تبليغاتX
هر بودنی نشانه حضور نیست؛ بسا خیل حاضرانی که وجودشان انعکاسی از عدم است! ... به یاد آن غائبم که با حضوری غائبانه، خاطره اش صمیمانه به دل نشسته است به رنگ انتظار
به رنگ انتظار
از زمین دل برگیر که به کس دل ندهد؛با من ای دوست بیا ...


پرده غیبت گناه ماست ...
 


» هدیه تولد چی میدین به آقا ؟

 

 

|+| نوشته شده توسط zahra در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387 ساعت 12:2 | سلام بر مهدی (عج)



سکولاریزم دینی و جریانات روشنفکری(2)

وی با اشاره به اینکه سازمان سیا، شبکه ای از فیلسوفان (همچون پوپر، آندره ژید و...)، هنرمندان، داستان نویسان، روزنامه نگاران و دیگر اقشار مختلفی که هر یک به نوعی در جامعه تاثیرگذار بودند را در جنگ سرد گرد هم اورده بود تا بنیان های مارکسیسم را براندازد، گفت: «جنگ آیینه ها» در جنگ سرد، در واقع جنگی بود که در ان سازمان های امنیتی، فلاسفه را در خدمت گرفتند و با انتشار ژورنال های شبه علمی، در جریان فلسفی که باید در منش و منطق پیش می رفت، دخل و تصرف نمودند.

بدین ترتیب، فلسفه مجهول لیبرال دموکراسی را با عملیات رسانه ای به عنوان «خیر مطلق» حاکم کرده و سعی کردند تناقضات اصلی این فلسفه را در این عملیات روانی رسانه ها، عامدانه از دید مردم مغفول نگه دارند، در نتیجه ایدئولوژی «لیبرال دموکراسی»،  به نحوی غیرعادی همه کشورها را با ابزارهای نرم و عملیات روانی درنوردید.

 

فضلی نژاد اظهار داشت: از جمله این اقدامات سرپوش گرایانه، کتاب «جامعه باز و دشمنان آن» و «جستجوی ناتمام» از پوپر و «رساله پایان تاریخ و واپسین انسان» از فوکویاماست. پوپر در کتاب جستجوی ناتمام خود، پس از صدها صفحه استدلال می گوید: "مدینه فاضله، جامعه امروز آمریکاست" و فوکویاما در رساله پایان تاریخ خود می گوید: "چیزی به نام « پسالیبرال دموکراسی» وجود ندارد، بشر به سقف توانایی خود رسیده و باید این لیبرالیزم، جهانی سازی شود." که حرکت لیبرالیزیشن، بر اساس این نظریه فوکویاما آغاز شد.

 

وی با اشاره به اینکه یکی از نظریات سروش این بود که "من می خواهم از دل تئوری های «کارل لیمون پوپریک»، انسان مسلمان و میانه رو خلق کنم و معتقد بود فروپاشی ایدئولوژیک، مقدم بر فروپاشی فیزیکال یک نظام است"، گفت: در طرفداران حرکت «لیبرالیزیشن» معتقدند که " آخرین انسان، انسان مدرن غربی است که نگاهش را از آسمان گرفته، سکولار فکر می کند، بر دو پایه اصالت لذت و اصالت سود می اندیشد، زیربنای انسان شناسی او، تأمین امیال غریزی و شهوانی است و عقل را در توجیه این امیال و غرایض به خدمت گرفته است." (بالاتنه را در خدمت توجیه امیال پایین تنه خرج کرده اند)

 

فضلی نژاد افزود: این ها گفتند "شما نیازی به دین و عقیده و ایمان ندارید، انسان گرگ انسان است(توماس هابز)، در جامعه طبیعی که انسان ها می خواهند همدیگر را بخورند، باید قوانینی وضع کرد که با چنگ و دندان به جان هم نیفتند"

 

وی ادامه داد: نظریه «جعل دموکراسی و قرارداد اجتماعی»  که بین افرادی که در جامعه زندگی می کنند، منعقد می شود تا به دیگران تعرضی نداشته باشند،  از این جا ظاهر شد. «جان لاک» در این رابطه می گوید: "هرکس باید به فکر خود باشد، خدا به فکر همه هست و این قوانین، باید تنظیم کننده رابطه انسان های به فکر خود باشد" .

 

عضو مرکز پژوهش های موسسه کیهان ابراز داشت: تفکر لیبرال می گوید: "زیر چرخ توسعه اقتصادی، فقرا باید له شوند چرا که این فرآیند تاریخی اجتناب ناپذیر است."

وی گفت: روشنفکران دینی ما که واژه «دین» را برای حفاظت خود قرار داده اند، مدعی هستند که ما توسط این تئوری های «پوپر» می خواهیم مسلمان میانه رو بسازیم. از سوی دیگر در همین زمان، اپوزیسیون خارج کشور شروع به تجلیل از این جریانات می کند. در حالی که امام(ره) این تجلیل را ننگ می داند و می فرماید: "ببینید چه کرده اید که این ها از شما تجلیل می کنند"

 

فضلی نژاد با بیان نظریه سروش که "مدیریت فقهی، ناتوان از اداره جامعه کنونی و پاسخگویی به نیازهای بشر است"، افزود: بهروز خلیق نیز در همین راستا، می گوید: "جمهوری اسلامی، بر پایه مدیریت فقهی شکل گرفته، دیگر شما نمی توانید بر اساس احکام فقه، جامعه مدرن کنونی را اداره کنید چرا که فقه به نیازهای امروز نپرداخته است و بر اساس نظریه قبض و بسط، فقه باید نوسازی و بازسازی شود وگرنه صلاحیت اداره جامعه را ندارد و اگر بازسازی شود دیگر نیازی به اجرای آن توسط روحانیت نیست".

 

وی با اشاره به اینکه امروز اندیشه احزاب «تکنوکرات» ما مبتنی بر این اساس است، تصریح کرد: در اندیشه دینی، مدیریت فقهی و علمی از هم جدا نیستند؛ پیامبر گرامی اسلام(ص) می فرمایند: "اگر در جامعه اسلامی، مومنی برای انجام کاری تقدم جوید در حالی که صلاحیت علمی آن را ندارد، او خائن به رسول خدا و قرآن است".

 

فضلی نژاد ضمن اشاره به اینکه مقام معظم رهبری از سال 1371 فریاد کردند که جریان تهاجم فرهنگی ریشه در بیرون دارد، گفت: از شاخصه های لیبرال دموکرات های مسلمان(به ویژه از شهریور 1375) که شاه و جمهوری اسلامی برایشان فرقی ندارد، فاصله گرفتن از ولایت فقهی، عقلایی کردن تفکر اسلامی و مبنا قرار دادن رأی مردم است.

 

وی با تأکید بر اینکه وجود تشابهات بسیار بین مقاله «بهروز خلیق» در 14مرداد 1371 با شاخص های موسسهRand برای مسلمان میانه رو و نیز نظریات فوکویاما و مایکل برانت، اتفاقی نیست، افزود: بر خلاف اظهارات برخی شخصیت ها، با توجه به این تشابهات کامل و طبق فرموده مقام معظم رهبری، «تهاجم فرهنگی»، «ناتوی فرهنگی» و «طرح براندازی از درون و انقلاب مخملی»  توهم توطئه نیست.

 

فضلی نژاد به نقل از اپوزیسون خارج کشور ادامه داد: "اپوزیسیون درون جمهوری اسلامی(با محوریت حلقه کیان)، ظرفیت بیشتری برای انجام ریفرم دینی دارد، اکنون جدال حاد و عظیمی در ایران در جریان است که باید در آن اثر گذاشت و نفوذ کرد، طرفداران فقه سنتی را تضعیف کرد و با طرفداران ریفرم تعامل داشت."

مدیرعامل دپارتمان پژوهش های حقوقی ایران گفت: دکتر سروش، پدر معنوی حلقه کیان (متشکل از اصلاح طلبان یا ریفرمیست ها)، در سخنرانی خود در سال 1371 در دانشگاه اصفهان با موضوع «انتظارات دانشگاه» از حوزه می گوید: " وحدت حوزه و دانشگاه، یک وحدت سیاسی و جعلی است، حوزه در مقام قدرت است و دانشگاه را به سمت وحدت با خود سوق می دهد. در حوزه خدا ننشسته است که فتوا بدهد، پیغمبر و ائمه ننشته اند و هر چه تولید می کنند و می گویند، معرفت بشری و خطاپذیر است".

 

وی با تأکید بر اینکه بشر بودن فقها، نافی تقدس احکام اسلام نیست و نمی توان منابع فقهی کتاب و سنت را به ماهیت بشری عطف کرد، اظهار داشت: بر پایه همین تفکر سروش، قداست مراجع دینی و روحانیت را شکستند، نظریه «تاریخی بودن قرآن» مطرح شد که در آن قرآن را بنا به بشر بودن پیامبر(ص)، خطاپذیر دانستند. "گفتند معصومیت با پیامبر(ص) خاتمه یافته و معصومیت و ولایت، تنها مختص او بوده است ..." و بدین ترتیب، شیعه 12امامی را نفی و روایات شیعه را مانند روایات سنی، تاریخی برشمردند.

 

فضلی نژاد با بیان اینکه هر جا حرکت غیرعلمی در برابر این اندیشه ها، صورت گرفت، هواداران آن خواستار پاسخ علمی شدند اما زمانی که پاسخ های علمی از سوی علما و مراجع و محققین ارائه شد، آن را مغفول و پنهان نگاه داشتند، افزود: در تیرماه 1373، در مجله «فرهنگ و توسعه»، سروش در میزگردی با حضور سایر روشنفکران دینی، فرآیند «ایدئولوژی زدایی از دین» را پایه ریزی می کند. در حالی که امام خمینی(ره) می فرماید: " در دین، ساختار ایدئولوژیک هست، اجتهاد پویا هست(آنجا که حتی خصوصی ترین رابطه انسان با خدا نیز، تحت الشعاع غصب مال و حقوق دیگران قرار می گیرد)، سیاست با آن گره خورده و لازم نیست افراد قرائت های سیاسی از آن بدهند، اسلام در تمام سطوح و صبغه های انسان شناسی و معرفت شناسی، دارای موضع و تئوریست."

 

وی گفت: دیگر لیدر اصلاح طلبان در سال 1384 پیرامون «سکولاریزم از نگاه ایرانی» می گوید: "دین اگر می خواهد بماند، باید به حقوق بشر تن دهد، حقوق بشر یک امر فرادینی است که دین باید خود را با آن سازگار کند". و رامین جهانبگلو نیز در کتاب«بین گذشته و آینده» خود، خودکشی را بسط تکنولوژی مدرن می داند!

لذا به رسمیت شناختن حق بهائیان، هم جنس بازان و ... از نتایج چنین تفکریست. به عبارت دیگر در این تفکر، حقوق بشر مساویست با حقوق حیوان راست قامت؛ در حالی که اسلام اصل را بر کرامت انسانی نهاده و برای لحظه لحظه او برنامه دارد و ارزش قائل است.

 

فضلی نژاد تصریح کرد: برای صورت بندی پروژه «ناتوی فرهنگی»، دو اصل مورد توجه قرار می گیرد؛ ابتدا «مداخله معرفت شناختی» که چنین القا می کند که ایدئولوژی شما سرشار از نفرت و خشونت و سمل سرخوردگی مسلمانان است(اندیشه لیبرال دموکرات ها) که صبغه پنهان این ایدئولوژی ستیزی، مبارزه با مهدویت است؛ چرا که آنان می خواهند ریشه همه اندیشه هایی که به مدینه فاضله ختم می شود را بزنند و بگویند دین مربوط به حوزه شخصی است، می خواهند اینگونه القا کنند که "حتی انبیا هم در تغییر نظم و جغرافیای عالم و مبارزه با ظلم و ستم، سرخورده شده اند و منجی وجود ندارد، شما قدرت به هم ریختن نظم و وضعیت موجود عالم و ایجاد مدینه فاضله ای (که خود بدان معتقدید) را ندارید."

 

وی گفت: در مرحله دوم ناتوی فرهنگی نیز این سوال را مطرح می کنند که "باید ببینیم آدمی برتر است یا اندیشه؟"، تئوری فراماسونی در پاسخ به این سوال می گوید: "آدمی بر همه چیز برتری دارد" و تفکر لیبرال نیز می گوید: "مبنا، اصالت سود و لذت است"، سروش در آذر 1372می گوید: " آیا می توان کسی را به خاطر اهانت به اندیشه ای کشت؟ حالا نوبت این است که اسلام در خدمت بشر دربیاید و به خواسته های انسان مدرن نگاه کند و امیال او را برآورده سازد، کسی را به خاطر اندیشه باطلش نمی کشند، اما در تفکر دینی، چون اندیشه برتر از آدمیست، انسان را به پای آن فدا می کنند." و در پایان سال 1372 گفتند: "مشکل جامعه ایران این است که «عقیده» مستند حکومت قرار گرفته و دین در آن نهادینه شده است".

 

فضلی نژاد ابراز داشت: اسلام سیاسی مانند ایدئولوژی مارکسیسم است که اولا می خواهد نظم عالم را عوض کند و مورد نفرت است و دوما مانند لیبرال ها می گوید آدمی برتر از اندیشه است.

 

عضو موسسه پژوهشی کیهان در بخش پایانی سخنان خود در نوبت عصر همایش «سکولاریزم دینی و جریانات روشنفکری» در مشهد، سال 1373 به بعد را آغاز اباحه گری دانست و افزود: از اصلی ترین تئوری هایی که روشنفکران دینی در این دهه ساخته و پرداختند، نظریه «حکومت دموکراتیک دینی» بود که ما حصل جریان ریفرم دینی درباره ساختار حکومت است و ناظر بر این است که در جامعه دینی، ولایت فقیه، مصداق بیرونی ندارد، حکومت او بر دل هاست نه حکومتی که قوانین فقهی را بخواهد و بتواند اجرا کند و هرچه جامعه دینی تر شود، گریزداری انسان از دین بیشتر می شود.

 

فضلی نژاد تصریح کرد: تئوری حکومت دموکراتیک دینی می گوید: "حکومت دموکراتیک دینی، حکومتی نیست که ربطی به فقه و اجرای قانون دینی داشته باشد بلکه حکومتی است که بتواند ولایت معنویت را بر قلوب مومنین مستقر کند، مردم در جامعه دینی، حول یک محور که خداست، در طواف هستند و نباید آن ها را با احکام خشک دینی، تحت فشار قرار داد؛ ولایت فقهی یک حکومت مربوط به بدن های انسان هاست". (حکومت مسئول هدایت مردم نیست، تنها باید به معنویت بپردازد معنویت ربطی به فقه ندارد،   معنویت دستورالعمل خود را از فقه و احکام دینی نمی گیرد، پس این حکومت مسئول اجرای احکام فقهی در جامعه نیست  لذا حکومت دینی، حکومتی است سکولار! )

 

وی با تأکید بر اینکه هواداران این تئوری، با مقدمات فاسد، نتایج فاسد می گیرند، افزود: این ها می گویند هر چه مردم بگویند و بخواهند حق است، با سوء استفاده از سخن امام(ره) که میزان رأی ملت است، می گویند حکومت دموکراتیک دینی مشروعیت خود را از خواست مردم و آراء آن ها می گیرد نه از دین! و شعار «مردم سالاری دینی» می دهند در حالی که این اصل قانون اساسی را فراموش کرده اند که "مردم نمی توانند خلاف دین عمل کنند".

 

عضو انجمن فدراسیون جهانی روزنامه نگاران در شیکاگو، در ادامه گفت: این ها مشروعیت سیاسی و مشروعیت کلامی را تفکیک کرده و مشروعیت کلامی را مرده توصیف نمودند و در مورد مشروعیت سیاسی نیز می گویند: "یکی از شاخص های حکومت میانه رو این است که میزان را خواست مردم بدانیم"؛ در حالی که در اندیشه اسلام، حق حاکمیت از آن خداوند و هر حاکمیتی، متفرع از آن است.

وی با اشاره به اینکه فلسفه غرب، مبتنی بر نفی حق حاکیت است چه برای شاه ظالم و چه برای فقیه عادل، گفت: معتقدان به تئوری حکومت دموکراتیک دینی نیز می گویند:"ما به نفی و براندازی  حاکمیت فکر می کنیم".

 

فضلی نژاد ادامه داد: سروش در مقاله خود در کیهان با عنوان «درک عزیزانه امام از دین» می نویسد: "امام دین را عزتمند کرد و به انحطاط مسلمین پایان داد و اکنون در بیش از بیست کشور جهان، امکان انقلاب متأثر از اندیشه های امام می رود."

 

وی گفت: در سال 1994نشریه «اکونومیست» می نویسد: "اصلی ترین مانع مهار بنیادگرایی دینی در ایران، روحانیت است." همچنین نشریه «راه توده» می نویسد: "اصلی ترین راه براندازی حاکیت در ایران، نشر آرایی است که با روحانیت مبارزه می کند". همزمان «ماهنامه کیان» در مقاله ای با عنوان «حریت و روحانیت» می نویسد: "مردان روحانی ما آزاده نیستند چرا که از راه دین ارتزاق می کنند و از حوزه های علمیه شهریه می گیرند؛ لذا نمی توانند نظریه پردازانی آزاد باشند و این نظریاتی که ارائه می دهند، تنها برای توجیه قدرت حاکم است زیرا این قدرت، پول آنان را تأمین می کند".

 

این نویسنده روزنامه کیهان ضمن بیان اینکه طبق نظریه فوکویاما که مقدمه تخریب مرجعیت را روحانیت ستیزی می داند، فحاشی به روحانیت به خصوص از سال 1370تا 1376در رأس امور اپوزیسون داخل قرار گرفت، اظهار داشت: سروش در سخنان خود پیرامون اصلاح ساختار حوزه علمیه قم می گوید: "کار دین، کار عاشقان است نه کاسبان، روحانیت سقف معیشت را بر ستون شریعت استوار و دین را به دکان کاسبی برای خود تبدیل کرده، دوره دوره گذار است و ما باید فهمی از دین داشته باشیم که بین اسلام و دموکراسی، جمع کند". (یعنی جمع اسلام با یک نظام مبتنی بر قراردادهای اجتماعی که به تز خود مبنی بر چندشوهری زنان افتخار می کند)

 

وی گفت: اما روحانیت به دنبال آشتی اسلام و دموکراسی نیست چون دموکراسی قائل به حقوق آدمیان نیست، لذا شیعه اگر آن را قبول هم بکند، آن را فرع و روش می داند نه اصل و ارزش. روحانیت با دموکراسی جمع نمی کند چون برای آزادی و حقوق بشر، کرامت و ارزش قائل است و نمی خواهد با یک انسان مسخ شده عهد اخوت ببندد.

فضلی نژاد اظهار داشت: امام خمینی(ره) می فرماید: "باید هر صنفی و نظامی خود را از درون بازسازی کند و نگاه به خود داشته باشد و رو به آینده تا دشمن نتواند آن را از پای در بیاورد". مقام معظم رهبری نیز در پاسخ به این اتهام که «روحانیت کاسب کار است»، طی سخنانی، تأکید کردند: "حقوق روحانیت حتی از حقوق یک کارگر ساده هم کمتر است، این چه کاسبی است؟...»

 

13وی ادامه داد: در تیرماه 1374 توسط خبرنگار خبرگزاری ایرنا از بن آلمان، نظریه ای از سخنان محرمانه سروش منتشر می شود که حاکی از این است که دکتر سروش به صورت محرمانه در انجمن سیاست خارجی آلمان، ضمن سخنرانی در مورد آینده انقلاب اسلامی، گفته است:"انقلاب اکنون در دوره گذار به سر می برد و آینده ایران دیگر مذهبی نخواهد بود. ایران نیل به سمت ارزش های غربی پیدا کرده است، امروز روشنفکرانی که حامی نظام معرفتی غرب هستندف در ایران جولان می دهند و حکومت آینده ایران، یک حکومت لائیک که هم سانی و هم سازی بسیاری با غرب دارد، بر ایران حاکم خواهد شد."

 

فضلی نژاد گفت: پس از انتشار این خبر، حملات سروش به روحانیت، سیر صعودی پیدا می کند و محافل روشنفکری و علمی و سیاسی و حوزوی، حساس می شوند که دیدار سروش با کسانی که اکثرا صهیونیست هستند، چه معنایی می تواند داشته باشد؟ و سروش نیز منکر وجود چنین جلسه ای می شود تا اینکه در 16مرداد، «هفته نامه نیمروز» نیز وجود این جلسه را در آلمان تدیید می کند.

 

وی با بیان اینکه کتاب «سیر حکمت» محمدعلی فروغی و بسیاری کتب و متون دیگر درسی که در دانشگاه ها تدریس می شوند، سکولار هستند، تأکید کرد: این ها همه برای این است که به انحصار روحانیت در نظام آموزشی ایران پایان داده شود و ایران به فرهنگ باستان بازگردد و این گونه بود که جریان روحانیت ستیزی با فراماسونری پیوند خورد.

 

فضلی نژاد به نقل از لیدر برجسته اصلاح طلبان در انجمن اسلامی دانشگاه تهران در سال 1370، ابراز داشت: "اسلام دچار خلأ تئوریک است و نظام امروز غرب مبتنی بر واقعیت؛ اما چون فقه مستدل اسلام تاکنون در غیبت به سر می برده، باید خود را بازسازی کند و خود را با واقعیت محک بزند، لذا نیاز به جریان ریفرم دینی دارد".

 

وی با بیان اینکه اعضای کیان با شعار«همزیستی مسالمت آمیز» و «مردم سالاری دین»، آمدند تا به نام روشنفکری، علیه دین کودتا کنند، به نقل از امام خمینی(ره) تأکید کرد: "فقه مستدل اسلام، کجا از عرصه اجتماع غایب بوده است؟". نفوذ روحانیت تا دربار و حرمسرای قاجار بود، این نفوذ همان نفوذیست که مایکل برانت می گوید:"قم، پنجه در پنجه نظام سلطه همواره پیش رفته است".

 

فضلی نژاد گفت: «محمدبرقعی»، در شماره 119 نشریه «پر» به سردبیری «رامین احمدی»، می نویسد: "بیم آن می رود که تهدیدهای کنونی علیه جریان کیان، به زودی منجر به تصفیه خونین شود چرا که سروش، تمام ارکان حوزه های علمیه و روحانیت را لرزانده است." (سروش به خاطر این حملات شدید به روحانیت، لقب «مارتین لوتر اسلام» را دریافت نمود.)

 

عضو موسسه پؤوهشی کیهان بیان داشت: مجله «راه آزادی» به سردبیری«بابک امیرخسروی»، از مجلات استراتژیک اپوزیسیون، در شماره 43 خود از ائتلاف حلقه معرفتی کیان با روشنفکران غیر دینی خبر می دهد. و در کنگره آمریکا نیز 20میلیون دلار برای مبارزه روشنفکرانه در ایران اختصاص می یابد.

 

وی افزود: در یک برهه زمانی که حلقه کیان و هواداران آن دست به جمع آوری امضا از متفکرین غربی در حمایت از سروش می کنند، امضای پروفسور «حامد الگار»، صاحب کرسی اسلام شناسی، در ماهنامه کیان جعل می شود و تکذیبیه او نیز مبنی بر عدم امضای چنین حمایت نامه ای،  توسط این ماهنامه منتشر نمی گردد و پس از مدتی که این تکذیبیه توسط کیهان منتشر می شود، الگار می گوید: «من نگران آن هستم که این عده که به راحتی دست به جعل امضا می زنند، زیر پرده روشنفکری، قصد براندازی جمهوری اسلامی را داشته باشند».

 

فضلی نژاد با اشاره به اینکه شورای روابط خارجی امریکا از سال 1385، تحقیقات وسیعی را پیرامون اسلامگرایان لیبرال آغاز نمود، ابراز داشت: به عقیده امریکا، سرمایه گذاری روی حلقه کیان، نتایج مثبتی چون نفی حکومت اسلامی ایدئولوژیک، تعریف حقوق بشر سکولار، تعریف حکومت دموکراتیک دینی بر مبنای علایق و خواسته های دینی مردم، اصلاح سازمان و تغییر ساختار صنف روحانیت و روش تدریس دین در حوزه ها را به دنبال خواهد داشت.

 

وی گفت: بنابراین آمریکا به ویژه از اسفندماه 1375، سرمیه گذاری بیشتری روی این حلقه می کند به گونه ای که در بازه زمانی اسفند 1375 تا فروردین 1376، سروش و همراهانش در بیش از 40 برنامه در آمریکا، کاندا و انگلیس شرکت کرده و نظریات خود را تبیین می کنند و حتی سروش در «اوهایو»، خطبه عید فطر می خواند.

 

نویسنده روزنامه کیهان بیان داشت: همزمان با این تبلیغات سروش در آمریکا، مقاله ای با عنوان «فرجام روشنفکری دینی» در نشریه «همشهری امروز» منتشر می شود که می گوید: "این ها دچار ثنویت هستند؛ یک خدای شارع دارند و یک خدا خالق، لذا برخی مواقع، انسان های مذهبی می شوند و نماز و روزه و ...به جا می آورند و برخی مواقع هم دچار مدرنیته هستند.... کنار بگذارید این ثنویت و تناقض را، نمی شود هم خدا داشت و هم سکولار بود».

 

فضلی نژاد ضمن هشدار نسبت به رابطه نزدیک کیان با مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری و دانشکده حقوق و علوم سیاسی تهران، ادامه داد: در سال 1376، روشنفکران دینی گفتند: "دوم خرداد، پیروزی روشنفکری دینی بر تلقی فاشیستی از دین بود".

وی با اشاره به اینکه حلقه کیان پس از دوم خرداد، به سه جناح «لیبرال دموکراسی»، «سوسیال دموکراسی» و «سکولار» تقسیم شد.گفت: مقام معظم رهبری در سال 1379 و همزمان با توقیف ماهنامه کیان، نشریات زنجیره ای همچون «جامعه روز به مدیرعاملی محسن سازگارا»، «راه آزادی»، «شهروند امروز»، «نشاط»، «هفته نامه راه نو»را پایگاه دشمن می دانند، چرا که مطالب مایکل برانت و نظریه پردازان سازمان سیا از دل این نشریات بیرون آمد.

 

فضلی نژاد افزود: سروش به طور ناگهانی و در بحبوحه آشوب های دانشجویی سال 1378 به ایران می آید و آمریکا نیز بر این باور است که دیگر کار جمهوری اسلامی تمام است و به زودی دولت «نجات ملی» در ایران تشکیل خواهد داد.

 

وی از دیگر اقدامات سروش در راستای پیشبرد طرح روحانیت ستیزی فوکویاما و مایکل برانت را سخنان وی در مورد مراجع تقلید برشمرد و گفت: سروش در سخنرانی12مرداد خود در مشهد، می گوید: "در مورد عدم تقلید از مراجع تقلید، هیچ خوفی نداشته باشید،عموم احکام دین که فقها در مسائل اجتماعی و سیاست مطرح می کنند، به قوت مشکوک است و مسلمان بصیر، نقاد و روشن بین باید دقت کند که نکند با عمل به این احکام، مستوجب عذاب الهی شود".

 

فضلی نژاد اظهار داشت: سروش همچنین در شماره 46 ماهنامه کیان، در دفاع از حق ارتداد می گوید: "چرا مرتد را غده سرطانی فرض می کنید؟ در عصر اضطراب، اجرای مجازات محکوم به اعدام، معلق می شود.... اگر ما حق داریم، دیگران را به دین خود دعوت کنیم، آن ها نیز حق دارند ما را به دین خود بخوانند و علیه ما جهاد کنند".

 

عضو انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران گفت: در 25تیرماه 1379، پس از انتشار خبر اختصاص بودجه 20میلیون دلاری کنگره امریکا جهت تقویت اپوزیسون داخل و خارج کشور، در روزنامه های زنجیره ای و روزنامه ایران، روشنفکران دینی، در توجیه این باج خواری، گفتند: "امام حسن و امام حسین(ع) نیز از معاویه صله دریافت می کردند".

 

وی تصریح کرد: سروش در همایش «شریعتی و روشنفکری دینی» در شیراز می گوید: "همیشه آرزو می کنم که ای کاش چنین نشود که به حسین و فداکاری شهادت طلبانه او در کربلا نیازی بیفتد، قرن ها صبغه احساسی عاشورا را بیان کردند، الان باید به نقد عقلانی آن بپردازیم، دیگر سخن گفتن از آن ریاضت ها برای جنگ حق و باطل کافیست. دوران ریاضت انقلابی گذشت و اکنون هنگام شادخوانی مدنیست، اکنون دوران نقد علمی پروژه های دینی است. دیگر تبلیغ و دست مایه کردن احساسات مردم بس است. با این تبلیغات که روی عاشورا کردید، جان را ارزان کردید، شهادت طلبی خشونت می آورد، باید این چهره غیرمشروع خشونت انسانی را از چهره مدرن ایران پاک کنیم چرا که وقتی جان ارزان شد، کشته شدن و کشتن آسان می شود و وقتی کشتن آسان شد، خشونت زیاد می شود پس شهدات طلبی برابر است با خشونت".

 

فضلی نژاد گفت: این سخنان سروش، دقیقا با نظریات پنتاگون و Rand  همخوانی دارد که می گویند: "شرکای بالقوه ما کسانی هستند که میانه رو هستند" که از جمله تفکرات مورد قبول انان، لغو حجاب و حذف فقه از حقوق زنان است.

 

وی در پایان این همایش و در بخش پرسش و پاسخ، در پاسخ به جایگاه حجتیه در توسعه سکولاریزم دینی گفت: از بیمارترین جریاناتی که سکولار می اندیشد، دین و سیاست را از هم جدا می داند و در حوزه فکر دینی ظاهر شده است، فرقه حجتیه است و لذا می بینیم که هر جا جهاد، روحانیت، فقه و عرفان از اسلام حذف می شود، پای سکولاریزم به میان می آید.

 

فضلی نژاد با اشاره به سخن امام خمینی(ره) اظهار داشت: اسلام، اسلام عارفان مبارزه جوست، هرجا دیدید اسلام را تفکیک می کنند، بدانید دارند انسان را تفکیک و مثله می کنند چون اسلام جدای از انسان نیست".

 

عضو موسسه پژوهشی کیهان در پایان همایش «سکولاریزم دینی و جریانات روشنفکری» در مشهد، ضمن بیان سخنی از امام(ره) مبنی بر این که این بسیج و این یاران امام زمان(عج) باید بدانند در کجای دنیا ایستاده اند، به کجا می روند و با چه توشه ای باید بروند، بر ضرورت توجه و تأمل بیش از پیش در سخنان مقام معظم رهبری و کاربردی کردن  آن در جامعه تأکید کرد.

 

* در امتداد جریان روشنفکری دینی که شریعتی و بازرگان قبل از انقلاب پایه گذاری کردند، می توان سروش را دید اما سروش از این جریان انقطاع یافته و به جریان ملی مذهبی ها متصل شد.

 

* سروش تا سال 1362 نماینده امام در شورای ستاد انقلاب فرهنگی و عضو سخنگوی ان بود.

* امام خمینی(ره): تاریخ اسلام پر است از خیانت بزرگانش به اسلام

* ماهنامه پَر به نویسندگی رامین احمدی از اعضای اپوزیسون داخل کشور که رویا حکاکیان، دختر برگزیده صهیونیستها و از نظریه پردازان پروژه براندازی نرم انقلاب در سیا، همسر اوست.

* شهرت جهانی، ایجاد حاشیه امن می کند

* مسلمان لیبرال = دایره مربع!

 

|+| نوشته شده توسط zahra در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387 ساعت 23:22 | سلام بر مهدی (عج)



سکولاریزم دینی و جریانات روشنفکری (1)
همایش سکولاریزم دینی و جریانات روشنفکری در مشهد برگزار شد

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در مشهد، همایش سکولاریزم دینی و جریانات روشنفکری با حضور  پیام فضلی نژاد، عضو مرکز پژوهش های کیهان، 24مردادماه، در دو نوبت صبح و عصر در محل تالار اجتماعات سازمان مرکزی دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی برگزار شد.

 

فضلی نژاد در این همایش در سه بخش تئوری های امنیتی در حوزه روشنفکری (بازخوانی کارنامه حلقه سیاسی معرفتی کیان)، شبکه سازی اسلامگرایان لیبرال و کیفیت براندازی تشیع تا سال 2010، و بررسی تطبیقی اردوگاه ها و سازمان های اطلاعاتی غرب به ایراد سخن پرداخت.

 

وی در بخش اول سخنان خود به بررسی تئوری شیعه شناسی «فرانسیس فوکویاما»، نظریه پرداز ژاپنی الاصل متولد شیکاگو پرداخت و اظهار داشت: فوکویاما از اساتید اقتصاد سیاسی بین الملل، صاحب رساله مشهور «پایان تاریخ و واپسین انسان»، از فعالان اداره امنیت ملی آمریکا و موسسه مطالعات سیاسی خاورمیانه (Rand)، می باشد که در سال 1986، در سمیناری با عنوان « بازشناسی هویت شیعه» در اورشلیم، راهبردهای براندازی شیعه تا سال 2010 را بر اساس پژوهش هایی که در سازمان های تحقیقاتی آمریکا انجام شده بود، ارائه داد.

 

فوکویاما در این سمینار، شیعه را دارای دو بال سرخ(عاشورا و شهادت طلبی) و سبز ( مهدویت و عدالت گرایی) معرفی کرده و می افزاید: "تشیع بعد سومی نیز به نام «ولایت فقیه» دارد که اگر حذف شود، راه برای تعرض به ساحت عاشورا و مهدویت هموار می شود."

 

عضو فدراسیون جهانی روزنامه نگاران در شیکاگو اظهار داشت: فوکویاما در سمینار اورشلیم، ساخت دو مهندسی معکوس و صحیح را برای رویارویی با تشیع ضروری می داند بدین معنا که از مهندسی معکوس، برای براندازی و از مهندسی صحیح جهت ایجاد اقتدار پولیتیکال اندیشه دموکراسی در جهان می توان بهره برد.

 

فضلی نژاد گفت: فوکویاما در رساله «پایان تاریخ و واپسین انسان» خود، ظهور لیبرال دموکراسی در جهان غرب را به مثابه پایان تاریخ قلمداد نموده و می گوید: "واپسین انسان(بوش) ظهور کرده و دیگر صحبت از مدینه فاضله معنا ندارد؛ چرا که مدینه فاضله، همین قلمرو و موقعیت جغرافیایی لیبرال دموکراسی غرب است و برای حفظ این گستره جغرافیایی، باید مهندسی معکوس انجام داد به گونه ای که ابتدا طبق تئوری «فروپاشی ایدئولوژیک»، امیال مسلمانان را تغییر داده و فرهنگ جهان اسلام را متأثر می کنیم و از طریق دگرگونی جهان بینی و ارزش های آنان، شهادت طلبی را به رفاه طلبی مبدل می کنیم . در واقع بدین ترتیب در فاز فروپاشی ایدئولوژیک، دو مداخله صورت می گیرد: مداخله معرفت شناختی که طی آن اسلام آمریکایی جایگزین اسلام ناب محمدی(ص) می شود و مداخله روانشناختی که طی آن ارزش های جامعه دگرگون می گردد."

 

مدیرعامل دپارتمان پژوهش های حقوقی ایران، ابراز داشت: فوکویاما در ادامه راهبرد براندازی تشیع می گوید: " در مرحله بعد از فروپاشی ایدئولوژیک، از طریق اعمال مهندسی صحیح، مکتب جدیدی را که توسط آمریکا صورت بندی شده و در آن، عناصر عاشورا و مهدویت آنطور که ما می خواهیم، معرفی شده است، ارائه خواهد شد."

 

فضلی نژاد در ادامه، ساخت فیلم های سینمایی به ویژه توسط هالیوود را از جمله اقدامات کاربردی برای تثبیت نظریه فوکویاما دانست و تصریح کرد: محققان سازمان های تحقیقاتی آمریکا و هالیوود پیش از ساخت این فیلم ها، با مطالعه و بررسی دقیق مجموعه روایت فتح، شیوه روایت و پینش دراماتیک آن را الگوبرداری کرده و در مقابل آن فیلم هایی ساخته اند که اندیشه های به اصطلاح «خیر» آمریکایی را در مقابل اندیشه های به اصطلاح «شر» اسلامی قرار می دهد و در این میان می توان به بسیاری از فیلم های «اسپیلبرگ»، همچون «جن گیر»، «سقوط شاهین سیاه» (با الگوبرداری از عملیات کربلای5) و نود (با سوءاستفاده از تئوری امام مبنی بر جنگ، جنگ تا رفع فتنه از عالم) اشاره کرد که براساس تئوری مهندسی صحیح فوکویاما تولید شده اند.

 

نویسنده کتاب شوالیه های ناتوی فرهنگی گفت: فوکویاما در سخنان خود در این سمینار، می گوید:"ما باید عناصر تشیع را مصادره به مطلوب کرده و در قالب دلخواه خود ارائه دهیم." و برای این راهبردها و نظریات خود یک ضریب اطمینان نیز قرار می دهد و آن اینکه طبق سخن امام خمینی(ره)، که می گوید: "بکشید ما را که ما زنده تر می شویم"، هر چقدر شیعه را از بین ببرید، شیعه زنده تر می شود.

 

فضلی نژاد ادامه داد: از سال 1987 به بعد، میز تشیع در سازمان سیا، به یک مرکز مستقل در اداره مرکزی اطلاعاتی آمریکا تبدیل شده و «مایکل برانت»، معاون ارشد این سازمان، مسئولیت این مرکز شیعه شناسی را بر عهده می گیرد و پس از اختصاص بودجه 40میلیون دلاری، تحقیقات وسیع و منسجم و هدفمندی در این مرکز بر روی انقلاب و شیعیان ایران و پاکستان آغاز می گردد.

 

جاسوسانی در قالب متفکر، محقق و دانشجو وارد ایران و پاکستان می شوند لذا پس از این اقدام، شاهد نگارش و نشر رساله های دکترا در مورد عزاداری های شیعه هستیم؛ و در پی ائتلاف سرویس اطلاعات خارجی انگلیس(که از نظریه پردازان اصلی وهابیت به شمار می رود) با سازمان اطلاعات سیا، تجمیع اطلاعات این دو مرکز صورت گرفته و «بانک اطلاعاتی شیعه» پایه گذاری می شود.

 

عضو موسسه پژوهشی کیهان افزود: سازمان سیا بر اساس اطلاعات این بانک به این نتیجه می رسد که باید جریانی برای براندازی تشیع در جهان راه اندازی کند لذا پس از برنامه ریزی این طرح، یک سری اهداف و نتایج را تعریف نموده و تحت عنوان «بیانیه هدف» در اختیار جاسوسان سیا قرار می دهد.

 

فضلی نژاد گفت: در بیانیه هدف، دو عامل براندازی مرجعیت شیعه به عنوان سرچشمه اصلی قدرت تشیع و عاشورا به عنوان سنگ بنای انقلاب ایران، عواملی معرفی می شوند که سیا باید تا سال 2010 بدان ها دست یابد.

 

وی تصریح کرد: فوکویاما در تشریح علت تأکیدش بر براندازی این دو عامل می گوید: "انقلاب ایران نتیجه سیاست های اشتباه شاه نبود، بلکه در نتیجه ساختار مذهبی و منسجم جامعه سنتی ایران بود که اصالت قدرت را به روحانیت می داد و روحانیت نیز در رأس خود، نهاد مرجعیت را قبول دارد؛ مرجعیت در مقاطع مختلف، اهداف ما را مورد حمله قرار داده از جمله: فتوای آیت الله شیرازی که مانع ورود انگلیسی ها به ایران شد، امام موسی صدر که ارتش فرانسه را از لبنان بیرون راند و حزب الله لبنان...

از سوی دیگر عاشورا نیز دومین عامل نقش آفرین در برپایی انقلاب ایران است چرا که حسین(ع)، در جوامع مسلمان و خصوصا ایران، حضور دائمی دارد و مردم برای در حزن دائمی به سر می برند و جنگ حق و باطلشان را بر اساس قیام حسین(ع) توجیه می نمایند."

فضلی نژاد بیان داشت: فاز تحقیق در مرکز شیعه شناسی سیا، با ارائه بیانیه هدف و اختصاص 900میلیون دلار بودجه پنج ساله به پایان می رسد. همچنین فوکویاما در تشریح چگونگی تحقق و دستیابی به مفاد بیانیه هدف به منظور براندازی شیعه، می گوید:"اگر می خواهید تشیع را به عنوان یک مذهب درویشی محض و صوفی مسلک راکد به زانو درآورید، باید عاشورا و انتظار را از آن بگیرید و برای قیام مسلحانه علیه شیعه، پیش شرط آمریکایی «تفرقه بینداز و نابود کن» را دنبال کرده و در جهان از شیعه نفرت ایجاد کنید."

 

فوکویاما در ادامه، رسوخ در هیئت های عزاداری و مستمعین سخنرانی های عاشورا از طریق پراکندن عزادارنما هایی که نسبتی با عاشورا و فرهنگ شیعه ندارند، شکار انسان های پول پرست و شاخص (مداحان)در هیئت ها جهت منحرف کردن اهداف و پیام و اصالت عاشورا و ارائه نوحه هایی شبیه پارتی به عنوان مرثیه را، از جمله راهکارهای ایجاد نفرت از شیعه در میان جهانیان برمی شمرد و طبق دستورالعمل آمریکا در جنگ سرد، بر این عقیده است که "سوژه را باید به گونه ای تربیت و تعقیب کنیم که کار ما را انجام دهد بدون اینکه مطلع باشد و هدف ما را دنبال کند بدون اینکه بداند دارد به نفع ما کار می کند."

 

فضلی نژاد در این قسمت از سخنان خود، ضمن توصیه به دقت و تأمل بیش از پیش در رهنمودهای مقام معظم رهبری، به هشدار اکید ایشان به مداحان در مورد عدم ترویج خرافات، دامن زدن به تفرقه شیعه و سنی و تبدیل متن موسیقایی مرثیه ها به پاپ،اشاره کرده و افزود: آیت الله خامنه ای در این پیام صریحا می فرماند که "روح سنتی عاشورا را تبدیل به یک صورت مدرن بی هویت نکنید."

 

وی گفت: آمریکا در کنار این طرح عملیاتی، نیاز به یک تئوری برای توجیه آن نیز داشت لذا مدعی شد که شیعه و سنی هیچ یک اصالت تارخی ندارند و هر دو به یک اعتبار دارای ارزش هستند و آن اینکه هر دو هویت تاریخی دارند و اسلام نه قرائت شیعی را برتر می داند و نه قرائت سنی را؛ این قرائت ها از شیعه و سنی، صرفا قرائتی تاریخی است.

 

فضلی نژاد اظهار داشت: طبق این تئوری آمریکایی، اسلام دارای دو هویت تارخی و حقیقی است که هویت حقیقی، هیچ برتری برای شیعه نسبت به سنی قائل نیست و دقیقا مورد نیاز و پذیرش «طرح براندازی شیعه» در سازمان سیا می باشد.

 

عضو انجمن نویسندگان و منتقدان سینمایی ایران تصرح کرد: آمریکا بر این عقیده است که «فتنه» در میان مسلمین باید داخلی شود چرا که وقتی اختلاف داخلی دامنه یافته و فتنه درونی ایجاد شود، نگاه مسلمین از آمریکا و اسرائیل و ... معطوف به خودشان شده و اهداف استکباری و استعمارگران سریع تر پیش خواهد رفت.

 

وی افزود: فوکویاما دربخش دیگری از سخنان خود در اورشلیم می گوید: "این ها که در ایران انقلاب کردند، مردان مجاهدی بودند که «شهید» به دنیا آمدند و می خواستند نقشه جدیدی برای دنیا ترسیم کنند اما اکنون دیگر عصر انقلابیون شیعه و در رأس آن خمینی(ره)، عصر شهادت ها و ایثارگری ها به پایان رسیده است.

 

فضلی نژاد اظهار داشت: آمریکا برای اینکه نکات فوق را جا بیندازد و به نتیجه «بیانیه هدف طرح براندازی شیه تا سال 2010»، دست یابد، گام سومی نیز برداشت که ناظر بر شبکه سازی اسلام آمریکایی در جهان به عنوان آخرین تئوری امنیتی سازمان سیا بود. لذا اخیرا پژوهشی در موسسه  Randبا همکاری بنیاد «اسمیت ریچاردسون» انجام شد که بیان می دارد که ما در جوامع مسلمان با سه تیپ مواجه هستیم؛ سکولاریست های لیبرال که بر مبنای لیبرال دموکراسی و سرمایه داری غرب عمل می کنند، سکولاریست های ضد روحانیت که الگوی آتاتورک در ترکیه را در پیش گرفته اند و سکولاریست های اقتدارگرا مانند صدام و ناصبی ها که دین و سیاست را جدا می دانند اما به ارزش های لیبرال دموکراسی غرب، وفادار نیستند.

 

این نویسنده روزنامه کیهان ابراز داشت: در طول این سال ها که دشمنان سعی در براندازی آرمان های تشیع دارند، شبکه هایی از اسلام آمریکایی را تأسیس کرده اند که سه سطح از فعالیت های سرویس های امنیتی سیا را در برمی گیرد؛ شبکه هایی که موجود بودند و در این طرح تنها تقویت شدند، شناسایی شبکه های بالقوه و ارائه راهبرد تقویت شبکه هایی که به اسلام آمریکایی نزدیک هستند.

فضلی نژاد اسلام آمریکایی را به ویروسی هوشمند تشبیه کرد که به دقت می گردد و سوژه خود را می یابد.

وی گفت: ویروس اسلام آمریکایی، بر اساس نظریه فوکویاما، ابتدا اسلام فقرا، مستضعفان( که به فرموده امام وارثان تاریخند) و انبیا را به اسلام سرمایه داری و شهادت طلبی را به رفاه زدگی، تبدیل می کند و از این مسیر، انسان هایی منفعل و محافظه کار می سازد که دنبال یک تئوری دینی برای توجیه امیال شهوانی و اهداف خود هستند.

 

فضلی نژاد با اشاره به این سخن امام خمینی(ره) که "جمع بین آخرت خواهی و دنیاطلبی، جمع بین اسلام و سرمایه، محال است"، افزود: ویروس اسلام آمریکایی می خواهد این عناصر را با هم جمع کند و با استناد خود به دین، می خواهد بگوید این یک «اسلام میانه» است، در واقع این ویروس با آدم هایی سروکار دارد که می ترسند، محافظه کارند و در دام های غرب اسیرند و رهنمودهای امام  را نمی بینند.

 

عضو انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران با بیانن اینکه این ویروس به دنبال قرائت سازی از دین است، گفت: یک دفعه می بینیم از پیروان اسلام امریکایی سخنانی صادر می شود که  می گوید "ما چه حق داریم در زمان غیبت نظام خود را به دنیا تحمیل کنیم و بخواهیم همه دنیا مسلمان شوند؟"، در حالی که امام(ره) می فرماید: "ما با خون خود اسلام را به همه دنیا صادر می کنیم و تابرافراشتن پرچم لااله الا الله از پای نخواهیم نشست، می کوشیم تا صهیونیزم، لیبرالیزم و کمونیزم را نابود کنیم."

 

فضلی نژاد گفت: ویروس اسلام آمریکایی به دنبال ساخت مسلمانی لیبرال و میانه رو است؛ چنانکه پژوهش موسسهRand  نیز بدان اشاره داشته و می گوید: "شاخصه های اسلام سکولار و مسلمان میانه رو، این است که به جمع میان اسلام و دموکراسی فکر می کنند، تعهد به دموکراسی لیبرال دارند، با جهاد مخالفند و جهاد اکبر را تنها جهادی می دانند که در شیعه مجاز شمرده شده و با سایر جهادها به عنوان خشونت غیرانسانی و حلقه ای از حلقه های تروریسم، برخورد می کنند، به جمع اسلام با ارزش های جدید غرب و مدرنیته معتقدند و اعتقاد به پلورالیزم دینی و قرائت های مختلف از دین دارند.

 

عضو مرکز پژوهش های موسسه کیهان  اظهار داشت: امروز با کمی دقت، کاملا می توان سیر تکمیلی این تئوری های امنیتی سازمان سیا در ایران را مشاهده کرد؛ امروز ما با کسانی در کشور مواجه می شویم که دنباله رو اسلام آمریکایی و لیبرال و معتقد به همزیستی مسالمت آمیز اسلام با دیگر فرق و ادیان بوده و قرائت های مختلف از دین دارند.

فضلی نژاد تأکید کرد: اسلامی که امام با پیروزی انقلاب به جهان معرفی کرد، یک فرضیه مثل سایر فرضیه ها نبود؛ جهان در سال 1979 در جنگ سرد لیبرالیزم و کمونیزم به سر می برد، مدرنیته غرب نیز چون غذای فکری و معرفتی برای جهان نداشت، شعارهای زیبای حقوق بشر را به عنوان بیانیه ی اعلام وجود مدرنیته، به شکل بمب اتم بر هیروشیما فرود آورد و اکنون هم جنگ های پیشگیرانه در دنیا راه انداخته است. اما در این میان، امام خمینی(ره)، «اسلام عارفان مبارزه جو» را مطرح کرد و گفت اسلام حق همه است و نشان داد که دین اسلام یک دین خود به خود سیاسی و دارای حاکمیت است و نیاز نیست کسی قرائت سیاسی از آن دهد، دین اسلام جهاد دارد، موضع سیاسی و اجتماعی دارد، امام تمام عناصر خفته تشیع را بیدار کرد و به صاحبان زر و زور و تزویر گفت که یا اسلام را قبول می کنید یا ما به شما می قبولانیم.

 

وی وجود امام(ره) را تبر ابراهیم بر پیکر اسطوره آمریکا و اوج این بت شکنی را در فتوای ارتداد سلمان رشدی و جمله معروف ایشان که "آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند"، متجلی دانست و افزود: پیش از امام(ره)، مسلمانان به دنبال غرب بودند اما امام آمد و گفت: "از امروز شما باید خود را با ما تطبیق دهید"، او هیچ گاه تهدید به ترور و جنگ نکرد اما اسلامی را که قرار است با غرب جمع شود، طرد کرد و گفت که این چنین اسلامی باید به موزه ها تاریخ سپرده شود.

 

این نویسنده روزنامه کیهان ادامه داد: حاکمیت امام(ره) و زنده شدن عناصر خفته تشیع، به دعوای عقل و عشق، سیاست و دیانت، عارف و فقیه، فیلسوف و متکلم پایان داد و نشان داد که هم می توان عارف بود، هم می توان جهاد کرد، هم می توان دین دار بود و هم سیاست مدار؛ برخلاف عرفان های آمریکایی که انسان را به یک موجود منزوی تبدیل می کند. او نشان داد که راه حل های لیبرالیستی و مارکسیستی که ادعای درمان بیماری جوامع را دارند، از خود بیماری خطرناکترند.

 

فضلی نژاد گفت: در رأس فتوحات امام، پس از پایان دادن به دعاوی فوق، جنگ عقیده صورت بندی شد که قلب گفتمان امام بود؛ چراکه حرکت امام خمینی(ره) در امتداد تاریخ اسلام و در امتداد جهاد پیامبر(ص) و علی(ع)، در راه حق علیه باطل بود.

 

وی پذیرش قطعنامه 598 از سوی امام خمینی(ره) را اعلام جنگ عقیده به دنیا دانست و تصریح کرد: امام در پیام سال 1367 به کنگره عظیم حج فرمود: "جنگ ما جنگ عقیده است و مرز و جغرافیا نمی شناسد و در این جنگ باید بسیج سربازان امام زمان(عج) را در سراسر دنیا به راه اندازیم. به جوانان عزیز عرض می کنم که شراره کینه انقلابی تان، جهانخواران چپ و راست را به وحشت انداخته، بغض و کینه عملی خود نسبت به شرق و غرب را ، در سینه نگه دارید و با خشم و غضب به آن ها بنگرید..."

 

فضلی نژاد با اشاره به برهه ای از تاریخ اسلام که در آن عده ای، به علی(ع) گفتند: یاعلی! اکنون پس از دو دهه در حالی به حاکمیت رسیده ای، که کسانی که روزی با آن ها جنگیدی، جزو مسئولین و دست اندرکاران جامعه هستند، از آنها عذرخواهی کن و علی(ع) فرمود: "من عذرخواهی نمی کنم زیرا به کسی بدهکار نیستم، جنگ های ما عقیدتی بود، اگر خون بهایی می خواهند، بروند از حق بگیرند. که کمرشان را شکست."،  ادامه داد: در تاریخ انقلاب اسلامی نیز شاهد تکرار چنین واقعه ای هستیم به گونه ای که هنوز پیام امام(ره) منتشر نشده بود که عده ای از روشنفکران آمدند و تلاش کردند تا انقلاب را وادار به عذرخواهی از دنیا کنند. از سال 1363 در ماهنامه «کیهان فرهنگی» نخستین منازعات پیرامون سازه های انقلاب و اندیشه امام(ره) آغاز شد.

 

وی ضمن بیان نظریه امام(ره) در مورد تمدن غرب که "این تمدن غرب، تمدن نیست، انسان را رو به تباهی می برد، این توحش است، اساس انسانیت در غرب نیست."، اظهار داشت: این عده از روشنفکران، با نظریات «مارکز لوپر»، به جنگ «مارکسیسم» آمده بودند مانند عبدالکریم «سروش»؛ این ها شروع کردند در باب غرب و غرب شناسی، مجادلاتی آغاز کردند و اینکه آیا باید غرب را «کلی» دید که رو به توحش می رود یا دارای اجزائی دید که می توان با آن التقاط و همزیستی داشت؟ (همان اسلام مارکسیستی التقاطی که در سازمان مجاهدین خلق نمود یافته)

 

عضو انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران گفت: این منازعات و مداخلات، در سال های 65و 1364، با بازخوانی کارنامه روشنفکران ایران قبل از مشروطه به بعد، چهره ای جدید به خود می گیرد و با این تز که "باید به متفکران مشروطه، اعم از با دین و بی دین نزدیک شویم، و ببینبم اگر ما جای آن ها بودیم و با آن سوالاتی که در ذهنشان مطرح بود، آیا دنباله روی غرب و روشنفکران غربی نمی کردیم؟"، این عده آمدند و روشنفکرانی را مورد ارزیابی قرار می دهند که امام(ره) فرمود: "این ها روشنفکران مرتجعی هستند که خود را به بدتر از فساد و فحشاء کشیده اند".

 

روشنفکرانی چون میرزا محکم خان ارمنی، مسیحی که به دروغ تظاهر به اسلام می کرد، پایه گذار انجمن های سری فراموش خانه فراماسونری، سردبیر روزنامه قانون، مشاور صدارت عظمی در دربار ناصرالدین شاه و مجری سیاست «پرهیز از رویارویی مستقیم و فتنه و بحران از درون» که امروز نسخه کارهای او، از روشنفکران ما و سازمان سیا دل برده است، «مایکل برانت» رئیس مرکز شیعه شناسی سازمان سیا در کتاب خود می نویسد: "ما در جامعه ایران نمی توانیم مستقیم با اسلام درگیر شویم چون منبع تغذیه اش روحانیت است؛ شیعه را از درون دچار بحران کنید، ما باید در ایران، در انجمن ها توسط معرفت تجربی و حسی لیبرال، عناصر سکولاریزم و لیبرالیزم را از درون اندیشه اسلامی بیرون بکشیم... " یعنی همان استفاده ابزاری از دین!

 

فضلی نژاد ابراز داشت: بدین ترتیب، نخستین روشنفکران ایرانی که در لژهای ماسونی تربیت می شدند، یاد گرفتند که چگونه سخن بگویند که «هستی شناسی» و «فرجام شناسی» آنان به لیبرالیزم ختم شود. و ما اکنون می بینیم که همین تز (تز میرزامحکم خان) را «مصطفی ملکیان»، از نظریه پردازان سابق مجله نقدونظر حوزه، در «ماهنامه آفتاب» ارائه می کند و  می گوید: "امروز روشنفکران بی دین و سکولار اگر از ادبیات مذهبی استفاده نکنند، زبانشان در جامعه نهادینه نخواهد شد. اگر می خواهند توفیقی در میان عامه مردم بیابند، باید از الفاظ دینی استفاده کنند."

 

وی گفت: از سال 1365، جریان روشنفکری ایران که نام «روشنفکری دینی» را بر خود نهاده بود، اعلام کرد که "ما در بخش هایی باید راه روشنفکران صدر مشروطه را ادامه داده و قرائت جدیدی از اسلام بسازیم که با «مدرنیته»، «دموکراسی» و «لیبرالیزم» سازگار باشد" که دکتر سروش از مدعیان پایه گذاری چنین اسلامی شد.

 

فضلی نژاد در این بخش از سخنان خود، ضمن یادآوری تبیین به موقع و هشیارانه جریان ارتجاع روشنفکری توسط مقام معظم رهبری در این برهه زمانی، افزود: تاریخ روشنفکری دینی هیچ گاه جریان ضد دین نبوده است و تاریخ تحول روشنفکری نشان داده که پروژه میرزامحکم خان در لژهای ماسونی( که ما باید با دین علیه دین کودتا کنیم)، برآمده از انجمن های سلطنتی لندن، فرانسه و .. بوده است.

وی گفت: «فتحعلی آخوندزاده»، کلنل ارتش فرانسه از «تفلیس» برای زنان ا ایرانی نظریه پردازی می کند و تعدد زوجات را ستمی دائمی بر زنان می داند. این ها همه از آثار ویروس آمریکایی است که نه تنها باعث کوری و نفهمی آنان می گردد، بلکه باعث می شود این ها جعل تاریخ هم بکنند، تاریخ را به روایت خود ورق بزنندو تقابل مدیریت فکری و علمی بسازند.

 

مدیرعامل دپارتمان پژوهش های حقوقی ایران، سال 1365 را آغاز حرکت «ری فرمReform » دینی خواند و تصریح کرد: نخستین پایه های نظریه «تکامل معرفت دینی» بنیان گذاشته شد که بر طبق آن هر کس باید دین دار عصر خویش باشد. در سال 65، همزمان با آغاز حرکت ریفرم دینی، حرکت اصلاحات نیز آغاز شد که مدعی بود: "ما بر اساس حرکتی که غرب پس از رنسانس در پیش گرفت و تئوری جدیدی را ارائه داد، ریفرم دینی و سیاسی انجام می دهیم."

وی اظهار داشت: از این تاریخ به بعد، مقالات و اصلی ترین تئوری های روشنفکران بر اساس نظریه «تکامل معرفت دینی» یا «قبض و بسط تئوریک شریعت» (شریعت صامت)، ارائه می شد.

 

فضلی نژاد گفت: پروژه «پروتستانیزم اسلامی» که از پیش از مشروطه ( میرزامحکم خان: باید ریفرم مذهبی را در تشیع آغاز کرد/ فتحعلی آخوندزاده: باید رنسانس اسلامی پدید آید) آغاز و در سال 1365 کلید خورد، ریشه مسیحی داشت و امر نویی در ایران پس از انقلاب نبود اما روش شناسی و شاخص های جدیدی را که صورت بندی کرد، ساختار جدیدی را در نظریه تکامل معرفت دینی صورت بندی کرد و این ها اگرچه ادعا کردند که "ما از ابتدای انقلاب در پی ساخت سازه های ریفرم بوده ایم"، اما نخستین بار در اردیبهشت 1367، در نشریه «کیهان فرهنگی»، منتشر کردند، به طوری که به شکل سلسله مقالات تا 1369 ادامه یافت و در این بازه زمانی، با نظریات زیر ساخته شد:

 

۱. همه علو و معارف بشری، به هم پیوسته هستند و ما این مجموعه به هم پیوسته علوم و معارف بشری را «جغرافیای معرفت» نام می نهیم.

۲. همه علوم و معارف در معرض تغییر و تحول هستند و این «جغرافیای معرفت» نیز از این قاعده مستثنی نوبده و مدام در حال تحول است و این تغییر، باعث تحول همه علومی می شود که در این نظریه معرفتی حضور دارند.

 

۳. دین و فهم دین، یک معرفت بشری است و اصل دین ثابت است و دست نیافتنی. لذا هیچ بشری نمی تواند در اصول آن اجتهاد کند، اما فهم دین، متغیر و امری بشری است، آن چیزی که امروز به نام اسلام می شناسیم و در فقه و عرفان متجلی شده است، زاده تفکر بشر است و صبغه الهی و قدسی ندارد و فقط اصل دین که همان وحی و قرآن است، دین قدسی است که دست ما به آن نمی رسد و مثل یک طبیعتی است که صامت است و در سکوت به سر می برد و ما با این برداشت هایی که از این طبیعت دینی داریم، به آن صبغه ناطق بودن می دهیم که این صبغه، همان فهم بشری از دین است و این فهم بشری است که «فقه و شریعت صامت» را ناطق کرده و در جغرافیای معرفت قرار داده است و امروز که عصر مدرنیته است و همه چیز از جمله جغرافیای معرفت در حال تحول هستند، طبعا دین و فهم بشری از دین نیز دستخوش تغییراتی می گردد.

 

هدف نهایی نظریه «قبض و بسط تئوریک شریعت»، این است که "امروز که جغرافیای معرفت توسط جهان مدرن دگرگون شده، کسانی اجازه اجتهاد در اصول دارند که این جغرافیای معرفت را شناخته و بر آن مسلط باشند، از سوی دیگر چون روحانیت از سنت و جمود فکری تغذیه می شود، لذا دیگر صلاحیت اجتهاد در دین را ندارد و امروز روشنفکری دینی، سلاح دفعا از دین است نه روحانیت."

 

عضو موسسه پژوهشی کیهان بیان داشت: این نظریه که نسخه بالینی حرکت اصلاحات و ریفرم دینی شد، توسط بسیاری از شخصیت ها از جمله، صادق لاریجانی( در کتاب نقد نظریه تکامل معرفتی) و آیات عظام جوادی آملی و مصباح یزدی مورد نقد قرار گرفت و مناظرات بسیاری نیز در «کیهان فرهنگی»، میان دکتر سروش و لاریجانی مطرح شد و لاریجانی نشان داد که تکاملی در قبض و بسط نیست.

 

وی گفت: دکتر سروش از سال 1370 به بعد، هیچ گاه حاضر به مناظره حضوری در این مورد نشد. اما در جلسه خصوصی که به گفته یکی از روحانیون با آیتا الله مصباح یزدی داشت، مبانی نظریه تکامل معرفت دینی را به تفصیل مطرح می کند. در این دیدار که پنج تن از محرمان راز طرفین برگزار شد، سروش درخواست دیداری خصوصی تر را می دهد که این جلسه چندی بعد در محل اقامت آیت الله مصباح برگزار می گردد و طی این جلسات، آیت الله مصباح نشان می دهد که بنیان های این نظریه مبتنی بر استقرا و تالی فاسد می باشد که توجیه علمی و منطقی ندارد.

 

فضلی نژاد با بیان اینکه پس از این دیدار دیگر سخن در مورد فلسفه از هواداران نظریه تکامل معرفت دینی شنیده نمی شود، افزود: از سال 1374 نیز حلقه «کیان»، متشکل از 107نویسنده، روزنامه نگار و شخصیت های سیاسی، با امضای بیانیه ای اعلام موجودیت می کند.

 

ادامه در پست بعدی...

 

|+| نوشته شده توسط zahra در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387 ساعت 21:15 | سلام بر مهدی (عج)



او منتظر است تا که ما برگردیم!
 
کاش تنها جمعه ها و ندبه ها و آخرهای دعا و نیمه شعبان ها به یادت نبودیم ...؛

ای آنکه در همه حال از احوال ما باخبری، در رعایت حال ما کوتاهی نمی کنی و یاد ما را از خاطر نمی بری ....

بارالهی! مهربان بابای من کی خواهد آمد...

|+| نوشته شده توسط zahra در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387 ساعت 1:49 | سلام بر مهدی (عج)



نگار بی خبر ...
  
   
باز هم روز خبرنگار

                              و تو هنوز نیامده ای ...!

9490 روز گذشت و تو همچنان در بند شقی ترین موجوداتی!

  

*****

گرامی باد یاد و خاطره شهید صارمی و شهدای خبرنگارهواپیمای c-130

روز همه خبرنگارایی که زینب وار خبرنگاری می کنن و حرمت قلم،

 دوربین و ... رو نگه میدارن، مبارک

 

نامه خانواده اخوان به خبرنگاران 

مراسم بزرگداشت اين روز و تجليل از جاويد الاثر كاظم اخوان

پ.ن: روز خبرنگار؛ دیشب را تا صبح نخوابیده ای تا متن مصاحبه ای را که پس از دو ساعت تأخیر موفق به ضبط آن شده ای، برای فردا پیاده کنی و فردا ......!  

نتیجه: روزی که نکوست، از شبش پیداست؛ روز خبرنگار هم روزی است مثل همه روزها وحتی پرسوژه تر از همیشه!

آید آن روز که فارغ از همه سوژه ها، خبر ظهورت را به جهان مخابره کنیم؟

 

|+| نوشته شده توسط zahra در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 ساعت 3:14 | سلام بر مهدی (عج)



بر مدار قرآن ...

 

آيت الله جوادي آملي :
زندگي قرآن‌مدارانه كشور را از گزند استكباروصهيونيزم بين‌الملل حفظ میکند


متن پيام آیت الله جوادی آملی به همایش گرامیداشت روز جانباز در شهر ری بدين شرح است:

 «حمد ازلي خداي تجلّي در كتاب الهي را سزا است. تحيّت ابدي پيامبران به‌ويژه حضرت ختمي نبوّت را روا است كه وحي پروردگار را معصومانه تلقّي و مصونانه حفظ و امينانه به جامعه بشري ابلاغ فرموده‌اند. درود بيكران اهل بيت عصمت و طهارت(ع) مخصوصاً حضرت ختمي امامت(ع) را بجا است كه همتاي قرآن حكيم‌اند. به اين ذوات قدسي تولّي داريم و از معاندان لَدود آنان تبرّي مي‌نماييم.

ضمن تبريك اعياد با جلال شعبان المعظّم و گراميداشت روز پاسدار و جانباز، مقدم حضار محترم، خصوصاً جانبازان، آزادگان، خاندان شهدا، حافظان و قاريان قرآن كريم را ارج نهاده و از سعي بليغ برگزاركنندگان اين همايش وزين تقدير كامل نموده و از انديشوران نامي كه با ايراد مقال يا تدوين مقالت بر غناي همايشي كه عنصر محوري آن را حفظ وحي و صيانت انقلاب اسلامي تشكيل مي‌دهد، افزوده‌اند، تشكّر مي‌شود. لازم است در اين پيام كوتاه چند نكته به عرض ارباب قلم و اصحاب كتاب برسد؛

يكم: هرچه در قلمرو طبيعت قرار دارد، آسيب پذير است؛ زيرا حوزة حركت همگاني، صحنة تلاش عمومي و ساحتِ سعيِ نَفَس‌گير دائمي بدون تزاحم و برخورد نخواهد بود؛ لذا زوال شخصي تحوّل فردي وگاهي جمعي تنها در منطقه موجودهايي است كه مادّي يا متعلّق به آن باشند و چيزي كه منزّه از طبيعت و مبرّاي از تعلّق طبيعي باشد مصون از تزاحم است. نه مزاحم چيزي است و نه چيزي مزاحم آن است؛ زيرا در آن ديار ملكوتي غير از اصل: وَ مَا مِنَّا إِلاّ لَهُ مَقَامٌ مَعْلُومٌ؛ چيزي حاكم نيست و اگر چيزي از جاي خود خارج نشد با موجود ديگر برخورد ندارد و موجود مجرّد ديگر هم چون ثابت است نه ساكن، و مصون از تغيّر و حركت است با او برخورد نمي‌كند. از اين جهت هر موجود مجرّد و فرد طبيعي طبعاً محفوظ از زوال و مصون از آفت است.  

دوّم: قرآن مجيد، حَبلِ متين الهي است كه به نحو تجّلي نه تجافي از نزد پروردگار آويخته شده نه انداخته. بخش عظيم آن كه در حوزة فراطبيعت است، مصون از آسيب خواهد بود.

بخش ديگر آن كه به صورت الفاظ و كلماتِ ملفوظ و مكتوب در‌آمد و داراي مفاهيم ذهني و حصولي است همانند ساير موجودهاي قلمرو طبيعت و نظير كتاب‌هاي ديگر مي‌تواند گرفتار گزند افزايش، كاهش و دگرگوني‌هاي ديگر گردد. ليكن خداوندِ قادرِ مطلق حفظ آن را از هر جهت تأمين كرد؛ «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ» و «لا يأتيه الباطل من بين يديه ولا من خلفه».

سوم: جامعه بشري همانند آحاد آن، رخدادهاي تلخ و شيرين آن، حكومت‌هاي حق و باطل آن و بالأخره انقلاب‌هاي مردمي و غير مردمي آن همگي در مسير آسيب‌، معبر گزند، معرض آفت و مورد اُفت‌اند؛ زيرا همگي در حوزة طبيعت قرار دارند و قلمرو طبيعي، اقليمي است، زحمت ساز و تغيّربار و خداوند صيانت چيزي غير از قرآن مجيد را به عهده نگرفته است.

هان اي سپاهيان با صفا، اي جانبازان با وفا، اي آزادگان سرافراز و اي خانواده‌هاي مُعزّز شهدا! اگر بخواهيد انقلاب اسلامي ايران از گزند گدار استكبار و صهيونيزم بين‌الملل و از آسيب سيا و موساد و ساير دستگاه‌هاي اطلاعاتي و امنيّتي محفوظ بماند كه البته خواهان آنيد، قرآن مدارانه زندگي نماييد تا در ساية قرآن محوري دولت و ملت و مملكت محفوظ بماند؛ زيرا هر موجود آسيب‌پذير بايد به موجود محفوظ الهي مرتبط شود تا سرمايه صيانت خود را از آن دريافت كند.

پس فرد يا جامعه‌اي كه درصدد حفظ قرآن و علوم وحياني است، در حقيقت سرگرم رهيابي براي ورود به حصن حصين خدا است كه دژبان آن، مصونيتِ مطلقِ اهل حِصن خود را تضمين فرموده است. هر اندازه از قلعة اَمنِ الهي خارج شويم به همان نسبت از حراست خدا محروم و در معرض آسيب قرار مي‌گيريم.

چهارم: اعتصام به حبل متين الهي مظاهر متعددي دارد. حفظ الفاظ قرآن، ادراك مفاهيم و نيز فهم علوم قرآني، كتابت و نشر مكتوبات آن از يك سو عمل به رهنمودهاي فكري و عملي آن در بخش عقائد، اخلاق، سياست، اقتصاد، عمران و مديريت از سوي ديگر، حفظ قرآن حكيم خواهد بود.

تعامل متقابل حفظ امّت اسلامي نسبت به قرآن و حفظ قرآن نسبت به آن ايجاب مي‌نمايد كه مسؤولان اين همايش وزين و ديگر گردهمايي‌هاي مشابه آن عمل فردي و جمعي را با ترازوي حق مدار و عدل محور اين آخرين كتاب آسماني بسنجيم و غَثُّّ و سمين هر برنامه‌اي را بدون توجه به خواسته‌هاي برخاسته از اغراض جزيي و غرايز فردي باره‌آورد وَحياني آن ارزيابي نماييم. خداوند مسؤوليت چنين حفظ را به جامعه اسلامي سپرده است. اميرمؤمنان حضرت علي‌بن ابي‌طالب (عليه‌السلام) فرمود:«... فالله اللهَ ايّها الناس فيما استحفظكم من كتابه و استودعكم من حقوقه»، «و استتمّوا نعمه الله عليكم بالصبر علي طاعه الله و المحافظه علي ما استحفظكم من كتابه».

در پايان چون اين همايش وزين در جوار حرم ملكوتي حضرت عبدالعظيم حسني(ع) تشكيل شده است، اميد به عنايت آن حضرت(ع) را به نوآوري بيشتر و شكوفايي بهتر خواهد بود.

غفرالله لنا و لكم/ جوادي‌آملي / شعبان المعظم 1429 / مرداد 1387»

منبع:سرویس سیاسی خبرگزاری رسا به نقل از پايگاه اينترنتي مؤسسه فرهنگي تبليغاتي اسرا

 

|+| نوشته شده توسط zahra در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 ساعت 21:41 | سلام بر مهدی (عج)



روم به گلشن رضوان که مرغ آن چمنم ...

 

عکاس: جاویدالاثر کاظم اخوان، خبرنگار ایرنا

 

من از این دنیای دون می‌گریزم، از اختلافات، از تظاهرات، از خودنمایی ها،

 

غرورها، خودخواهی‌ها، سفسطه‌ها، مغلطه‌ها، دروغ‌ها و تهمت‌ها، خسته شده‌ام؛

 

احساس  می‌كنم كه این جهان جای من نیست؛ آنچه دیگران را خوشحال می‌كند، مرا سودی

نمی‌رساند…                             

                                                                                       عارف شهید؛ دکتر مصطفی چمران

 

 

|+| نوشته شده توسط zahra در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 ساعت 19:24 | سلام بر مهدی (عج)



اشکهایم برای چه بود؟

 

وقتي پا به این دنیای فانی گذاشتم، می گریستم چرا که می دانستم پا به چه دنیایی گذاشتم ولی نمی دانستم چه کنم؟

 

حالا که پا در مسیر زندگی گذاشته ام، باز هم می گریم چون که می دانم و می بینم که همه سعی در زنده ماندن دارند و هیچ کس زندگی نمی کند!

 

و در وقت رفتن هم خواهم گریست چرا که می دانم بعد از رفتنم نیز هیچ کس نخواهد فهمید اشکهایم برای چه بود ...

 

هیچ کس نخواهد فهمید اشکهایم برای چه بود...

 

 

|+| نوشته شده توسط zahra در پنجشنبه دهم مرداد 1387 ساعت 1:52 | سلام بر مهدی (عج)



بیا ...

بیا بخوان ترانه ای به گوش جانم

بیا ببر به عالم فرشتگانم ...

|+| نوشته شده توسط zahra در دوشنبه هفتم مرداد 1387 ساعت 20:42 | سلام بر مهدی (عج)