|
هــذا من فضــــل ربــی
![]() سلام بر مهدی؛ موعود انسان ها «من اعتقاد دارم خداي بزرگ انسان را به اندازه دردو رنجي كه در راه خدا تحمل كرده است، پاداش مي دهد و ارزش هر انساني به اندازه درد و رنجي است كه در اين راه تحمل كرده است و مي بينم كه مردان خدا بيش از هر كس در زندگي خود گرفتار بلا و درد و رنج شده اند، علي بزرگ را بنگريد كه خداي درد است، كه گويي بند بند وجودش با درد و رنج جوش خورده است. حسين(ع) را نظاره كنيد كه در دريايي از درد و شكنجه فرو رفت كه نظير آن در عالم ديده نشده است. زينب كبري(س) را ببينيد كه با درد و رنج انس گرفته است. انسان گاهگاهي فراموش مي كند، فراموش مي كند كه بدن دارد، بدني ضعيف و ناتوان كه در مقابل عالم و زمان كوجك و آسيب پذير است. فراموش مي كند كه هميشگي نيست و چند صباحي بيشتر نمي پايد، فراموش مي كند كه جسم مادي او نمي تواند با روح هم پرواز شود، لذا اين انسان احساس ابديت، مطلقيت و غرور و قدرت مي كند، سرمست پيروزي و اوج آمال و آرزوهاي دور و دراز خود، بي خبر از حقيقت تلخ و واقعيت هاي عيني وجود، به پيش مي تازد و از هيچ ظلم و ستمي روگردان نمي شود. اما درد آدمي را بيدار مي كند و به خود مي آورد. روح را صفا مي دهد. نخوت و فراموشي را از بين مي برد. حقيقت وجود او را به آدمي مي فهماند و ضعف و زوال ذلت خود را درك مي كند و دست از غرور كبريايي بر مي دارد و آن را توجيه نمي كند..» عارف شهيد مصطفی چمران بارالها! مرا لحظه اي از درد عشقت محروم مساز كه غمت از هر چه شادي دلگشاتر ... منوی اصلی
پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
آذر 1388
آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
موعود
پیامبر اعظم(ص) آی آدم ها چهار دیپلمات پایگاه اطلاع رسانی 4دیپلمات ربوده شده ایرانی یاران احمد با شاهدان اعجوبه قرن خميني زمان مردی در قلب طوفان مهدي آنيلي عدالتخانه مطالبه صبح تبيان رسانیوز فارس نیوز جهان نیوز رجانیوز کاوش(خواهر گلم) پژواک(خواهر کوچیکه) عکاس مسلمان خبرنگار مسلمان یادداشتهای یک طلبه خبرنگار آرمان خواهی بایکوت فتح المبین شير در زنجير كجايند مردان بي ادعا فاتح كردستان سبكبالان خراميدند و .... مصباح نیوز مجنون ولايت بازمانده سيب خوشبوي من يا لثارات الحسين مصائب احمدی نژاد پاسداران پاسخگویی وبلاگ نویسان مسلمان یادنامه حامیان دولت اسلامی الف هفت دولت آزاد نجف زاده فکه نرجس ساجد پایگاه های مهدوی راشل کوری روزنوشت های جانبازی حدیث نفس لوح راست قامتان طلبه ای از نسل سوم قدسنا سعید ابوطالب قطره تا فتح مکه... صهیونیزم پژوهی سیطره پلخمون بهشت جوانان عدالتخواه خواستم کاری کنم ... سیاه مشق اسرائیل باید از بین برود منطقه ممنوعه اتحادیه انجمن های اسلامی حرفهای خودمونی من اخلاق در خانواده سهیل کریمی سردار بی نشان خـــــــاک تأملات لایه های پنهان برای آزادی ما در شب تاریخ تا صبح بیداریم منتظر بیداری ربذه نان نائب برعلی چه گذشت؟ ابراهیم در آتش خبرنگار خراسان انتهای افق دانشجویان حامی قدس سیرت همه چی در مورد اونا از همه جا گردان کمیل عملیات قلم رنجه اندیشه درخشان عترت نسیم مطهر ذیغار اقتصاد پنهان دهخدا روزنامه مرکز اسناد انجمن سیاسی استاد جلائیان دائرة المعارف فقه اسلامی فارسی به عربی کلینیک طب ایرانی رهپویان وصال از الف رحمی به حال خود نما enviromental health کوکب هدایت بهداشت محیط دولت اسلامی لذت احمدی نژادی بودن نامحرمانه چرا احمدی نژاد؟ رئیس جمهور بدون حزب موبایل مبارز شمیم قدس شمیم نرجس هم مسلکان کافه اندیشه اتحدوا فصل آگاهی صحیفه نور فصل انتظار مرصاد عدالتخواهی سلام بر حاج احمد متوسلیان پاورقی پاییزی کماندار طالب یار منتظران ظهور لاله زار پایگاه های مهدوی آخوندها از مریخ نیامده اند بانوی شرقی تخریبچی دوران حوزه علمیه خواهران مشهد به روایت خبرنگار خبرگزاری آینده روشن دیده بانان انقلاب شیعیان سید مرتضی آوینی پاکمردان داوودآبادی بزمانه زیارت آل یاسین با صدای سیدحسن نصرالله کانون فرهنگی شهدا ده نمکی پای بست کربلای جبهه ها یادش بخیر دکتر عباسی مجید زواری مهرپویا ساجد ابالفضل العباس از مقاومت تا مقاومت آیت الله سیستانی کتابخانه آستان قدس رضوی فداییان مهدویت پخش زنده شبکه های صدا و سیما بسیج دانشجویی امیرکبیر سایت جامع شهید آوینی داور الفاتح دیوار انصارالشهدا دست نوشته های یک انجمنی شهدای گمنام شلمچه محاکمه سازمان ملی جوانان کنگره شهدای خراسان شورای عالی انقلاب فرهنگی آهستان وکیل الرعایا رضا امیرخانی کیستی ما یادداشت های یک خبرنگار عروج استقامت شیمیایی عدالتخانه اسلام ناب محرمانه آنتی صهیونیزم الحدید دیار رنج الگوی مصرف فکر جوان پروفسور حسابی مارگزیده طلبه بلاگ درد جاودانگی شوق عهد :: قالب ساز :: پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
تعداد بازديدها:
RSS
![]()
|
به رنگ انتظار
از زمین دل برگیر که به کس دل ندهد؛با من ای دوست بیا ... زمین آسمان را در آغوش گرفت....
صداي آسمان شنيدني است، زمين چقدر ديدني است ميان آسمانيان كنون، براي ديدن زمين، رقابتي عجيب و ديدني است
فرشتگان چه ناز مي كنند، زمينيان نياز مي كنند........ قلب آن «سردار جبهههاي جهاد اكبر» براي «جبهههاي جهاد اصغر» ميتپيد آخرین تصاویر مربوط به ارتحال آیت الله بهجت(قدس سره) هرچه دقت نظر دارید در مراعات حق مردم به کار برید حرف آخر اینکه عمل کنیم به هر چه می دانیم مسجد فاطمیه بدون حضور آیت الله بهجت |+|
عروج
قال الصادق(ع): " اذا مات المومن الفقیه ثلم فی الاسلام ثلمة لا یسدها شیء " هرگاه مومن دین شناس درگذرد، در اسلام رخنه ای پدید آید که هیچ چیز آن را پر نمی کند.
آجرک الله یا صاحب الزمان روح ملکوتی آیت الله العظمی بهجت به لقاء الله پیوست
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، حضرت آیتالله محمدتقی بهجت از مراجع تقلید شیعیان جهان، دار فانی را وداع گفت. بر اساس این گزارش، حضرتآیتالله بهجت ساعت سه و ده دقیقه امروز به علت ایست قلبی به بیمارستان حضرت ولی عصر(عج) قم منتقل شد؛ اما تلاش پزشکان بیتأثیر واقع شد.
این مرجع تقلید که شاگردان فراوانی را تقدیم جهان اسلام کرده است در زمینه عرفان اسلامی سرآمد روزگار خویش بود.
قابل ذکر است، حضرت آیتالله محمد تقى بهجت در اواخر سال 1334 هـ ق، در شهر مذهبی فومن واقع در استان گیلان، چشم به جهان گشود و امروز در بیمارستان حضرت ولی عصر(عج) قم دار فانی را وداع گفت.
***********
به همدیگر نگاه نکنیم بلکه نگاه به دفتر شرع نماییم و عمل و ترک را مطابق با آن نماییم....
|+|
به دنبال ردپای تو می گردم....
جومونگ قویتر است یا شهید باکری؟
جومونگ قویتر است، یا شهید باکری؟ قطعا جواب كودكانی كه این روزها با خانواده خود هفتهای دو شب پای تلوزیون مینشینند و این سریال كرهای را دنبال میكنند، «جومونگ است» و لاغیر. شخصیت جومونگ در این سریال به قدری قوی و دارای محاسن فراوان اخلاقی فردی و اجتماعی است كه هر بینندهای را در هر رده سنیای به خود جذب میكند؛ جومونگی كه افسانهای بیش نیست. شاید توضیح و تفسیر نام جومونگ در صفحات افسانههای تاریخ كشور كره چند سطری بیشتر نباشد، اما به بهترین نحو ممكن حدود 90 ساعت برای او شخصیتپردازی كردهاند و این جومونگ نه فقط برای كرهایها، بلكه برای بسیاری از مردم دنیا یكی از دوست داشتنیترین چهرهها شده است و این یعنی كرهایها الگو معرفی كردهاند و چیزی برای عرضه كردن دارند. در سریالهای قبلی آنها «یانگوم» نمونه یك بانوی كامل نشان داده شد و امروز هم جومونگ جوانی است، كامل در تمام زمینهها كه فوق العاده آرمانگراست. این روزها اگر به برادر یا خواهر كوچكتر خود بگوییم جومونگ كیست؟ چه جوابی به ما میدهد؟ جومونگ در ذهن او یك اسطوره است. در طرف دیگر ماجرا اگر بگوییم مثلا شهید باکری را میشناسی یا نه؟ گیج میشود و منگ میماند. البته تقصیری هم ندارد. او هیچ ذهنیتی از امثال شهید باکری در ذهن خود ندارد. شیخ بهایی را هم نمیشناسد. از ابوعلی سینا هم فقط چند خطی در كتابهای درسی خوانده است. فردوسی را که اصلا حرفش را هم نزن - حتی امیر کبیر را هم نمیشناسد - شهید همت و چمران تداعی كننده سرعت بالای اتوموبیلها در اتوبانهای نام گذاری شده به نام این شهیدان است. نامهایی كه بعضی از آنها سرنوشت تاریخ را تغییر داده اند و زیباییهای بسیاری را در عالم حقیقت و نه در افسانهها خلق كرده اند. حیف كه این همه اسطوره داریم اما نمیتوانیم آنها را معرفی كنیم و لوح سپید فکر و اندیشه جوانانمان هر روز با یانگوم ها و جومونگ ها خط خطی می شود.....
جوان یاسوجی عاشق سوسانو خودکشی کرد...
|+|
پارك دانشجو .....
... دست بلند كرد و ظريف و دخترانه گفت : پارك دانشجو . نگه داشتم. مانتو كرم روشن پوشيده بود با روسري ژرژت قهوه اي، موهاي مش كرده زيتوني اش به اندازه يك كف دست از روسري بيرون بود و به سمت بالا خميده بود. كلاسوري در دست داشت و عينك تيره اي كه حالا وقت غروب ديگر به كارش نمي آمد. وقتي سوار شد،گفت: لطف كردين. گفتم: خواهش مي كنم. البته من پارك دانشجو نمي رم ولي تا .... حرفم را بريد و گفت: چه بهتر! منم پارك دانشجو نمي رم. مبهوت و وارفته گفتم : اِ ... ولي ... شما ... گفتين ... پس كجا مي رين؟ گفت: حالا چرا اين قدر هول شدين. من كه چيزي نگفتم . راست مي گفت. ماجرا بيشتر به عقب افتادگي من از اوضاع و احوال زمانه برمي گشت. براي اينكه تا حدودي قضيه را جمع كرده باشم گفتم : از اين تغيير تصميمتون يه كمي تعجب كردم. با خونسردي گفت: از اولشم تصميم نداشتم برم پارك دانشجو . حالا ديگر كاملا حق داشتم گيج شوم. مانده بودم چه جوابي بدهم كه مثل حرف قبلي خيلي پرت و پلا نباشد. وقتي از مطهري به سمت پايين وارد شريعتي شدم، چند خانم ديگر دست تكان دادند و هر كدام چيزي گفتند. يكي گفت پيچ شميران، ديگري گفت سينما ريولي سومي گفت تا پمپ بنزين و ... گفتم: فكر كنم اينها هم هيچكدام جاهايي كه مي گن، تصميم ندارن برن. لبخندي زد و گفت: براي من فرق نمي كنه. هر جا شما بگين مي ريم. دوباره دستپاچه شدم و بي تأمل گفتم: من پيشنهاد خاصي ندارم و چشمم به كلاسورش افتاد و براي اينكه حرفي زده باشم، گفتم : مگه شما دانشجو نيستين؟ مي توانست با همين يك جمله كلي مرا دست بيندازد و بخندد. براي اينكه پارك دانشجو رفتن يا نرفتن چه ربطي به دانشجو بودن مي توانست داشته باشد. ولي نخنديد. بلكه كاملا جدي گفت: - چرا، دانشجوام! دانشگاه آزاد! براي همين مجبورم به هر شكلي كه شده پول شهريه مو در بيارم. هر دو ، تلخ به هم نگاه كرديم و من در سكوت به رانندگي ادامه دادم. از پمپ بنزين سر بهار شيراز هم گذشتيم و در شريعتي كه حالا به سمت پايين يك طرفه مي شد، ادامه داديم. هنوز پنجاه متر در خيابان يك طرفه پيش نرفته بوديم كه ديدم بنزي با نور بالا و فلاشر روشن، از منتها اليه سمت چپ، بالا مي آيد. عصبي و بي اراده به سمت چپ پيچيدم و درست شاخ به شاخ، او را وادار به توقف كردم. هيچ وقت از اين عادت ها نداشتم كه بخواهم شخصاً با خلاف كسي مقابله كنم . چه بسا خودم هم گاهي از اين خلافها مرتكب مي شدم ولي شرايط عصبي آن لحظه، قدرت فكر كردن را از من سلب كرده بود. ماشين بنز درست سپر به سپر من ايستاد و راننده كلافه و عصبي از ماشين پياده شد. مسافر دانشجوي من وحشت زده و طلبكار گفت: گاوت زاييد. اين چه كاري بود كردي؟! مگه عقلتو از دست دادي ؟ در حالي كه از ماشين پياده مي شدم، گفتم : آنقدر طبيعي دعوا مي كني كه يك لحظه فكر كردم زنمي. و ادامه دادم: تو بشين. حرف نزن. راننده ماشين كه عصبي و دست به كمر ايستاده بود، با نزديك شدن من، تقريباً فرياد زد: آقا چه كاره هستن؟ به داخل ماشين نگاه كردم و ديدم كه تنهاست، بدون راننده. گفتم: آقا خودشون رانندگي مي كنن ؟ راه آرام آرام داشت بند مي آمد و ماشين ها، به كندي، بوق زنان و عصبي از كنارمان رد مي شدند. چند نفري هم كه معمولا در خيابان ها منتظر دعوا هستند، به سمت ما آمدند. طرف كه دوست نداشت در اين شرايط خيلي معطل شود، آمرانه گفت: من عجله دارم! الان بايد مجلس باشم. با نگاهي به خيابان و سمت و سوي ماشينش گفتم: پس خوب شد جلوتونو گرفتم . راه مجلس درست خلاف اين جهته. اشتباه اومدين. دو سه نفري بلند خنديدند و او فهميد كه اشتباه بدي كرده است، به اطراف نگاه كرد و دنبال مفر تازه اي گشت. چشمش به مسافر دانشجوي من افتاد كه در زير نگاه او سعي مي كرد موهاي اضافه اش را به زير روسري بكشاند. احساس مي شد طرف سوژه مناسبي پيدا كرده براي منحرف كردن بحث. طلبكارانه پرسيد: خانم چه كاره اند؟ با خونسردي گفتم : ايشون هم راه دانشگاه رو اشتباهي گرفته. مثل شما كه راه مجلسو ... پليس رسيد و هنوز از موتور پياده نشده پرسيد: چه خبره راهو بند آوردين؟ در حالي كه به سمت ماشينم مي رفتم به پليس گفتم: من كاري ندارم . منتظر شما بودم اين شما و اين هم آقاي ورود ممنوع . سوار شدم به زحمت قدري دنده عقب گرفتم و خودم را از معركه بيرون كشيدم . در آينه مصافحه راننده و پليس را ديدم و راهي كه خلوت مي شد. وقتي از شلوغي در آمديم مسافر دانشجو نفس عميقي كشيد و گفت: تر زدن به اين مملكت رفت. گفتم: كي؟ گفت: همين ها كه يه نمونه شو ديدي! گفتم: همشون يه جور نيستن. گفت: اغلبشون همينجورن . گفتم: مي دوني اين ها چه جوري درس خوندن؟ گفت: نه و لبهايش را جوري كج و كوله كرد كه يعني فرقي نمي كند يا علاقه اي به دانستنش ندارم. گفتم: وحشتناك بوده. توجه اش جلب شد: چي؟ گفتم: توجه و مراقبتشون. علاقمند پرسيد: به چي؟ گفتم: به كسب حلال. گفت: يعني چه؟ گفتم: اينجور كه شنيدم پدرهاشون اغلب مقيد بودن كه اين بچه ها تو ايام تحصيل نون حلال بخورن. مي گفتن: نون حروم، بركت علم رو از بين مي بره. شنيده ام حتي بعضي هاشون مقيد بودند كه خودشون از عرق جبين نون تحصيلشون رو در بيارن. از لذت و ثروت و رفاه مي گذشته اند تا درست درس بخونن. مشكوك نگاهم كرد و پرسيد: خب حالا كه چي؟ گفتم: هيچي. اين ها كه با اين مراقبت درس خوندان، اينجوري از آب درآمدن، واي به حال شماها كه دارين پول تحصيلتونو از اين راه ها در مي يارين. واي به حال مملكتي كه فردا تحصيلكرده هاش ... پرخاشگرانه و طلبكارانه حرفم را بريد و گفت: مگه چيه ؟ دزدي كه نمي كنيم. زحمت مي كشيم، به قول خودت از عرق جبينمون پول در مي آريم. خنديدم. آنقدر كه او هم از خنده من به خنده افتاد. گفتم : رشته ات چيه؟ گفت : پزشكي. گفتم: آناتومي نخوندين؟ گفت: چرا. همه واحداشو گذرونديم. گفتم : مثل اينكه ... آناتومي نخوندين. عصباني دست برد طرف دستگيره در و گفت: اگه كار ديگه اي به جز تحقير بلد نيستين پياده شم؟ خونسرد و كشيده گفتم : بلدم. از پشت كوه كه نيامدم ... ولي يه سوال ديگه ام دارم : همه دانشجوها از همين طريق جبين و اين ها ارتزاق مي كنن يا اينكه جور ديگه اي هم ميشه درس خوند؟ گفت: شهريه گرونه. يا بايد روي پول خوابيده باشي، يا چاره ديگه اي نيست. گفتم: هست. اينهمه دانشجو ... نمي دانم چرا عصبي شد و فرياد زد: تو فكر مي كني من از اين آدم هاي كنار خيابوني ام؟ به شوخي گفتم: نه خب شما وسط تر ايستاده بودي! دهانش را گشادتر و شل و ول تر كرد و گفت: قربون عمه جانت بري با اين شوخي هاي بي مزه ات. گفتم : اتفاقاً داشتم مي رفتم همانجا كه تو دست بلند كردي. بي اراده و ناخودآگاه رسيده بوديم به پارك دانشجو.... گفتم: اينم پارك دانشجو . بفرماييد. گفت: مثل اينكه راستي راستي از پشت كوه اومدي. گفتم: نه، ولي تصميم دارم برم همون طرف ها از دست شماها. با عصبانيت پياده شد، در را محكم به هم كوبيد و گفت: لجن ! وقتم را تلف كردي. دندانهايم را به هم فشردم و سعي كردم جواب ندهم. و از سر چهارراه مقابل پارك دانشجو پيچيدم به سمت بالا. زني ميانه سال دست بلند كرد كه: پارك ملت. نگه نداشتم..... نویسنده: سیدمهدی شجاعی
* این داستان در شماره 12 نشريه نیستان منتشر شد و تنها به اين دليل كه كاراكتر داستان، يك دانشجوي دانشگاه آزاد است،دانشگاه آزاد این نشریه را به دادگاه کشید... |+|
آی آدم ها.......
زمان زمان عجیبی ست آی آدم ها به جان خانه لهیبی ست آی آدم ها بهشت و آتش دوزخ، طناب و دست خدا چه داستان عجیبی ست آی آدم ها تهیّتی که از این کوچه بی جواب گذشت، سلام مرد غریبی ست آی آدم ها به روی باغچه آهسته تر قدم بنهید که زیر باغچه، سیبی ست آی آدم ها به دست خویش کفن کردن تمامی خویش، غم بدون رقیبی ست آی آدم ها شبی به شام زفاف و شبی شب تدفین عجب فراز و نشیبی ست آی آدم ها
|+|
آی مردم آی مردم علی(ع) از دنیاتون سیره .....
وصایای حضرت زهرا(س) به حضرت علی (ع) از جمله کرامات فاطمه علیها السلام که محدثین شیعه و اهل سنت روایت کرده اند این است که وی از مرگ خود خبر داد و روز و وقت آن را تعیین کرد، چنانچه در روایات بیش از این نیز گذشت و در حدیثی است که وقتی به علی (ع)گفت: هنگام مرگ من رسیده! علی (ع) فرمود : ای دختر پیغمبر با اینکه وحی از ما قطع شده است این خبر را از کجا دانستی؟
فاطمه فرمود، هم اکنون خواب مختصری مرا فرا گرفت و رسول خدا (ص) را دیدم که به من فرمود: امشب نزد ما خواهی بود و من می دانم که او راست گفته و امروز روز آخر از عمر من است. و در روایتی است که پس از آن به علی (ع) گفت: چیزهایی در دل دارم که می خواهم آنها را به تو وصیت کنم. علی (ع) فرمود ای دختر رسول خدا ، هرچه می خواهی بگو! در این وقت علی (ع) کسانی را در اتاق بودند بیرون کرد و نزدیک سر فاطمه (ع) نشست آنگاه فاطمه به سخن در آمد و گفت: ای پسر عمو هیچ گاه مرا دروغگو و خیانت کار ندیدی و از وقتی با تو معاشرت داشته ام نافرمانی تو را نکرده ام ! علی (ع) در پاسخ او فرمود: پناه بر خدا! تو داناتر، نیکو کارتر، پرهیزکارتر، بزرگوارتر و نسبت به خدای تعالی بیمناک تر از آنی که من بخواهم تو را در مورد مخالفت و نا فرمانی خود سرزنش کنم، و راستی مفارقت و دوری تو برای من بسیار ناگوار است جز آنکه چاره ای از آن نیست . . . آنگاه سخنان خود را ادامه داده و فرمود: به خدا مصیبت رحلت رسول خدا (ص) را برای من تجدید کردی و مرگ و فقدان تو بر من بسیار بزرگ است " فانا للّه و انا الیه راجعون! " آه! که چه مصیبت دردناک، جانسوز و غم انگیز است ، مصیبتی که به خدا سوگند جبران پذیر نخواهد بود! دنبالۀ حدیث اینگونه است که در اینجا هر دو گریان شده و لحظه ای گریستند ، آنگاه علی (ع) سر فاطمه را برداشته به سینه چسبانید و بدو فرمود: هر وصیتی داری بنما که من آنرا انجام خواهم داد. فاطمه فرمود: « خدا پاداش نیک دهد ای پسر عموی رسول خدا، نخستین وصیت من آن است که پس از من" امامه" دختر خواهرم را به ازدواج خویش در آوری، چون او نسبت به فرزندان من همانند خودم مهربان است، و مردان نیز ناچارند همسری از زنان داشته باشند. وصیت دیگر من آن است: احدی از این مردم که به من ستم کرده و حق مرا گرفته اند، در تشیع جنازۀ من و دیگر مراسم حاضر نشوند زیرا اینان دشمن من و دشمن رسول خدا هستند، مبادا بگذاری یکی از آنها یا پیروان آنها بر جنازۀ من نماز بگذارند . . . مرا شب هنگام در آن وقتی که دیده ها همگی به خواب رفته اند دفن کن...» آری! یاس تنها یک سحر مهمان علیست...... لحظه، لحظه وداع زهرا و علیست؛ زهرا(س) می رود و علی(ع) می ماند، سی سال استخوان در گلو و خار در چشم ......... معاذ الله که رشحه هیچ قلمی بتواند با اشک سوزناک علی(ع) به هنگام شستن پیکر فاطمه(س) برابری کند؛ کجاست اسماء؟ از او بپرسید فرشتگانی که در اشک های آن هنگام علی به تبرک غسل می کردند، بال و پرشان نسوخت؟ ********
|+|
سالروز شهادت استاد مطهری= یا < یا > از جشن روز معلم ؟!
نقش معلم آموزش و پرورش، يك نقش استثنائى است؛ منحصربه فرد است. شاكلهى اصلىِ وجودِ من و شما را در واقع در كنار تربيت خانوادگى، همين معلمانى كه در اين دوازده سال با كودكان و فرزندان ما سر و كار دارند، تعيين مي كنند و به وجود مىآورند. هر چه فكر كنيم، مىبينيم اين بسيار والاست كه البته اين ايجاب مي كند هم جامعهى ما، ملت ما، دولت ما، مسئولين ما قدر معلم را بدانند و بدانند كه معلمى به اين معنا يك ارزش بسيار والاست، هم خود معلمين اين نقش را بدرستى قدر بشناسند، آن را يك موهبت الهى بدانند، توجه كنند كه چه كار بزرگى در دستان آنها در حال انجام است به اراده و اذن الهى. در مسئلهى آموزش و پرورش آنچه كه من بر او تأكيد و اصرار ميكنم، در درجهى اول عبارت است از طرح تحول در نظام آموزش و پرورش؛ همين مطلبى كه وزير محترم هم به آن اشاره كردند، ما هم بارها در گذشته تأكيد كرديم. نظام آموزش و پرورش ما يك نظام تقليدى و كهنهاست؛ دو تا خصوصيت بد در او هست. اولاً، از روز اولى كه نظام آموزش و پرورش را در دوران سياه پهلوى و اندكى پيش از آن بر كشور حاكم كردند، نيازها و سنتهاى كشور را در نظر نگرفتند. پايه سنتهاى كشور بايد باشد، از تجربيات ديگران هم بايد حداكثرِ استفاده بشود. نه اينكه ما بيائيم الگوئى را كه در فلان كشور غربى با اقتضائات خودش - با همهى خطاهائى كه ممكن است داشته باشد - به كار گرفته شده، او را عيناً اينجا بياوريم. متأسفانه اين كار را كردند. تقليدى محض بود؛ اين يك. دوم اينكه همان هم كهنه است. خودِ آن كسانى كه يك روزى مرجع تقليد مسئولان وابستهى كشورِ ما قرار گرفتند، امروز از اين روشها عبور كردهاند و روشهاى تازهترى را آوردهاند؛ اما ما چسبيدهايم به همان روشهاى قديم! تحول لازم است. امروز خوشبختانه فرصت براى اين كار فراهم است؛ كشور داراى استقرار است؛ نظام، امن و مطمئن است؛ كارهاى زيادى انجام گرفته. در اين دنياى پرتلاطم و پرآشوب، ملت ايران توانسته وزانت خود، وقار خود، سكينه و آرامش خود را حفظ كند. امروز فرصت همين است كه بپردازيم به اين كارهاى مهم. اينى كه وزير محترم گفتند كه ما روى اين مسئله فكر كرديم، كار كرديم، بسيار خوب است؛ مورد تقدير است؛ ليكن بايد اجرائى شود، بايد پيش برود، بايد به مرحلهى عمل برسد؛ شجاعت لازم دارد، اقدام لازم دارد، ابتكار و خوشفكرى لازم دارد. يك مسئله اين است؛ تحول عمقى در نظام آموزش و پرورش.
پرورش اگر از آموزش مهمتر نباشد، كمتر نيست. آن لوح سفيد و آمادهاى كه ذهن كودك ما و دانشآموز ماست، فقط با خطخط كردن و عدد و رقم روى او نوشتن، درست نمي شود؛ ساختن لازم دارد. اين ساختن، پرورش است. بايد به مسئلهى پرورش و جريان پرورش - به هر شكلى كه آن را بتوانند انجام بدهند؛ در مورد شكلش ما اظهار نظرى نمي كنيم - اهميت داده شود؛ در كتاب درسى، در انتخاب معلم، در تربيت معلم، در خود سازماندهى. و هر چه آموزش و پرورش بتواند از گسترش كمّى پرهيز كند - چه در سازمان، چه در نيروى انسانى - بهتر است؛ چون گسترش كمّى آموزش و پرورش، امروز در درجهى اولِ اولويت نيست؛ گسترش كيفى مهم است. نيازها برآورده شود. آن مقدارى كه نياز به معلم و به مدرسه هست، تأمين شود. درجهى اول، گسترش كيفى باشد؛ بالابردن ارتقاء رتبهى معلمان از لحاظ آمادگى، تجربه، دانش، فرهنگ؛ اين چيزهائى است كه در آموزش و پرورش مهم است.... بیانات مقام معظم رهبری در جمع معلمان ************* « اگر ما بخواهيم اين نظام در ذهن مردم تعميق بشود و حركت انقلابي اين مردم همچنان ادامه پيدا كند بايد افكار شهيد مطهري در بين مردم رواج پيدا كند...» ******* پ.ن: من واقعا هنوز نفهمیدم ۱۲ اردیبهشت باید سوگوار از دست دادن عالم عارفی چون شهید مطهری(ره) باشم یا شریک جشن های مجلل و باشکوه و پایکوبی های بزرگداشت مقام معلم؟!!! به راستی رابطه سالروز شهادت استاد مطهری و جشن های روز معلم که انسان رو به یاد جشن های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی میندازه کدوم یک از این سه حالته؟ = یا < یا > ؟! به کجا می رویم....؟! بد نیست تو این مسیر گاهی هم بایستیم و نگاهی به پشت سر و راهی که طی کردیم بندازیم و ببینیم داریم به سمت کی میریم و به چه قیمتی......
|+|
دهم اردييهشت سالروز صدور فرمان هشت مادهای؛ مبارزه با مفاسد اقتصادی
|+|
عشق و زندگی...
مهمترین تکلیف انسان در هر زمان، شناخت وظیفه و عمل بدان است....
ساعت 8 از تهران راه افتاديم سمت مشهد؛ محمود طوري رانندگي مي کرد که انگار مي خواست پرواز کند..... هنوز رويم درست و حسابي با او باز نشده بود، آخر تازه ديروز عقد کرده بوديم. يکبار خجالت را گذاشتم کنار و گفتم: چرا اينقدر با سرعت مي رين آقا محمود؟!
لبخند زد، نگاهي کرد و بهم گفت: کم کم علتش را مي فهمي. پاپي اش شدم که علت را بدانم. آخرش در حالي که سعي مي کرد مراعات حال مرا بکند، گفت: بايد برم منطقه، حقيقتش، اين چند روزه خيلي از کارهام عقب افتادم! حيرت زده پرسيدم: به همين زودي مي خواي بري؟ گفت: آره ديگه، بايد برم، گفتم: تازه هنوز اول ازدواجمونه، چند روز بمون بعدش برو. گفت: من هم خيلي دوست دارم بمونم، شايد بيشتر از شما، ولي وظيفه و تکليف چيز ديگه ايه، شما هم بايد تو فکر وظيفه و تکليف باشي تا انشاا... هر دومون بتونيم رضاي خدا رو بدست بياريم.......... (راوي: فاطمه عمادالااسلامي، همسر سردار شهيدمحمود کاوه)
|+|
افسون هستی
در بيكرانه هستي دو چيز افسونم مي كند؛ يكي آبي آسمان كه مي بينم و مي دانم كه نيست! دوم خدايي كه نمي بينم و مي دانم كه هست......
|+|
شیعه یعنی ......
پس از آنکه رئیسجمهوری اسلامی ایران به عنوان سخنران رسمی در اجلاس ضدنژادپرستی "دوربان 2" پشت تریبون قرار گرفت، یک نژادپرست با پرتاب به گزارش رجانیوز، پس از این اقدام و بیرون کردن وی و همدست صهیونیستش از سالن، حضار به صورت ممتد به تشویق احمدینژاد پرداختند. رئیسجمهور در واکنش به این اقدام، گفت: من از همه حضار عزیز استدعا دارم که اینها را ببخشند اینها بیاطلاع هستند..... این بخش از سخنان دکتر احمدینژاد باز هم با تشویق حاضران همراه شد. پ.ن: به محض شنیدن این جمله دکتر احمدی نژاد به یاد جریان توهین یکی از مردم مدائن به سلمان فارسی هنگام ورودش به این شهر افتادم که این صحابی بزرگوار رسول خدا(ص)ُ به جای مقابله به مثل و واکنش تند و ..، با آرامش میرن مسجد و برای این فرد از خداوند طلب بخشش میکنن و میگن خدایا اینان نمی دانند و نا اگاهند.......
رئیسجمهور سپس با آرامش سخنان خود را آغاز کرد...
دکتر احمدینژاد در سخنرانی خود به نژادپرستی رژیم صهیونیستی و هولوکاست اشاره کرد که این سخنان وی با خشم نمایندگان دولتهای حامی رژیم صهیونیستی مواجه شد و نمایندگان هلند، فنلاند، کانادا و فرانسه جایگاه خود را ترک کردند. رييس جمهوري اسلامي ايران با تاكيد بر اينكه صهيونيسم جهاني مظهر تمام عيار نژادپرستي است، تصريح كرد: بايد كوشيد تا به سوء استفاده صهيونيست ها و حاميان آنان از ابزار سياسي بين المللي پايان داد و با احترام به خواست ملتها، عزم دولتها را در راه ريشه كن كردن اين نژادپرستي آشكار جذب كرد و شجاعانه در مسير اصلاح مناسبات و سازوكارهاي بينالمللي گام نهاد. متن کامل سخنراني دکتر احمدي نژاد به اين شرح است: بسم الله الرحمن الرحيم اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر و اجعلنا من خير انصاره و اعوانه و المستشهدين بين يديه حمد و سپاس مخصوص خداوند عادل، مهربان و خيرخواه بندگان است. سلام خدا بر پيامبران الهي از حضرت آدم تا نوح و ابراهيم و موسي و عيسي و پيامبر خاتم حضرت محمد مصطفي(ص) كه همه منادي يكتاپرستي برادري و محبت، كرامت انساني و عدالت بودهاند. جناب آقاي رئيس، گرد آمده ايم تا در ادامه كنفرانس مبارزه با نژادپرستي دوربان با بررسي اوضاع كنوني، راهكارهاي عملي در اين مبارزه مقدس و انساني جستجو كنيم. در حوادث چند قرن اخير ظلم هاي بزرگي بر بشريت رفته است . در قرون وسطي عالمان و انديشمندان به مرگ محكوم مي شدند و پس از آن بردهداري و برده فروشي و شكار انسانهاي بيگناه و جدا كردن آنها از خانوادههاي خود و انتقال آنها به اروپا و آمريكا در بدترين شرايط و در مقياس ميليوني رواج داشته است. دوراني تاريك كه همراه با اشغال سرزمينها و چپاول منابع و كشتار آوارگي مردم بي پناه بوده است. سال ها گذشت تا ملت ها با قيام خود و با بهاي سنگين و به قيمت كشته شدن ميليونها انسان، متجاوزان خود را بيرون و حكومت هاي مستقل و ملي برپا كردند.
خانم ها و آقايان، شوراي امنيت را كه از مواريث جنگ هاي جهاني اول و دوم است ببينيد. آنان با چه منطقي براي خود امتياز وتو قائل شدند؛ اين منطق با كدام ارزش انساني و الهي سازگار است؟ با عدالت؛ با برابري در برابر قانون؛ با كرامت انساني يا با تبعيض، بي عدالتي، نقض حقوق انساني و تهديد اكثريت ملتها و كشورها؟ اين شورا عاليترين و بالاترين مرجع تصميمگيري در صلح و امنيت جهاني است. وقتي تبعيض قانوني وجود داشته باشد و منشاء قانون به جاي عدالت و حق، زور و قدرت باشد چگونه ميتوان انتظار عدالت و صلح داشت. قدرتطلبي و خودپرستي منشاء نژادپرستي،تبعيض، تجاوز و ظلم است. اگر چه امروز بسياري از نژادپرستان هم در حرف و شعار نژادپرستي را محكوم مي كنند اما وقتي چند كشور قدرتمند اجازه دارند بر مبناي تشخيص و منافع خود براي بقيه كشورها تصميم گيري كنند به راحتي مي توانند همه قوانين و ارزشهاي بشري را لگد مال كنند؛ چنانكه كرده اند. بعد از جنگ جهاني دوم به بهانه قرباني شدن يهوديان و سوء استفاده از هولوكاست با تجاوز و لشكر كشي يك ملت را آواره و عدهاي را از اروپا و آمريكا و ساير كشورها به سرزمين آنان منتقل كردند و يك حكومت كاملا نژادپرست را در سرزمين اشغالي فلسطين برپا كردند و در واقع به بهانه جبران صدمات نژادپرستي در اروپا خشنترين نژادپرستان را در نقطهاي ديگر يعني فلسطين حاكم كردند. شوراي امنيت اين حكومت غاصب را تثبيت و در طول شصت سال از آن دفاع كرد و دست غاصبان را براي هر نوع جنايتي باز گذاشت. از اين بدتر آنكه عده اي دولت هاي غربي و آمريكا خود را متعهد به دفاع از نژادپرستان نسل كش مي دانند و در حالي كه وجدان هاي پاك بشري بمباران، اشغال و آدم كشي و فجايعي كه در غزه اتفاق افتاد را محكوم مي كنند از آن جنايتكاران حمايت مي كنند. قبل از آن نيز در برابر همه رسواييهاي اين رژيم سكوت نموده يا حمايت كردهاند. دوستان عزيز خانم ها و آقايان، منشاء جنگهاي اخير نظير حمله آمريكا به عراق يا لشكركشي گسترده به افغانستان چه بوده است؟ آيا غير از خودخواهي دولت وقت آمريكا و فشار صاحبان ثروت و قدرت براي بسط نفوذ و سلطه، تامين منافع توليد كنندگان سلاح، نابودي يك فرهنگ چند هزار ساله، از بين بردن خطرات بالقوه و بالفعل كشورهاي منطقه عليه رژيم اشغالگر قدس و چپاول منابع انرژي مردم عراق بوده است؟ به راستي چرا يك ميليون كشته و زخمي و چند ميليون نفر آواره شدند؟ به راستي چرا صدها ميليارد دلار خسارت بر مردم عراق و صدها ميليارد دلار هزينه لشكركشي بر مردم آمريكا و متحدان او تحميل شد؟ آيا حمله به عراق با طراحي صهيونيست ها و هم پيمانان آنان در هيأت حاكمه وقت آمريكا كه از يك طرف به صندلي قدرت تكيه زدهاند و از طرفي صاحبان شركتهاي توليد سلاح هستند، نبوده است؟ آيا با لشكركشي به افغانستان صلح و امنيت آسايش و رفاه به اين كشور برگشت؟ آمريكا و متحدان او قادر نبودند و حتي قادر به جلوگيري از توليد مواد مخدر نبودند و در دوره حضور آنان توليد آن چند برابر شده است. سوال اساسي اين است كه دولت وقت آمريكا و متحدان او چه كاره بودند؟ آيا نماينده ملت هاي جهان بودند؟ آيا برگزيده ملتها هستند؟ آيا از مردم دنيا وكالت دارند كه در همه جاي جهان و البته بيشتر در منطقه ما دخالت مي كنند؟ آيا اين اقدامات، اشغال عراق و افغانستان از مصاديق خودخواهي و نژاد پرستي و تبعيض و لگد مال كردن عزت، و استقلال ملتها نيست؟ خانم ها و آقايان، مسئولان اقتصاد جهان بحرانزده جهان چه كساني هستند؟ بحران از كجا آغاز شده است؛ از آفريقا از آسيا يا ابتدا از آمريكا و سپس از اروپا و متحدان آنان؟ مدتهاي طولاني قوانين و مقررات ناعادلانه اقتصادي را با قدرت سياسي بر تعاملات سياسي بين المللي تحميل كردند؛ نظام پولي و مالي را بدون تعبيه نظارت بينالمللي وضع كردند و بر دولتها و ملتهايي تحميل كردند كه هيچگونه دخالتي در روندها و سياست ها نداشتند. آنان حتي به ملتهاي خودشان هم اجازه نظارت ندادهاند با كنار گذاشتن اخلاق از مناسبات، همه مقررات و قوانين را به نفع گروهي از صاحبان قدرت و ثروت رقم زدند و با تعريف خاصي از بازار آزاد و رقابت، بسياري از فرصت ها را از ديگران سلب و مشكلات خود را به ديگران منتقل كردند. امروز موج بحران، با دهها هزار ميليارد بدهي و هزاران ميليارد دلار كسري بودجه به خودشان برگشته است. امروز هم براي اصلاح وضع با پول هاي بدون پشتوانه و در واقع از جيب شهروندان خود و ساير ملتها شروع به تزريق صدها ميليارد دلار به بانكها و كمپاني ها و بازارهاي مالي رو به ورشكستگي كرده و مجددا مردم خود را بدهكارتر و مشكل را پيچيده تر مي كنند. آنها به فكر قدرت و ثروتهاي خود هستند و مردم جهان و حتي ملتهاي خودشان در نزد آنان هيچ ارزشي ندارد. آقاي رئيس؛ خانم ها و آقايان، ريشه اصلي نژادپرستي عدم فهم حقيقت انسان به عنوان مخلوق برگزيده و انحراف از مسير حقيقي زندگي بشر و مأموريتهاي آدمي در آفرينش است؛ غفلت از پرستش آگاهانه خدا و تفكر در فلسفه حيات و مسير كمال انسان كه از نتايج طبيعي آن پايبندي به ارزشهاي الهي و انساني است، موجب شد تا افق نگاه آدمي تنزل كرده و منافع محدود و زودگذر مبناي سنجش و اقدام او شود. بدين ترتيب هستههاي قدرت شيطان صفت شكل گرفت و با حذف فرصت هاي عادلانه براي رشد ديگران بر دامنه توسعه خود افزود. چنان كه در زشتترين شكل ممكن به نژاد پرستي افسارگسيختهاي تبديل شد كه اكنون به عنوان خطرناك ترين عامل صلح جهاني را تهديد و راه تحقق زندگي مسالمت آميز جهاني را سد كرده است. بيشك نژادپرستي را بايد نماد جهالتي دانست به عمق تاريخ و نشانهاي از جمود و خمود در برابر رشد عمومي بشر. از اينرو انتظار آن است كه جلوههاي نژادپرستي را در شرايط و موقعيتهايي جستجو كنيم كه فقر دانش و فقدان فهم در جامعه فراگير باشد. لذا راه اصلي مبارزه با چنين مظاهري ترويج آگاهيهاي عمومي و تعميق فهم عمومي نسبت به فلسفه وجودي آدم و حقيقت جهان انسان محور است كه لازمه يا نتيجه آن بازگشت به ارزشهاي معنوي و اخلاقي و فضائل انساني و خداگرايي است. جامعه جهاني بايد در يك جريان فراگير فرهنگي براي روشنگري هر چه بيشتر در برخي جوامع مبتلا و البته عقب مانده حركتي جمعي را به انجام رساند و به سرعت اين مظهر زشت و پليد را ريشه كن كند. و اما دوستان عزيز، امروز جامعه بشري با نوعي از نژادپرستي مواجه است كه زشتي ناشي از آن حيثيت انسان را در آغاز هزاره سوم به طور كلي مخدوش كرده و جامعه جهاني را شرمنده ساخته است. صهيونيسم جهاني مظهر تمام عيار نژادپرستي است كه با توسل دروغين به دين كوشيده است تا با سوء استفاده از عواطف ديني برخي از افراد بي اطلاع چهره زشت خود را پنهان كند اما آنچه كه بايد به طور جدي مورد توجه قرار گيرد اهداف برخي قدرتهاي بزرگ و صاحبان منافع وسيع در جهان است كه با استفاده از قدرت اقتصادي و نفوذ سياسي و ابزار گسترده رسانهاي مذبوحانه مي كوشند تا با پشتيباني همه جانبه از جنايات رژيم صهيونيستي از زشتي وجودي آن بكاهند؛ اينجا مساله اصلي جهل نيست و لذا نمي توان در مبارزه اين پديده شوم به كار فرهنگي بسنده كرد بلكه بايد كوشيد تا با سوء استفاده صهيونيست ها و حاميان آنان از ابزار سياسي بين المللي پايان داد و با احترام به خواست ملتها عزم دولتها را در راه ريشه كن كردن اين نژادپرستي آشكار جذب كرد و شجاعانه در مسير اصلاح مناسبات و سازوكارهاي بينالمللي گام نهاد. بي شك همه شما از تلاش هاي گسترده كانون هاي جهاني براي انحراف در مسير ماموريت اين نشست مهم آگاه شده ايد. متأسفانه ادبيات حمايت از صهيونيست ها به معناي مشاركت و همدستي آشكار در جنايات آنها مشاهده مي شود و اين بر مسووليت نمايندگان محترم ملت ها در افشاي اين جريان ضدبشري و اصلاح مناسبات و رفتارها مي افزايد. بايد دانست كه دور نگه داشتن يك ظرفيت عظيم جهاني مثل اين نشست از مصاديق اصلي به معناي كمك به تداوم وجود زشت ترين مصداق بارز نژادپرستي است. لازمه دفاع از حقوق بشر امروز اين است كه اولا از حقوق ملت ها مبني بر آزاد بودن در تصميم گيري هاي مهم جهاني بدون تاثيرپذيري از برخي قدرت ها دفاع شود و ثانيا نسبت به اصلاح ساختارها و مناسبات جهاني اقدام گردد. از اينرو اين نشست صحنه يك آزمون بزرگ است و افكار عمومي جهان امروز و فردا درباره ما قضاوت خواهد كرد. آقاي رئيس، خانمها و آقايان؛ شرايط عمومي جهان با سرعت به سمت تغييرات اساسي پيش مي رود. مناسبات قدرت بسيار شكننده شده است. صداي شكستن ستون هاي ستم جهاني شنيده مي شود. ساختارهاي سياسي و اقتصادي كلان در حال فرو ريختن است. بحران هاي سياسي و امنيتي رو به تعميق است و بحران رو به گسترش اقتصاد جهاني كه هيچ افق روشني براي اصلاح آن وجود ندارد، ابعاد كمي و كيفي تحولات همه جانبه در پيش رو را بسيار شگرف ميكند. اين جانب بارها و بارها بر ضرورت بازگشت از مسير غلطي كه مديريت مسلط امروز جهان در پيش گرفته است تاكيد كرده و نسبت به تاخير در آن هشدار دادهام. اكنون نيز در اين نشست ارزشمند جهاني خطاب به شما و همه مديران، انديشمندان و نيز همه ملتهاي جهان كه تشنه صلح، آزادي، پيشرفت و رفاه هستند عرض مي كنم كه مديريت ناعادلانه مسلط بر جهان به پايان راه خود رسيده است. اين بن بست از آن جهت كه منطق اين مديريت تحميلي ظالمانه است اجتناب ناپذير بود؛ چرا كه منطق حركتي جهان حركتي متعالي، هدفمند، انسان محور و خداگراست. حركتي كه با هر سياست و برنامهاي كه در جهت منافع ملت ها نباشد مقابله مي كند. پيروزي حق بر باطل و آينده روشن بشر و برپايي نظام عادلانه جهاني وعده خدا و همه پيامبران و اميد مشترك و تاريخي همه جوامع و نسلهاست. تحقق چنين آيندهاي لازمه حكمت در آفرينش و مورد باور همه قلبهاي مومن به خدا و جايگاه بسيار ارزشمند انسان است. شكلگيري جامعه جهاني امكان عملي تحقق نظام مشترك جهاني و سرانجام ورود انديشمندان، مديران و مردم جهان براي مشاركت فعال و عادلانه در تصميمگيريهاي كلان و اساسي مسير قطعي اين مقصد بزرگ است. اكنون ظرفيت علمي و فني و فناوري هاي اطلاعاتي و ارتباطي، فهم مشترك و فراگيري از جامعه جهاني را پديد آورده و بستر لازم را براي تحقق نظام مشترك فراهم ساخته است. اكنون اين مسووليت عظيم فرهيختگان، دانشمندان و مسوولان در سراسر جهان است كه با ايمان نسبت به اين راه قطعي نقش تاريخي خود را ايفا نمايند و اكنون مي خواهم بر اين حقيقت تاكيد كنم كه كاپيتاليسم غربي همانند كمونيسم از آن جهت به پايان راه خود رسيده است كه جهان و انسان را آنگونه كه هست نديده و كوشيده است تا مسير و مقصدي خود ساخته را به بشريت تحميل كند و به جاي توجه به ارزشهاي انساني و الهي، عدالت، آزادي، عشق و محبت و برادري، رقابتي سخت براي كسب منافع مادي فردي و گروهي را مبناي زندگي قرار دهد. اكنون بايد با عبرت گرفتن از گذشته و درك ضرورت اصلاح مسير و شرايط امروز به تلاشي همه جانبه همت كنيم و در اين رابطه و به عنوان سخن پاياني مايلم توجه همگان را به دو نكته مهم جلب نمايم.
1- اصلاح وضعيت موجود جهان صد البته شدني است اما بايد دانست كه اين امر جز با همكاري همه دولتها و همه ملتها ممكن نيست از اين رو بايد از ظرفيت هاي همكاري جهاني حداكثر استفاده را به عمل آورد و حضور اينجانب در اين نشست احترام به اين مسأله مهم و نيز موضوع مهم حقوق بشر و دفاع از حقوق ملتها در برابر پديده شوم نژادپرستي و همراهي با شما انديشمندان است. 2- نظر به عدم كارايي نظامها و مناسبات سياسي، اقتصادي، امنيتي و فرهنگي بين المللي لازم است با ملاحظه ارزشهاي الهي و انساني و تحليل درست و واقعي از انسان و براساس عدالت و ارزشگذاري به حقوق همه انسان ها در سراسر جهان و اعتراف به اشتباهات گذشته مديريت مسلط و با تغيير در نگاه و رفتار نسبت به اصلاح در ساختارهاي موجود اقدام شود. در اين رابطه تغيير فوري در ساختار شوراي امنيت و حذف امتياز تبعيض آميز حق وتو و تغيير در نظام مالي و پولي جهاني بايد در دستور كار قرار گيرد. بديهي است عدم درك فوريت در تغيير معادل هزينههاي سنگينتر تغيير است. دوستان عزيز من، بدانيد كه حركت در جهت عدالت و عزت انسانها حركت شتابان در مسير آب است. اكسير عشق و محبت را فراموش نكنيم. قطعيت آينده روشن بشر سرمايه بزرگي است كه مي تواند ما را هر چه آگاهتر و اميدوارتر گرد هم نگه دارد تا براي جهاني پر از عشق و نعمت و عاري از فقر و نفرت و برخورداري هر چه بيشتر از رحمت خدا و مديريت صالح انسان كامل تلاش كنيم. بياييد يكايك ما در اين امر مهم سهمي مهم داشته باشيم. به اميد آن روز روشن زيبا. از آقاي رئيس و دبير كل و همه شما عزيزان بخاطر حوصله اي كه به خرج داديد صميمانه تشكر مي كنم. موفق و سربلند باشيد. ********** استقبال خودجوش از احمدينژاد، 6 صبح فردا در فرودگاه مهرآباد به رئيس جمهوري كه فرزند مكتب خميني است افتخار ميكنم بازتاب سخنرانی احمدی نژاد در ژنو از رسانه های جهان
|+|
|