تبليغاتX
هر بودنی نشانه حضور نیست؛ بسا خیل حاضرانی که وجودشان انعکاسی از عدم است! ... به یاد آن غائبم که با حضوری غائبانه، خاطره اش صمیمانه به دل نشسته است به رنگ انتظار
به رنگ انتظار
از زمین دل برگیر که به کس دل ندهد؛با من ای دوست بیا ...


به خاطر عشق!
 
 به خاطر عشق ...

قبل التحریر: ... نه! یادم نرفته ... حواسم هست... درگیر امتحاناتم ...

اصلا مگه میشه فراموشش کرد؟! ...  ما با چمران زندگی می کنیم! مصطفی چمران فقط منحصر به ۳۱ خرداد هر سال نیست! ... هرچند که متاسفانه برای خیلی ها اینطور هست!
مگه میشه چنین بزرگمردی رو فراموش کرد؟!

خواستم بنویسم .... اما گفته های خودش اونقدر شیرین، دلنشین و گویاست که ترجیح میدم سکوت کنم تا از خودش بشنوید:

مگر نه كه فرموده است :

من طلبني وجدني،

 من وجدني عشقني،

 من عشقني عشقته،

من عشقته قتلته

 

پس:

"... به خاطر عشق است كه فداكاري مي كنم. به خاطر عشق است كه به دنيا با بي اعتنائي مي نگرم و ابعاد ديگري را مي يابم. به خاطر عشق است كه دنيا را زيبا مي بينم و زيبائي را مي پرستم. به خاطر عشق است كه خدا را حس مي كنم، او را مي پرستم و حيات و هستي خود را تقديمش مي كنم.عشق هدف حيات و محرك زندگي من است. زيباتر از عشق چيزي نديده ام و بالاتر از عشق چيزي نخواسته ام.

عشق است كه روح مرا به تموج وا مي دارد، قلب مرا به جوش مي آورد، استعدادهاي نهفته مرا ظاهر مي كند، مرا از خودخواهي و خودبيني مي رهاند، دنياي ديگري حس مي كنم، در عالم وجود محو مي شوم، احساسي لطيف و قلبي حساس و ديده اي زيبابين پيدا مي كنم. لرزش يك برگ، نور يك ستاره دور، موريانه كوچك، نسيم ملايم سحر، موج دريا، غروب آفتاب، احساس و روح مرا مي ربايند و از اين عالم به دنياي ديگري مي برند … اينها همه و همه از تجليات عشق است.

 

             ثبت است بر جریده عالم دوام ما ...

 
براي مرگ آماده شده ام و اين امري است طبيعي، كه مدتهاست با آن آشنام. ولي براي اولين بار وصيت مي كنم. خوشحالم كه در چنين راهي به شهادت مي رسم. خوشحالم كه از عالم و ما فيها بريده ام. همه چيز را ترك گفته ام. علائق را زير پا گذاشته ام. قيد و بندها را پاره كرده ام. دنيا و ما فيها را سه طلاقه گفته ام و با آغوش باز به استقبال شهادت مي روم ...

زندگى حماسه‏ آفرين و پرفراز و نشيب دکتر مصطفى چمران از مقاطعى بسيار گوناگون و حساس شكل گرفته است، شرايط خاص هر مقطع كاملاً قابل دقت است، زمانى در دوران مبارزات ملى‏ شدن صنعت نفت و پس از آن در دوران اختناق بعد از كودتاى 38 مرداد، ساليانى چند در آمريكا، سپس در مصر و بعد از آن دوران حماسه ‏ساز لبنان، در كنار مرزهاى اسرائيل و پس از پيروزى انقلاب اسلامى ايران در وطن و ميهن اسلامى خود در مسئوليت‏ها و مأموريت‏هاى مختلف، عمر پرجوش و تحرك و انسان ‏ساز خود را سپرى ساخت.

اين مقاطع با هم بسيار متفاوتند، ولى آن چه كه همه اين ادوار را به هم ارتباط مى‏بخشد، خط فكرى او، اعتقاد خالصانه و شيدايى او براى تكامل روح انسانى و اوج ‏گرفتن از اين دنياى خاكى و وصول به معشوق و لقاى حق بوده است. او لحظه‏ اى آرام نداشته است، خود را وقف خدمت به خلق و جهاد در راه خدا نموده و از هيچ كس و هيچ چيز جز خداى تعالى انتظار و ترس و باكى نداشت.

 سراپا عشق بود، محبت بود، شور بود، تلاش خالصانه بود، مبارزه بود، خودسازى بود، انسان‏ سازى بود، سازمان‏دهى بود، درد و غم و رنج بود، تنهايى و پرواز بود، فرياد بود و بالأخره شهادت بود.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مصطفى چمران كه در سال 1311 تولد يافت، دوران كودكى و ابتدايى را در دبستان انتصاريه تهران خيابان 15 خرداد - عودلاجان و دوران متوسطه خود را در دبيرستان‏هاى دارالفنون و البرز سپرى ساخت و سپس وارد دانشكده فنى دانشگاه تهران شد و در سال 1335 در رشته برق فارغ ‏التحصيل و شاگرد ممتاز گشت. او هميشه در تمام دوران تحصيل پيشتاز و نمونه بود، علاوه بر آن‏ كه در همه مبارزات سياسى و مذهبى حضورى فعّال داشت؛ نمونه‏اى از يك نوجوان و جوانى پاك، پرتلاش، عميق و براى همه دوست ‏داشتنى بود.

با استفاده از بورس شاگرد اولى براى ادامه تحصيل راهى آمريكا شد و ابتدا در دانشگاه تگزاس درجه فوق ‏ليسانس مهندسى برق و سپس در يكى از بزرگ ‏ترين و مهم‏ ترين دانشگاه ‏هاى معروف آمريكا« بركلى»، در كاليفرنيا و با همراهى برجسته‏ ترين اساتيد فيزيك، دكتراى خود را در رشته الكترونيك و فيزيك پلاسما با عالى‏ترين نمرات دريافت نمود و مدتى در يكى از مراكز مهم تحقيقاتى روى زمين در كنار دانشمندان و پژوهشگران بنام، سرگرم تحقيق روى پروژه هاى بزرگى، در زمان خود بود.

 

باز هم در كنار اين مسير تحسين ‏برانگيز و كم ‏نظير، پايه ‏گذار و سازمان ‏دهنده مبارزات ضد استعمارى و ضد رژيم طاغوتى شاه و پایه گذار فعاليت‏هاى گسترده اسلامى در آمريكا بود. بعد از شكست اعراب در جنگ 1967، دنياى وسيع آمريكا بر او تنگ مى‏نمود و براى فراگيرى فنون نظامى و جنگ‏هاى چريكى راهى اروپا، الجزاير و مصر شد و مدت دو سال در مصر ماند.

 

بعد از فوت جمال عبدالناصر به دعوت امام موسى صدر رهبر وقت شيعيان لبنان به سرزمين فاجعه، درد و رنج مسلمين به ‏ويژه شيعيان لبنان قدم نهاد و در جنوب لبنان، شهر صور و كنار مرزهاى اسرائيل رحل اقامت افكند ولى او در همه جاى لبنان حضور داشت، هر كجا كه خطر بود، بلا بود و قيام بود، دکتر چمران نيز در پيشاپيش مردم بى‏پناه لبنان حضور داشت.

 

در لبنان پایه ‏گذارى سازمان‏هاى چريكى مسلّح را بر عهده گرفت كه هم‏زمان با روشنگرى اسلامى و مذهبى و تقويت روحيه و اعتقادات اسلامى و مكتبى، ورزيده‏ ترين، زبده‏ ترين و شجاع ‏ترين رزمندگان اسلام را تربيت نمود كه فرزندان و شاگردان آن‏ها امروز نيز در لبنان براساس همين اعتقادات و روحيه شهادت ‏طلبى، حماسه ‏ها مى‏ آفرينند.

 

پس از پيروزى انقلاب اسلامى ايران مشتاقانه همراه با گروه 93 نفره نخبگان مذهبى و سياسى لبنان به ايران آمد و به ديدار امام بزرگوار خود شتافت و بنا به توصيه امام راحل در ايران ماند. با آن‏ كه در استمرار برنامه‏هاى خود در لبنان نيز دخالت داشت، در ايران نيز به دستور امام (ره) از پايه‏ گذاران سپاه بود و سپس در فرو نشاندن توطئه ‏هاى خطرناك و جدايى‏ طلبانه دشمن در كردستان با آن ‏كه معاون نخست ‏وزير بود، لباس رزم بر تن كرد و سلاح بر دوش گرفت و با سازمان‏ دهى و به‏ كارگيرى نيروهاى مسلّح و بخصوص مردمى، به خنثى ‏سازى توطئه‏ هاى سخت دشمنان برآمد و نام خود و پاوه و حوادث حماسه ‏ساز آن و فرمان تاريخى امام خمينى (ره) را براى هميشه در تاريخ ثبت نمود.


ب
ا آغاز جنگ تحميلى راهى خوزستان شد و فرماندهى نيروهاى داوطلب مردمى و نظامى را تحت عنوان «ستاد جنگ‏هاى نامنظم» بر عهده گرفت و كتابى قطور از رشادت‏ها، شهادت‏ها، حماسه ‏ها و مقاومت‏ ها را قلم زد. بالاخره در حالى ‏كه نام او و نيروهاى رزمنده و شجاع او به دوستان روحيه مى ‏بخشيد و پشت دشمنان متجاوز را مى‏لرزاند.

 

در ظهر هنگام روز 31 خردادماه 1360، در روستايى به ‏نام «دهلاويه» در نزديكى سوسنگرد با تركش خمپاره دشمن، شهادت را در آغوش كشيد و به اوج و عروج پركشيد و به لقاءاللَّه رسيد و به ‏سوى معبودش شتافت تا "عند ربهم يرزقون" شود.

 

        دهلاویه/ محل شهادت مصطفی چمران

 

شهيد دكتر چمران روحي عاشق داشت و همين روحيه عاشقانه سخنان و مناجاتهای وي را سخت دلنشين و خواندني كرده است. نامه ها و كوتاه نوشته هايي كه از آن زنده ياد به جا مانده است، خود مؤيد نثر پخته و روح عاشق اين چهره فروتن، اما پايدار عرصه فرهنگ و سياست است

 

كتاب « دعاي كميل » حاصل جلسات هفتگي زنده ياد چمران در انجمن اسلامي دانشجويان آمريكا بود. اين جلسات زماني برگزار شد كه شهيد چمران دريافته بود به دليل نبود آگاهي و تسلط كافي دانشجويان به زبان عربي، اين دعا كه «از قلب و روح علي(ع) برخاسته و علي(ع) آن را به دوست خود كميل تعليم داده است» چنان كه شايسته آن است، قدرش به جا نمي آيد.

پس مصمم شد تا دعاي كميل را به فارسي برگرداند، اگرچه مي دانست ترجمه معاني بلند و عرفاني كلام اميرالمؤمنين علي(ع) آن گونه كه شايد و بايد ممكن نيست، ولي تمامي سعي و همتش را به كار بست تا از آن ترجمه ای روان، پاكيزه و گويا ارايه كند.

 

كتاب با عنوان « لبنان » اثر ارزشمند ديگری از شهيد دکتر مصطفی است. كتاب حاضر گزيده‏ای از دست ‏نوشته‏ها يا سخنراني‏های شهيد و حاصل مطالعه و بررسی كليه نوشته‏ ها و سخنراني‏های او (در لبنان، اروپا، ‌ايران) درباره لبنان است.

                                        ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

* خدایا تو را شكر مي كنم كه از پوچي ها، ناپايداري ها، خوشي ها و قيد و بندها آزادم كردی و مرا در طوفانهای خطرناك حوادث رها ننمودی، و در غوغای حيات، در مبارزه با ظلم و كفر غرقم كردی، لذت مبارزه را به من چشاندی، مفهوم واقعی حيات را به من فهماندی... فهميدم كه سعادت حيات در خوشی و آرامش و آسايش نيست، بلكه در جنگ و درد و رنج و مصيبت و مبارزه با كفر و ظلم و بالاخره در شهادت است.

 

خدايا ترا شكر مي كنم كه به من نعمت " توكل " و " رضا" عطا كردی، و در سخت ترين طوفانها و خطرناكترين گردابها، آنچنان به من اطمينان و آرامش دادی كه با سرنوشت و همه پستی ها و بلنديهايش آشتي كردم و به آنچه تو بر من مقدر كرده ای رضا دادم.

 

* خدايا تو را شکر می کنم که در مواقع خطر مرا تنها نگذاشتی، تو در كوير تنهايی انيس شبهای تار من شدی، تو در ظلمت نااميدی، دست مرا گرفتی و كمك كردی... كه هيچ عقل و منطقی قادر به محاسبه پيش بينی نبود، تو بر دلم الهام كردی و به رضا و توكل مرا مسلح نمودی، و در ميان ابرهای ابهام و در مسيری تاريك مجهور و وحشتناك مرا هدايت كردی.

 

* خدایا تو را شکر می کنم که غم را آفریدی و  بندگان مخلص خود را به آتش ان گداختی و  مرا از این نعمت بزرگ، توانگر ساختی و دلم را سوختی و شکستی تا فقط جایگاه تو باشد.

 

       شهید دکتر مصطفی چمران

         هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق

        روح بلند و آسماني اش قرين رحمت واسعه الهي باد ...

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط zahra در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 ساعت 22:47 | سلام بر مهدی (عج)



چند نکته ...
 
 به یاد او که مظلوم اما عارفانه زیست، مظلوم رفت و مظلوم ماند ...

خدایا :

  • رحمتی  کن تا ايمان نام و نان برايم نياورد.

  • قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ايمانم افکنم تا از آنها باشم که پول دنيا را مي گيرند و برای دين کار می کنند و نه از آنها که پول دين را مي گيرند و برای دنيا کار مي کنند!

  • مرا ياری ده تا جامعه ام را بر سه پايه «کتاب، ترازو، آهن» استوار کنم و دلم را از سه سرچشمة «حقيقت، زيبائي و خير» سيراب سازم.

  •  در برابر هرآنچه انسان ماندن را به تباهی مي کشاند، مرا با «نداشتن» و «نخواستن» روئين تن کن!

  •  مرا از همه فضائلی که به کار مردم نيايد محروم ساز!

  • مگذار که ايمانم به اسلام و عشقم به خاندان پيامبر مرا با کسبه دين، با حمله تعصب و عمله ارتجاع هم آواز کند!  تا به رعايت «مصلحت» «حقيقت» را ذبح شرعي نکنم!

 پروردگارا به من آرامش بده تا بپذيرم آنچه را كه نمي توانم تغيير دهم دليري ده تا تغيير دهم آنچه را مي توانم تغيير دهم بينش ده تا تفاوت اين دو را بدانم مرا فهم ده تا متوقع نباشم دنيا و مردم آن مطابق ميل من رفتار كنند.

 

سخنرانی ها

پسورد: DrShariati.persianblog.com

 

خدایا عقیده مرا از دست عقده ام  مصون بدار.

   هر کس را به اندازه ای که احساسش می کنند، هست

        و هر کس را نه بدان گونه که هست، احساسش می کنند.

                                                                                                                            دکتر علی شریعتی

                                                                                                                   یادش گرامی

 شريعتي «آنتی تز» جریان روشنفكری ضد اسلامی بود

دکتر شریعتی به تمام معنا درد دین داشت

اعلامیه مهندس بازرگان و شهید مطهری

باور کنيد: اينها را شريعتی گفته است!

یاد این دو شهید گرامی

 

|+| نوشته شده توسط zahra در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 ساعت 5:40 | سلام بر مهدی (عج)



آی مردم! علی بی زهرا می میره...
 

امیرالمومنین به بالین زهرا(س) آمد، عبا را از دوش و امامه را از سر به زمین افکند. سر فاطمه را در آغوش گرفته و همراه با ناله صدا زد: " یازهرا!"

جوابی نشنید. دوباره صدا زد: "یا بنت محمدالمصطفی!"

جوابی نیامد. برای بار سوم صدا زد: "یا ابنة من صلی بالملائکة فی السماء! "

باز هم فاطمه خاموش بود ...

بالاخره گفت:

"یا فاطمة کلمینی فانا ابن عمک علی ابن ابی طالب ..."

فاطمه(س) نام علی(ع) می شنود! نام ولی ... چشم می گشاید ... هر دو می گریند. علی(ع) می گوید: چرا چنین می کنی؟

فاطمه (س) پاسخ می دهد: گریه ام برای آنچه که برایت رخ خواهد داد است، من دیگر بعد از ساعتی به پدرم می پیوندم ...

علی(ع) می گوید: امروز فراق تو مصیبت پیامبر را برای من تجدید می کند ...

و باز هر دو می گریند ...

لحظه، لحظه وداع زهرا و علی است؛ فاطمه میرود و علی باید بماند و ...

خدایا فاطمه تنها یک سحر میهمان علی است!

خدایا گل من که نیلی نبود                           جواب محبت که سیلی نبود!

یا رسول الله قد استرجعتک الأمانة

***

مصيبت هايى بر من فروريخت كه اگر به روزها افكنده مى شد،

آنها را به شبهاى تاريك بدل مى نمود

بنفسی انت ایتها المظلومة الشهیدة

آفرینش و زندگی فاطمه این نکته را به اثبات رساند که می‏توان احساسات و انعطاف زنانه را با شعور و درایت حماسی پیوند زد؛ می‏توان از محیط خانه منشأ تحولات اجتماعی و تاریخی شد؛ می‏توان در محراب عبادت با ملک همنوا گردید و از آنجا، پای به مسجد گذاشت و بلاغت را در ادبیات سیاسی و فرهنگی به اوج رساند.

می‏توان اوج اقتدار زنانه را در خضوع به همسر، پرورش فرزند، خانه‏ داری هدفمند، توجه به علم و معرفت و حضور مؤثر در مهم‏ ترین عرصه‏ های حیات سیاسی و اجتماعی، تعریف کرد و عمر کوتاه زندگی مادی را تا همیشه تاریخ جاودانه ساخت.

شخصیت‌ زهرای‌ اطهر، در ابعاد سیاسی‌ و اجتماعی‌ و جهادی‌، شخصیت‌ ممتاز و برجسته ‌ای‌ است؛ به‌ طوری‌ که‌ همه‌ زنان‌ مبارز و انقلابی‌ و برجسته‌ و سیاسی‌ عالم‌ می‌ توانند از زندگی‌ کوتاه‌ و پرمغز او درس‌ بگیرند.

زنی‌ که‌ در بیت‌ انقلاب‌ متولد شد و تمام‌ دوران‌ کودکی‌ را در آغوش‌ پدری‌ گذراند که‌ مشغول یک‌ مبارزه‌ عظیم‌ جهانی و‌ فراموش‌ نشدنی‌ بود. وی در دوران‌ کودکی‌، سختیهای‌ مبارزه‌ دوران‌ مکه‌ را چشید، به‌ شعب‌ ابی‌طالب‌ برده‌ شد، گرسنگی‌ و سختی‌ و رعب‌ و انواع‌ شدت های‌ دوران‌ مبارزه‌ مکه‌ را لمس‌ و بعد که‌ به‌ مدینه‌ هجرت‌ کرد، همسر مردی‌ شد که‌ تمام‌ زندگی‌ اش جهاد فی‌سبیل‌الله‌ بود و در تمام‌ قریب‌ به‌ یازده‌ سال‌ زندگی‌ مشترک‌ فاطمه‌ زهرا (س) و امیرالمؤمنین‌(ع)، هیچ‌ سالی‌، بلکه‌ هیچ‌ نیم‌ سالی‌ نگذشت‌ که‌ این‌ شوهر، کمر به‌ جهاد فی‌سبیل‌الله‌ نبسته‌ و به‌ میدان‌ جنگ‌ نرفته‌ باشد و این‌ زن‌ بزرگ‌ و فداکار، همسری‌ شایسته‌ یک‌ مرد مجاهد و یک‌ سرباز و سردار دائمی‌ میدان‌ جنگ‌ را نکرده‌ باشد .

زندگی‌ فاطمه‌ ‌زهرا(س‌)، اگر چه‌ کوتاه‌ بود و حدود بیست‌ سال‌ بیشتر طول‌ نکشید، اما این‌ زندگی‌، از جهت‌ جهاد، مبارزه‌ ، تلاش‌، کار انقلابی‌، صبر انقلابی‌، درس‌، فراگیری‌ و آموزش، سخنرانی‌ و دفاع‌ از نبوت‌ و امامت‌ و نظام‌ اسلامی‌، دریای‌ پهناوری‌ از تلاش‌ و مبارزه‌ و کار و در نهایت‌ هم‌ شهادت‌ است‌.

مقام‌ معنوی‌ این‌ بزرگوار، نسبت‌ به‌ مقام‌ جهادی‌، انقلابی‌ و اجتماعی‌ او به‌ مراتب‌ بالاتر است‌. فاطمه ‌‌زهرا(س‌) به‌ ظاهر، یک‌ بشر و یک‌ زن‌، آن‌ هم‌ زنی‌ جوان‌ است؛ اما در معنا، یک‌ حقیقت‌ عظیم‌ و یک‌ نور درخشان‌ الهی‌ و یک‌ بنده‌ صالح‌ و یک‌ انسان‌ ممتاز و برگزیده‌ است‌.

            "حضرت فاطمه زهرا(س) کوثر تمام نشدنی فضایل و معنویات است. "

                                                                                                                      مقام معظم رهبری

 

******

پ.ن: فقدان عالم فرزانه آیت الله فاضل لنکرانی، ایام فاطمیه، هتک حرمت ها و ... خداوندا بر دل صاحب عزا؛ امام عصر(عج) چه می گذرد؟

                                             قربان دل شکسته ات یابن الزهرا ...

 

جلوه های رفتاری و اخلاقی

ازدواج حضرت زهرا (س)

11 نکته درباره فدک

خطبه ها

 

|+| نوشته شده توسط zahra در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 ساعت 18:30 | سلام بر مهدی (عج)



عروج
 

قال الصادق(ع):

 " اذا مات المومن الفقیه ثلم فی الاسلام ثلمة لا یسدها شیء "

هرگاه مومن دین شناس درگذرد، در اسلام رخنه ای پدید آید که هیچ چیز آن را پر نمی کند.


                                   آيت الله فاضل لنكراني به ديار حق شتافت                   

                                      

             

                           

 

زندگینامه             

هنوز زود است تا بفهميم !

پیام تسلیت مقام معظم رهبری

حوزه‌هاي علميه بايد پاسخگوي جهان باشند

بيت آيت الله فاضل لنكراني/گزارش تصویری

                          

 

|+| نوشته شده توسط zahra در شنبه بیست و ششم خرداد 1386 ساعت 19:36 | سلام بر مهدی (عج)



همه با هم سکوت ...
 

 آجرک الله یا صاحب الزمان


تو خاک نبوده‌ای؛ و دیوار و طلا هم. تو آن بودی که زمین به حرمتش آفریده شد. تو آن بودی که اگر نمی‌بود، خاک بی‌حرمت می‌شد. اینک، این خاک و آن دیوارها و سر درها و گلدسته‌ها، به میمنت وجود تو است که حرمت یافته‌اند. به حرمتِ حریمِ حرمِ تو. 

باز، حرمت حریم‌ات را نادیده انگاشته‌اند، اما شما هرگز محصور در دیوارهای دنیوی نبوده‌اید که حال، غمی بر دل مبارک‌تان نشسته باشد. شیعیان می‌فهمند که اگر دیواری به حرمت حریم شما برپا گشته است، باید که قدرش دانست و حرمتش را نگاه داشت. و نیز؛ شیعیان می‌فهمند که شکستن دیوار، نه از حرمت خاندان رسو‌ل‌الله کم کند، که بر عظمت آنان بیفزاید. چراکه دیوارها فرو ریزنده‌اند، اما حقایق، همیشه جاوید خواهند بود. 

کودک عراقی و تنها مناره باقیمانده از حرم!

از این قسم کوته‌ فکری‌ها بسیار دیده‌اند شیعیان... از گذشته تا به امروز.

اما آنچه همچنان بوده و رو به ازدیاد است، ارادت و مهر است، همه تقدیم شما باد؛ ای امام.

ما را ببخش آقا ...

پ.ن : همه با هم سکوت می کنیم!

مبادا حزفی بزنیم فراتر از بیانیه ها و محکوم کردن های روتین و به کسی بربخورد!

ما که آستانه تحمل بی غیرتی مان سیر صعودی دارد! دیگر چه باک اگر دیواری در مسجدالاقصی یا

سامرا و ... فرو می ریزد یا کودکی شاهد قتل عام عزیزانش می شود یا ...

 آری همه با هم سکوت ...

                          یادش به خیر آن که فریاد می زد:

                                                               سکوت هر مسلمان؛ خیانت است به قرآن ...


در همین زمینه:

سکوت علماي کشورهاي اسلامي در برابر اين فاجعه، وحدت‌شکن و زيان‌بار است

انفجار در حرمين عسگريين عرصه را بر اشغالگران تنگ مي‌كند

انفجار حرمین امامین عسکریین کار بعثی ها و تکفیری ها بود

فراخوان وبلاگ‌نويسان ايراني در محكوميت جنايت سامرا

جنايت سامرا و چراغ سبز آمريكا به وهابيون و بعثي ها

گلدسته‌هاي حرم عسگريين(ع) هم منفجر شد

 بي غيرتيمان را ببخش آقا!

 

|+| نوشته شده توسط zahra در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386 ساعت 22:33 | سلام بر مهدی (عج)



هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود ...
 

آسمانا! همه ابریم گره خورده به هم؛ سر به دامان کدام عقده گشا گریه کنیم؟


با دلی آرام و قلبي مطمئن و روحي شاد و ضميري اميدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص، و به سوي آرامگاه ابدی سفر ميكنم  و به دعاي خير شما احتياج مبرم دارم...

سزاواری ای دل که بر موج نور، تو را تا به عرش خدا می برند...

اماما!

حضورت را در نیافتم، هنگام عروجت، تنها ۵ نیمه خرداد از حضورم در این سرا می گذشت؛ اکنون هر چه از تو می دانم، از خوانده ها و شنیده هاست...

هرچه بیشتر می خوانم و می شنوم، عطشم بیشتر می شود؛ کاش امروز هم بودی؛

و برایم این جمله را تفسیر می کردی که عروج با دلی آرام و قلبی مطمئن یعنی چه؟

هر بار که این جمله را می شنوم، به این اطمینان و آرامشت غبطه می خورم!

اماما! دلم برای حضورعارفانه ات تنگ است ...

یا روح الله! غربت فرزندانت را در وادی مدعیان رهروی طریقت، دریاب ...

لبیک یا امام

* كدام  افتخار بالاتر و والاتراز اينكه  امريكا با همه  ادعاهايش  و همه  ساز و برگهاي  جنگي اش  وآن همه دولتهاي  سرسپرده اش  و به  دست  داشتن  ثروتهاي  بي پايان  ملتهاي  مظلوم عقب افتاده  و در دست  داشتن  تمام  رسانه هاي  گروهي، در مقابل  ملت  غيور ايران و كشور حضرت  بقيه الله  - ارواحنا لمقدمه  الفدا - آنچنان  وامانده  و رسوا شده است  كه  نمي داند به  كه  متوسل  شود! و رو به  هر كس  مي كند جواب  رد مي شنود! و اين  نيست  جز به  مددهاي  غيبي  حضرت  باري  تعالي  - جلت  عظمته  - كه  ملتهارا بويژه  ملت  ايران  اسلامي  را بيدار نموده  و از ظلمات  ستمشاهي  به  نور اسلام هدايت  نموده .   

* مگر زمان پيغمبر اكرم(ص)، سياست از ديانت جدا بود؟ مگر در آن دوره، عده اى روحانى بودند و عده ديگر، سياستمدار و زمامدار؟ مگر زمان خلفاى حق يا ناحق، زمان خلافت حضرت امير(ع)، سياست از ديانت جدا بود؟ دو دستگاه بود؟ اين حرفها را استعمارگران و عمال سياسى آنهادرست كرده اند تا دين را از تصرف امور دنيا و از تنظيم جامعه مسلمانان بركنار سازند و ضمنا علماى اسلام را از مردم و مبارزان راه آزادى و استقلال جدا كنند، در اين صورت مي توانند بر مردم مسلط شوند.                                

      فرازي از وصيت نامه الهي سياسي حضرت امام خميني (ره)

 *****

و اینک ما ...

"يا مرگ يا خمينی"

رهایی نزدیک است

ابعاد شخصیتی امام

انديشه انقلابى امام خمينى

68 ستاره از كهكشان روح الله

نگرش استراتژيك امام در مطبوعات جهان

 

|+| نوشته شده توسط zahra در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 ساعت 6:30 | سلام بر مهدی (عج)



ای مجری امنیت حمایتت می کنیم
 

تجمع خودجوش دانشجویان و طلاب مشهد در حمایت از طرح ارتقاء امنیت اجتماعی

فساد اجتماعی؛ توطئه استکبار/نیروی انتظامی اقتدار اقتدار

ای آمر به معروف حمایتت می کنیم

ای مجری امنیت حمایتت می کنیم/قاضی انقلابی حمایتت می کنیم

هشیاری من و تو قاتل هر دشمن است

ادامه تصاویر


حرف‏هايي از جنس مسئوليت

خطر حسن براي دشمن

این حرف چرند است!

چرانيستي تو...

NGOدر ایران

 

|+| نوشته شده توسط zahra در پنجشنبه دهم خرداد 1386 ساعت 18:50 | سلام بر مهدی (عج)



یاد یاران
 

خرمشهر را خدا آزاد کرد ...


 

گرامی باد سالروز فتح خونین خرمشهر

و یاد و خاطره رادمردان مجاهد این فتح عظیم؛

به ویژه سردار رشید اسلام، شیر در زنجیر؛ 

                                        جاویدالأثر سرافراز: حاج احمد متوسلیان

   و نگارگر گمنام این فتح :

                                              کاظم اخوان (عکاس خبرنگار ایرنا)

   و همراهان دربندشان:

                                 سید محسن موسوی (کاردار سفارت ایران در بیروت)

سید محسن موسوی و فرزندش رائد در یک سالگی/ اکنون فرزند رائد یکساله است ....!!؟

                         و :                 

                                                محمدتقی رستگار مقدم


                                                  اللهم فک کل اسیر ...

  اگر به ما ربطی ندارد پس به که مربوط است؟

 

 

|+| نوشته شده توسط zahra در پنجشنبه سوم خرداد 1386 ساعت 6:8 | سلام بر مهدی (عج)