تبليغاتX
هر بودنی نشانه حضور نیست؛ بسا خیل حاضرانی که وجودشان انعکاسی از عدم است! ... به یاد آن غائبم که با حضوری غائبانه، خاطره اش صمیمانه به دل نشسته است به رنگ انتظار
به رنگ انتظار
از زمین دل برگیر که به کس دل ندهد؛ با من ای دوست بیا...


حوزه یا دانشگاه ...؟!

 

۲۷  آذر روز وحدت حوزه و دانشگاه گرامیباد

 

امام خمینی(ره): دانشگاه و حوزه یعنی علم و تهذیب


شهید مفتح مظهر وحدت حوزه و دانشگاه


كودكي و تحصيلات مقدماتي

شهيد آيت الله دكتر محمد مفتح در سال ۱۳۰۷ ه.ش در خانواده اي روحاني در همدان به دنيا آمد. پدر ايشان مرحوم حجت الاسلام حاج شيخ محمود مفتح از وعاظ بزرگ همدان بود.
استعداد فراوان و عشق زياد شهيد به تحصيل باعث شد كه بزودي مراحل مختلف تحصيل را بگذراند، به نحوي كه ديگر حوزه همدان براي او قابل استفاده نبود و لذا در سال ۱۳۲۲ در حالي كه تنها ۱۵ سال داشت براي ادامه تحصيل به حوزه علميه قم مهاجرت كرد.

 


تحصيلات تكميلي

پس از ورود به قم در حجره اي در مدرسه دارالشفاء اقامت كرد و شبانه روز به تحصيل علم پرداخت. از محضر اساتيد بزرگي همچون حضرت آيت الله العظمي امام خميني، مرحوم آيت الله علامه طباطبائي، مرحوم آيت الله داماد، مرحوم آيت الله حجت و ... استفاده كرد و بزودي دوره كامل خارج علوم مختلف حوزه را گذارند و جامع منقول و معقول گرديد تا اينكه به درجه اجتهاد نائل آمد و به عنوان مدرسي در حوزه به تدريس پرداخت، به نحوي كه حوزه هاي درسي ايشان در زمينه هاي مختلف به خصوص فلسفه از رونق خاصي برخوردار بود و از پراستفاده ترين حوزه هاي درسي براي فضلاي قم محسوب مي شد.
شهيد مفتح در كنار تحصيل  در حوزه به تحصيل علوم جديده پرداخت و مدارج مختلف تحصيلات جديده را نيز گذراند وي  پس از مدت نسبتاً كوتاهي موفق به اخذ درجه دكتري (P.H.D) در رشته فلسفه گرديد.

فعاليتهاي ايشان در مسائل اجتماعي و سياسي و آشنايي كه از نزديك با حوزه و دانشگاه و كليه مسائل آن پيدا كرده بود سبب شد كه استاد شهيد از سالهاي بسيارقبل، به اهميت وحدت فيضيه و دانشگاه پي برد.
مقاله ايشان تحت عنوان ?وحدت مسجد و دانشگاه? كه در سالهاي حدود ۱۳۴۰ در نشريه مكتب اسلام قم چاپ شد خود به خوبي نشانگر نوع تفكر و تلاش عملي استاد مفتح در زمينه ايجاد اين وحدت از آن سالهاست.

با شروع قيام حضرت امام خميني(ره) شهيد مفتح كه يكي از شاگردان نزديك ايشان بود، از روز اول قيام پشت سر امام مبارزات خود را اوج بيشتر داد.

منبرهايي كه ايشان در شهرهاي آبادان، خرمشهر، اهواز و... مي رفتند بارها منجر به دستگيري و تبعيد ايشان گرديد ولي شهيد مفتح مجدداً در مناسبت بعدي براي منبر به آن شهرها مي رفتند تا بالاخره در آخرين بار ايشان دستگير،  تبعيد وبه استان خوزستان ممنوع الورود شد.

 در دانشكده الهيات

غناي علمي استاد، تبحر و تسلط ايشان به علوم جديده و قديم، بيان شيوا و قلم قدرتمند ايشان، دانشكده الهيات و معارف اسلامي دانشگاه تهران را بر آن داشت تا به طور رسمي از ايشان دعوت به عمل آورد تا به تدريس در آن محل بپردازد. شهيد مفتح به شوق همكاري با استاد شهيد آيت الله مطهري تدريس در دانشكده الهيات را پذيرفت و از سال ۱۳۴۹ در تهران اقامت گزيد.

مسجد جاويد؛ سنگر مبارزه با ظلم و الحاد

شهيد آيت الله دكتر مفتح با قبول امامت مسجد جاويد در سال ۱۳۵۲ هسته اي ديگر را در جهت تجمع نيروهاي مسلمان مبارز و سنگري براي ارائه اسلام راستين و جبهه اي براي مبارزه با رژيم پهلوي ايجاد كرد. وي ابتدا اقدام به تشكيل كتابخانه اي در مسجد كرد و سپس با تشكيل كلاسهاي مختلف از جمله اصول عقايد، فلسفه، اقتصاد، تفسير قرآن، نهج البلاغه، عربي، تاريخ اديان، جامعه شناسي و... براي دانشجويان و نيز كلاسهاي ديگري در سطح دانش آموزان اقدامي مؤثر براي بالابردن سطح آگاهي هاي مذهبي به صورتي منظم و سيستماتيك و همچنين ايجاد زمينه براي آشنايي در جهت پيشبرد انقلاب اسلامي نمود تا اين كه در سوم آذر ماه ۱۳۵۳ با دستگيري شهيد آيت الله مفتح و آيت الله العظمي سيد علي خامنه اي مسجد جاويد تعطيل شد . شهيد مفتح حدود ۲ ماه در زندان رژيم زير شديدترين شكنجه ها به سر برد .

 

مسجد قبا ؛ قلب تپنده انقلاب

حدود ۲ سال پس از آزادي از زندان شهيد آيت الله دكتر مفتح امامت مسجدي در نزديكي حسينيه ارشاد را پذيرفت و آن مسجد را ?قبا? ناميد و بدين صورت مسجد قباي ديگري در راستاي مسجد قبا در صدر اسلام بنياد نهاده شد تا سنتهاي اصيل رسول خدا و خاندان پاكش را احيا كند.

وي اين مسجد را به عنوان بزرگترين سنگر در جريان مبارزات انقلاب اسلامي درآورد. جمعيتهاي چندين صدهزار نفري كه در سالهاي ۵۶ و ۵۷ در سخنراني هاي ماه مبارك رمضان در مسجد گرد مي آمدند، تا آن زمان بي سابقه بود و رعب و وحشت زيادي در دل رژيم منفور پهلوي ايجاد مي كرد.


فعاليت در لبنان؛ اقدامي عملي در تعميق و گسترش انقلاب اسلامي

در جريان جنگهاي داخلي لبنان كه رژيم صهيونيستي اشغالگر با همكاري رژيمهاي مرتجع منطقه براي سركوبي شيعيان و فلسطينيهاي مسلمان به پا خاسته مقيم لبنان برپا كرده بود، شهيد آيت الله دكتر مفتح اقدام به جمع آوري اعانه به مقدار زياد كرد و آنها را به لبنان فرستاد. او معتقد بود اساسي ترين كار براي پيشرفت هرچه بيشتر شيعيان لبنان، بالاتر بودن سطح آموزش و فرهنگ آنان است، عليهذا براي جنگ زدگان لبنان دو برنامه كوتاه مدت و درازمدت داشت. در برنامه كوتاه مدت سعي بر آن داشت تا مخارج تحصيلي كودكان شهداي لبنان را تأمين كند و در اين راه موفق شد عده زيادي از بازماندگان شيعيان جنگ زده را با تأمين مخارج تحصيل و پوشاك و غذا راهي مدارس بكند. هدف وي از اجراي برنامه درازمدت اين بود كه يك مركز و مجتمع آموزشي شيعي در لبنان ايجاد كند و با اين اقدام دست به اساسي ترين كار در جهت از بين بردن عقب افتادگي شيعيان لبنان زد.

 نماز عيد فطر؛ نقطه عطفي در حركت انقلاب

شهيد مفتح در رمضان سال ۱۳۵۶ اقدام به تشكيل جلسات سخنراني در مسجد قبا نمود و از كساني كه رژيم، آنها را از انجام سخنراني منع كرده بود دعوت كرد و با اين عمل قدم مؤثري را در جهت رسوا كردن رژيم برداشت.
پس از روزهاي سازندگي ماه رمضان ۵۶ شهيد آيت الله دكتر مفتح اعلام كرد كه نماز عيد فطر را در زمينهاي قيطريه خواهد خواند.

ساعت ۸ صبح پنجشنبه ۱۶ شهريور دكتر مفتح به زمينهاي قيطريه آمد و مشاهده كرد كه سر تا سر زمين توسط نيروهاي مسلح ارتش شاهنشاهي اشغال شده است.


در اوائل راه ،ارتش شروع به شليك تير هوايي و گاز اشك آور به سوي جمعيت مؤمن و مبارز كرد اما مردم با روشن كردن آتش و سوزانيدن مقوا در اطراف شهيد مفتح مانع از آسيب رساني گاز به ايشان شدند.
نظاميان شاه به كمي پائين تر (خيابان دكتر شريعتي، سر راه شهيد كلاهدوز) حمله كردند و دكتر مفتح را با سرنيزه و قنداق تفنگ به سختي مجروح و مضروب كردند به طوري كه امكان حركت از وي سلب شد.
شهيد مفتح كه صبح جمعه ۱۷ شهريور براي مداوا و پانسمان زخمهاي ناشي از تظاهرات ديروز به بيمارستان رفته بود، موقع بازگشت به منزل به وسيله ساواك دستگير شد.

 بدين ترتيب در اولين ساعات حكومت نظامي وي با تن و بدني مجروح دستگير و روانه زندان كميته ضد خرابكاري شاه گرديد.
بعد از ۲ ماه كه رژيم سابق در اثر اوجگيري انقلاب ناچار به گشودن در زندانها شد شهيد آيت الله دكتر مفتح از زندان آزاد شد.

 پس از انقلاب

كوشش هاي شبانه روزي استاد مفتح، پس از انقلاب با شدتي بيشتر دنبال شد، لياقت و جديت و كارداني ايشان ناشي از ايمان و اعتقاد عميقشان به انقلاب اسلامي بود.
وي علاوه بر عضويت در شوراي انقلاب با درخواست دانشجويان دانشكده الهيات و بعد از مشورت با استاد مطهري سرپرست دانشكده الهيات شدند و علاوه بر اين سرپرستي كميته منطقه ۴ تهران نيز برعهده وي بود.

دكتر مفتح در ادامه ساليان دراز كوشش و تلاش براي وحدت فيضيه و دانشگاه كه اسلام بر جامعه حاكم و كشور تحت رهبريهاي حضرت امام به پيش مي رفت به كوشش خود در اين زمينه افزود. در سالگرد شهادت آيت الله حاج سيدمصطفي خميني اقدام به تشكيل سمينار وحدت حوزه و دانشگاه در دانشكده الهيات نمود كه اين اولين سميناري بود كه تحت اين عنوان برگزار مي شد.

شهادت

دكتر مفتح در ساعت ۹ صبح روز سه شنبه ۲۷ آذر ۱۳۵۸ در حياط خلوت دانشكده الهيات دانشگاه تهران با شليك چند گلوله از سوي ضاربين بشدت زخمي شد و معالجات در بيمارستان اثري نبخشيد. ايشان حدود ساعت ۲ بعد از ظهر همان روز به شهادت رسید.

 يادش گرامي و راهش پر رهرو  باد

 


 پ.ن : حوزه و دانشگاه هردو خوبه و در واقع مکمل همند ولی ...؛

 ولی حداقل در مورد خودم اشتباه کردم و فرصتی طلایی رو از دست دادم  .... اگه قبل از ورود به دانشگاه، حوزه میرفتم خیلی بهتر بود تا الآن که بعد ا زدانشگاه وارد حوزه شدم و در واقع دنبال پیدا کردن اصلم اومدم ....

تازه رسیدم به چیزی که تو زندگی به دردم می خوره و اصلا زندگی کردن رو یادم میده ......زندگی نه روزمرگی!

با تمام وجود به این نتیجه رسیدم که چون در درجه اول مسلمونم و بعد دانشجو یا هر عنوان دیگه ای، به عنوان یک انسان مسلمان وظیفم در درجه اول شناخت هدف و تکلیفمه تو این دنیا؛ اینکه واسه چی اومدم و کجا میرم و وظیفم چیه و ..... اینکه دینم چی میگه و باید ها و نبایدهاش که پشت هر کدومش کلی حکمته و .....

وقتی هدف مشخص شد و شناخت پیدا شد (از خودم  و دینم) اون وقت دیگه با خیال راحت و  با برنامه ای که خدا بهم داده (قرآن)، دیگه راه روشنه و سریعتر و راحت تر میشه  طی طریق کرد ....

به هرحال ماهی رو هر وقت از اب بگیری، تازست... بازم جای شکرش باقیه...

                                                               ********

اصلاح طلبان قرآني ـ اصلاح طلبان حزبي

زمينه ساز وحدت حوزه و دانشگاه...

معتقد به پيگيري هاي حال نيستيم!

کینه های سوم تیر سر باز می کند

عبور پروانه از آتش

برد یا باخت؟!

 صندلی داغ!

ذاکرین ...

 

 

|+| نوشته شده توسط zahra در یکشنبه بیست و ششم آذر 1385 ساعت 14:13 | سلام بر مهدی (عج)



یک یا حسین دیگر ...

 

یک یا حسین دیگر ...


اگر اسلام به آن طوري كه هست عرضه بشود و پياده بشود، همه ملت ها ان شاء الله به او روي مي آورند. شما موظفيد كه نهضت را به همان طور كه تا اينجا رسانديد تا آخر برسانيد و در انتخابات... اشخاص متدين، اشخاص مطلع، اشخاص متعهد، اشخاص عقيده مند به نهضت، اشخاصي كه نه مايل به طرف شرق هستند و نه مايل به طرف غرب، بلكه در صراط مستقيم انسانيت و اسلام هستند، آنها را انتخاب كنيد.

صحيفه امام- جلد 8- صفحه 385

 

 

مقام معظم رهبری خطاب به شهردار مکتبی وقت تهران(دکتر احمدی نژاد):

" امروز از شهرداری تهران رایحه خوش خدمت به مشام می رسد."


*******



ليست ائتلاف سراسري "رايحه خوش خدمت" (ستادهاي مردمي احمدي نژاد در انتخابات نهم) در مشهد:

  • سيد محمد دعائي
  • دکتر طباطبايي يزدي
  • خسرو زينالپور
  • سيد عبدالله ارجايي شيرازي
  • دکتر غلامرضا خواجي
  • مهندس جواد داودآبادي
  • مهندس عباس شيرمحمدي
  • مهندس محمدحسن اکبرزاده
  • حسن قديري طرقي
  • مهندس مريم ملک
  • عفت ناظمي



به امید استشمام رایحه خوش خدمت از شهرداری مشهد

انشاالله

 

 

|+| نوشته شده توسط zahra در چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385 ساعت 17:27 | سلام بر مهدی (عج)



به سرمایه دار و مرفه رای ندهید

 

 

 

 به سرمایه دار و مرفه رأی ندهید

ملت توجه داشته باشند ، رئیس جمهور و وکلای مجلس از  طبقهای باشند که محرومیت و مظلومیت مستضعفان و محروان جامعه را لمس  نموده  و در فکر آنان باشند. نه از سرمایه داران و زمین خواران و صدر نشینان مرفه و غرق در لذات و شهوات که تلخی محرومیت و رنج گرسنگان و پابرهنگان را نمیتوانند  بفهمند.

امام خمینی (ره)

 

 

 

 

مسئولین باید به دنبال آرما ن های امام باشند

اگر کسی در جمهوری اسلامی، درمسئولیتی مشغول کار است ولی آرمان های نظام جمهوری اسلامی را آنطوری  که امام بزرگوار ترسیم کرده است و در قانون اساسی تجسم پیدا کرده، در دلش قبول ندارد، اشغال آن پست برای او حرام شرعی است.

مقام معظم رهبری

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط zahra در چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385 ساعت 12:57 | سلام بر مهدی (عج)



نمی از دریا ...

 

 امام رضا (ع) می فرمایند:

 

   حیات طیبه بر ۳ اصل استوار است:

  • بندگی و مطیع خدا بودن
  • الگوی  صحیح داشتن ( ولایت مداری)
  • سلامت عقل

 و

       اصول سلامت عقل عبارتند از :

 

     ۱. مردم از او همیشه انتظار خیر دارند

     ۲. دیگران از شرش در امان هستند

     ۳. خیر دیگران در نظرش زیاد جلوه میکند

     ۴. کار خیر خودش را کوچک و اندکی می شمرد

     ۵. اگر از او جاجتی خواستند، خسته نشود

     ۶. در طول عمرش از طلب علم خسته نشود

     ۷. نیازمندی به خدا برای او، بی نیازی از مال دنیا، محبوبتر باشد

     ۸. در  رابطه اش با خدا خود را خوار و کوچک بیند و در برابر دشمن با عزت و اقتدار باشد

     ۹. گمنام است میان مردم

     ۱۰. کسی را نبیند جز انکه او را از خود بهتر و با تقواتر بداند.

 

( اللهم اجعلنا من اشیاعهم و المستشهدین بین یدیهم و عجل فرجهم )

 

 

 

|+| نوشته شده توسط zahra در چهارشنبه پانزدهم آذر 1385 ساعت 12:37 | سلام بر مهدی (عج)



ادرکنی ...
 

   صدای گامهای یار می آید

                                        رضای آل احمد

                                                           آن یگانه گوهر دلدار می آید

 

                                                                                                       ادرکنی یا مولای ...

 

         

فرخنده میلاد امام رضا علیه السلام بر صاحب عصر (عج) و شیعیان راستین حضرتش فرخنده باد

 
           شکسته بالتر از من میان مرغان نیست

                                                مرا دریــــــــــــــــــــــــــــــــــاب یا مولای ...

 

رهایم کن مولا ...

پرواز را دوست دارم اما...

اما بالهایم سنگین شده

نه تاب ماندن دارم و نه بال پرواز 

رهایم کن از این ماندن

   مرا با خود ببر ...

 

 

فرخنده میلاد امام رضا (ع) بر صاحب عصر (عج) وشیعیان راستین حضرتش فرخنده باد

 اللهم اجعلنا من اشیاعهم و انصارهم والمستشهدین بین ایدیهم

یا معین الضعفاء

 


گفتمان دینی جوانان

بدون دعوا تحول درست كنيد

 و قبر بطوس يا لها من مصيبة ...

 

 

|+| نوشته شده توسط zahra در جمعه دهم آذر 1385 ساعت 13:22 | سلام بر مهدی (عج)



باز آ ...
 

من به را هی می روم کان جا قدم نا محرم است

از مقامی حرف میگویم که دم نامحرم است

ما اگر مکتوب ننوشتیم عیب ما مکن

در میان راز مشتاقان، قلم نامحرم است

 

 

                                         

باز آی که چون برگ خزانم رخ زردی است

با یاد تو دمساز دل من دم سردی است

از درد سخن گفتن و از درد شنیدن

با مردم بی درد ندانی که چه دردی است...

 

 

 

|+| نوشته شده توسط zahra در جمعه دهم آذر 1385 ساعت 13:11 | سلام بر مهدی (عج)