|
هــذا من فضــــل ربــی
![]() سلام بر مهدی؛ موعود انسان ها «من اعتقاد دارم خداي بزرگ انسان را به اندازه دردو رنجي كه در راه خدا تحمل كرده است، پاداش مي دهد و ارزش هر انساني به اندازه درد و رنجي است كه در اين راه تحمل كرده است و مي بينم كه مردان خدا بيش از هر كس در زندگي خود گرفتار بلا و درد و رنج شده اند، علي بزرگ را بنگريد كه خداي درد است، كه گويي بند بند وجودش با درد و رنج جوش خورده است. حسين(ع) را نظاره كنيد كه در دريايي از درد و شكنجه فرو رفت كه نظير آن در عالم ديده نشده است. زينب كبري(س) را ببينيد كه با درد و رنج انس گرفته است. انسان گاهگاهي فراموش مي كند، فراموش مي كند كه بدن دارد، بدني ضعيف و ناتوان كه در مقابل عالم و زمان كوجك و آسيب پذير است. فراموش مي كند كه هميشگي نيست و چند صباحي بيشتر نمي پايد، فراموش مي كند كه جسم مادي او نمي تواند با روح هم پرواز شود، لذا اين انسان احساس ابديت، مطلقيت و غرور و قدرت مي كند، سرمست پيروزي و اوج آمال و آرزوهاي دور و دراز خود، بي خبر از حقيقت تلخ و واقعيت هاي عيني وجود، به پيش مي تازد و از هيچ ظلم و ستمي روگردان نمي شود. اما درد آدمي را بيدار مي كند و به خود مي آورد. روح را صفا مي دهد. نخوت و فراموشي را از بين مي برد. حقيقت وجود او را به آدمي مي فهماند و ضعف و زوال ذلت خود را درك مي كند و دست از غرور كبريايي بر مي دارد و آن را توجيه نمي كند..» عارف شهيد مصطفی چمران بارالها! مرا لحظه اي از درد عشقت محروم مساز كه غمت از هر چه شادي دلگشاتر ... منوی اصلی
پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
آذر 1388
آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
موعود
پیامبر اعظم(ص) آی آدم ها چهار دیپلمات پایگاه اطلاع رسانی 4دیپلمات ربوده شده ایرانی یاران احمد با شاهدان اعجوبه قرن خميني زمان مردی در قلب طوفان مهدي آنيلي عدالتخانه مطالبه صبح تبيان رسانیوز فارس نیوز جهان نیوز رجانیوز کاوش(خواهر گلم) پژواک(خواهر کوچیکه) عکاس مسلمان خبرنگار مسلمان یادداشتهای یک طلبه خبرنگار آرمان خواهی بایکوت فتح المبین شير در زنجير كجايند مردان بي ادعا فاتح كردستان سبكبالان خراميدند و .... مصباح نیوز مجنون ولايت بازمانده سيب خوشبوي من يا لثارات الحسين مصائب احمدی نژاد پاسداران پاسخگویی وبلاگ نویسان مسلمان یادنامه حامیان دولت اسلامی الف هفت دولت آزاد نجف زاده فکه نرجس ساجد پایگاه های مهدوی راشل کوری روزنوشت های جانبازی حدیث نفس لوح راست قامتان طلبه ای از نسل سوم قدسنا سعید ابوطالب قطره تا فتح مکه... صهیونیزم پژوهی سیطره پلخمون بهشت جوانان عدالتخواه خواستم کاری کنم ... سیاه مشق اسرائیل باید از بین برود منطقه ممنوعه اتحادیه انجمن های اسلامی حرفهای خودمونی من اخلاق در خانواده سهیل کریمی سردار بی نشان خـــــــاک تأملات لایه های پنهان برای آزادی ما در شب تاریخ تا صبح بیداریم منتظر بیداری ربذه نان نائب برعلی چه گذشت؟ ابراهیم در آتش خبرنگار خراسان انتهای افق دانشجویان حامی قدس سیرت همه چی در مورد اونا از همه جا گردان کمیل عملیات قلم رنجه اندیشه درخشان عترت نسیم مطهر ذیغار اقتصاد پنهان دهخدا روزنامه مرکز اسناد انجمن سیاسی استاد جلائیان دائرة المعارف فقه اسلامی فارسی به عربی کلینیک طب ایرانی رهپویان وصال از الف رحمی به حال خود نما enviromental health کوکب هدایت بهداشت محیط دولت اسلامی لذت احمدی نژادی بودن نامحرمانه چرا احمدی نژاد؟ رئیس جمهور بدون حزب موبایل مبارز شمیم قدس شمیم نرجس هم مسلکان کافه اندیشه اتحدوا فصل آگاهی صحیفه نور فصل انتظار مرصاد عدالتخواهی سلام بر حاج احمد متوسلیان پاورقی پاییزی کماندار طالب یار منتظران ظهور لاله زار پایگاه های مهدوی آخوندها از مریخ نیامده اند بانوی شرقی تخریبچی دوران حوزه علمیه خواهران مشهد به روایت خبرنگار خبرگزاری آینده روشن دیده بانان انقلاب شیعیان سید مرتضی آوینی پاکمردان داوودآبادی بزمانه زیارت آل یاسین با صدای سیدحسن نصرالله کانون فرهنگی شهدا ده نمکی پای بست کربلای جبهه ها یادش بخیر دکتر عباسی مجید زواری مهرپویا ساجد ابالفضل العباس از مقاومت تا مقاومت آیت الله سیستانی کتابخانه آستان قدس رضوی فداییان مهدویت پخش زنده شبکه های صدا و سیما بسیج دانشجویی امیرکبیر سایت جامع شهید آوینی داور الفاتح دیوار انصارالشهدا دست نوشته های یک انجمنی شهدای گمنام شلمچه محاکمه سازمان ملی جوانان کنگره شهدای خراسان شورای عالی انقلاب فرهنگی آهستان وکیل الرعایا رضا امیرخانی کیستی ما یادداشت های یک خبرنگار عروج استقامت شیمیایی عدالتخانه اسلام ناب محرمانه آنتی صهیونیزم الحدید دیار رنج الگوی مصرف فکر جوان پروفسور حسابی مارگزیده طلبه بلاگ درد جاودانگی شوق عهد زمزمه های دلتنگی مبلغان هنرمند :: قالب ساز :: پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
تعداد بازديدها:
RSS
![]()
|
به رنگ انتظار
از زمین دل برگیر که به کس دل ندهد؛ با من ای دوست بیا... اصحاب عافیت!
اصحاب عافیت ...
اصحاب عافیت آنانکه روز و شب بی دردو داد و غم، در سایه جهان خوش آرمیده اند، از اصل خویشتن آری رمیده اند. اینان به گوش ما صدها هزار بار با ژست مصلحت همواره خوانده اند باید خموش بود زیرا زبان سرخ سرهای سبز رابر باد می دهد. اینان به گوش ما با حنجر صلاح همواره خوانده اند باید نفس کشید حتی به قیمت سودای آبرو.
اصحاب عافیت بر این عقیده اند باید در این جهان از آب حادثه تنها گلیم خود بیرون کشید و رفت . باید در این جهان بر باد و باد و باد کرد اقتدا و هیچ در مسلکی نبود غیر از مرام باد. باید به لاک خویش سر را فرو نمود. باید ز بی خودی شعر وغزل سرود .باید به غیر حخود اندیشه ای نکرد. باید گذر نکرد از فتنه خیز درد... اصحاب عافیت این خادمان جهل بیگانه از خودند. بی اصل و بیخودند . در جستجوی نان در کوچه های تن جان کنده اند و هیچ از این معامله سودی نبرده اند جز فربهی تن. اینان که جانشان پر از بطالت است، سرمست بودن اند گرم غنودن اند، خنیاگر سکوت مزدور غالبند. بی غیر تان دهر...
اینان ز درد عشق بویی نبرده اند. از شط معرفت جامی نخورده اند. این حافظان هیچ در ذهن کورشان هرگز نمی جهد برقی ز معرفت. هرگز نمی رود دنباله هدف... اینان نه آدمند، مستخدم دمند، تصویر مبهمی از شبه آدمند.
اینان چو عنکبوت بر گرد جان خود تاری تنیده اند از جهل و ترس و حرص. تاری به قطر مرگ...
اصحاب عافیت هیچند و هیچ و هیچ .... این مومیاییان اجساد حیرتند. فرزند عادتند. همواره چون فسیل بر سینه زمان تاریخ عبرتند...
|+|
به یاد ...
سکوتی می کنم سنگین تر از فریاد
به یاد آرزوهــایی که می میرند ...
باز هوای دلـــــــم بارانـیسـت ....
امروز به روی دوش تقدیر تشییع جنازه دلم را دیدم ...
قاصد روزان ابری، داروگ؛ کــــــــــــی می رسد باران...؟
|+|
3 سه روز، 3 جنایتکار، 3 شکست!
درود خدا بر مجاهدان راه حق ... درود خدا بر کسانی که به وعده حق خداوند ایمان داشتند و ایستادگی کردند... درود خدا بر آنان که حق و عدالت را مقدم بر جان خویش می دانند و جان بر کف در برابر کفر و ظلم ایستادگی و مجاهدت می کنند... درود بر حزب الله در سراسر این کره خاکی ...
۳ روز، ۳ جنایتکار، ۳ شکست!
"ما ۳ روزه تهران را فتح می کنیم و رژیم اسلامی ایران را سرنگون خواهیم کرد. " صدام حسین رئیس حزب بعث عراق - شهریور ۱۳۵۹
"ما سه روزه تهران را فتح می کنیم و در میدان آزادی جشن پیروزی و سرنگونی حکومت آخوندی را برپا خواهیم کرد. " مسعود رجوی سرکرده منافقین - تیرماه۱۳۶۷
"ما سه روزه لبنان را فتح خواهیم کرد و ریشه حزب الله را در منطقه خواهیم خشکاند. " ایهود اولمرت نخست وزیر رژیم صهیونیستی – تیر ماه ۱۳۸۵
۲۶سال پیش، درحالی که انقلاب اسلامی ایران آغازین سال های پس از پیروزی، بحران، پاکسازی و کودتاها و توطئه های مزدوران آمریکا را پشت سر می گذاشت و می رفت تا روی پای خودش بایستد، ناگهان رئیس جمهور عراق همسایه نابکار غربی، که با مشاهده شکست رژیم شاهنشاهی باوجود ارتش عظیم آن در برابر مردم، اوضاع داخلی ایران را برای حمله و اشغال آن مساعد می دید، در آخرین روزهای داغ شهریور 1359، متکبرانه و مغرورانه، فریب وعده های آمریکا و قدرت های استکباری شرق و غرب را خورد و با رویای فتح سه روزه تهران، پس از تهاجم وحشیانه هوایی و بمباران خانه و کاشانه مردم، تانک هایش را راهی خاک ایران کرد تا به خیال خود، سه روز دیگر در تهران جشن پیروزی فتح ایران و سرنگونی جمهوری اسلامی را با حضور سردمداران و جنایتکاران شرق و غرب برپا کند. غافل از آن که این سه روز ۸ سال به طول خواهد انجامید و ارتش شکست خورده بعثی که تلفات، ضایعات و کشته های بسیاری بر ملت عراق تحمیل کرد، بدون آن که حتی یک وجب از خاک ایران را در مشت داشته باشد، به پشت مرزهای بین المللی بازخواهد گشت و خیمه عزای شکست خویش را برپا خواهد کرد. و اولین مهر ننگ و شکست وعده فتح ۳ روزه، بر پیشانی صدام نشست.
«مسعود رجوی» رهبر خودفروخته و سرباز بدون اونیفورم صدام، در جمع نیروهای جوان و بی تجربه خود که از سراسر کشورهای غربی مدافعشان گرد آورده بود، برای آنها که تا چند روز قبل فقط به رانندگی تاکسی، رقاصی، گارسونی و واکس زدن و لیسیدن کفش غربی ها مشغول بودند، از عملیات سرنوشت ساز و نهایی برای نجات ایران! سخن راند. مسعود رجوی، سرمست و مغرور از وعده های کشورهای غربی بخصوص آمریکا و کمک های تسلیحاتی صدام، از فتح ۳ روزه تهران سخن گفت و هنگامی که یکی از فرماندهانش از او درباره ادامه عملیات سوال کرد، رجوی با خنده ای مستانه گفت: ادامه عملیات را روز سوم در میدان آزادی تهران ابلاغ می کنیم. آخرین روزهای تیرماه بود که ارتش کاملا مجهز منافقین، با حمایت نیروی هوایی ارتش بعث عراق، از مرز غربی ایران وارد شد و با پشت سر گذاشتن شهرهای پل ذهاب، کرند و اسلام آباد غرب، نرسیده به کرمانشاه، در برابر مقاومت مردم روستاها و شهرها، مجبور به شکست و گریز شدند و کشته های خود را نیز برجای گذاشتند. و وعده ۳ روزه دوم نیز این گونه شکست خورد و مدعیانش مفتضح گشتند.
همسایگی ای که هر صبح و شام، هراس، ترس و ذلت را برای متجاوزین صهیونیست به همراه دارد. ۲۴ سال است که «حزب الله لبنان» متشکل از جوانان شیعه، شده است آینه دق ارتش مجهز و رتبه اول خاورمیانه. ۲۴ سال است که بمباران شبانه خانه و کاشانه مردم، ترور رهبران مذهبی و انقلابی، ربودن شخصیت های مبارز و ... حتی نتوانسته است قدمی هر چند کوچک، همسایه شمالی فلسطین را به عقب براند. اگرچه صهیونیست ها ۶۰ سال پیش توانستند با توطئه مشترک همه جنایتکاران غربی، سرزمین مقدس فلسطین را به اشغال خود درآورند، ولی همسایه شمالی آن، همواره به عنوان مامن آوارگان و مهاجرین فلسطینی، مزاحمی سرسخت برای اجرای نقشه های کشورگشایی و طرح های متجاوزانه «از نیل تا فرات» آنان محسوب می شود.
رژیم صهیونیستی که ۶سال پیش طعم زهرآگین شکست از حزب الله و مقاومت اسلامی، ذائقه رهبرانش را تلخ ساخته، همواره محور مذاکرات امنیتی خود با آمریکا، سران خائن و خودفروخته کشورهای عربی چون «حسنی مبارک» مصری، آل سعود، شیوخ خلیج فارس و شاه بی غیرت انگلیسی تبار اردن را محو حزب الله به عنوان یک نیروی مزاحم شیعی که برای امنیت کل منطقه مزاحمت ایجاد می کند، قرار داده بود. سرانجام همه خائنین و جنایتکاران به اتفاق نظر رسیدند تا این مزاحم لجباز را که حاضر نبود خانه و کاشانه اش را بکند سرزمین موعود صهیون، از سر راه بردارند و کارتل های نفتی و سرمایه داران غرب را برای همیشه آسوده خاطر سازند. «آرییل شارون» قصاب جنایتکار که در اردوگاه های فلسطینی صبرا و شتیلا در بیروت در سال ۱۳۶۲،هزاران زن و فرزند را به خون کشاند، این روزها در مرگ مغزی بسر می برد و هیکل فاسدش را در بستر مرگ پیچانده است. «ایهود اولمرت» نخست وزیر خشک مغز رژیم صهیونیستی، با فشار و نهیب های «کاندولیزا رایس» که این روزها شده است ملکه جنگ و سردمدار کفر جهانی، وعده ۳ روزه ریشه کنی حزب الله را به ملت ساده لوح و شهرک نشینان صهیونیست که دستشان تا آرنج به خون کودکان فلسطینی آغشته است، داد. «مطمئن باشید که حداکثر در عرض ۳ روز ریشه این گروه کوچک تروریستی شیعه کنده خواهد شد و خاورمیانه جدید متولد خواهد شد!» از ۳ روز که گذشت، کاندولیزا رایس وزیر خارجه آمریکا که مدعی بود: «منطقه درحال زاییدن خاورمیانه جدید است! » به دیدار سران رژیم صهیونیستی رفت تا ببیند که زایمان آقایان چگونه بوده است و این کودک خیالی، اگر تا ۳روز متولد نشد، پس چه زمانی متولد خواهد شد تا صهیونیست های جهان جشن تولدش را در کاخ سفید و کاخ های سبز و عظیم سران خائن عرب برپا دارند! این ۳ روز ادعایی از ۳۰ روز هم گذشت و چیزی نمانده که کودک حرام نطفه مورد انتظار رایس و بوش، پدر و مادر نمک به حرام خود سران رژیم صهیونیستی و سردمداران خائن کشورهای عربی را هم با خود به کشتن بدهد! سرانجام۳روز سوم آن گونه که مدعیان آن خیال می کردند، بیش از آن چه ذهن مریضشان تصور می کرد، طول کشید و یک بار دیگر ننگ و ذلت شکست در برابر مومنین و مسلمانان واقعی، چون داغی بر پیشانی جنایتکاران قرن ۲۱ نشست. و نتیجه این که: همه جنایتکاران مثل هم فکر می کنند، مثل هم ادعا می کنند و مثل هم شکست می خورند.
" ان تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم "
خجسته باد این فتح عظیم
منبع: خاطرات جبهه
|+|
خاطرات «روبرت مارون حاتم» درباره اسارت و سرنوشت چهار ديپلمات ايراني در لبنان
محافظ شخصی "ایلی حبیقه" از اسارت۴دیپلمات ایرانی می گوید ...
بخش پنجم کتاب « از اسرائيل تا دمشق» خاطرات «روبرت مارون حاتم» (محافظ شخصی «ايلی حبيقه» از فرماندهان سابق فالانژها )
زمان محاصره بيروت غربي بود كه «بشير جميل» تصميم گرفت روزنهاي براي كساني كه قصد داشتند به طرابلس در شمال لبنان يا دره بقاع فرار كنند، باز كند، و اين زماني بود كه ديپلماتهاي ايراني به همراه 230 مسلمان شيعه لبناني دزديده و قتل عام شدند. 15 سال قبل بود كه اين جرم انجام شد. دو قمار باز نابكار به نامهاي «ايلي حبيقه» و «سمير جعجع» متوسل به راههاي غير مستقيم شدند و اسرائيل را به دليل توقيف كردنشان و تلاش آنها براي جابجا كردن خلبان اسرائيل به نام «رون آراد» كه بر طبق گزارشها در زندان ايراني به سر ميبْرد، متهم كردند.
با وجود پيشرويها و تلاش براي گريز، چهار ايراني كشته شدند و در زير درختان اوكاليپتوس در كنار ساختمان مشاوره جنگ سران امنيتي دفن شدند. داخل آن ماشين ديپلماتيك كه بعداً متوجه شديم چه كساني بودند كه كشته شدند، اين افراد بودند: كاردار سفارت ايران: محسن موسوي، دو ديپلمات به نامهاي احمد متوسليان و كاظم اخوان و راننده آنها به نام تقي رستگار.
هنگام ظهر بود كه اسكورت شروع به گذشتن از اولين نقطه بازرسي بين دو بخش از پايتخت كرد. يك ساعت بعد آنها به نقطه بازرسي «برباره» رسيدند كه منطقهاي مرزي بين بخش مسيحي و شمال بود و اين منطقه توسط فرماندة نيروهاي شمال لبنان، سمير جعجع و مردان آهنين و پيرو اصولش نگهداري و فرماندهي ميشد. ماشين اسكورت متوقف شده و هويت چهار فرد بررسي و آنها دستگير شدند. بعد از يك حمله سريع به نيروهاي امنيت داخلي دستور داده شد كه محل را ترك كنند. چند ساعت بعد از اين كه ايرانيها را حبس كردند، «جوني عبده» با بشير جميل از فرماندهي نيروها در «يارز» تماس گرفت و به او اطلاع داد كه ايرانيها به مقصد نرسيده اند. رابط آنها در طرابلس نگران بود. از زماني كه در منطقه برباره متوقف شده بودند، هيچكس از محل نگهداري و يا محدوده آن، خبر نداشت. هر چه كه عبدو به مشاوران مربوط ميگفت، جوابي مبهم بود كه در اين گونه موارد، چيزی عادي به شمار ميرفت. H.K بيشترين قدرت را روي هر عمليات كوچك و بزرگ كه در مناطق شرقي انجام ميشد، داشت. او نمايندة بشير بود كه آن روزها درگير مسائل سياسي بود. آن زمان H.K فرماندة قسمت امنيتي و جاسوسي بود كه مهمترين بخش نيروهاي لبناني محسوب ميشد. H.K از اين موقعيت خود استفاده كرد و چهار ايراني را دستگير كرد. يك بار در زنداني كه ايرانيها حبس بودند، جعجع با H.K كه در مقر فرماندهي كرانتينا بود، تماس گرفت و پرسيد كه با زندانيان چه کار کند؟ پاسخ كوتاه بود: «كارشان را تمام كنيد.» كاپيتان راجي عبدو، رابط بين سمير و H.K بود. او همچنين مسئول امنيت و جاسوسي شمال بود و افسر نيروهاي لبناني بود كه چهار ايراني را نگهداشته، بازجويي كرده و شخصاً اسكورت كرده بود. او طبق دستور سمير جعجع آنها را به مقر فرماندهي كرانتينا منتقل كرد. در آنجا كاپيتان عبدو چهار ايراني را دست بسته تحويل H.K داد و درحالي كه مشغول خوردن قهوه بودند، راجع به مسائل داخلي و توسعة آنها بحث كردند. وقتي مأموريت كاپيتان عبدو با موفقيت انجام شد، من به طرف ماشين او رفتم و او دوباره به پست خودش در محل حاجز برباره بازگشت. در سال 1986، «جورج صباغ» كه معروف به «ابوتوني» و بعدها معروف به «ايمن» بود، در شهر «زحله» قدرت را در دست گرفت. ابوتوني فردي بسيار خشن در قبال زندانيان و محكم و بيرحم بود. او مسئولي بسيار وحشتناك بود. او از زندانيان بازجويي ميكرد و براي اين كار از تكنيكهاي پيچيده شكنجه استفاده ميكرد. «جورج يونس» با نام مستعار «ابوناء» آذوقه رسان و سور وساتچي بود كه در اوقات بيكاري خودش در جلسات شكنجه شركت ميكرد. زندان مقر امنيتي كه تقريباً 200 متر از مقر امنيت فاصله داشت، جايي بود كه مسلمانان شيعه و زندانيان ايراني را نگه ميداشتند و در همانجا بود كه زير بار شكنجه جان باختند. در طول تجاوز اسرائيليها در سال 1982، حدود 200 شيعه در خندقهايي كه در نزديكي مقر امنيت حفر شده بود، دفن شدند. آنها در پاي درخت هاي اوكاليپتوس دفن شده بودند و روي آنها را با سنگ آهك پوشانده بودند كه سريع تر تجزيه شده و بوي تهوعآور آنها از بين برود. بعد از اين حادثه «استيو ناقور» كه يكي از دوستان نزديك من و مسئول لجستيك مربوط به ساختمانسازي بود، پيش من آمد و به صورت محرمانه به من گفت كه «پل عريس» مرا مجبور كرده كه خندقها را پاكسازي كنم، چرا كه ايرانيها را در آنجا دفن كردهاند و اين ميتواند باعث دردسر بزرگي شود. بقاياي اجساد بايد پيدا شوند و دوباره در محل معروف به «منطقه جمجهها» در جادة منتهي به «مزرعه كفر زبين» و در منطقة «مقاور» نزديك «اشكوت» دفن شوند. دو نفر ديگر كه هويت آنها كشف نشده- چون آنها هنوز در بيروت تحت شرايط تأسفآور زندگي ميكنند - به همراه ناقور، اين مأموريت شيطان را انجام دادند. من متأسفم كه اين جزئيات كثيف را عنوان ميكنم، ولي بايد عدالتي را براي نظاميها برقرار كنم كه، تأكيد ميكنم كه تحت دستور و فرمان رؤساي خود بودند و هرگز دليلش را نپرسيدند و هرگز توقع پاداش و توجه خاصي را نداشتند. امروزه آنها در ترس و فقر و شرايط سركوب كننده و قصاص شوندهاي زندگي ميكنند كه در لبنان در جريان است.
امروز در اين تنهايي خودم در تبعيد، شكار شده بوسيلة خاطراتم، نه نگران هستم و نه وحشت زده كه شخصاً در ترور مسلمانان زنداني شيعه شركت كردم. من فرمانها را مانند يك سرباز اجرا كردم. اشخاصي را هنگام محاصره اسرائيل دزديدم بدون اين كه عصباني باشم و با حقوقي كه در اختيار داشتم، براي اين كه انتقام قربانيان بيگناهي را بگيرم كه با خونسردي كشته شدند، مطابق با خطي كه رهبران ما براي ما تعيين مي كردند.
|+|
همكار "كاظم اخوان" در غربت از او ميگويد
همكار "كاظم اخوان" در غربت از او ميگويد ...
"محمود اسكويي" عكاس و تصويربردار ايراني مقيم پايتخت انگليس گوشهاي از خاطرات آشنايي خود درباره "كاظم اخوان" عكاس خبري ربوده شده ايرنا در بيروت را بازگو كرد. وي سهشنبه شب به مناسبت ۱۷مرداد "روز خبرنگار" به ايرنا در لندن گفت:اخوان جرات عجيبي داشت. در عمليات فتح خرمشهر، باپوشيدن لباس نظاميان عراقي، وارد خطوط آنها شده و از آنها عكس گرفتهبود. كاظم اخوان، عكاس و خبرنگار خبرگزاريجمهوري اسلامي (ايرنا) بههمراه سه ديپلمات ايراني در تيرماه ۱۳۶۱شمسي هنگامي كه جنوب لبنان توسط رژيم صهيونيستي اشغال شده بود، توسط عوامل اين رژيم ربوده شدند و تاكنون خبر دقيقي از سرنوشت آنان در دست نيست. اسكويي كه هنگام دفاع مقدس براي يك شبكه تلويزيوني غربي كار ميكرد، افزود: چون اخوان هميشه در خط اول بود، ميدانم كه آرشيو عكسهاي جنگي محشري داشت. به گفته وي،" اخوان با صفا بود. از همه چيز عكس ميگرفت. نميدانم آرشيو عكسهايش حفظ شده يا نه، ولي كارش محشر بود". وي ادامه داد: هميشه ميپرسيد تا ياد بگيرد. بچه مسلمان و بسيار مذهبي بود اما هيچوقت رفتار متعصبانه نداشت و آزادمنش بود. تصويربردار كهنهكار مقيم پايتخت انگليس كه هنگام بازگويي خاطراتش از عكاس ايرنا بشدت متاثر شده بود، ادامه داد: چون ما براي رسانههاي خارجي كار ميكرديم، اجازه حضور در خط اول جبهه را نداشتيم. يك روز پس از آنكه اخوان از خط برگشت واقعهاي را برايم تعريف كرد. ""اخوان گفت: در فتح خرمشهر يك تيربارچي عراقي را اسير كرديم كه از بس شليك كرده بود، انگشتش زخم شده بود. هنگام اسارت برخاست و گفت: "يا علي" و بچهها به احترام امام علي (ع) او را در جديترين مرحله عمليات اسير كرده و به پشت خط انتقال دادند."" وي بازگويي خاطرات دو سال آشنايياش با اخوان در منطقه جنگي را متوقف ميكند و با اندكي مكث ياد شبي ميافتد كه اخوان براي عكاسي از درگيريهاي لبنان از وي در هتلي در سوريه خداحافظي ميكند. اسكويي ميافزايد: "قرار بود با هم براي عكسبرداري و تصويربرداري از صحنههاي جنگي عازم بعلبك شويم، اما تلكسي به دستم رسيد كه از من خواسته بود، سه روز ديگر در دمشق بمانم." اسكويي سپس گفت: "اگر ربوده نشده بود، مطمئنم كه اكنون از اساتيد عكس بهويژه از صحنههاي درگيري بود."
هزار ليره لبناني كه الان يكصد پوند انگليس ارزش دارد، به او بدهكارم. آخرين جمله اسكويي نيز در وصف عكاس خبري ايرنا اين چنين بود: خيلي با صفا بود، دلم براي شوخيهايش و شجاعتش تنگ شده است. لندن، خبرگزاري جمهوري اسلامي ۸۵/۰۵/۱۸
|+|
خبرنگاری که هیچگاه باز نگشت...؟!
آیا خبرنگاران و عکاسان ایرانی کاظم اخوان را فراموش کرده اند؟!
كاظم اخوان در سال ۱۳۳۸در خانواده ای مذهبی در یکی از محلات قدیمی اطراف حرم در مشهد مقدس متولد شد . به دلیل تقارن با میلاد امام کاظم (ع) نام کاظم را برای او برگزیدند، پدرش از خاد مان بارگاه ملکوتی امام رضا (ع) بود و بعد از سالها انتظار همچون پیر کنعان در فراق یوسف گمگشته خود چشم به راه بود اما تقدیر براین بود که پس از۱۲ سال رنج ومحنت بی خبری از فرزند نقاب در خاک کشد و با اندوه و حسرت دیدار جوان در دل خاک سرد جای گیرد.مادرش صدیقه حائری زاده معلم بود.کاظم تحصیلات ابتدائی و متوسطه را با اخذ دو دیپلم طبیعی و ریاضی در زادگاه خود به پایان رسانیداو در طی دوران تحصیل به ورزش نیز اهتمام داشت لذا در مسابقات کشتی آموزشگاه های استان صاحب عنوان شد . علاوه بر تحصیل و ورزش هر گاه فرصتی می یافت در کنار پدر ش در خدمت به زائرا ن امام هشتم میکوشید خاندان اخوان این افتخار را داشتد که نسل اندر نسل از خادمان حرم امام رضا باشند. با آغاز حرکت شکوهمند انقلاب اسلامی به صف انقلابیون پیوست ود ر کلیه راهپیمائی ها حضور فعال داشت و ی پس از پیروزی انقلاب همچنان شور و نشاط انقلابی خود را حفظ کرد و در سنگرهای مختلف به خدمت پرداخت. سال 59گلچین دستچین روزگار مادرش را با خود برد و روح وجانش را عمیقاْ متأثر ساخت. با آغاز جنگ تحمیلی آرام وقرار نداشت لذا سریع خود را از مشهد به اهواز رسانید و به ستاد جنگهای نامنظم پیوست و با حضور در این گروه که نقش بسیار ارزنده ای در دفاع از میهن اسلا می داشت در کنار شهید چمران در بیش از ۷۰ عملیات و نبرد خطر ناک با دوربين عكاسي و فيلمبرداري در گرماگرم نبرد حضور مي يابد. او در بیشتر ماء موریتهای جنگی در کنار دکتر چمران بود و ارتباط بسیار صمیمی با او داشت و شدیدا" مورد توجه اش قرار گرفت .
در نبرد همیشه پیشتاز بود علاوه بر اسلحه وسائل دوربین عکاسی و فیلم برداری را نیز با خود حمل می کرد ،در هریک از خطوط ، هنگامی که ارتباط قطع میشد او بود که بدلیل شهامت و ورزیدگی به سرعت ارتباط را برقرار میکرد در سخت ترین شرایط جنگی حتی در شرایطی که انتظار شکست میرفت او بود که با قاطعیت و اطمینان دیگران را دلداری می داد ، آرامش و متانت او در کارها اطمینان خاطر ایجاد میکرد ،در هر فضائی قرار میگرفت شادی را بر آن فضا حاکم میکرد ،حتی در اولین برخورد فکر میکردی که گوئی سالهاست او را میشناسی و می توانی به او تکیه کنی و مشتاق دیدار دوباره او بودی.
او يك رزمنده بسيجي هنرمند است كه هنر عكاسي در وي با جنگ متولد مي شود و با تشويق و تحسين شهيد چمران و عشق وا يمان به ثبت لحظات ناب ايثار رشد مي كند و تبلور مي يابد و تبديل به يكي از پديده هاي عكاسي جنگ مي شود.
دفاع مقدس مجموعه اي از تفكر، انديشه، عمل، استعدادها و مسؤوليت هاست كه هركس بنا بر اين نقش بعدي از آن را پذيرا شده است و برخي در اين پهنه گسترده مسؤوليتي مضاعف دارند. يك عكس و ثبت آن در اذهان گوياتر از صدها كلام و چندين مجلد است اخوان آنچنان در عمق زواياي حركتي جنگ حضور داشت، كه براي ثبت حادثه اي كه كمتر يك لحظه و شايد تنها براي يك بار در طول تاريخ اتفاق مي افتد. از هنرش بهره جسته است بديهي است حضور در عرصه هاي نبرد نياز به جسارت و تيزهوشي مهارت و علاقه دارد. وي در طول يكسال و نيم زندگي مداوم در جبهه ها موفق شد صحنه هايي بديع و استثنايي را به تصوير بكشد تا به بيننده اي در سالهاي بعد ارائه دهد تا نسل آينده ببينند و بدانند آنچه را كه سالها پيش اتفاق افتاده واين رسالتي است بزرگ كه يك خبرنگار بايد بدان همت گمارد.
او مسؤوليت خود را خوب مي شناسد، ثبت تصوير ايثارها و فداكاريهاي شيران عرصه پيكار در برابر دشمن زبون، زنده نگه داشتن حماسه هاست و مي تواند به زندگي ملت در آينده طراوت ببخشد در عين حال كه در صف حسينيان حضور دارد وظيفه زينب گونه خود را به نحو احسن انجام مي دهدبايد خون سرخ رزمندگان را براي هميشه در تاريخ ثبت كند تا نشانه اي باشد از ايمان آنان كه اسماعيل وار گردن به حكم الله نهاده و زخم تيغ را به جان خريده و سرخي خون اوست كه بايد روحها را به آتش بكشد و يادگاري ابدي در تاريخ باشد. آري جنگي را كه كاظم عكاسي كرد با همه جنگها متفاوت بود. براستي چقدر در حفظ ارزشهاي دفاع مقدس تلاش كرده ايم و موفق بوده ايم؟
همچنين تعدادي از كارهايش در ويژه نامه منتشر شده توسط ستاد تبليغات جنگ در ۲۲ بهمن ۱۳۶۱ كه حاصل كار عكاسان حرفه اي جنگ بود چاپ مي گردد و در اين ميان يكي از عكسهاي استثنايي گرفته شده توسط او به عنوان طرح روي جلد آن انتخاب مي شود، اما اينكه چرا در طول بيست سال گذشته حداقل بنياد حفظ آثار و ارزشهاي دفاع مقدس از كارهاي ارزنده اين خبرنگار در بند استفاده نكرده است بازيافت اين پاسخ علاقه مندان آثار و ارزشهاي دوران دفاع مقدس را مكدر مي كند.
۱۶ خرداد ۱۳۶۱ رژيم صهيونستي دست به حمله گسترده هوايي و زميني و دريايي به لبنان مي زند و بيروت به محاصره در مي آيد. كاظم تاب نمي آورد، زيرا حضور مداوم در جبهه از يك سو و تحت تعليمات فكري شهيد چمران قرار گرفتن از سوي ديگر، از او عارفي سلحشور ساخته بود كه از خطرات راه نهراسد. از اين رو همراه هيئت ديپلماتيك، به جنوب لبنان مي رود تا از نگاه دوربين روايتگر تجاوزي ديگر به حريم اسلام و انسانيت باشد. اما اين سفر را بازگشتي نبود چرا كه او نيز يكي از چهار ديپلماتي بود كه در حين عزيمت به بيروت با اتومبيل سفارت، توسط فالانژها ربوده شدند.
در همین زمینه:
|+|
24 سال گذشت ...؟!
روایت هجران به مناسبت بیست و چهارمین سالگرد ربوده شدن ۴ دیپلمات ایرانی بدست عوامل رژیم صهیونیستی در لبنان، کانون جوانان حریم رضوی اقدام به برگزاری طرح "روایت هجران" در قالب دو بخش نمایشگاه عکس از آثار کاظم اخوان و همایش با هدف بررسی تأثیر رسانه ها در تسریع روند پیگیری پرونده۴ دیپلمات، نمود.
بخش نمایشگاه عکس(1، 2 ،3 ،4 ،5 ...) از تاریخ ۱۴ لغایت۲۲تیرما در محل فرهنگسرای بهشت دایر بود که مورد استقبال زائران و مجاوران مشهدالرضا(ع) واقع شد.
همایش روایت هجران نیز در تاریخ ۲۱ تیرماه با حضور آقایان پاریاب، مهندس رامین و جوادیان وتنی چند از مسئولین ادارات و سازمان ها، مدیران مسئول مطبوعات و خانواده های محترم رستگارمقدم و اخوان، در محل تالار ابن سینا برگزار شد.
دبير کل جمعیت حمایت از اقلیت های مسلمان در غرب اظهار داشت: بزرگترين كمكي که ما مي توانيم به احمد متوسليان کنيم اين است كه وي را در جايگاه خودش قرار دهيم و خودمان را در جايگاه خود. به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران( ايسنا) منطقه خراسان، دکتر محمد علي رامين که در همايش روايت هجران در مشهد سخن مي گفت، چهار ديپلمات ايراني ربوده شده توسط رژيم صهيونيستي را مبارزاني جان بر کف دانست و درباره احمد متوسليان يكي از اين چهار ايراني اظهار داشت: احمد متوسليان کسي بود که پس از فتح خرمشهر خواب و آسايش را بر خود حرام دانسته و زماني که ديد خواهران و برادران مسلمانش در فلسطين و لبنان زير چکمه هاي رژيم غاصب هيهونيسم شکنجه مي شوند بلافاصله به فلسطين و لبنان رفت براي نجات آنها نه براي تفريح و مذاکرده با اسرائيل چون وي اصلا اين رژيم را قبول نداشت.
وي افزود: آيا حيف نيست که احمد متوسليان قهرمان قهرمانان، مبارز بزرگ در تاريخ معاصر ما و يک انسان فدايي اسلام و ذوب در ولايت راكه مي توانسته پس اسارتش با حمايت همفکرانش به جهانيان معرفي مي شد تا با الگوي خود ميليونها انسان مظلوم و مستضعف را در سراسر جهان عليه مستکبران و صهيونيستها به قيام فرا بخواند را ديپلمات معرفي کنيم. رامين افزود: آيا احمد متوسليان از "ارنستو چه گوآرا" در آمريکا لاتين کمتر است؟ چه گورآرا مبارزه کوبايي که پس از آزادي کوبا از دست مزدوران آمريکايي براي نجات مردم بوليوي از ستمگران آمريکايي به آن ديار رفت و در مبارزه با آنها كشته شد و اکنون قريب به 35 سال است که الگوي مبارزان ضد استکباري در قاره آمريکا است، اما چرا ما مجاهد بزرگ راه خدا سردار احمد متوسليان را که براي نجات محرومان و مظلومان مسلمان قيام کرده بود را بر خلاف مرام و هدفش معرفي کنيم و به عقيده من اين يک اشتباه و ظلم بزرگ است. وي افزود: آيا حيف نيست از چنين فرصتي که متوسليان و همرزمان وي در اختيار ما قرار داده است اين قدر بد استفاده کنيم و فقط به بهانه اين که احيانا ممکن است در زندان به آنها آسيبي برسد، آنها را ديپلمات معرفي کنيم و مجاهدت آنها را براي نجات محرومان به دست فراموشي بسپاريم. آیا جز این است که بزرگترین آرزوی این عزیزان، شهادت در راه خدا بوده است؟! دکتر محمد علي رامين افزود: چرا ما مثل احمد متوسليان فکر نمي کنيم ،کسي که آرزويش نجات و کمک به تمام محرومان جهان بود، اگر ما خودمان انسانهايي ترسو شده ايم و به دنيا چسبيده ايم، چرا اين احساس حقارت را به اين آزاد مردان نيز نسبت دهيم. وي افزود:آيا با 25 سال سکوت و عدم معرفي هدف جهادگرانه آنها به آزادي آنها از اسارت و بسيج عمومي مسلمانان براي نجات لبنان و فلسطين کمکي کرده ايم؟ و آيا بهتر نيست که راه و روش و هدف آنها را به مسلمانان جهان معرفي کنيم. رامين افزود:چنانچه يکپارچه احمد متوسليان و همرزمان غيور او را آنچنان که بودند به جهانيان معرفي کنيم خواهيد ديد که ميليونها بسيجي مجاهد و جان بر کف به استقبال شهادت عازم سرزمينهاي لبنان و فلسطين خواهند شد و اثري ازجنايتکاران باقي نخواهند گذاشت. ***تنها راه حل آزادي گروگانها از دست رژيم غاصب اسرائيل گروگان گيري متقابل متقابل از آنهاست... دکتر محمد علي رامين در ادامه تنها راه حل براي آزادي چهارگروگان ايراني و تمام اسراي لبناني و فلسطيني را مقابله به مثل با صهيونيسم دانست و اظهار داشت: يهوديان جنايتکار که ما به آنها صهيونيسم مي گوييم جز حرف زورچيز ديگري نمي فهمند و با خواهش و التماس و تمنا آنها را آزاد نخواهند کرد. دبير کل جمعیت حمایت از اقلیت های مسلمان در غرب اظهار داشت: اصولاً يهوديان جنايتکار مردمي شرور اما ترسو هستندو کافي است افرادي در برابر آنها پيدا شود که از آنها نترسند و آنجاست که ترس و هراس صهيونيستها آشکار مي شود. وي افزود: احمد متوسليان اصلا احتياجي به اين ندارند که ما براي آزادي اش تلاش کنيم زيرا صهيونيستها حتي زماني که آنها در بند هستند نيز از آنها و همفکران آنها در سراسر جهان مي ترسند و کافي است که ما براي ادامه راه آنها در سراسر جهان اعلام آمادگي كنيم. ***چنانچه نهادهاي خارجي و سياسي ما به جاي سنگ اندازي از احمدي نژادحمايت کنند مشکل حل خواهد شد. دکتر محمد علي رامين در ادامه اظهار داشت: بنا بر اين ما بايد هر چه زودتر با اعلام آمادگي خود براي مبارزه با صهيونيسم جلوي جنايات آنها را بگيريم و براي اين کار فقط کافي است برخي از نهادهاي حکومت جمهوري اسلامي ايران در برابر احمدي نژاد که مطيع محض ولايت است، قرار نداشته باشند و با او همفکري کنند و نهادهاي سياسي نيز بجاي سنگ اندازي در برابر محمود احمدي نژاد راه وي را برگزيينند . وي افزود:در اين صورت است که خواهيم ديد صداي رئيس جمهور همچنان که سردار ديگر امام خامنه اي يعني سيد حسن نصر الله در کل خاوميانه چنين نقشي را ايفا خواهد کرد و احمدي نژاد ميليونها نفر را در سراسر منطقه براي نجات فلسطين بسيج مي کند . وي افزود: فقط کافي است امروز سياستمداران ما از مرام و راه احمدي نژاد که پيرو احمد متوسليان است و پشت سر نائب امام زمان حرکت مي کند دفاع و حمايت کنند. رامين در ادامه خاطر نشان ساخت:پس بيائيم براي نجات جان گروگانها در قدم اول راه آنها را ادامه دهيم زيرا سردار متوسليان کسي نبود که براي برداشتن موانع ظهور امام زمان و مقابله با صهيونستها و استکبار جهاني منتظر ظهور امام زمان(عج) بماند، بلکه براي برداشتن موانع ظهور با تبعيت از نائب آن حضرت در زمان خود قيام کرد. وي افزود: احمد متوسليان و همرزمانش امام حاضر خود را داشتند و پشت سر امام، خود در راه آزاد سازي فلسطين و لبنان فعاليت کردند، اما متاسفانه ما امروز به گونه اي رفتار مي کنيم که امام حاضر خودمان يعني امام خامنه اي را نمي بينيم در حالي که 25 سال پيش متوسليان با پشتوانه امامش حرکت کرد اما ما با پشتوانه حرکت نمي کنيم . محمد پاریاب، دبير ستاد اطلاع رساني و معاون سخنگوی دولت:
دبير شوراي عالي اطلاع رساني دولت از ارائه شكايت ايران به سازمان ملل در راستاي بين المللي کردن پرونده ربودن چهار ديپلمات ايراني به دست رژيم صهيونيستي خبرداد. به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) ـ منطقه خراسان، محمد پارياب در همايش "روايت هجران" که در خصوص « بررسی تأثیر رسانه ها در تسریع روند پیگیری پرونده» چهار ديپلمات ربوده شده ايراني به دست عوامل رژيم صهيونيستي در مشهد برگزار شد اعلام کرد: طرح و شکايتي از سوي ايران تنظيم شده است که بزودي در سازمان ملل مطرح خواهد شد و علاوه بر اين در دولت نهم سفراي ايران به خصوص آنهايي که در کشورهاي مرتبط با اين پرونده حضور دارند موظف شده اند که بررسي و پيگيري اين پرونده را در دستور کار خود قرار دهند.
وي تصريح كرد:رييس جمهور در نخستين روزهاي مسووليت خود، مساله پيگيري وضعيت پرونده چهار ديپلمات ايراني را به عنوان مطالبه شخصي خود اعلام کرد و به همين منظور در نخستين روزهاي آغازين دولت نهم پيگيري هاي متعددي صورت گرفت. وي افزود:رييس جمهور در راستاي پيگيري اين موضوع، دکتر موسوي معاون پارلماني و حقوقي دولت را به عنوان مسوول پيگيري اين پرونده معرفي کرد و بر همين اساس اقداماتي مهم از قبيل، برگزاريجلسه عمومي بين دستگاههاي مرتبط با موضوع اين پرونده، تشکيل کميته حقيقت ياب و ارايه و بررسي بيش از 20 طرح و مدل مختلف جهت پيگيري اين پرونده از سوي مسوولين دولتي و نهادهاي مردمي و عمومي در کميته حقيقت ياب از سوي دولت صورت گرفت. دبير ستاد اطلاع رساني دولت با اشاره به پيگيري هاي گسترده برخي از رسانه هاي ايراني در طول 3 سال اخير در خصوص پرونده ديپلماتهاي ايراني در بند اسرائيل تصريح کرد:جهت گيري رسانه هاي ما در خصوص اين موضوع خاص بايد اصلاح شود زيرا در حال حاضر عموم اخبار مرتبط با اين پرونده که از سوي رسانه هاي ما مطرح مي شود عموما داراي جهت گيري داخلي است و مسوولين کشور را مورد هدف قرار مي دهند. وي افزود:گرايش رسانه ها اغلب به درون کشور است در حالی که این رسانه ها بايد نهادهاي مسوول بين المللي و در رأس آنها رژيم غاصب صهيونيستي را هدف قرار دهند و در واقع رسانه هاي ما بايد نگاهي بين الملليتر پيدا کنند. اصحاب رسانه می توانند به تحقیق و بررسی تناقضات موجود در عرصه بین المللی میان پیگیری سرنوشت خلبان مفقودشده اسرائیلی (درحین بمباران مناطق غیرنظامی لبنان) و سرنوشت 4 شهروند ایرانی که به صورت کاملاً دیپلماتیک در لبنان حضور داشتند، بپردازند و بدین وسیله نقش موثری در اثبات برخورد دوگانه مجامع جهانی با این پرونده و حاکمیت صهیونیزم رسانه ای بر جهان داشته باشند .... پارياب رسانه هاي کشور را به پيگيري قضايي و حقوقي پرونده مذکور فراخواند و اظهار داشت: شايد در دوره هاي گذشته در کشور ما توجه کمتري به پيگيري سرنوشت اين ديپلماتها از لحاظ قضايي صورت گرفته است که اميدواريم پيگيري قضايي و حقوقي رسانه ها امروز بتواند کمک بزرگي را به تعيين سرنوشت اين ديپلماتها کند.
در این مراسم همچنین امیرعلی جوادیان از همرزمان و همکاران کاظم اخوان نیز در ادامه با تأکید بر ویژگی های منحصربه فرد کاظم به ویزه در ثبت لحظات ناب دفاع مقدس و رشادت های او درستاد جنگ های نامنظم در کنار شهید چمران، به بیان خاطراتی از وی پرداخت...
وي با بيان اينكه در همايش روايت هجران به تاثير رسانه در روند تسریع پيگيري پرونده چهار ديپلمات ايراني پرداخته خواهد شد اظهار داشت: در برگزاري اين همايش و حمايت از رسيدگي به پرونده اين 4 ديپلمات نهادهايي از قبيل معاون اجرايي رييس جمهور، دبير کميته رسيدگي به پرونده، مدير کل مطبوعات وزارت فرهنگ و ارشاد، مدير کل ارشاد خراسان رضوي، نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مدير باشگاه پيروزي تهران، سازمان ملي جوانان و سازمان پژوهشهاي آستان قدس رضوي و نيروي مقاومت بسيج با ماهمکاري داشتند. شايان ذکر است در اين همايش شعارنوشته هايي از قبيل "طولانيترين گروگانگيري قرن"، "به ربع قرن سکوت پايان دهيد "و "عزيزانمان را برهانيد" به چشم مي خورد. متن قطعنامه پایانی همایش روایت هجران حضور رئیس جمهور ارزشی؛ جناب آقای دکتر احمدی نژاد
سلام علیکم این متن را به عنوان قطعنامه حاصل از این همایش برای شما می فرستیم و این در حالیست که شما را تنها رئیس جمهور نمی دانیم بلکه همان معلم خدمتگزار و برادر ملت دانسته و بر خلاف آنها که از ثمره مجاهدت پیر مراد خمینی عزیز(ره) می هراسند، ما به بسیجی بودن شما و خود افتخار می کنیم و از شما در خواست می کنیم: ۱) مستحضر هستید که فرمانده سپاه « محمد رسول الله(ص) » در بهشت جبهه ها، حاج احمد متوسلیان به همراه آقایان سید محسن موسوی، محمدتقی رستگار مقدم و کاظم اخوان، علی رغم داشتن مصونیت دیپلماتیک در تاریخ ۱۴تیرماه ۱۳۶۱ توسط عوامل فالانژ وابسته به رژیم صهیونیستی در ایستگاه برباره در نزدیکی بیروت در لبنان ربوده شده و تاکنون در اسارت اسرائیل جنایتکار به سر می برند... آنها به فرمان امام خمینی (ره)، جهت تحقق بخشیدن به اهداف نهضت جهانی اسلام، در راه خدا و به دور از وطن به جهاد پرداختند؛ لذا پیشنهاد می نماید به خانواده ایشان مدال شجاعت اعطا گردد. ۲) مستحضر هستید که با توجه به همه تلاش های انجام شده در سازمان های مسئول، هدایت و راهبری متمرکزی در حوزه اجتماعی و فرهنگی انجام نشده، لذا خواهشمند است کمیته ای با ساختار مجازی جهت هدایت و مدیریت امور فرهنگی و اجتماعی مربوط به ۴دیپلمات در بند، با حضور نمایندگان صدا و سیما، وزارت ارشاد، سازمان تبلیغات اسلامی و نمایندگان کمیته مردمی تشکیل شود تا اقدامی در این زمینه به شکل موثر ادامه یابد. ۳) از آنجا که راهبرد حقوقی، ضمن کسب حقوق حقه ملت ایران و خانواده محترم ایشان در این خصوص، حقانیت و مظلومیت ملت ایران را معین می نماید، تقاضا داریم که کمیته حقوقی تشکیل شده تحت نظر آن بزرگوار، فعالیت خود را مجدانه تر پیگیری نماید. با آرزوی توفیق برای آن بزرگوار کمیته مردمی پیگیری سرنوشت ۴ دیپلمات ربوده شده ایرانی در خراسان رضوی |+|
|