تبليغاتX
هر بودنی نشانه حضور نیست؛ بسا خیل حاضرانی که وجودشان انعکاسی از عدم است! ... به یاد آن غائبم که با حضوری غائبانه، خاطره اش صمیمانه به دل نشسته است به رنگ انتظار
به رنگ انتظار
از زمین دل برگیر که به کس دل ندهد؛با من ای دوست بیا ...


اصحاب عافیت!

 

  اصحاب عافیت ...

 

       

اصحاب عافیت آنانکه روز و شب بی دردو داد و غم، در سایه جهان خوش آرمیده اند، از اصل خویشتن آری رمیده اند. اینان به گوش ما صدها هزار بار با ژست مصلحت همواره خوانده اند باید خموش بود زیرا زبان سرخ سرهای سبز رابر باد می دهد. اینان به گوش ما با حنجر صلاح همواره خوانده اند باید نفس کشید حتی به قیمت سودای آبرو.

 

                               

اصحاب عافیت بر این عقیده اند باید در این جهان از آب حادثه تنها گلیم خود بیرون کشید و رفت . باید در این جهان بر باد و باد و باد کرد اقتدا و هیچ در مسلکی نبود غیر از مرام باد. باید به لاک خویش سر را  فرو  نمود. باید ز بی خودی شعر وغزل سرود .باید به غیر حخود اندیشه ای نکرد. باید گذر نکرد از فتنه خیز درد...

 

 اصحاب عافیت این خادمان جهل بیگانه از خودند. بی اصل و بیخودند . در جستجوی نان در کوچه های تن جان کنده اند و هیچ از این معامله سودی نبرده اند جز فربهی تن. اینان که جانشان پر از بطالت است، سرمست بودن اند گرم غنودن اند، خنیاگر سکوت مزدور غالبند. بی غیر تان دهر...

 

                          

 اینان ز درد عشق بویی نبرده اند. از شط معرفت جامی نخورده اند. این حافظان هیچ در ذهن کورشان هرگز نمی جهد برقی ز معرفت. هرگز نمی رود دنباله هدف...

اینان نه آدمند، مستخدم دمند، تصویر مبهمی از شبه آدمند.

 

             

اینان چو عنکبوت بر گرد جان خود تاری تنیده اند از  جهل و ترس و حرص. تاری به قطر مرگ...

                            

اصحاب عافیت هیچند و هیچ و هیچ .... این مومیاییان اجساد حیرتند. فرزند عادتند. همواره چون فسیل بر سینه زمان تاریخ عبرتند...

 

 

|+| نوشته شده توسط zahra در دوشنبه سی ام مرداد 1385 ساعت 6:36 | سلام بر مهدی (عج)



به یاد ...
 

 

سکوتی می کنم سنگین تر از فریاد

                     

       به یاد آرزوهــایی که می میرند ...

 

 

  امشب گرفته گریه ها دست دلم را / دریا کمک کن تا بیابم ساحلم را ...

 

باز هوای دلـــــــم بارانـیسـت ....

 

امروز به روی دوش تقدیر

  تشییع جنازه دلم را دیدم ... 

 

ببار ای آسمان با من ...

 

قاصد روزان ابری، داروگ؛

                          کــــــــــــی می رسد باران...؟

 

 

|+| نوشته شده توسط zahra در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385 ساعت 10:28 | سلام بر مهدی (عج)



3 سه روز، 3 جنایتکار، 3 شکست!

درود خدا بر مجاهدان راه حق ...

درود خدا بر کسانی که به وعده حق خداوند ایمان داشتند و ایستادگی کردند...

درود خدا بر آنان که حق و عدالت را مقدم بر جان خویش می دانند و جان بر کف در برابر کفر و ظلم ایستادگی و مجاهدت می کنند...

درود بر حزب الله در سراسر این کره خاکی  ...

 


         
               ۳ روز، ۳ جنایتکار، ۳ شکست!
 

"ما ۳ روزه تهران را فتح می کنیم و رژیم اسلامی ایران را سرنگون خواهیم کرد. "

صدام حسین رئیس حزب بعث عراق - شهریور ۱۳۵۹

       

"ما سه روزه تهران را فتح می کنیم و در میدان آزادی جشن پیروزی و سرنگونی حکومت آخوندی را برپا خواهیم کرد. "

مسعود رجوی سرکرده منافقین - تیرماه۱۳۶۷

 

"ما سه روزه لبنان را فتح خواهیم کرد و ریشه حزب الله را در منطقه خواهیم خشکاند. "

ایهود اولمرت نخست وزیر رژیم صهیونیستی – تیر ماه ۱۳۸۵

                   ان حزب الله هم الغالبون

۲۶سال پیش، درحالی که انقلاب اسلامی ایران آغازین سال های پس از پیروزی، بحران، پاکسازی و کودتاها و توطئه های مزدوران آمریکا را پشت سر می گذاشت و می رفت تا روی پای خودش بایستد، ناگهان رئیس جمهور عراق همسایه نابکار غربی، که با مشاهده شکست رژیم شاهنشاهی باوجود ارتش عظیم آن در برابر مردم، اوضاع داخلی ایران را برای حمله و اشغال آن مساعد می دید، در آخرین روزهای داغ شهریور 1359، متکبرانه و مغرورانه، فریب وعده های آمریکا و قدرت های استکباری شرق و غرب را خورد و با رویای فتح سه روزه تهران، پس از تهاجم وحشیانه هوایی و بمباران خانه و کاشانه مردم، تانک هایش را راهی خاک ایران کرد تا به خیال خود، سه روز دیگر در تهران جشن پیروزی فتح ایران و سرنگونی جمهوری اسلامی را با حضور سردمداران و جنایتکاران شرق و غرب برپا کند. غافل از آن که این سه روز ۸ سال به طول خواهد انجامید و ارتش شکست خورده بعثی که تلفات، ضایعات و کشته های بسیاری بر ملت عراق تحمیل کرد، بدون آن که حتی یک وجب از خاک ایران را در مشت داشته باشد، به پشت مرزهای بین المللی بازخواهد گشت و خیمه عزای شکست خویش را برپا خواهد کرد.

و اولین مهر ننگ و شکست وعده فتح ۳ روزه، بر پیشانی صدام نشست.

 ۱۸ سال پیش، در گرمای آخرین روزهای تیر ماه سال ۱۳۶۷، درحالی که جنگ ایران و عراق بحرانی ترین شرایط زمانی را پیش رو داشت و جمهوری اسلامی ایران، بالاجبار قطعنامه ۵۹۸ سازمان ملل را برای پایان دادن به جنگ ۸ ساله پذیرفت، نیروهای ارتش به اصطلاح آزادی بخش ملی ایران که یگان نظامی منافقین (سازمان مجاهدین خلق) بود، تصمیم گرفت تا با اجازه صدام، عملیاتی را که سال ها روی آن کار کرده و برنامه ریزی کرده بود، به مرحله عمل برساند تا هم کمکی باشد برای صدام و حزب بعث، و هم اظهار وجودی از خود.

«مسعود رجوی» رهبر خودفروخته و سرباز بدون اونیفورم صدام، در جمع نیروهای جوان و بی تجربه خود که از سراسر کشورهای غربی مدافعشان گرد آورده بود، برای آنها که تا چند روز قبل فقط به رانندگی تاکسی، رقاصی، گارسونی و واکس زدن و لیسیدن کفش غربی ها مشغول بودند، از عملیات سرنوشت ساز و نهایی برای نجات ایران! سخن راند.

مسعود رجوی، سرمست و مغرور از وعده های کشورهای غربی بخصوص آمریکا و کمک های تسلیحاتی صدام، از فتح ۳ روزه تهران سخن گفت و هنگامی که یکی از فرماندهانش از او درباره ادامه عملیات سوال کرد، رجوی با خنده ای مستانه گفت: ادامه عملیات را روز سوم در میدان آزادی تهران ابلاغ می کنیم.

آخرین روزهای تیرماه بود که ارتش کاملا مجهز منافقین، با حمایت نیروی هوایی ارتش بعث عراق، از مرز غربی ایران وارد شد و با پشت سر گذاشتن شهرهای پل ذهاب، کرند و اسلام آباد غرب، نرسیده به کرمانشاه، در برابر مقاومت مردم روستاها و شهرها، مجبور به شکست و گریز شدند و کشته های خود را نیز برجای گذاشتند.

و وعده ۳ روزه دوم نیز این گونه شکست خورد و مدعیانش مفتضح گشتند.

 ۲۴ سال است که رژیم اشغالگر قدس، با دشمنی سرسخت و لجوج که به هیچ وجه حاضر نیست وجبی از خاکش را ولو به بالاترین قیمت! به او واگذار کند، همسایه گشته است.

همسایگی ای که هر صبح و شام، هراس، ترس و ذلت را برای متجاوزین صهیونیست به همراه دارد.

۲۴ سال است که «حزب الله لبنان» متشکل از جوانان شیعه، شده است آینه دق ارتش مجهز و رتبه اول خاورمیانه.

۲۴ سال است که بمباران شبانه خانه و کاشانه مردم، ترور رهبران مذهبی و انقلابی، ربودن شخصیت های مبارز و ... حتی نتوانسته است قدمی هر چند کوچک، همسایه شمالی فلسطین را به عقب براند.

اگرچه صهیونیست ها ۶۰ سال پیش توانستند با توطئه مشترک همه جنایتکاران غربی، سرزمین مقدس فلسطین را به اشغال خود درآورند، ولی همسایه شمالی آن، همواره به عنوان مامن آوارگان و مهاجرین فلسطینی، مزاحمی سرسخت برای اجرای نقشه های کشورگشایی و طرح های متجاوزانه «از نیل تا فرات» آنان محسوب می شود.

 

      

رژیم صهیونیستی که ۶سال پیش طعم زهرآگین شکست از حزب الله و مقاومت اسلامی، ذائقه رهبرانش را تلخ ساخته، همواره محور مذاکرات امنیتی خود با آمریکا، سران خائن و خودفروخته کشورهای عربی چون «حسنی مبارک» مصری، آل سعود، شیوخ خلیج فارس و شاه بی غیرت انگلیسی تبار اردن را محو حزب الله به عنوان یک نیروی مزاحم شیعی که برای امنیت کل منطقه مزاحمت ایجاد می کند، قرار داده بود.

سرانجام همه خائنین و جنایتکاران به اتفاق نظر رسیدند تا این مزاحم لجباز را که حاضر نبود خانه و کاشانه اش را بکند سرزمین موعود صهیون، از سر راه بردارند و کارتل های نفتی و سرمایه داران غرب را برای همیشه آسوده خاطر سازند.

«آرییل شارون» قصاب جنایتکار که در اردوگاه های فلسطینی صبرا و شتیلا در بیروت در سال ۱۳۶۲،هزاران زن و فرزند را به خون کشاند، این روزها در مرگ مغزی بسر می برد و هیکل فاسدش را در بستر مرگ پیچانده است.

«ایهود اولمرت» نخست وزیر خشک مغز رژیم صهیونیستی، با فشار و نهیب های «کاندولیزا رایس» که این روزها شده است ملکه جنگ و سردمدار کفر جهانی، وعده ۳ روزه ریشه کنی حزب الله را به ملت ساده لوح و شهرک نشینان صهیونیست که دستشان تا آرنج به خون کودکان فلسطینی آغشته است، داد.

«مطمئن باشید که حداکثر در عرض ۳ روز ریشه این گروه کوچک تروریستی شیعه کنده خواهد شد و خاورمیانه جدید متولد خواهد شد!»

از ۳ روز که گذشت، کاندولیزا رایس وزیر خارجه آمریکا که مدعی بود: «منطقه درحال زاییدن خاورمیانه جدید است! » به دیدار سران رژیم صهیونیستی رفت تا ببیند که زایمان آقایان چگونه بوده است و این کودک خیالی، اگر تا ۳روز متولد نشد، پس چه زمانی متولد خواهد شد تا صهیونیست های جهان جشن تولدش را در کاخ سفید و کاخ های سبز و عظیم سران خائن عرب برپا دارند!

این ۳ روز ادعایی از ۳۰ روز هم گذشت و چیزی نمانده که کودک حرام نطفه مورد انتظار رایس و بوش، پدر و مادر نمک به حرام خود سران رژیم صهیونیستی و سردمداران خائن کشورهای عربی را هم با خود به کشتن بدهد!

سرانجام۳روز سوم آن گونه که مدعیان آن خیال می کردند، بیش از آن چه ذهن مریضشان تصور می کرد، طول کشید و یک بار دیگر ننگ و ذلت شکست در برابر مومنین و مسلمانان واقعی، چون داغی بر پیشانی جنایتکاران قرن ۲۱ نشست.

و نتیجه این که:

همه جنایتکاران مثل هم فکر می کنند، مثل هم ادعا می کنند و مثل هم شکست می خورند.

 

                 " ان تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم "

 

                         خجسته باد این فتح عظیم

 

منبع: خاطرات جبهه

 

 

|+| نوشته شده توسط zahra در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385 ساعت 6:8 | سلام بر مهدی (عج)



خاطرات «روبرت مارون حاتم» درباره اسارت و سرنوشت چهار ديپلمات ايراني در لبنان
محافظ شخصی "ایلی حبیقه" از اسارت۴دیپلمات ایرانی می گوید ...  
                            روبرت مارون حاتم مشهور به کوبرا/ قصاب فالانژیست ها

   بخش پنجم کتاب « از اسرائيل تا دمشق»      

                                 خاطرات «روبرت مارون حاتم»

                   (محافظ شخصی «ايلی حبيقه» از فرماندهان سابق فالانژها )

 

                            

 زمان محاصره‌ بيروت غربي بود كه «بشير جميل» تصميم گرفت روزنه‌اي براي كساني كه قصد داشتند به طرابلس در شمال لبنان يا دره بقاع فرار كنند، باز كند،‌ و اين زماني بود كه ديپلمات‌هاي ايراني به همراه 230 مسلمان شيعه لبناني دزديده و قتل عام شدند.

 

15 سال قبل بود كه اين جرم انجام شد. دو قمار باز نابكار به نام‌هاي «‌ايلي حبيقه» و «سمير جعجع» متوسل به راه‌هاي غير مستقيم شدند و اسرائيل را به دليل توقيف كردنشان و تلاش آنها براي جابجا كردن خلبان اسرائيل به نام «رون آراد» كه بر طبق گزارش‌ها در زندان ايراني به سر مي‌بْرد، متهم كردند.

 

                                       روبیر حاتم در کنار ایلی حبیقه از فرماندهان سابق فالانژها

    

با وجود پيشروي‌ها و تلاش براي گريز، چهار ايراني كشته شدند و در زير درختان اوكاليپتوس در كنار ساختمان مشاوره جنگ سران امنيتي دفن شدند.

 

داخل آن ماشين ديپلماتيك كه بعداً متوجه شديم چه كساني بودند كه كشته شدند،‌ اين افراد بودند: كاردار سفارت ايران:‌ محسن موسوي، دو ديپلمات به نام‌هاي احمد متوسليان و كاظم اخوان و راننده آنها به نام تقي رستگار.

 

هنگام ظهر بود كه اسكورت شروع به گذشتن از اولين نقطه‌ بازرسي بين دو بخش از پايتخت كرد. يك ساعت بعد آنها به نقطه‌ بازرسي «برباره»‌ رسيدند كه منطقه‌اي مرزي بين بخش مسيحي و شمال بود و اين منطقه توسط فرماندة‌ نيروهاي شمال لبنان، سمير جعجع و مردان آهنين و پيرو اصولش نگهداري و فرماندهي مي‌شد. ماشين اسكورت متوقف شده و هويت چهار فرد بررسي و آنها دستگير شدند. بعد از يك حمله‌ سريع به نيروهاي امنيت داخلي دستور داده شد كه محل را ترك كنند.

چند ساعت بعد از اين كه ايراني‌ها را حبس كردند،‌ «جوني عبده» با بشير جميل از فرماندهي نيروها در «يارز» تماس گرفت و به او اطلاع داد كه ايراني‌ها به مقصد نرسيده اند. رابط آنها در طرابلس نگران بود. از زماني كه در منطقه‌ برباره متوقف شده بودند، هيچ‌كس از محل نگهداري و يا محدوده آن،‌ خبر نداشت. هر چه كه عبدو به مشاوران مربوط مي‌گفت، جوابي مبهم بود كه در اين گونه موارد،‌ چيزی عادي به شمار مي‌رفت.

H.K بيشترين قدرت را روي هر عمليات كوچك و بزرگ كه در مناطق شرقي انجام مي‌شد، داشت. او نمايندة بشير بود كه آن روزها درگير مسائل سياسي بود. آن زمان H.K فرماندة قسمت امنيتي و جاسوسي بود كه مهم‌ترين بخش نيروهاي لبناني محسوب مي‌شد. H.K از اين موقعيت خود استفاده كرد و چهار ايراني را دستگير كرد. يك بار در زنداني كه ايراني‌ها حبس بودند، جعجع با H.K  كه در مقر فرماندهي كرانتينا بود، تماس گرفت و پرسيد كه با زندانيان چه کار کند؟ پاسخ كوتاه بود: «كارشان را تمام كنيد.»

 

كاپيتان راجي عبدو، رابط بين سمير و H.K بود. او همچنين مسئول امنيت و جاسوسي شمال بود و افسر نيروهاي لبناني بود كه چهار ايراني را نگه‌داشته، بازجويي كرده و شخصاً اسكورت كرده بود. او طبق دستور سمير جعجع آنها را به مقر فرماندهي كرانتينا منتقل كرد. در آنجا كاپيتان عبدو چهار ايراني را دست بسته تحويل H.K داد و درحالي كه مشغول خوردن قهوه بودند، راجع به مسائل داخلي و توسعة آنها بحث كردند. وقتي مأموريت كاپيتان عبدو با موفقيت انجام شد،‌ من به طرف ماشين او رفتم و او دوباره به پست خودش در محل حاجز برباره بازگشت.  

  

در سال 1986، «جورج صباغ» كه معروف به «ابوتوني» و بعدها معروف به «ايمن» بود، در شهر «زحله» قدرت را در دست گرفت. ابوتوني فردي بسيار خشن در قبال زندانيان و محكم و بي‌رحم بود.

او مسئولي بسيار وحشتناك بود. او از زندانيان بازجويي مي‌كرد و براي اين كار از تكنيك‌هاي پيچيده شكنجه استفاده مي‌كرد. «جورج يونس» با نام مستعار «ابوناء» آذوقه ‌رسان و سور وساتچي بود كه در اوقات بيكاري خودش در جلسات شكنجه شركت مي‌كرد. زندان مقر امنيتي كه تقريباً‌ 200 متر از مقر امنيت فاصله داشت، جايي بود كه مسلمانان شيعه و زندانيان ايراني را نگه مي‌داشتند و در همان‌جا بود كه زير بار شكنجه جان باختند.

 

در طول تجاوز اسرائيلي‌ها در سال 1982، حدود 200 شيعه در خندق‌هايي كه در نزديكي مقر امنيت حفر شده بود، دفن شدند. آنها در پاي درخت هاي اوكاليپتوس دفن شده بودند و روي آنها را با سنگ آهك پوشانده بودند كه سريع تر تجزيه شده و بوي تهوع‌آور آنها از بين برود.   

 

بعد از اين حادثه «استيو ناقور» كه يكي از دوستان نزديك من و مسئول لجستيك مربوط به ساختمان‌سازي بود، پيش من آمد و به صورت محرمانه به من گفت كه «پل عريس» مرا مجبور كرده كه خندق‌ها را پاكسازي كنم، چرا كه ايراني‌ها را در آنجا دفن كرده‌اند و اين مي‌تواند باعث دردسر بزرگي شود. بقاياي اجساد بايد پيدا شوند و دوباره در محل معروف به «منطقه جمجه‌ها» در جادة منتهي به «مزرعه كفر زبين» و در منطقة «مقاور» نزديك «اشكوت» دفن شوند.

دو نفر ديگر كه هويت آنها كشف نشده- چون آنها هنوز در بيروت تحت شرايط تأسف‌آور زندگي مي‌كنند - به همراه ناقور، اين مأموريت شيطان را انجام دادند.

 

من متأسفم كه اين جزئيات كثيف را عنوان مي‌كنم، ولي بايد عدالتي را براي نظامي‌ها برقرار كنم كه، تأكيد مي‌كنم كه تحت دستور و فرمان رؤساي خود بودند و هرگز دليلش را نپرسيدند و هرگز توقع پاداش و توجه خاصي را نداشتند. امروزه آنها در ترس و فقر و شرايط سركوب ‌كننده و قصاص شونده‌اي زندگي مي‌كنند كه در لبنان در جريان است. 

 

امروز در اين تنهايي خودم در تبعيد،‌ شكار شده بوسيلة خاطراتم، نه نگران هستم و نه وحشت زده كه شخصاً در ترور مسلمانان زنداني شيعه شركت كردم. من فرمان‌ها را مانند يك سرباز اجرا كردم. اشخاصي را هنگام محاصره‌ اسرائيل دزديدم بدون اين كه عصباني باشم و با حقوقي كه در اختيار داشتم،‌ براي اين كه انتقام قربانيان بي‌گناهي را بگيرم كه با خونسردي كشته شدند،‌ مطابق با خطي كه رهبران ما براي ما  تعيين مي كردند.

                

|+| نوشته شده توسط zahra در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385 ساعت 6:32 | سلام بر مهدی (عج)



همكار "كاظم اخوان" در غربت از او مي‌گويد
همكار "كاظم اخوان" در غربت از او مي‌گويد ...

"محمود اسكويي" عكاس و تصويربردار ايراني مقيم پايتخت انگليس گوشه‌اي از خاطرات آشنايي خود درباره "كاظم اخوان" عكاس خبري ربوده شده ايرنا در بيروت را بازگو كرد.

وي سه‌شنبه شب به مناسبت ‪ ۱۷‬مرداد "روز خبرنگار" به ايرنا در لندن گفت:اخوان جرات عجيبي داشت. در عمليات فتح خرمشهر، باپوشيدن لباس نظاميان عراقي، وارد خطوط آنها شده و از آنها عكس گرفته‌بود.

كاظم اخوان، عكاس و خبرنگار خبرگزاري‌جمهوري اسلامي (ايرنا) به‌همراه سه ديپلمات ايراني در تيرماه ‪ ۱۳۶۱‬شمسي هنگامي كه جنوب لبنان توسط رژيم صهيونيستي اشغال شده بود، توسط عوامل اين رژيم ربوده شدند و تاكنون خبر دقيقي از سرنوشت آنان در دست نيست.

اسكويي كه هنگام دفاع مقدس براي يك شبكه تلويزيوني غربي كار مي‌كرد، افزود: چون اخوان هميشه در خط اول بود، مي‌دانم كه آرشيو عكسهاي جنگي محشري داشت.

به گفته وي،" اخوان با صفا بود. از همه چيز عكس مي‌گرفت. نمي‌دانم آرشيو عكسهايش حفظ شده يا نه، ولي كارش محشر بود".

وي ادامه داد: هميشه مي‌پرسيد تا ياد بگيرد. بچه مسلمان و بسيار مذهبي بود اما هيچوقت رفتار متعصبانه نداشت و آزادمنش بود.

تصويربردار كهنه‌كار مقيم پايتخت انگليس كه هنگام بازگويي خاطراتش از عكاس ايرنا بشدت متاثر شده بود، ادامه داد: چون ما براي رسانه‌هاي خارجي كار مي‌كرديم، اجازه حضور در خط اول جبهه را نداشتيم. يك روز پس از آنكه اخوان از خط برگشت واقعه‌اي را برايم تعريف كرد.

""اخوان گفت: در فتح خرمشهر يك تيربارچي عراقي را اسير كرديم كه از بس شليك كرده بود، انگشتش زخم شده بود. هنگام اسارت برخاست و گفت: "يا علي" و بچه‌ها به احترام امام علي (ع) او را در جدي‌ترين مرحله عمليات اسير كرده و به پشت خط انتقال دادند.""
اسكويي در ادامه سخنانش، اخوان را شيفته شخصيت شهيد دكتر "مصطفي چمران" معرفي كرد و گفت: گاهي اوقات فكر مي‌كنم شايد او هم يك چريك بود، چون لحظه‌اي براي اعزام به‌خط اول و گرفتن عكس از صحنه‌هاي جنگ درنگ نمي‌كرد.

وي بازگويي خاطرات دو سال آشنايي‌اش با اخوان در منطقه جنگي را متوقف مي‌كند و با اندكي مكث ياد شبي مي‌افتد كه اخوان براي عكاسي از درگيريهاي لبنان از وي در هتلي در سوريه خداحافظي مي‌كند.

اسكويي مي‌افزايد: "قرار بود با هم براي عكسبرداري و تصويربرداري از صحنه‌هاي جنگي عازم بعلبك شويم، اما تلكسي به دستم رسيد كه از من خواسته بود، سه روز ديگر در دمشق بمانم."
به گفته اين فيلمبردار ايراني، عكاس ايرنا سه روز قبل از آنكه به لبنان بيايد هنگام گرفتن عكس از عمليات پاكسازي خانه‌هاي تيمي گروهكها در ايران به اشتباه دستگير شده و سپس آزاد شده بود.

اسكويي سپس گفت: "اگر ربوده نشده بود، مطمئنم كه اكنون از اساتيد عكس به‌ويژه از صحنه‌هاي درگيري بود."


اسكويي در حاليكه بغض گلويش را مي‌فشرد، گفت: اميدوارم زنده باشد.

هزار ليره لبناني كه الان يكصد پوند انگليس ارزش دارد، به او بدهكارم.

آخرين جمله اسكويي نيز در وصف عكاس خبري ايرنا اين چنين بود: خيلي با صفا بود، دلم براي شوخي‌هايش و شجاعتش تنگ شده است.

لندن، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۵/۰۵/۱۸‬

 

 

|+| نوشته شده توسط zahra در شنبه بیست و یکم مرداد 1385 ساعت 5:52 | سلام بر مهدی (عج)



خبرنگاری که هیچگاه باز نگشت...؟!

با آغاز جنگ تحمیلی آرام وقرار نداشت لذا سریع خود را از مشهد به اهواز رسانید و به ستاد جنگهای نامنظم پیوست و با حضور در این گروه که نقش بسیار ارزنده ای در دفاع از میهن اسلا می  داشت در کنار شهید چمران در بیش از ۷۰ عملیات و نبرد خطر ناک با دوربين عكاسي و فيلمبرداري در گرماگرم نبرد حضور مي يابد. او در  بیشتر ماء موریتهای جنگی در کنار دکتر چمران بود و ارتباط بسیار صمیمی با او داشت و شدیدا" مورد توجه اش قرار گرفت .

 

در نبرد همیشه پیشتاز بود علاوه بر اسلحه وسائل دوربین عکاسی و فیلم برداری را نیز با خود حمل می کرد ،در هریک از خطوط ، هنگامی که ارتباط قطع میشد او بود که بدلیل شهامت و ورزیدگی به سرعت ارتباط را برقرار میکرد در سخت ترین شرایط جنگی حتی در شرایطی که انتظار شکست میرفت او بود که با قاطعیت و اطمینان دیگران را دلداری می داد ، آرامش و متانت او در کارها اطمینان خاطر ایجاد میکرد ،در هر فضائی قرار میگرفت شادی را بر آن فضا حاکم میکرد ،حتی در اولین برخورد فکر میکردی که گوئی سالهاست او را میشناسی و می توانی به او تکیه کنی و مشتاق دیدار دوباره او بودی.

 

او يك رزمنده بسيجي هنرمند است كه هنر عكاسي در وي با جنگ متولد مي شود و با تشويق و تحسين شهيد چمران و عشق وا يمان به ثبت لحظات ناب ايثار رشد مي كند و تبلور مي يابد و تبديل به يكي از پديده هاي عكاسي جنگ مي شود.

 

 

           یا رب ان آهوی مشکین به ختن باز رسان

دفاع مقدس مجموعه اي از تفكر، انديشه، عمل، استعدادها و مسؤوليت هاست كه هركس بنا بر اين نقش بعدي از آن را پذيرا شده است و برخي در اين پهنه گسترده مسؤوليتي مضاعف دارند. يك عكس و ثبت آن در اذهان گوياتر از صدها كلام و چندين مجلد است اخوان آنچنان در عمق زواياي حركتي جنگ حضور داشت، كه براي ثبت حادثه اي كه كمتر يك لحظه و شايد تنها براي يك بار در طول تاريخ اتفاق مي افتد. از هنرش بهره جسته است بديهي است حضور در عرصه هاي نبرد نياز به جسارت و تيزهوشي مهارت و علاقه دارد. وي در طول يكسال و نيم زندگي مداوم در جبهه ها موفق شد صحنه هايي بديع و استثنايي را به تصوير بكشد تا به بيننده اي در سالهاي بعد ارائه دهد تا نسل آينده ببينند و بدانند آنچه را كه سالها پيش اتفاق افتاده واين رسالتي است بزرگ كه يك خبرنگار بايد بدان همت گمارد.

 

او مسؤوليت خود را خوب مي شناسد، ثبت تصوير ايثارها و فداكاريهاي شيران عرصه پيكار در برابر دشمن زبون، زنده نگه داشتن حماسه هاست و مي تواند به زندگي ملت در آينده طراوت ببخشد در عين حال كه در صف حسينيان حضور دارد وظيفه زينب گونه خود را به نحو احسن انجام مي دهدبايد خون سرخ رزمندگان را براي هميشه در تاريخ ثبت كند تا نشانه اي باشد از ايمان آنان كه اسماعيل وار گردن به حكم الله نهاده و زخم تيغ را به جان خريده و سرخي خون اوست كه بايد روحها را به آتش بكشد و يادگاري ابدي در تاريخ باشد. آري جنگي را كه كاظم عكاسي كرد با همه جنگها متفاوت بود. براستي چقدر در حفظ ارزشهاي دفاع مقدس تلاش كرده ايم و موفق بوده ايم؟


با نگاهي به عكسهاي اخوان مي توان دريافت، سري پرشور او را در تهيه عكسها ياري كرده با ايمان و علاقه به مهارت و تخصص رسيده و با جاودانه نمودن وقايع خاص جنگ مضامين، حماسه، جوشش خون رزمندگان، ايثارها، مرگ و اسارت دشمن، ويراني، آوارگي، بحرانها و… در آثارش متجلي شده اند. عكسها بيانگر عشقي سرشار است. نگاه او تنها نگاه يك عكاس نيست و به عنوان يك رزمنده ازمنظري متعالي مشاهده گر وقايع بود و همين نگاه به عكسهاي او خيره كنندگي خاصي بخشيده است. خاطره هاي جانبازي و ايثارگريها و شهامتهاي خود وي نيز همواره زبانزد همرزمانش بود، دوستانش او را رزمنده عكاس مي ناميدند.


يكي ازويژگيهاي عكاسي جنگ در مقايسه با فيلم مستند و سينمايي جنگي ثابت بودن آن است كه برخلاف فيلم در حركت نيست به همين دليل واقعيتها و لحظات مختلف نبرد را بهتر به ما منتقل مي كند. در نمايشگاه بزرگ عكس به مناسبت سومين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي، كه درموزه هنرهاي معاصر برگزار مي شود و در آن ۷۵ عكاس حرفه اي و آماتور شركت داشتند، بنا به آراي بازديدكنندگان به خاطر صميميت و ويژگيهاي خاص و تأثيرگذار در ثبت صحنه هاي بديع و استثنايي، اخوان مقام اول را كسب مي كند.

 

همچنين تعدادي از كارهايش در ويژه نامه منتشر شده توسط ستاد تبليغات جنگ در ۲۲ بهمن ۱۳۶۱ كه حاصل كار عكاسان حرفه اي جنگ بود چاپ مي گردد و در اين ميان يكي از عكسهاي استثنايي گرفته شده توسط او به عنوان طرح روي جلد آن انتخاب مي شود، اما اينكه چرا در طول بيست سال گذشته حداقل بنياد حفظ آثار و ارزشهاي دفاع مقدس از كارهاي ارزنده اين خبرنگار در بند استفاده نكرده است بازيافت اين پاسخ علاقه مندان آثار و ارزشهاي دوران دفاع مقدس را مكدر مي كند.

 

۱۶ خرداد ۱۳۶۱ رژيم صهيونستي دست به حمله گسترده هوايي و زميني و دريايي به لبنان مي زند و بيروت به محاصره در مي آيد. كاظم تاب نمي آورد، زيرا حضور مداوم در جبهه از يك سو و تحت تعليمات فكري شهيد چمران قرار گرفتن از سوي ديگر، از او عارفي سلحشور ساخته بود كه از خطرات راه نهراسد. از اين رو همراه هيئت ديپلماتيك، به جنوب لبنان مي رود تا از نگاه دوربين روايتگر تجاوزي ديگر به حريم اسلام و انسانيت باشد. اما اين سفر را بازگشتي نبود چرا كه او نيز يكي از چهار ديپلماتي بود كه در حين عزيمت به بيروت با اتومبيل سفارت، توسط فالانژها ربوده شدند.

 

 

     در همین زمینه:

 

|+| نوشته شده توسط zahra در دوشنبه شانزدهم مرداد 1385 ساعت 6:15 | سلام بر مهدی (عج)



24 سال گذشت ...؟!

 

 

روایت هجران

 

 

به مناسبت بیست و چهارمین سالگرد ربوده شدن ۴ دیپلمات ایرانی بدست عوامل رژیم صهیونیستی در لبنان، کانون جوانان حریم رضوی اقدام به برگزاری طرح "روایت هجران" در قالب دو بخش نمایشگاه عکس از آثار کاظم اخوان و همایش با هدف بررسی تأثیر رسانه ها در تسریع روند پیگیری پرونده۴ دیپلمات، نمود.

 

                        Image hosting by TinyPic

بخش نمایشگاه عکس(1، 2 ،3 ،4 ،5 ...) از تاریخ ۱۴ لغایت۲۲تیرما در محل فرهنگسرای بهشت دایر بود که مورد استقبال زائران و مجاوران مشهدالرضا(ع) واقع شد.

 

                     Image hosting by TinyPic

همایش روایت هجران نیز در تاریخ ۲۱ تیرماه با حضور آقایان پاریاب، مهندس رامین و جوادیان وتنی چند از مسئولین ادارات و سازمان ها، مدیران مسئول مطبوعات و خانواده های محترم رستگارمقدم و اخوان، در محل تالار ابن سینا برگزار شد.

       


 محمد علي رامين:


ديپلمات معرفي كردن احمد متوسليان ظلم به اوست
تنها راه حل آزادي گروگانها از دست رژيم غاصب اسرائيل گروگان گيري متقابل است

دبير کل جمعیت حمایت از اقلیت های مسلمان در غرب اظهار داشت: بزرگترين كمكي که ما مي توانيم به احمد متوسليان کنيم اين است كه وي را در جايگاه خودش قرار دهيم و خودمان را در جايگاه خود.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران( ايسنا) منطقه خراسان، دکتر محمد علي رامين که در همايش روايت هجران در مشهد سخن مي گفت، چهار ديپلمات ايراني ربوده شده توسط رژيم صهيونيستي را مبارزاني جان بر کف دانست و درباره احمد متوسليان يكي از اين چهار ايراني اظهار داشت: احمد متوسليان کسي بود که پس از فتح خرمشهر خواب و آسايش را بر خود حرام دانسته و زماني که ديد خواهران و برادران مسلمانش در فلسطين و لبنان زير چکمه هاي رژيم غاصب هيهونيسم شکنجه مي شوند بلافاصله به فلسطين و لبنان رفت براي نجات آنها نه براي تفريح و مذاکرده با اسرائيل چون وي اصلا اين رژيم را قبول نداشت.

     محمدعلی رامین/دبیرکل جمعیت حمایت از اقلیت های مسلمان در غرب

وي افزود: آيا حيف نيست که احمد متوسليان قهرمان قهرمانان، مبارز بزرگ در تاريخ معاصر ما و يک انسان فدايي اسلام و ذوب در ولايت راكه مي توانسته پس اسارتش با حمايت همفکرانش به جهانيان معرفي مي شد تا با الگوي خود ميليونها انسان مظلوم و مستضعف را در سراسر جهان عليه مستکبران و صهيونيستها به قيام فرا بخواند را ديپلمات معرفي کنيم.

رامين افزود: آيا احمد متوسليان از "ارنستو چه گوآرا" در آمريکا لاتين کمتر است؟ چه گورآرا مبارزه کوبايي که پس از آزادي کوبا از دست مزدوران آمريکايي براي نجات مردم بوليوي از ستمگران آمريکايي به آن ديار رفت و در مبارزه با آنها كشته شد و اکنون قريب به 35 سال است که الگوي مبارزان ضد استکباري در قاره آمريکا است، اما چرا ما مجاهد بزرگ راه خدا سردار احمد متوسليان را که براي نجات محرومان و مظلومان مسلمان قيام کرده بود را بر خلاف مرام و هدفش معرفي کنيم و به عقيده من اين يک اشتباه و ظلم بزرگ است.

وي افزود: آيا حيف نيست از چنين فرصتي که متوسليان و همرزمان وي در اختيار ما قرار داده است اين قدر بد استفاده کنيم و فقط به بهانه اين که احيانا ممکن است در زندان به آنها آسيبي برسد، آنها را ديپلمات معرفي کنيم و مجاهدت آنها را براي نجات محرومان به دست فراموشي بسپاريم. آیا جز این است که بزرگترین آرزوی این عزیزان، شهادت در راه خدا بوده است؟!

دکتر محمد علي رامين افزود: چرا ما مثل احمد متوسليان فکر نمي کنيم ،کسي که آرزويش نجات و کمک به تمام محرومان جهان بود، اگر ما خودمان انسانهايي ترسو شده ايم و به دنيا چسبيده ايم، چرا اين احساس حقارت را به اين آزاد مردان نيز نسبت دهيم.

وي افزود:آيا با 25 سال سکوت و عدم معرفي هدف جهادگرانه آنها به آزادي آنها از اسارت و بسيج عمومي مسلمانان براي نجات لبنان و فلسطين کمکي کرده ايم؟ و آيا بهتر نيست که راه و روش و هدف آنها را به مسلمانان جهان معرفي کنيم.

رامين افزود:چنانچه يکپارچه احمد متوسليان و همرزمان غيور او را آنچنان که بودند به جهانيان معرفي کنيم خواهيد ديد که ميليونها بسيجي مجاهد و جان بر کف به استقبال شهادت عازم سرزمينهاي لبنان و فلسطين خواهند شد و اثري ازجنايتکاران باقي نخواهند گذاشت.

***تنها راه حل آزادي گروگانها از دست رژيم غاصب اسرائيل گروگان گيري متقابل متقابل از آنهاست...

        همایش روایت هجران 21/4/1385 - مشهد مقدس - تالارابن سینا

دکتر محمد علي رامين در ادامه تنها راه حل براي آزادي چهارگروگان ايراني و تمام اسراي لبناني و فلسطيني را مقابله به مثل با صهيونيسم دانست و اظهار داشت: يهوديان جنايتکار که ما به آنها صهيونيسم مي گوييم جز حرف زورچيز ديگري نمي فهمند و با خواهش و التماس و تمنا آنها را آزاد نخواهند کرد.

دبير کل جمعیت حمایت از اقلیت های مسلمان در غرب اظهار داشت: اصولاً يهوديان جنايتکار مردمي شرور اما ترسو هستندو کافي است افرادي در برابر آنها پيدا شود که از آنها نترسند و آنجاست که ترس و هراس صهيونيستها آشکار مي شود.

وي افزود: احمد متوسليان اصلا احتياجي به اين ندارند که ما براي آزادي اش تلاش کنيم زيرا صهيونيستها حتي زماني که آنها در بند هستند نيز از آنها و همفکران آنها در سراسر جهان مي ترسند و کافي است که ما براي ادامه راه آنها در سراسر جهان اعلام آمادگي كنيم.

***چنانچه نهادهاي خارجي و سياسي ما به جاي سنگ اندازي از احمدي نژادحمايت کنند مشکل حل خواهد شد.

دکتر محمد علي رامين در ادامه اظهار داشت: بنا بر اين ما بايد هر چه زودتر با اعلام آمادگي خود براي مبارزه با صهيونيسم جلوي جنايات آنها را بگيريم و براي اين کار فقط کافي است برخي از نهادهاي حکومت جمهوري اسلامي ايران در برابر احمدي نژاد که مطيع محض ولايت است، قرار نداشته باشند و با او همفکري کنند و نهادهاي سياسي نيز بجاي سنگ اندازي در برابر محمود احمدي نژاد راه وي را برگزيينند .

وي افزود:در اين صورت است که خواهيم ديد صداي رئيس جمهور همچنان که سردار ديگر امام خامنه اي يعني سيد حسن نصر الله در کل خاوميانه چنين نقشي را ايفا خواهد کرد و احمدي نژاد ميليونها نفر را در سراسر منطقه براي نجات فلسطين بسيج مي کند .

وي افزود: فقط کافي است امروز سياستمداران ما از مرام و راه احمدي نژاد که پيرو احمد متوسليان است و پشت سر نائب امام زمان حرکت مي کند دفاع و حمايت کنند.

رامين در ادامه خاطر نشان ساخت:پس بيائيم براي نجات جان گروگانها در قدم اول راه آنها را ادامه دهيم زيرا سردار متوسليان کسي نبود که براي برداشتن موانع ظهور امام زمان و مقابله با صهيونستها و استکبار جهاني منتظر ظهور امام زمان(عج) بماند، بلکه براي برداشتن موانع ظهور با تبعيت از نائب آن حضرت در زمان خود قيام کرد.

وي افزود: احمد متوسليان و همرزمانش امام حاضر خود را داشتند و پشت سر امام، خود در راه آزاد سازي فلسطين و لبنان فعاليت کردند، اما متاسفانه ما امروز به گونه اي رفتار مي کنيم که امام حاضر خودمان يعني امام خامنه اي را نمي بينيم در حالي که 25 سال پيش متوسليان با پشتوانه امامش حرکت کرد اما ما با پشتوانه حرکت نمي کنيم .

محمد پاریاب، دبير ستاد اطلاع رساني و معاون سخنگوی دولت:


طرح شکايت و رسيدگي به پرونده چهار ديپلمات ربوده شده ايراني در سازمان ملل متحد مطرح مي شود

دبير شوراي عالي اطلاع رساني دولت از ارائه شكايت ايران به سازمان ملل در راستاي بين المللي کردن پرونده ربودن چهار ديپلمات ايراني به دست رژيم صهيونيستي خبرداد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) ـ منطقه خراسان، محمد پارياب در همايش "روايت هجران" که در خصوص « بررسی تأثیر رسانه ها در تسریع روند پیگیری پرونده» چهار ديپلمات ربوده شده ايراني به دست عوامل رژيم صهيونيستي در مشهد  برگزار شد اعلام کرد:

 طرح و شکايتي از سوي ايران تنظيم شده است که بزودي در سازمان ملل مطرح خواهد شد و علاوه بر اين در دولت نهم سفراي ايران به خصوص آنهايي که در کشورهاي مرتبط با اين پرونده حضور دارند موظف شده اند که بررسي و پيگيري اين پرونده را در دستور کار خود قرار دهند.

        محد پاریاب / دبیر شورای عالی اطلاع رسانی و معاون سخنگوی دولت

وي تصريح كرد:رييس جمهور در نخستين روزهاي مسووليت خود، مساله پيگيري وضعيت پرونده چهار ديپلمات ايراني را به عنوان مطالبه شخصي خود اعلام کرد و به همين منظور در نخستين روزهاي آغازين دولت نهم پيگيري هاي متعددي صورت گرفت.

وي افزود:رييس جمهور در راستاي پيگيري اين موضوع، دکتر موسوي معاون پارلماني و حقوقي دولت را به عنوان مسوول پيگيري اين پرونده معرفي کرد و بر همين اساس اقداماتي مهم از قبيل، برگزاريجلسه عمومي بين دستگاههاي مرتبط با موضوع اين پرونده، تشکيل کميته حقيقت ياب و ارايه و بررسي بيش از 20 طرح و مدل مختلف جهت پيگيري اين پرونده از سوي مسوولين دولتي و نهادهاي مردمي و عمومي در کميته حقيقت ياب از سوي دولت صورت گرفت.

دبير ستاد اطلاع رساني دولت با اشاره به پيگيري هاي گسترده برخي از رسانه هاي ايراني در طول 3 سال اخير در خصوص پرونده ديپلماتهاي ايراني در بند اسرائيل تصريح کرد:جهت گيري رسانه هاي ما در خصوص اين موضوع خاص بايد اصلاح شود زيرا در حال حاضر عموم اخبار مرتبط با اين پرونده که از سوي رسانه هاي ما مطرح مي شود عموما داراي جهت گيري داخلي است و مسوولين کشور را مورد هدف قرار مي دهند.

وي افزود:گرايش رسانه ها اغلب به درون کشور است در حالی که این رسانه ها بايد نهادهاي مسوول بين المللي و در رأس آنها رژيم غاصب صهيونيستي را هدف قرار دهند و در واقع رسانه هاي ما بايد نگاهي بين المللي‌تر پيدا کنند.

اصحاب رسانه می توانند به تحقیق و بررسی تناقضات موجود در عرصه بین المللی میان پیگیری سرنوشت خلبان مفقودشده اسرائیلی (درحین بمباران مناطق غیرنظامی لبنان) و سرنوشت 4 شهروند ایرانی که به صورت کاملاً دیپلماتیک در لبنان حضور داشتند، بپردازند و بدین وسیله نقش موثری در  اثبات برخورد دوگانه مجامع جهانی با این پرونده و حاکمیت صهیونیزم رسانه ای بر جهان داشته باشند ....

 

پارياب رسانه هاي کشور را به پيگيري قضايي و حقوقي پرونده مذکور فراخواند و اظهار داشت: شايد در دوره هاي گذشته در کشور ما توجه کمتري به پيگيري سرنوشت اين ديپلماتها از لحاظ قضايي صورت گرفته است که اميدواريم پيگيري قضايي و حقوقي رسانه ها امروز بتواند کمک بزرگي را به تعيين سرنوشت اين ديپلماتها کند.

 

 

                                                               

 در این مراسم همچنین امیرعلی جوادیان از همرزمان و همکاران کاظم اخوان نیز در ادامه با تأکید بر ویژگی های منحصربه فرد کاظم به ویزه در ثبت لحظات ناب دفاع مقدس و رشادت های او درستاد جنگ های نامنظم در کنار شهید چمران، به بیان خاطراتی از وی پرداخت...

 

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) ـ منطقه خراسان،درهمايش روايت هجران كه درحمايت از چهار ديپلمات ربوده شده ايراني توسط رژيم صهيونيستي توسط مرکز کانون هاي جوانان حريم رضوي در مشهد برگزار شد مجيد عسگري دبير همايش گفت: کميته مردمي رسيدگي به پرونده چهار ديپلمات ايراني ربوده شده توسط رژيم صهيونيستي از مردادماه1384 (با جمع آوری طومار حمایت مردمی از آزادی 4 دیپلمات در میدان ولی عصر تهران) تشکيل شد و با برگزاري همايش "روايت هجران" شاخه ای از این ستاد، کار خود را در مشهد نیز  آغاز کرد.

 

                 مجید عسگری/ دبیر همایش

وي با بيان اينكه در همايش روايت هجران به تاثير رسانه در روند تسریع پيگيري پرونده چهار ديپلمات ايراني پرداخته خواهد شد اظهار داشت: در برگزاري اين همايش و حمايت از رسيدگي به پرونده اين 4 ديپلمات نهادهايي از قبيل معاون اجرايي رييس جمهور، دبير کميته رسيدگي به پرونده، مدير کل مطبوعات وزارت فرهنگ و ارشاد، مدير کل ارشاد خراسان رضوي، نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مدير باشگاه پيروزي تهران، سازمان ملي جوانان و سازمان پژوهشهاي آستان قدس رضوي و نيروي مقاومت بسيج با ماهمکاري داشتند.

شايان ذکر است در اين همايش شعارنوشته هايي از قبيل "طولاني‌ترين گروگانگيري قرن"، "به ربع قرن سکوت پايان دهيد "و "عزيزانمان را برهانيد" به چشم مي خورد.

                      متن قطعنامه پایانی همایش روایت هجران

حضور رئیس جمهور ارزشی؛

جناب آقای دکتر احمدی نژاد

   

                           

 سلام علیکم

این متن را به عنوان قطعنامه حاصل از این همایش برای شما می فرستیم و این در حالیست که شما را تنها رئیس جمهور نمی دانیم بلکه همان معلم خدمتگزار و برادر ملت دانسته و بر خلاف  آنها که از ثمره مجاهدت پیر مراد خمینی عزیز(ره) می هراسند، ما به بسیجی بودن شما و خود افتخار می کنیم و از شما در خواست می کنیم:

 

۱) مستحضر هستید که فرمانده سپاه « محمد رسول الله(ص) » در بهشت جبهه ها، حاج  احمد متوسلیان به همراه آقایان سید محسن موسوی، محمدتقی رستگار مقدم و کاظم اخوان، علی رغم داشتن مصونیت دیپلماتیک در تاریخ ۱۴تیرماه ۱۳۶۱ توسط عوامل فالانژ وابسته به رژیم صهیونیستی در ایستگاه برباره در نزدیکی بیروت در لبنان ربوده شده و تاکنون در اسارت  اسرائیل جنایتکار به سر می برند...

آنها به فرمان امام خمینی (ره)، جهت تحقق بخشیدن به اهداف نهضت جهانی اسلام، در راه خدا و به دور از وطن به جهاد پرداختند؛ لذا پیشنهاد می نماید به خانواده ایشان مدال  شجاعت اعطا گردد.

۲) مستحضر هستید که با توجه به همه تلاش های انجام شده در سازمان های مسئول، هدایت و راهبری متمرکزی در حوزه اجتماعی و فرهنگی انجام نشده، لذا خواهشمند است کمیته ای با ساختار مجازی جهت هدایت و مدیریت امور فرهنگی و اجتماعی مربوط به ۴دیپلمات در بند، با حضور نمایندگان صدا و سیما، وزارت ارشاد، سازمان تبلیغات اسلامی و نمایندگان کمیته مردمی تشکیل شود تا اقدامی در این زمینه به شکل موثر ادامه یابد.

۳) از آنجا که راهبرد حقوقی، ضمن کسب حقوق حقه ملت ایران و خانواده محترم ایشان در این خصوص، حقانیت و مظلومیت ملت ایران را معین می نماید، تقاضا داریم که کمیته حقوقی تشکیل شده تحت نظر آن بزرگوار، فعالیت خود را مجدانه تر پیگیری نماید.

 

با آرزوی توفیق برای آن بزرگوار

کمیته مردمی پیگیری سرنوشت ۴ دیپلمات ربوده شده ایرانی در خراسان رضوی

 

 

|+| نوشته شده توسط zahra در شنبه هفتم مرداد 1385 ساعت 5:34 | سلام بر مهدی (عج)