تبليغاتX
هر بودنی نشانه حضور نیست؛ بسا خیل حاضرانی که وجودشان انعکاسی از عدم است! ... به یاد آن غائبم که با حضوری غائبانه، خاطره اش صمیمانه به دل نشسته است به رنگ انتظار
به رنگ انتظار
از زمین دل برگیر که به کس دل ندهد؛ با من ای دوست بیا...


جدیدترین ورژن وقف ....

 دانشگاه متعلق به مردم وقف چه کسي مي شود!؟

 با ياسر يکي ازخويشان عباس سليمي نمين مدير دفتر مطالعات و تدوين تاريخ معاصر ايران سر ميز غذا نشسته ايم. کسي که از طرفداران ميرحسين موسوي است. باب صحبت باز مي شود.

مي پرسم آقاي سليمي نمين پس از ديدار با ميرحسين موسوي به نتيجه اي رسيده است؟ جواب مي دهد پس از ديدار عمومي که نزديک عيد باهم به ديدار ميرحسين رفتيم آقاي سليمي يکبار ديگر به تنهائي با ميرحسين ديدار و درباره مسائل مرتبط با دانشگاه آزاد صحبت کرده است.

مي پرسم خب چه شده است؟ مي گويد پس از اين ديدار زنگ زد به من و اين دفعه با لحني عتاب آميز به من گفت که " ... نشوي بروي دنبال ميرحسين" مي پرسم چرا؟ مي گويد: ميرحسين پس از شنيدن سخنان آقاي سليمي نمين گفته است که ما طرحي داريم و مي خواهيم دانشگاه آزاد را وقف کنيم! من هم گفتم وقف چي؟ وقف کي؟ مگر دانشگاه ازاد اموال عمومي نيست؟

 گفت: نمي دانم خيلي طرح چرتي است. گفتم پس علت اينکه آقاي سليمي نمين اخيرا در مصاحبه اي  گفته است که "ميرحسين انگيزه و توان لازم براي مبارزه با فساد را دارد " اين بوده است. از ياسرجدا مي شوم.

                           دانشگاه!!! آزاد!!! اسلامی!!!

 چند روز بعد خبري منتشر مي شود....

 اين بار رئيس هيات امناي دانشگاه آزاد از وقف اين دانشگاه براي آيندگان سخن مي گويد. او که تاکنون بارها اعلام کرده است که دانشگاه آزاد متعلق به هيچکس نيست و متعلق به مردم است اين بار وقف دانشگاه آزاد را به طور رسمي اعلام مي کند.

 او در ديدار با جمعي از تشكل هاي دانشجويي و مسئولان منطقه 6 دانشگاه آزاد اسلامي استان خوزستان مي گويد: "اموال دانشگاه آزاد اسلامي متعلق به هيچ كس نيست و اكنون تلاش داريم با وقف اين اموال براي دانش و تحصيل مردم ايران ؛ اين سرمايه را براي آيندگان حفظ كنيم. "

وقتي اين اظهارات را مي خوانم به مسلک فکري ميرحسين موسوي پي مي برم . به هرحال مير حسين هم يکي از اعضاي هيات موسس اين دانشگاه است هر چند در سالهاي گذشته نقش خود را در اين دانشگاه بروز نداده و چنين به نظر مي رسد که عملا کنار رفته است.

.... دوباره ياسر را مي بينم. خبر "وقف دانشگاه براي آيندگان" را مي گويم؛ با عبارت " اين هم ميرحسين " ترديد خود از طرفداري از ميرحسين را بيان مي کند و سپس مي افزايد: وقف دانشگاه آزاد خطرناک است چرا که اگر وقف شود به هر طريق هيات امنائي برايش تشکيل مي دهند و ديگر هيچکس نمي تواند ورود پيدا کند.

 و من به دروس دانشگاهي ام فکر مي کنم....

 فقه جعفري: " الوقف عقد ثمرته تحبيس الاصل و اطلاق المنفعه "  وقف عقدي است که اصل مال حبس مي شود و ثمره و منافع آن آزاد مي شود.

وقف يعني اينکه يک نفر اموال خود را حبس کند و منافع آنرا براي ديگران مثل فقرا ببخشد. راستي اگر اموال دانشگاه آزاد متعلق به مردم است چه کسي مي تواند آنرا وقف کند؟ در اين ماجرا واقف چه کسي است و عين موقوفه براي چه کسي وقف مي شود؟

منبع

************

با شكايت دانشگاه آزاد تمام اسنادم عليه جاسبي را منتشر مي‌كنم

يكي از نزديكان جاسبي در مجلس مانع تحقيق و تفحص از دانشگاه آزاد مي‌شد

اموال دانشگاه‌ آزاد متعلق به هيچ کس نيست!

تجمع در دانشگاه ازاد مشهد

رابطه با آمریکا درمصاحبه احمدی نژاد بااشپیگل

صلح امام حسن(ع)،نرم ترین جهاد تاریخ

 

|+| نوشته شده توسط zahra در یکشنبه سی ام فروردین 1388 ساعت 0:54 | سلام بر مهدی (عج)



صلی الله علیک یا اباعبدالله
 

...چندی است که زود به زود دلم تنگ می شود

چشمم به محض یاد تو خونرنگ می شود

شاید که قلب خسته ام از شیشه است

یا اینکه گاه تیر غمت سنگ می شود

  بنفسی انت یابن الزهراء...

وقتی صدای پای تو از دور می رسد

نبضم دوباره با تو هماهنگ می شود

یک روز اگر خیال تو از خاطرم رود

آیینه ام دوباره پر از زنگ می شود

وقتی نباشی ای گل بی خار زندگی

دنیا اسیر خدعه و نیرنگ می شود...

 

|+| نوشته شده توسط zahra در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388 ساعت 19:24 | سلام بر مهدی (عج)



اینگونه ام مخواه ....
 

این روزها

نه سپیدم

نه سیاه

دستی در دست رهایی دارم

پایی در بند

حیرانم ای مهربان!

اینگونه‌ام مخواه .......

 

|+| نوشته شده توسط zahra در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 ساعت 21:21 | سلام بر مهدی (عج)



؟؟؟!!!

آزادي دوباره طلبه سیرجانی به دستور رهبري و يك سوال!

با گذشت یازده روز از آزادی طلبه سیرجانی از زندان اوین به فرمان رهبرمعظم‌انقلاب، این اتفاق انعکاس رسانه‌ای درخوری نیافته و بایکوت خبری رفتار عدالتخوهانه این طلبه سیرجانی همچنان ادامه دارد و اغلب رسانه‌ها صرفاً به مخابره خبر آزادی وی که اولین بار توسط شبکه ایران (www.inn.ir ) منتشر شد، بسنده کردند در حالي كه به نظر می رسید با توجه به دستور مستقیم رهبر انقلاب در این زمینه و اعتراضهای دانشجویی-طلبه ای به نوع رفتار قضایی علیه این طلبه جوان، آزادی وی علی‌القاعده تا مدتها توجه فعالان رسانه‌ای و سیاسی و فرهنگی را به خود جلب کند.

http://www.bornanews.com/Images/News/larg_pic/29-7-1387/IMAGE633601019226562500.jpg

حجت‌الاسلام‌جهانشاهی طلبه پایه نهم حوزه علمیه قم است که امامت جماعت مسجد امام‌حسن(علیه‌السلام) در سیرجان را برعهده داشته است. او در اواخر عمر دولت اصلاحات اقدام به تأسیس «مجمع جوانان مسجدی» در سیرجان کرده و به فعالیتهای مذهبی و امربه‌معروف‌ و نهی‌ازمنکر می‌پردازد که البته فعالیتهای ابتدایی این مجمع بیشتر معطوف به مسائل خُرد فرهنگی بود.

اما بعد از مدتی با تأکیدات مقام‌معظم‌رهبری مبنی بر مطالبه عدالت و پاسخ‌خواهی از مسئولین در سالهای 83 و 84، این فعالیتها وارد مرحله مطالبه از مسوولین شده و راستای مطالبه عدالت از مسئولین را به خود گرفت. زمین‌خواری‌ها در سیرجان از مفاسد اقتصادی حیرت‌انگیزی است که طیّ سالهای پیشین انجام شده و از حیث میزان مفسده مالی از بزرگترین زمین‌خواری‌های سالهای اخیر کشور محسوب می‌شد دامنه این مفاسد تا جایی بوده که حجت‌السلام علما امام‌جمعه شهر سیرجان در این باره به بیان این نکته که «حتی پرنده‌های آسمان هم ماجرای زمین‌خواری سیرجان را می‌دانند» پرداخته بود.

همچنین رسانه ملی نیز در بخشهای ویژه خود همچون اخبار 20:30 با عنوان «بزرگترین زمین‌خواری کشور» از زمین‌خواری‌های سیرجان نام برده بود. به این ترتیب اولین نهی از منکری که توسط مجمع جوانان مسجدی سیرجان به رهبری حجت‌الاسلام‌علیرضا جهانشاهی انجام و موجب تحریک زمین‌خواران و بعضی مسئولین زیربط این پرونده شد، اعتراض به این مورد بود.

در گیر و دار این اعتراضات، علیرضا جهانشاهی به تهران نیز سفر کرده و اعتراض خود را به گوش مسئولینی از جمله داود احمدی‌نژاد رئیس وقت بازرسی ویژه ریاست‌جمهوری رساند که بنابر آنچه از منابع نزدیک به جهانشاهی نقل شده احمدی‌نژاد به او توصیه کرده است تا طوماری مردمی از این اعتراض تهیه کند.

اما هنگامی‌که این طلبه عدالتخواه در مسجدامام‌حسن(علیه‌السلام) اقدام به تهیه این طومار و جمع‌آوری امضا از مردم(بالغ بر سه‌هزار امضا) می‌کرد، به جرم "فریب دادن مردم در رابطه با ثبت‌نام زمین" بازداشت ‌شد. مدتی بعد دادگاهی که در کرمان در همین رابطه برای محاکمه طلبه سیرجانی تشکیل می‌شود، وی را به سه‌ماه‌ویک‌روز حبس محکوم می‌کند که البته این حکم با اعتراض دانشجویان و طلّاب همراه شده و سرانجام او بعد از حدود پنجاه روز به دستور رهبر معظم انقلاب، از زندان آزاد و با استقبال پرشور مردم مواجه می‌شود.

حجت‌الإسلام‌والمسلین‌‌جهانشاهی که پس از آزادی، تغییر محسوسی را در رابطه با محاکمه زمین‌خواران بزرگ نمی‌بیند، اعتراض‌های خود را از سر گرفته و تیرماه سال گذشته با پای پیاده به سمت تهران راه می‌افتد تا برای چندمین‌بار صدای عدالتخواهی مردم شهرش را به گوش مسئولین برساند. او قصد داشت به هنگام رسیدن به تهران، در مقابل یکی از نهادهای مربوط به پرونده زمین‌خواری سیرجان تحصّن کند تا به خواسته‌اش پاسخ داده شود و قرار بود در طول مسیر نیز جمعی از طلّاب و دانشجویان به او بپیوندند تا این حرکت را به ثمر برسانند.

وی از استان‌های کرمان و یزد گذشته و تا استان فارس هم پیش رفت اما پس از طی سیصد و نود کیلومتر، در شهرستان «سورمغ» از توابع شهرستان آباده واقع در شمال استان فارس، برای دومین‌بار بازداشت شد، اما این‌بار به جرم «اقدام خلاف شؤون روحانیت و تشویش اذهان عمومی». پرونده وی این بار در دادگاه ویژه روحانیت شیراز تشکیل و در جریان محاکمه وی به حدود دوسال حبس محکوم شد.

او مدتی را در زندان شیراز بود که 55 روز از این زمان را در انفرادی به سر می‌برد. بعد از آن نیز در پی درخواست خانواده او مبنی بر انتقالش به زندان قم (به علت نزدیکی به محل زندگی) با طرح این مسأله از سوی مسئولین که زندان قم جایی برای او ندارد، به زندان اوین تهران منتقل می‌شود.

به‌زندان‌افتادنِ مجدّد جهانشاهی به جرم عدالت‌خواهی با اعتراض بسیاری از دانشجویان و طلّاب همراه بود. در بسیاری از نشریات دانشجویی به این حکم اعتراض شده و بیانیه‌های متعدّدی از سوی تشکّل‌های مختلف دانشجویی صادر شد. همچنین دانشجویان عدالت‌خواه شیراز 2 بار در مقابل دادگاه ویژه روحانیت شیراز تجمّع کردند.

تجمّع سومی نیز از طرف دانشجویان سراسر کشور در مقابل همین دادگاه برگزار شد. «شَکَرَ الله مَساعیکَ» بعد از گذشت هشت‌ماه‌وده روز از حبس، جهانشاهی به فرمان رهبرمعظم‌انقلاب(مدّظلّه‌العالی) و با دریافت پیام شفاهی ایشان با عنوان «شَکَرَ الله مَساعیکَ»، در حالی که حدود پانزده‌ماه از حبسش باقی مانده بود،‌ آزاد شد.

آزادی او مانند گذشته با استقبالی جمعی از دانشجویان در کنار زندان اوین و همچنین استقبال جمعی از طلبه‌ها به هنگام ورود او به قم همراه بود.

با توجه به آزادی مجدّد این طلبه عدالت‌خواه به فرمان حضرت‌آیت‌الله‌خامنه‌ای، این سئوال در میان افکار عمومی ایجاد می شود که آیا اگر جهانشاهی جرمی مرتکب شده بود، رهبر انقلاب حاضر می شدند دو بار پیاپی مستقیما دستور آزادی وی را صادر نمایند.

منبع

*******

گزارش تكميلي از انهدام بزرگترين شبكه فساد اينترنتي در كشور

 لذت احمدی نژادی بودن .....


 

|+| نوشته شده توسط zahra در جمعه بیست و یکم فروردین 1388 ساعت 22:4 | سلام بر مهدی (عج)



زمین ایمان آورد و جهان سبز شد...


زمین سردش بود، زیرا ایمانش را از دست داده بود؛ نه دانه ای از دلش سر در می آورد و نه پرنده ای روی شانه هایش آواز می خواند. قلبش از ناامیدی یخ زده بود و دستهایش در انجماد تردید مانده بود.

 خدا به زمین گفت: عزیزم ایمان بیاور تا دوباره گرم شوی.

 اما زمین شک کرده بود، به آفتاب شک کرده بود، به درخت شک کرده بود، به پرنده شک کرده بود.

خدا گفت: به یاد می آوری ایمان سال پیشت چگونه به پختگی رسید؟ تو داغ پر شور بودی و تابستان شد، و شور و شوقت به بار نشست و کم کم از آن شوق و بلوغ به معرفت رسیدی، نام آن معرفت را پاییز گذاشتیم. اما...

من به تو گفتم که از پس هر معرفتی، معرفت دیگری است، و پرسیدمت که آیا می خواهی تا ابد به این معرفت بسنده کنی؟

تو اما بی قرار معرفتی دیگر بودی. و آنگاه به یادت آوردم که هر معرفت دیگر در پی هزار رنج دیگر است. و تو برای معرفتی نو به ایمانی نو محتاجی.

 اما میان معرفت نو و ایمان نو ، فاصله ای تلخ و سرد است که نامش زمستان است.فاصله ای که در آن باید خلوت و تامل و تدبیر را به تجربه بنشینی، صبوری و سکوت و سنگینی را. و تو پذیرفتی.

اما حال وقت آن است که از زمستان خود به در آیی و دوباره ایمان بیاوری و آنچه را از زمستان آموختی در ایمان تازه ات به کار بری. زیرا که ماندن در این سکوت و سنگینی رسم ایمان نیست، ایمان شکفتگی و شور و شادمانی است.

ایمان زندگی است؛
پس ایمان بیاور، ای زمین عزیز!
و زمین ایمان آورد و جهان گرم شد. زمین ایمان آورد و جهان سبز شد. زمین ایمان آورد و جهان به شور و شکفتگی و شادمانی رسید.
                                            نام ایمان تازه زمین، بهار بود......

عرفان نظرآهاری

|+| نوشته شده توسط zahra در پنجشنبه بیستم فروردین 1388 ساعت 21:0 | سلام بر مهدی (عج)



خداحافظ ای برادر زینب.....
یاران! شتاب كنید كه زمین نه جای ماندن، كه گذرگاه است.......

گذر از نفس به سوی رضوان حق.........

هیچ شنیده ای كه كسی در گذرگاه، رحل اقامت بیفكند؟!!

 و مرگ نیز در اینجا همان همه با تو نزدیك است كه در كربلا؛

و كدام انیسی از مرگ شایسته تر؟

كه اگر دهر بخواهد با كسی وفا كند و او را از مرگ معاف دارد، حسین كه از من و تو شایسته تر است....

الرحیل، الرحیل! یاران شتاب کنید!!

سیدمرتضی آوینی

بنفسي انت يا اباعبدالله

 

   *******

 آقا هنوز برنگشته دلتنگ حریم باصفاتون شدم......دلم پر میزنه واسه فقط یه لحظه بودن تو حرم، یه سلام دیگه با زبان دل، یه نگاه دیگه، یه.................آقا با تمام وجود حس کردم که واقعا یه دنیا فرقه بین دیدن و شنیدن و خوشا به حال اون ها که با چشم دل دیدن و رفتن؛ اون ها که با قطرات خونشون راه رفتن با پای جسم و جان به کربلا رو باز کردن اما خودشون در آرزوی این دیدار به عرش پرکشیدن و با پای جان به زیارتتون اومدن...............
آقا گفتن این جمله (خداحافظ ای برادر زینب) که ندای وداع کاروان بود قلبم رو از جا کند؛ به فدای دل زینبتون هنگام وداع عصر عاشورا ................ بیقرارم مولا .... دلتنگ دلتنگم........بگو چه چاره کنم......................

 

|+| نوشته شده توسط zahra در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388 ساعت 21:8 | سلام بر مهدی (عج)