشورها مورد تجاوز قرار گیرد.

- اما تهران تولید سلاح هسته ای را رد می کند
- از فناوری صلح آمیز هسته ای تا تحقیقات که می تواند منجر به ساخت سلاح هسته ای شود تنها یک گام باقی می ماند. به گمان من ایران می تواند از فناوری هسته ای صلح آمیز بهره مند شود. در حال حاضر اتحادیه اروپایی و آژانس بین المللی هسته ای مدرکی برای متهم کردن ایران به نقض پیمان منع گسترش ندارند. موردی وجود ندارد که ایران اجازه بازرسی از آن را به بازرسان آژانس نداده باشد. ایران می گوید که تمام قوانین بین الملل از جمله پروتکل الحاقی را رعایت می کند.از طرفی ما می دانیم که 9/99% بدنه آژانس بین المللی هسته ای را کارگران فنی و همکاران سیا تشکیل می دهند. با این وجود ایران به آنها اجازه داد از مراکز هسته ای اش بازرسی

دشوار بتوان ایران را به کاری مغایر قانون متهم کرد. ...

 

کنند و همه اسناد خود را در اختیار آنها قرار داد. دشوار بتوان ایران را به کاری مغایر قانون متهم کرد.

اکنون باید به فکر راهی برای خروج از این وضعیت بود. امریکا به هر وسیله ای تلاش دارد حضور نظامی خود را در خاورمیانه افزایش دهد و پس از عراق بی هیچ تردیدی میل دارد سراغ ایران برود.

- بسیاری از کارشناسان نظامی معتقدند که دیگر «نقاط داغ (حساس)» توجه امریکا را جلب نمی کنند. نظامیان امریکا در عراق به طور مرتب از بین می روند. طالبان در افغانستان فعال تر شده اند. آیا اصولا امریکا می تواند ایران را به چنین فهرستی اضافه کند؟

- شکی نیست که اگر اقدام نظامی اکنون شروع شود، امریکا بی محابا از سلاح هسته ای استفاده خواهد کرد. از این گذشته در دکترین نظامی امریکا هم کاربرد این سلاح ها پیش بینی شده است. بحث درباره ی تجهیزات تانک و توپخانه ای و بمب های هوایی هسته ای با قدرت تخریب کم است. من تردیدی ندارم که امریکا فقط با کاربرد این سلاح ها توان پیروزی بر ایران را دارد و الا امریکا راه دیگری برای غلبه بر ایران در اختیار ندارد.

من به خوبی از توانایی های نظامی و صنعتی بالقوه ایران اطلاع دارم. من همچنین تصادفا رژه نظامیان ایران را هم در تهران  از نزدیک دیدم. منظره جالبی بود. روحیه نظامی و فناوری نظامی. ایران اگر تجهیزات مدرن جهان را در اختیار ندارد، اما به تجهیزات کافی برای اداره کردن یک نبرد مسلح است. به همه اینها تعداد کافی از موشک های پدافند هوایی C-125 ما و تعداد کافی

شکی نیست که اگر اقدام نظامی اکنون شروع شود، امریکا بی محابا از سلاح هسته ای استفاده خواهد کرد...

 

از موشک های پدافند هوایی را که چین به ایران تحویل داده است را اضافه کنید. بنابراین هیچ تجاوزی به حریم هوایی ایران بدون مجازات باقی نخواهد ماند. ایران تانک، زیردریایی، ناوگان جنگی و مهم تر از همه روحیه ی بالای نظامی در نیروهای مسلح را در اختیار دارد. نظامیان ایران مرگ در راه میهن را افتخار بزرگی می شمارند که نمی توان آن را نادیده گرفت. در نظر داشته باشید اگر 50 نظامی ارشد عراق که توسط امریکا خریداری شدند، خیانت نمی کردند و با خانواده هایشان از فرودگاهی در نزدیکی بغداد به ترکیه و اروپا فرار نمی کردند، امریکا حتی در جنگ با عراق هم پیروز نمی شد. 

- دورنمای سیاست روسیه در برنامه ی هسته ای ایران چیست؟

- روسیه در این زمینه همانقدر صمیمانه عمل می کند که مار با اشتها پونه نوش جان می کند! هیات حاکمه کنونی روسیه که در حال حاضر به غرب گرایش پیدا کرده است، اگر نقش استثنایی ایران در سرزمین های مرزی روسیه نبود، حتی همین اقدامات را هم به هیچ وجه انجام نمی داد. فرض کنید ایران نه دوستانه یا خنثی بلکه روابطی خصمانه با روسیه داشت. همین کافی بود تا روسیه منطقه ی جنوب قفقاز را از دست بدهد. آذربایجان از دست می رفت؛ چچن از دست می رفت؛ رژیم ارمنستان عوض می شد. با این اوصاف ما همه ی ساحل خزر را از دست می دادیم. داغستان را از دست می دادیم. یعنی دیگر قفقازی در روسیه وجود نداشت. در آسیای میانه هم خیلی وقت بود که امریکا پایگاه نظامی برپا کرده بود. سیل قاچاق مواد مخدر هم که از همین مسیر جریان دارد. تنها دشمن آشتی ناپذیر قاچاقچیان در منطقه ایران است. تنها در 2 سال گذشته در جریان مبارزه با قاچاقچیان مواد مخدر 3500 تن از افسران ایران کشته شده اند. آیا می توانید ابعاد این مبارزه را تصور

اگر تجهیزات مدرن جهان را در اختیار ندارد، اما به تجهیزات کافی برای اداره کردن یک نبرد مسلح است...

 

کنید؟ اگر ایران روابط غیر دوستانه ای با روسیه داشت، تا حال دشمنان روسیه در مرزهای قزاقستان سنگر بندی کرده بودند.

اگر این مشکلات نبود ما مدت ها پیش با امریکا و اروپا بودیم و ماشین های «زیمنس» می فروختیم، در روسیه صنعت هسته ای به کلی از بین رفته بود و تمام تاسیسات ما برای انرژی هسته ای اروپا کار می کرد. ژورس آلفروف تاکید می کند که ما دیگر نمی توانیم بمب هسته ای بسازیم و او شوخی نمی کند.

ایران می خواست در آینده نزدیک 10 نیروگاه هسته ای تولید برق احداث کند. پروژه بسیار بزرگی که پول زیادی در آن خوابیده بود. یعنی حدود 30 میلیارد دلار که تا 15 سال آینده می توانست وارد روسیه شود. سفارش ایران برای تاکید بر توانایی بالقوه روسیه بسیار مهم است. اما مساله این است که روسیه در مسیر بن بستی قرار گرفته است. اگر ایران دشمن شود، در آن صورت روسیه دیگر جنوب قفقاز و آسیای میانه را نخواهد داشت. یعنی نیروهای دشمن در 120 کیلومتری چیلیابینسک خواهند بود. بنابر این ما نیازمندیم که با ایران همکاری کنیم.

- در تهران موضع روسیه را چگونه ارزیابی می کنند؟

- اولا حتی اعضای خوش بین مجلس ایران هم معتقدند که روسیه عمدا ساخت نیروگاه بوشهر را به پایان نمی رساند. هر چه نباشد تا حال موعد پایان ساختمان آن چند بار به تعویق افتاده است. من مطمئنم امسال هم به پایان نخواهد رسید. ثانیا آن ها معتقدند روسیه به غرب خواهد پیوست و در صف دشمنان ایران قرار خواهد گرفت که نمی خواهند ایران در زمینه ی غنی سازی اورانیوم به تحقیقاتش ادامه دهد. این امر خیلی بد است.

تنها راه ساخت تاسیسات مشترک در خاک روسیه برای غنی سازی اورانیوم است. ما سفیر، رییس مجلس و وزیران را متقاعد کردیم که این بهترین راه خروج برای ایران است.

مردم فکر می کنند که این احتمال وجود دارد. اما مطمئن اند که امریکا در این جنگ شکست خواهد خورد. مثل این است که آنها به بمب هسته ای تکیه داده اند...

 

این تنها راهی است که به نفع همه است. روسیه که نمی خواهد چیزی را که دارد از دست بدهد، اروپا که نمی خواهد وارد جنگ دیگری بشود. حتی از برخی جهات به نفع بوش هم هست که می تواند وجه ی خود را داشته باشد که تمام تلاشش را به عمل آورد تا تحقیقات هسته ای در ایران متوقف شود.

- روسیه به ایران موشک های پدافند هوایی تحویل می دهد. قرار دادهای جدید اعلام شده اند. آیا روسیه تحت فشار همکاری خود را با ایران در این زمینه متوقف خواهد کرد؟

- فروش این مجموعه ی موشک های پدافند هوایی به بهانه ی دفاع از نیروگاه هسته ای آینده در بوشهر در برابر حملات تروریستی یا تصادفات هوایی است. این مجموعه ی پدافند هوایی در محدوده ی سلاح هایی که در قلمرو خودی استفاده شوند قرار نمی گیرند. من احتمال تحویل دادن این مجموعه را منتفی نمی دانم. این توانایی دفاعی ایران را تقویت می کند. اگر ایران این کار را نکند، چین، کره ی شمالی یا حتی در شرایطی هند این کار را خواهد کرد.

- به نظر شما در تهران متوجه هستند که دیر یا زود ایران به خاطر خود رایی مجازات خواهد شد؟

- مردم فکر می کنند که این احتمال وجود دارد. اما مطمئن اند که امریکا در این جنگ شکست خواهد خورد. مثل این است که آنها به بمب هسته ای تکیه داده اند.

- کاربرد نیروی نظامی از سوی امریکا در آینده ی نزدیک تا چه حد امکان پذیر است؟

- در حال حاضر این احتمال کاملا غیر واقعی است. برای همین است که امریکا در جا سم به زمین می کشد. قدرتش را ندارد. مشکلات بزرگ اقتصادی دارد. بدهی خارجی امریکا تا 16 میلیارد دلار می رسد. دلار بسیار ناپایدار شده است... تنها اراده ی سیاسی رهبران امریکا چنین است. منظورم رییس جمهوری است که در مواقعی که ضروری تشخیص دهد می تواند بی محابا از سلاح هسته ای استفاده کند. این موضوع را همه به خاطر دارند. در زمان روسیه هم در دوره ی استالین، خروشچف و برژنف چنین وضعیتی حاکم بود. یعنی آنها این اختیار سیاسی را داشتند. به این جهت من مدافع گسترش سلاح های هسته ای به کشورهایی هستم که حکومت های شان می توانند از آن محافظت کنند. بی تردید ایران جزو این کشورهاست. در این کشور تروریسم و شرایط برای اعمال تروریستی وجود ندارد. سلاح هسته ای صرفا جنبه ی بازدارندگی در برابر تجاوز خارجی خواهد داشت. فکر می کنم اگر برخی کشورها سلاح هسته ای داشتند، دنیا آرام تر از این که هست می بود. من مدافع گسترش سلاح هسته ای به عنوان ضامن صلح هستم.

منبع: عدالتخانه

|+| نوشته شده توسط zahra در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384 ساعت 5:20 | سلام بر مهدی (عج)



"بمب گوگلی" دانشجویان جهان اسلام

"بمب گوگلی" دانشجویان جهان اسلام

جمعی از دانشجویان مسلمان دانشگاه های جهان با راه اندازی سایتی تحت عنوان "یا محمد" به سازماندهی اعتراضات گسترده به توهین رسانه های غربی به پیامبر اسلام در عرصه اینترنتی خصوصا در سایت جستجوگر گوگل اقدام کرده اند.
به گزارش خبرنگار سیاسی "مهر" این سایت  به 5 زبان فارسی، عربی، ایتالیایی، فرانسوی و اسپانیایی راه اندازی شده و آخرین اخبار و مطالبی درباره اسلام نیز از جمله سایر عناوین آن می باشد.

هر کابر اینترنتی از طریق وارد کردن ایمیل خود و عضویت در این سایت، به عنوان یکی از تایید کنندگان محکومیت اقدام روزنامه های غربی در توهین به پیامبر اسلام به ثبت می رسد.

همچنین این سایت با اشاره به این که در حال حاضر عباراتی چون mohammed و cartoon به پر تقاضا ترین عبارات مورد جستجو در اینترنت تبدیل شده اند، سعی دارد تا سایت اعتراض به این اهانت ها را جزو نخستین نتایج جستجوی این عبارتها قرار دهد و در همین راستا از کاربران اینترنتی که سایت یا وبلاگ دارند خواسته است که با قرار دادن کد سایت "یا محمد" در قالب های خود، به این سایت لینک دهند.

گفتنی است پس از توهین روزنامه دانمارکی و چندین روزنامه غربی به پیامبر اسلام، موجی از اعتراضات در کشورهای مختلف دنیا علیه این اقدام موهن به راه افتاد که این اعتراضات به عرصه شبکه جهانی اینترنت نیز کشیده شده است ومسلمانان سعی دارند در این عرصه نیز راه نفوذ و توطئه رسانه های اینترنتی غرب را سد کنند.

لینک این سایت : http://www.ya-mohammed.com/lang/persian

منبع: عدالتخانه

 

 

|+| نوشته شده توسط zahra در دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384 ساعت 6:10 | سلام بر مهدی (عج)



از غم بودن پریشان می شوم ......

چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد   

   چه نکوتر آنکه مرغی ز قفس پریده باشد


خدايا ، چقدر دوست داشتني و پرستيدني هستي !
 هيهات كه نفهميدم چقدر لذت بخش است
انسان آماده باشد براي ديدار رب اش ؛ اما چه كنم كه تهي دستم ؟
 خدايا تو قبولم كن ..
 دوست دارم وقتي شهيد ميشوم جسدم پيدا نشود تا يك وجب از خاك اين دنيا را اشغال نكنم .
خدايا مرا پاكيزه بپذير


درود بر روان پاك مومن صادق و انقلابي و فداكار و سردار شجاع كه عهد پايدار خود با خدا را به سر آورد و خون پاك خود را نثار كرد و به فيض بي بديل شهادت نايل آمد 

 

 سيد علی الحسينی الخامنه ای (روحی له الفدا)

 

منبع : مجنون ولایت 

|+| نوشته شده توسط zahra در یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384 ساعت 6:5 | سلام بر مهدی (عج)



زين همرهان سست عناصر دلم گرفت ...

 

 زين همرهان سست عناصر دلم گرفت ...

اما ...

آنان كه از ظن عشق يار همند، از هم نمي رمند

 

|+| نوشته شده توسط zahra در سه شنبه شانزدهم اسفند 1384 ساعت 9:44 | سلام بر مهدی (عج)



هر چه مي خواهد دل تنگت بگو ...

اينجا دوكوهه ... ميعادگاه عاشقان ...

و اينان توفيق يافتگان حضور در اين سرزمين در شب عاشوراي حسيني ...

و اين ناگفته ها از زبان سردار روزهاي بيدلي براي آنان كه مثل من نبودند و نديدند جنگ را ولي عاشقند مردان جنگ را و سالار مردان جنگ را هم او كه نداي " هل من ناصر ينصرني " اش، هنوز كه هنوزه لرزه بر اندام عالم  و آدم مي اندازد و رهايي بخش انسان است از منجلاب روزمرگي ...

دو کوهه را از یوم الست با یاران خمینی عهدی است که .... 

 

بسم الله الرحمن الرحیم 

السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک؛ السلام علی الحسین و علی اصحاب الحسین و علی اولادالحسین و علی ابناءالحسین  ... السلام علیک الشهدا؛ السلام علیک ایها الفدائیون

بسیار خداوند منان را شاکریم که در این شب عاشورا ما را از جاهایی که باورمان نمی شد، از راه دور ما را به این محفل خوب و باصفا کشاند و یک بار دیگر توفیق میثاق و دست بیعت با شهدا را برای ما فراهم کرد و از این بابت بیش از هر چیز به شما این توفیق را تبریک می گویم.

باز هم خداوند منان را شاکریم که با مصیبت های زیادی توانستید از این شهرها بکنید و به جایی بیایید که پرده ها را بر شما کنار می زنند و چیزهایی را نشان می دهند؛ حتما بلایی بر سرتان می آورند که حاضرید این همه سختی و مصیبت را برای آمدن به اینجا به جان بخرید.

بعضی ها برای اولین بارشان است و می گویند ببینیم اینها چه می گویند؛ هرسال می گویند می خواهیم برویم قتلگاه فکه، مگر چه اتفاقی افتاده؟ دوکوهه که یک سری ساختمان ترک خورده و یک بیابان است ... اینها چه می خواهند ؟

 

اگر از آن قدیمی ها بپرسید که چه اتفاقی افتاده، اگر به آنان اجازه بدهند و حالشان هم ردیف باشد و در این مدت خود را نباخته باشند، ورق هایی را کنار می زنند و می گویند که در اینجا چه اتفاقی افتاده است ولی اگر اینگونه نباشد، مبهوت نگاهت می کند و می گوید حسینیه حاج همت یک سوله و بقیه هم در و دیواری بیش نیست، مثل همه جا ...حاج سعید قاسمی

شماها سالی یکبار اینجا در تور شهدا می افتید؛ والا چه کسی در شهرها برای ما از این حرفها بزند که این شهدا چه کسانی بودند؛ در مدارس و دانشگاه ها که خبری نیست، مگر این که اینجا بیاییم و از آنها بخواهیم که پرده ها را برایمان کنار بزنند و به دلمان مهر بزنند تا به درستی دست بیعت به آنها بدهیم.

اصلا مطلب امشب من همین است، چون خیلی ها دست بیعت دادند اما ظرف این چند هفته که کار سنگین شد(هفته های آخر پیش از حماسه عاشورا)، بیعت خود را شکستند؛ در طول مسیر حتی خیلی جاها نعل به نعل با آقا (امام حسین) می آمدند اما شرمشان می شد که خیمه آنان در جوار خیمه آقا باشد، اما باز هم آقا پیغام می فرستاد و دعوت می کرد.

این اتفاقات تاریخی یک بار دیگر هم افتاد؛ اگر در جنگ همه مردم می آمدند و همه پای کار بودند، ما 40- 45 میلیون نفر بودیم و کل عراق بیست و خورده ای میلیون بود؛ پس اگر شما با دست خالی هم دشنه می کشیدید، باید تصرف می کردید؛ پس چه اتفاقی افتاد که آقا روح الله بزرگ، صاحب این انقلاب عظیم به حسب ظاهر نتوانست کار را در میدان تمام کند. آیا این سوال را تا کنون از خود پرسیده اید؟

بله! این سوال به صورت انحرافی بارها و بارها برای ما گفته شده که " امام بعد از فتح خرمشهر به جنگ اعتقاد نداشت و این سپاهی ها او را مجبور می کردند و در نهایت هم با 598 توانستید به جلو بروید و الا نتوانستید در میدان کار را تمام کنید" ! ... 

هنوز هم که هنوز است، توهم این تیپ سوال ها در ذهن ما وجود دارد و علی رغم این که بارها و بارها جواب اینگونه سوال ها داده شده اما مهم  نیست چون دیگر کسی به جواب کار ندارد؛ تخم فتنه در آن سوال کاشته شده ...

اگر پای کار می بودید و می بودند، این روزها دیگر اینگونه نبود که مهمان شما " جعفر گنزالس " از اسپانیا و "اسحاق باری" از بورکینافاسو باشند.(آن شب حسینیه حاج همت دو مهمان خارجی از اسپانیا و بورکینافاسو داشت)

امشب باید برای حال و روز خودمان گریه کنیم؛ امشب می شود مقداری پرده ها را کنار زد و چیزهایی گفت ... سید و اولاد پیغمبر مدام می گفت که جنگ در راس امور است؛ آقای وزیر راه ! امکاناتت را پای کار بیاور، آقای وزیر بهداشت ! دکترهای خود را پای خط بفرست، آقای لودر بلدوزر، آقای نفت، آقای فلان ... 

موقعی می گفتند تنها کسی که حرف امام را سرمشق خود قرار داده صدام است که این جمله امام را در بالای سر خود نصب کرده که "جنگ در راس امور است" ... این مساله به طنز مطرح می شد اما واقعیت همینگونه بود چرا که برای او واقعا جنگ در راس امور بود چون قسم یاد کرده بود.

از سوی دیگر همین سعودی ها که مخصوصا در این چند ساله برایشان "غش و ریسه" می رویم، 30 میلیارد دلار، یک پارتی کمک بلاعوض فهد ملعون به این خبیث(صدام) بود.

فهد برای صدام پیغام فرستاد که باید این پول را برگردانی؛ صدام برایش نامه نوشت که ای خبیث، آیا یادت رفته که اول جنگ برایم نامه نوشتی که مادامی که حکومت خمینی برپاست، من خواب ندارم ؟ ... "المال لنا و العیال لک" گازش را بگیر و برو داخل، پول از ما سرباز از تو ...

جنگ ایران با عراق دروغ بزرگی بیش نیست و اگر این کلمه مسخره را که اساس و پایه یک تفکر اشتباه است، بتوانیم پاک کنیم، خیلی کار کرده ایم ... وقتی این را در کله ما تثبیت می کنند، نسل های آتی حق دارند بگویند که این عراقی ها مگر چه کسانی هستند ؟ ما که رفتیم وضع زندگیشان را دیده ایم ... از مهران داخل بروید، مثل این فیلم های سینمایی، یک پرده ای را کنار می زنند و یکدفعه 300 سال به ماقبل تاریخ حاضر می روید با آن خانه های خشتی گلی و کوزه و ... انهایی که رفته اند می دانند چه می گویم ...

نسل های آینده از ما می پرسند چگونه این عراقی ها با این چند نسلی که از تاریخ معاصر عقب هستند و با این شکلی که آنها را نگه داشته اند، مخ آنها را زدند که با ما بجنگند ؟

آنها غالبا شیعه بودند. نشد سنگری از عراق بگیریم که این تابلو را نداشته باشد " ولئن شکرتم لازیدنکم"، عکس ائمه داشتند، اسیری نبود که در گردنش حرز جواد و اباعبدالله نداشته باشد ... حالا زمان جنگ بود و تبلیغات می کردند که هر سنگری می گرفتیم در آن مشروب بود و فلان، نه عزیزم ... آنها حتی نمی توانستند خودشان را جمع کنند، حالا تقی به توقی خورد و 12 لشکر را سازماندهی کردند و داخل کشورمان ریختند؟! نه عزیزم ..

این که امام می گفت "استکبار جهانی "، این یک کلمه است که در حال لوث شدن است اما از شرق ترین شرق این عالم تا غرب ترین غرب کشورهای این دنیا همه با هم یک بار در طول تاریخ بشریت برای مضمحل کردن یک جریان با هم وحدت پیدا کردند که آن هدف هم نفله کردن و نابود کردن انقلابی بود که آقا روح الله در اینجا برپا کرد ... او رفت تا انقلاب را به تمام کشورهای عربی سرایت دهد و عنقریب هم این اتفاق می افتاد؛ یکدفعه ریختند اینجا، بحرینیها، سعودی ها، پاکستانی، افغانی ها که آقا به ما هم آموزش بدهید ... موقعی مرکز این آموزش ها فلسطین بود اما یکدفعه مرکز آموزش نهضت ها جمهوری اسلامی شد و پشت سرش هم در بحرین و قطر و سعودی این اتفاق افتاد.

باید سروقتمان می آمدند چون حرفهای گنده تر از قد و قواره مان می زدیم ! شعارهای ما فرامنطقه ای و فراملی بود که البته قد وقواره آدم های ما هم عجیب و غریب بود.

یکی از این علمدارها، صاحب این خیمه(حسینیه حاج همت) یعنی احمد متوسلیان است که 23 سال است مفقودالاثر است؛ یکی از این علمدارها این است که با کاظم اخوان شیرمرد و از بچه های عملیات ستاد جنگهای نامنظم، تقی رستگار و سید موسوی در اسارت به سر می برند و حتی کسی نمی داند چا اتفاقی افتاده است ... در این سه چهار ساله به برکت یک سری بر و بچه ها شلوغ پلوغی هایی کردند ؛ در دوره خاتمی که کسی را مسئول این پرونده گذاشتند و مثلا برای پیگیری یک کارناوال راه انداختند لبنان که بیشتر از هر چیزی یک سفر چرخشی و گردشی بود تا این که بخواهند به دنبال آزادی اسرای ما باشند ... خسته نباشید این همه پیگیری کردید !

احمد شیرمردی بود که دیگر مادر لنگه او را نمی زاید...

پشت سر او علم به دست "همت" افتاد. کدام همت؟ همتی که از او فقط اسم اتوبانش را می شناسید که این روزها دیگر اتوبانش هم به کار ما نمی آید ... کیپ کیپ است؛ بسته است ... از راه های زمینی دیگر ما به جایی نمی رسیم ...

یک همت هم من می شناسم که وقتی به لبنان رفت در آن سفر دیگر سر از پا نمی شناخت و حتی بعد از این که احمد اسیر شد ، گفت بچه ها قبل از این که دستور عقب نشینی به ما بدهند باید یک ضربه شست به اسرائیلی ها بزنیم که تاریخ ثبت کند...

حاج سعید قاسمی - شب عاشورای 1427 حسینیه حاج همت دوکوهه

علی رغم این که پدر این "بشار اسد" گند زد و رفعت اسد، داداشش که از خائنان مزدور آن مجموعه است و در آن مقطع وزیر دفاع بود، حاضر نشد در آنجا به بچه شیعه ها کمک کند ... ما با سلاح محدودی رفته بودیم ولی همت حاضر بود که شیربچه های خود را با همین سلاح محدود به جنگ "اشقی الاشقیا" بفرستد ...

ما باید این تاریخ را در شب عاشورابرایتان بگوئیم چون دیگر شماها را پیدا نمی کنیم ؛ ما در رادیو و تلویزیون دهها بار راجع به همت و احمد صحبت کردیم اما بخش لبنان آن را حتما کات می کنند و می گویند این سندی آشکار است که نیروی نظامی در کشورهای دیگر برده اید ؛ ولی به هر حال این اتفاقات افتاده و تاریخ را نمی شود پاک کرد؛ ماها روزی برای شمشیر زدن و کشته شدن جمع شدیم.

همه آنهایی که احمد متوسلیان جمع کرد و با خود به لبنان برد 700 تا سپاهی بودند که آنها را در پادگان امام حسین جمع کرد و گفت آقا! در آن مصیبت و تیر و تیرکشی در اول انقلاب با من به بانه آمدید ؟ خسته نباشید؛ یکی دو سال با من مریوان بودید و این همه جبهه آزاد کردیم؟ دست شما در نکنه آقا؛ فتح المبین هم با من بودید ؟ خسته نباشید؛ بیت المقدس هم با من جنگیدید و 19 هزار اسیر گرفتیم و خرمشهر را آزاد کردیم و در کنج شلمچه جگر بچه های لشکر 27 پاره پاره شد و از سه طرف آتش بر رویشان بود و بقیه لشکرها فقط غنیمت جمع کردند در خرمشهر ؛ آنجا کربلا در کربلا بود.

خدا می داند اگر بچه های لشکر 27 فقط 20 دقیقه عقب می کشیدند، همه این اسرا از جاده شلمچه و تنومه - بصره همه فرار می کردند چون راهی نداشتند ؛ یا باید این جاده را باز می کردند و یا باید از اروند رود به ساحل ابوالخصیب می رفتند.

این ارض، مطهر به خون شیرمردها است و برای همین ما بر تربت اینجا دست می کشیم و نماز می خوانیم؛ روایت داریم که خود شهدا بر حال و هوای ما نظارت می کنند، قرار است وقتی برگشتیم انقلابی و بهتر شویم.

یک همت تو می شناسی و یک همت من میشناسم؛ هر چه کرد تا یک ضربه شست به اسرائیلی ها بزند این سوری ها خیانت کردند و الان هم باید تاوانش را پس بدهند ... روزی که این شیربچه ها آمدند و گفتند بیایید یک ضربه شست بزنیم؛ اسرائیلی ها اینی نیستند که شماها می گوئید... احمد خون جگر می خورد و می گفت خدایا آیا میشه این بچه ها را یک شب با اسرائیلی ها رودررو کنم تا نشان بدهم جنگ یعنی چه؟ آیا میشود توی یک شب 300 تا تانک از اینها بزنم؟

وقتی که یک نامه درخواست نوشت و به رفعت اسد داد، او یک نگاه کرد و گفت این چیه ؟ مترجم گفت : اینها هزار تا موشک آر پی جی میخواهند؛ گفت هزار تا ؟!

متوسلیان گفت مگه چیه هزار تا موشک آر پی جی ؛ این خوراک سه ساعت جنگ بچه های من با تانک است و باید به تو نشان دهم که جنگ یعنی چه؟ همه شماهایی که با روس ها آموزش های کذا و کذا دیدید، بچه های من وارد نبرد بشوند تا به شما بگویم که جنگ یعنی چه...

ما را سرکار گذاشتند و گفتند که اگر همه انبارهایمان را بگردیم سه هزار تا گلوله آرپی جی نمی توانیم پیدا کنیم و از این حرفا ...

در هر حال شناسایی ها کامل بود که شیربچه های خمینی در شناسایی ها رفتند و عکس حضرت امام را روی تانکها چسباندند و آنجا بود که اسرائیلی ها به هم ریختند و دیدند که مقوله اینها با "یاسر تلفات"(عرفات) و اینها خیلی فرق می کند؛ آن موقع هنوز حزب الله لبنان هم تشکیل نشده بود و اول قصه بود...

یک صحنه دید همت؛ به زور یک هواپیما مهمات آمد در سوریه نشست و چقدر این سوری ها ما را پشت در فرودگاه نگه داشتند و خوار و ذلیل کردند؛ همینطور که ایستاده بودیم ، یک هواپیمای سازمان ملل (UN) آمد و نشست ، یک سری ماشین سازمان مللی آمد و سوری ها در را باز کردند و یک سری چشم آبی با سگ و کیف سامسونت بالا رفتند.

حاجی که این را دید، وقتی حاج همت عصبی می شد رگهایش بیرون می زد ؛ می گفت این پدرسوخته های جاسوس را ببین که همه عنان این سوری ها و لبنانی ها دست اینهاست و آزادانه می روند و می آیند و ما که آمده ایم بجنگیم برای اینها، با ما اینجوری رفتار می کنند؛ اسرائیلی ها شاهراه بیروت دمشق را گرفته اند و بیروت تصرف شده و این شارون ملعون فاجعه صبرا و شتیلا را ایجاد کرد، اما حتی در این شرایط این خبیث ها و ترسوها و بزدل ها حاضر نبودند به ما کمک کنند...

این داستان گذشت، همت همیشه از این جریان یاد می کرد؛ رسید به والفجر مقدماتی، در آنجا شب عملیات یک شب عاشورایی بود، حاجی وقتی به هم می ریخت روی پنجه های پا می ایستاد و رگش بیرون می زد و می گفت "بچه ها راهی به جز جنگیدن برای ما نیست"... وقتی صحبت می کرد این بچه ها چنان انرژی می گرفتند که می خواستند کوه را از جا بکنند.

آنجا حاجی یک جمله گفت، گفت که " به خدا قسم اگر فردا از این 13 کیلومتر رمل و سه کیلومتر موانع عبور نکنید و خط دشمن را نگیرید، آنهایی که می خواهند به کنفرانس غیر متعهدها بروند دستشان خالی خواهد ماند، اما باید سیاسیون ما با دست پر، حرف بزنند."

من بعضی موقع ها برای این سیاسیون کپک صحبت می کردم و می گفتم ، بدبخت ها این میز و مقامی که دارید مرهون کسی است به نام همت که بچه هایش را ترغیب می کرد روی سیم های خاردار بغلتند و پیروزی کسب کنند و هنوز هم که هنوز است جنازه هایشان بعد از 10 سال در کانال ها باشد که تو بروی و بشوی سفیر ایران در لبنان و جگر نکنی عکس چمران را در اتاقت بزنی، عکس چمران، بدبخت، نه احمد متوسلیان که بگوئید مثلا این بلاتکلیف است...

حاجی می گفت : "بچه ها اگر نجنگید به خدا این سازمان مللی ها می آیند عنان ما را به دست می گیرند و من در سوریه ولبنان این وضعیت را دیده ام"... شب عملیات والفجر مقدماتی این حرفها را برای بچه ها می زد؛ من می گفتم این چی میگه...

زد و این صحنه ها تمام شد و من کی فهمیدم تو چی می گی؟ ... زمانی که 598 را امضا کردیم، آمدند. همان هواپیما سفیده و با همان آدمها آمدند... در هتل بنده و جمعی از دوستان مسئول استقبال و رتق و فتق امر سازمان مللی ها بودیم.

فرانسوی ها ، ایتالیایی ها و فلان و آمریکایی ها هم آمدند که اگر زدید و کشتید و هر چی بود، غرامت و اینها را بی خیال شوید چون شماها پافشاری می کردید!

ما از 18 ملیت اسیر داشتیم در این جنگ چون از 37 کشور پای کار جنگ با ما آمده بودند؛ سودان، مصر قطر، پاکستان، افغانستان، دوبی، بوسنیایی، صرب، روس، ترکیه، کویت درپیت، عربستان سعودی ... 18 ملیت که در تاریخ ثبت شده ... اصلا می دانی ؟ نمی دانی ...

همت ! من نمی فهمیدم تو چه می گویی ... می دانی کی فهمیدم؟ روزی که از اینها استقبال کردیم دیدم آمریکاییه هم داخل هیات اینهاست... همه مثل آدمی زاد لباس پلنگی پوشیده بودند، اما آمریکاییه چطوری لباس پوشیده بود ... یک لباس کابوی، شلوار چرمی گاوچرانی، پشت این کفش مهمیز بسته، کلاه وسترن، کمربند چرمی، انگار برای گاوچرانی آمده حرام زاده ... قد دو متر و بیست و سانت که از آسانسور داخل نمی آمد ... وقتی آمد وقتی با من مواجه شد، زد پشتم و گفت : " hello my frend "

تا این را به من گفت من یکدفعه دوباره سال 61 به یادم آمد ، باهمت ، دیدم همت جلویم ایستاده و می گوید "بچه ها بجنگید اگر نجنگید اینها دوباره عنان ما را در دست می گیرند " ( حاج سعید در این بخش از صحبت ها می گرید)

من این رو نگاه کردم گفتم : همت ! آمدند، آمدند برادر ...

من و تو نمی توانیم عمق اینها را بفهمیم ، او فهمید کسی که امضا کرد ننوشت این برای من "احلی من العسل است"، نوشت جام زهر را ...

حالا که تا آخر خط با من پای این کار نیستید من رفتم ، خداحافظ ... دروغ هم نبود چون وقتی که این جام را سر کشید 6 ماه بیشتر دوام نیاورد؛ اگر به سال کشیده بود می گفتند که او با کلمات بازی کرد ...

حاج سعید قاسمی عاشورای 1427 حسینیه حاج همت دوکوهه

اینها را اینجا می گویم که اینجا وقتی می گوئید آمده ایم با شهدا و سید علی دست بیعت بدهیم ... یک بار این بلا را سر امام آوردید شماها و گفتید تا آخر خط هستیم ... ولی باز هم از پشت به او خنجر زدید

او گفت : " بچه های من تنها راه پیروزی "اهدی الحسنیین" است، یا همه پیروز می شویم و یا همگی به شهادت می رسیم که آن نیز در نزد ما پیروزی است" 

راه سومی وجود ندارد ... به اون یارو نماینده گفتند با آمریکا چکار می کنی، گفت ما که نمی توانیم با آمریکا بجنگیم، ما یک تاکتیک دیگری داریم، از روی آمریکا پرش می کنیم !

آنهایی که چنین تفکری در ذهنشان ایجاد شده بود، الان میفهمم که چرا آنجا امام دید که اینها تا آخر قصه پای کار نیستند ... چون تا آخر قصه کسانی باید بیایند که امضا کرده باشند که برای شهادت آماده ایم ...

کسانی که روزی اینجا (دوکوهه) بودند، فقط به زبان نمی گفتند ... توی کانال 5 شبانه روز جنگیده و وصیت نامه نوشته ، اسیر پیشش هست، زخمی ها هم پیشش هستند و آب نیز آنجا هست، اما عین آن چیزی را که مکتب اهل بیت به او گفته پیاده کرده ؛ یعنی آب را تقسیم کرده در کانال، به مجروح و اسیر به یک اندازه آب داده ...

تا قبل از جنگ سعی می کردند ما را "خر" کنند و می گفتند، این چیزی که شماها می گوئید مال زمان امیرالمونین و حسین بن علی است و آنها هم نوری از آسمان بودند و دیگر تکرار نمی شود و شما هم ادای آنها را در نیاورید ...

اما تاریخ یک بار دیگر تکرار شد ... کسی آمد به نام آقا روح الله که با دست خالی در مقابل همه تاکتیک ها و تکنیک ها زد و گرفت ...

ساواک می دانی یعنی چه ؟ نمی دانی ... در جنگ، شوروی، انگلیس، آمریکا ، تمام سلاح ها و اند جنگولک بازی های دنیا جمع شده بود علیه ما .. می دانی یعنی چه؟ 

اما انقلاب را برای ما خفیف جلوه می دهند، این آتشفشانی که دنیا را به زلزله چند ریشتری واداشت ... شاگردانش چه کسانی بودند؟ احمد بود، همت بود که اگر تا آخر معرکه بودند این داستان را تا آخر جلو می بردند و جاهایی امروز شمشیر می زدند که دیگر دغدغه این را نداشته باشی که سپاه بیاید برای ما آموزش دفاع کوی و برزن بگذارد (!) خاک بر سر ما ... آموزش کوی و برزن یعنی این که خیلی ببخشید، شلوارت را نگهدار ... یعنی عین فضاحتی که امیرالمومنین(ع) درباره آن گفت "بدبخت ملتی که بخواهد در کوچه پسکوچه های خودش بجنگد"، مثل این عراقی ها که ایستادند تا تانک و توپ در بین الحرمین و وادی السلام بایستد و آرپی جی بزند ؛ این ملت بدبخت است دیگر ... افتخار ما این است که بر و بچه های ما نگذاشتند که آنان بیایند در شهر تا ما با آنان بجنگیم؛ در جاهایی جنگیدند که می گفتند اینها دیوانه بودند ... فکه کجاست؟ چنانه کجاست ؟ شرهانی، شیلات ، بیات، قلاویزان، کنج کوچ و فلان کجاست که اینها غریبانه کشته شدند ...

1200 کیلومتر خط تماس است که تو یک شلمچه و طلائیه و فکه را می دانی، آن هم به برکت شهدایی مثل سید مرتضی آوینی و محمودوند و اینهایی که ...

من تمام پشتم خونی است از تمام خیانت هایی که شده ... باید بگویم که جماعت تو رو خدا بس کنید، اگر که پای کار نیستید شعار ندهید و این آقا را هم سر کار نگذارید ؛ چون سابقه دارد در همین سالها که این کار را کردند ...

 آن نماینده های خبیث، نامه نوشتند به سید و اولاد پیغمبر و گفتند : آقا با آمریکا سرشاخ نشو ... دیدی که امام هم نتوانست و آخر هم جام زهر را سر کشید که موجب امتنان ملت شد... شما هم این مملکت را به بن بست نکشان تا بخواهی زهرنامه امضا کنی ... پس کرکره را بکش پایین ...

این نامه را بیش از 120نفر امضا کردند ... حواست بود ؟ بله انشاءالله حواست جمع بود چون انتقام را گرفتی و سری بعد نگذاشتی این ملعون ها جلو بیایند ... حتی در بین کاندیداهای ریاست جمهوری هم بود و می گفت پنجاه تومان به شما می دهیم و اون یکی گفت راه آمریکا را باز می کنیم  و فلان ... مردم گفتند هری بروید دنبال زندگیتان ... تنها راه نجات تفکر امام خمینی است و بس ... به همین خاطر است که امروز دومرتبه مسخره مان می کنند در شهر که اینها دارند نظام را به بن بست می کشانند و می خواهند دوباره جنگ براه بیاندازند ...

نه ، به خدا ما غلط بکنیم ، تفکر خمینی خیلی وقت است که رفته، احمدی نژاد که هیچی، پدر احمدی نژاد هم نمی تواند آن را زنده کند ... ما پای کار تفکر خمینی نیستیم ...

تفکر او این بود که " هیهات اگر خمینی یکه و تنها هم بماند ، به راه خود که راه مبارزه با کفر و ظلم و شرک و بت پرستی است ادامه خواهد داد و به یاری بسیجیان جهان اسلام، این پابرهنه های مغضوب دیکتاتورها خواب راحت را از دیدگان سرسپردگانی که به ظلم و ستم خویش اصرار می نمایند سلب خواهد کرد " " راستی اگر بسیج جهانی مستضعفین تشکیل شده بود - بسیج جهانی مستضعفین نه این قطره چکانی هایی که شما درست کرده اید و واکسن می زنید ..- چه کسی جرات این همه جسارت با فرزندان معنوی رسول الله را داشت "

عشقش این بود که اینها سازماندهی شوند ... نه امروز که دیگر ام القرایی وجود ندارد ورهبری برای جهان اسلام وجود ندارد ... ما می گوئیم که حضرت آقا را قبول داریم ولی در دنیا که می بینید هر کسی می ریزد و سفارتی را آتش می زند ... خون ها به جوش آمده ولی کسی نیست که این قطرات پراکنده را - به تعبیر امام- متراکم کند و یک جا ضربه به آنان بزند ... گیر اکنون در جهان اسلام این است ...

این را می خواست آن سید به شما بفهماند که ما قدرت داریم و می توانیم بزنیم پس بیایید، می شود ، اما باورمان نشد، گفتند خسته شده ایم و بگذار کمی استراحت کنیم اما همان خرده خرده این شده که امروزه داخل شهر اینهمه سنگین شده ایم ... ماشین و سویچ یک طرف، خونه و فلان یک طرف، زن، بچه، مدرک، دانشگاه، درجه ، همه اینها به تو چسبیده و سنگین شده ای و تا اسم جهاد و جنگ می آید می گویی نکند طوری شود ...

بچه های ما که انقلابی ترین بچه ها بودند امروزه وقتی اسم جهاد و جنگ می آید جا می زنند ... ای خدا! من از روزی که می خواستم ازدواج کنم گفتم ما پاسداریم و پاسدار یعنی این که جانش کف دستش است ... البته آن موقع ها اینطوری بود و ما اینگونه بیعت کرده بودیم ...

خواهشا اگر نیستید شعار ندهید و این سید اولاد پیغمبر را تا ته خط نبرید و بعد .... کما این که این سوال را پیوسته از خود کردی که چرا وقتی امریکایی ها و انگلیسی ها به کربلا و نجف ریختند چرا آقا دستور نداد .... برای چه آقا بخواهد چنین دستوری بدهد ؟

آقا به تو نگاه می کند که اگر خودجوش پای کار بودی و فرمانده سپاه و جماعتش پای کار بودند و دل رهبر را گرم می کرد که آقا اجازه بده به میدان برویم ... نه این که بنشینند و بگویند آقا هر وقت صلاح دیدند به ما دستور می دهند و ما در خدمتیم (!)

نه برادر ! رهبران و پیامبران هیچ وقت چیزی فوق استطاعت شما نخواستند و هیچ وقت تو را به خودکشی ترغیب نکردند ... دیدند که اگر پای کارید، می گفتند و اگر نه به موعظه به شما کفایت می کردند ...

حاج سعید قاسمی

این روزها و این شبهای عاشورایی یک بار دیگر باید به هم بریزی ... آنهایی که اینجا نشسته بودند (حسینیه حاج همت دوکوهه) وقتی حاج همت برایشان صحبت می کرد، توی اتاق ها می نشستند و با خودشان کل کل می کردند .... یک وصیت نامه های ... ببخشید ... ببخشید ... یک وصیت نامه های مسخره ای می نوشتند ... اورکت من متعلق به بیت المال است آن را اگر سالم بود برگردانید، چهار کتاب دارم که متعلق به کتابخانه مسجد است، 150 تومان به بقالی سر کوچه بدهکارم، این خودکار ...

خیلی مسخره است سعید قاسمی، نه ؟ ... بله برای امروز که در این منجلاب در حال غرق شدن هستی، بدبخت این حرفها حاسبوا قبل ان تحاسبوا بود... شبها می نشستند اینجا و درس می گرفتند و اینجا نقطه اوج پرواز بود که ما امروز از دوکوهه لذت می بریم ...

از این چیزها که در این شهرهای مسخره این حرفها چیست که ما می زنیم ... وقت مگر می شود که ببینم از صبح تا شب چه غلطی کردم ... اینها چیزهایی است که باید با خودمان به شهرها ببریم ... بگوئیم رفتیم آنجا و راجع به آدم هایی برایمان صحبت می کردند که در دوره ما زندگی می کردند و با همان حالات شهید شدند ... یعنی این که راه علما را که درس بخوانی و خارج و مکاسب و اینها را میانبر زدند ... یک شبه ره صد ساله را میتوان طی طریق کرد، اما به شرطها و شروطها... اینجوری نیست که یکدفعه شور حسینی به سرت بزند و پیشانی بند ببندی و آهنگران هم برایت بخواند و به خطر بروی و شهید بشوی ... نه عزیزم کار دارد ...

آن موقع ها که در زمان جنگ خیلی ساده تر بود ولی الان خیلی کار دارد ... من و امثال من که کارمان با کرام الکاتبین است ... شما جوان تر ها یک خورده قاطی کرده اید ... نگاه می کنید می بینید این که ضرغامیه که پای درس علما بود،  میگوید این اصحاب برره به خاطر این دلقک بازی هایشان به بهشت می روند ... خوب بچه من نگاه می کند و می گوید این که حزب اللهی است و اگر این حرفش هم درست باشد که اینها با این مسخره بازی هایشان به بهشت می روند .... احمد کاظمی و یزدانی و اینها هم به خاطر 25 سال خدمت شبانه روزی زیر آتش و در مصیبت ها به بهشت می روند .... بچه نگاه می کند می بیند و می گوید من مگر دیوانه ام که راه بابا یا راه احمد کاظمی را بخواهم بروم و زیر آتش بروم ؟ ... اگر رفتن به بهشت اینقدر راحت است، می روم دانشگاه و هنر دلقک بازی یاد می گیرم ...

مگر شماها این روزها این چیزها را در سر بچه های ما نمی کنید ؟ مگر این روزها اینگونه ما را در زمین نگاه نداشته اید که از شهر تهران دیگر بوی مسلمانی نمی آید ... حتی در جاده قم هم ای "مازیار بیژینی" دیشب که می آمدیم دیدی که "ساعت رادو"، "بنز الگانس" و فلان .... کار از این تبلیغات هم گذشته و حتی در فرودگاه، خود "الگانس" را آورده اند و گذاشته اند تا وقت پرواز، هفت دور هم دور این "الگانس" طواف کنی وبفهمی که تو جزو کارمندان بدبختی هستی که تا صد سال دیگر هم نمی توانی این را بخری ولی دور این طواف کن و بفهم که اگر می خواهی به این برسی باید میانبر بزنی و کارای زیر میزی بکنی تا خودت را به این "الگانس "برسانی ... این به تو و این بچه ها دارد تلقین می کند پس در این چنین شرایطی مگر مسخره بازی است که من بخواهم برایشان از شهادت حرف بزنم؟

پسرم، دخترم همه اینها را بریز دور ... احمد متوسلیان با آنهایی که جنگیده بود وقتی میخواست لبنان برود می گوید یک بار دیگر وصیت نامه بنویسد ... هر که دارد هوس کرببلا بسم الله

باور کنید دوستان اگر این حاجیپورها، چراغی ها، دستواره ها، قجه ای ها، کاورها، رستگارها، بهمنی ها و آنان بودند چکار می کردند ...

چقدر قشنگ گفت کاظم کاظمی ... خدایا اگر دستبند تجمل نمی بست دست کمانگیر ما را ..... کسی تا قیامت نمی کرد پیدا .... از آن گوشه کهکشان تیر ما را ... ولی خسته بودیم و یاران همدل ... به نانی گرفتند شمشیر ما را ...

اللهم یا حمید بحق محمد ... خدایا در این شب عاشورا ... شب که برکات اینچنین برما نازل می شود ... لجن ها وکثافت های خود را اورده ایم تا به گور بریزیم و استغاثه کنیم به دامن شهدا تا در این شب عاشورا نظری به ما کنند ... به خدا ما گیر کردیم ... شما ها حتی دیگر حتی در خواب هم به ما سر نمی زنید، این قدر که از شما دور افتاده ایم ... ما را ببخشید که مرام و اخلاق و منشمان عوض شده ... حتی اگر شده با استخوانها و پیراهن هایی که نوشته بودید می روم تا انتقام سیلی زهرا بگیرم به ما سر بزنید .... با پیشانی بندهای سبز و سرختان به این بدبخت های در منجلاب فرو رفته سری بزنید ... شما برای ما فاتحه بخوانید ... شما نیاز به فاتحه بخوانید ... اللهم ایاک نعبد و ایاک نستعین ...

راستي ناديدني ها ديدني است ...

صلي الله عليك يا ابا عبدالله و علي الارواح التي حلت بفنائك

|+| نوشته شده توسط zahra در جمعه دوازدهم اسفند 1384 ساعت 10:52 | سلام بر مهدی (عج)



جا مانده از كاروان

الا اي همسفر

        كمي آهسته تر

                    مرا با خود ببر  ...

|+| نوشته شده توسط zahra در جمعه دوازدهم اسفند 1384 ساعت 10:36 | سلام بر مهدی (عج)



دلها ......

دلها اگر از موعظه آدم مي شد

شايد تلفات معصيت كم مي شد

از اين همه كشته هاي درگيري نفس

اي كاش گزارشي فراهم مي شد

 

|+| نوشته شده توسط zahra در جمعه دوازدهم اسفند 1384 ساعت 10:26 | سلام بر مهدی (عج)



بارها گفته ام و بار دگر مي گويم ...
 

ظريف باشيد

                 تا

                    ظرايف را ببينيد ... 

 

|+| نوشته شده توسط zahra در جمعه دوازدهم اسفند 1384 ساعت 10:13 | سلام بر مهدی (عج)