|
هــذا من فضــــل ربــی
![]() سلام بر مهدی؛ موعود انسان ها «من اعتقاد دارم خداي بزرگ انسان را به اندازه دردو رنجي كه در راه خدا تحمل كرده است، پاداش مي دهد و ارزش هر انساني به اندازه درد و رنجي است كه در اين راه تحمل كرده است و مي بينم كه مردان خدا بيش از هر كس در زندگي خود گرفتار بلا و درد و رنج شده اند، علي بزرگ را بنگريد كه خداي درد است، كه گويي بند بند وجودش با درد و رنج جوش خورده است. حسين(ع) را نظاره كنيد كه در دريايي از درد و شكنجه فرو رفت كه نظير آن در عالم ديده نشده است. زينب كبري(س) را ببينيد كه با درد و رنج انس گرفته است. انسان گاهگاهي فراموش مي كند، فراموش مي كند كه بدن دارد، بدني ضعيف و ناتوان كه در مقابل عالم و زمان كوجك و آسيب پذير است. فراموش مي كند كه هميشگي نيست و چند صباحي بيشتر نمي پايد، فراموش مي كند كه جسم مادي او نمي تواند با روح هم پرواز شود، لذا اين انسان احساس ابديت، مطلقيت و غرور و قدرت مي كند، سرمست پيروزي و اوج آمال و آرزوهاي دور و دراز خود، بي خبر از حقيقت تلخ و واقعيت هاي عيني وجود، به پيش مي تازد و از هيچ ظلم و ستمي روگردان نمي شود. اما درد آدمي را بيدار مي كند و به خود مي آورد. روح را صفا مي دهد. نخوت و فراموشي را از بين مي برد. حقيقت وجود او را به آدمي مي فهماند و ضعف و زوال ذلت خود را درك مي كند و دست از غرور كبريايي بر مي دارد و آن را توجيه نمي كند..» عارف شهيد مصطفی چمران بارالها! مرا لحظه اي از درد عشقت محروم مساز كه غمت از هر چه شادي دلگشاتر ... منوی اصلی
پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
آبان 1388
مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
موعود
پیامبر اعظم(ص) آی آدم ها چهار دیپلمات پایگاه اطلاع رسانی 4دیپلمات ربوده شده ایرانی یاران احمد با شاهدان اعجوبه قرن خميني زمان مردی در قلب طوفان مهدي آنيلي عدالتخانه مطالبه صبح تبيان رسانیوز فارس نیوز جهان نیوز رجانیوز کاوش(خواهر گلم) پژواک(خواهر کوچیکه) عکاس مسلمان خبرنگار مسلمان یادداشتهای یک طلبه خبرنگار آرمان خواهی بایکوت فتح المبین شير در زنجير كجايند مردان بي ادعا فاتح كردستان سبكبالان خراميدند و .... مصباح نیوز مجنون ولايت بازمانده سيب خوشبوي من يا لثارات الحسين مصائب احمدی نژاد پاسداران پاسخگویی وبلاگ نویسان مسلمان یادنامه حامیان دولت اسلامی الف هفت دولت آزاد نجف زاده فکه نرجس ساجد پایگاه های مهدوی راشل کوری روزنوشت های جانبازی حدیث نفس لوح راست قامتان طلبه ای از نسل سوم قدسنا سعید ابوطالب قطره تا فتح مکه... صهیونیزم پژوهی سیطره پلخمون بهشت جوانان عدالتخواه خواستم کاری کنم ... سیاه مشق اسرائیل باید از بین برود منطقه ممنوعه اتحادیه انجمن های اسلامی حرفهای خودمونی من اخلاق در خانواده سهیل کریمی سردار بی نشان خـــــــاک تأملات لایه های پنهان برای آزادی ما در شب تاریخ تا صبح بیداریم منتظر بیداری ربذه نان نائب برعلی چه گذشت؟ ابراهیم در آتش خبرنگار خراسان انتهای افق دانشجویان حامی قدس سیرت همه چی در مورد اونا از همه جا گردان کمیل عملیات قلم رنجه اندیشه درخشان عترت نسیم مطهر ذیغار اقتصاد پنهان دهخدا روزنامه مرکز اسناد انجمن سیاسی استاد جلائیان دائرة المعارف فقه اسلامی فارسی به عربی کلینیک طب ایرانی رهپویان وصال از الف رحمی به حال خود نما enviromental health کوکب هدایت بهداشت محیط دولت اسلامی لذت احمدی نژادی بودن نامحرمانه چرا احمدی نژاد؟ رئیس جمهور بدون حزب موبایل مبارز شمیم قدس شمیم نرجس هم مسلکان کافه اندیشه اتحدوا فصل آگاهی صحیفه نور فصل انتظار مرصاد عدالتخواهی سلام بر حاج احمد متوسلیان پاورقی پاییزی کماندار طالب یار منتظران ظهور لاله زار پایگاه های مهدوی آخوندها از مریخ نیامده اند بانوی شرقی تخریبچی دوران حوزه علمیه خواهران مشهد به روایت خبرنگار خبرگزاری آینده روشن دیده بانان انقلاب شیعیان سید مرتضی آوینی پاکمردان داوودآبادی بزمانه زیارت آل یاسین با صدای سیدحسن نصرالله کانون فرهنگی شهدا ده نمکی پای بست کربلای جبهه ها یادش بخیر دکتر عباسی مجید زواری مهرپویا ساجد ابالفضل العباس از مقاومت تا مقاومت آیت الله سیستانی کتابخانه آستان قدس رضوی فداییان مهدویت پخش زنده شبکه های صدا و سیما بسیج دانشجویی امیرکبیر سایت جامع شهید آوینی داور الفاتح دیوار انصارالشهدا دست نوشته های یک انجمنی شهدای گمنام شلمچه محاکمه سازمان ملی جوانان کنگره شهدای خراسان شورای عالی انقلاب فرهنگی آهستان وکیل الرعایا رضا امیرخانی کیستی ما یادداشت های یک خبرنگار عروج استقامت شیمیایی عدالتخانه اسلام ناب محرمانه آنتی صهیونیزم الحدید دیار رنج الگوی مصرف فکر جوان پروفسور حسابی مارگزیده طلبه بلاگ درد جاودانگی :: قالب ساز :: پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
تعداد بازديدها:
RSS
![]()
|
به رنگ انتظار
از زمین دل برگیر که به کس دل ندهد؛با من ای دوست بیا ... مبارک باد این فتح عظیم و این معجزه الهی
اللهم عجل لولیک الفرج والعافیة والنصر واجعلنا من خیر اعوانه و انصاره والمستشهدین بین یدیه....
حقیقتاً یک دست اعجازآفرین الهی پشت این انتخابات بود... مقام معظم رهبري
این روزها و مخصوصا باشنیدن مشارکت ۸۵درصدی مردم و رای بیش از ۲۴ میلیونی دکتر، این آیه مدام تو ذهنم تکرار میشه که : مکروا فمکرالله والله خیرالماکرین..... و افتخار می کنم به کسی رأی داده ام که : » سرآغاز سخنش در هرجا اللهم عجل لولیک الفرج است » زندگی در سایه ولایت فقیه را تمرین زندگی در پناه معصوم می داند » بعد از سال ها، لبخند رضایت قلبی را برلبان رهبرم نشاند » همه دارایی اش، قلب سرشار از شوق محرومین و پابرهنگان است » به نوکری مردم افتخار می کند » شیفته خدمت است نه تشنه قدرت » حقوق كه بماند، حتي غذاي كاخ رياست جمهوري را نيز نمي خورد » درد مردم را مي شناسد و براي خدمت به مردم روز و شب نمي شناسد » اذلة علي المؤمنين و اعزة علي الكافرين است » كاسبي مغازه اش را تخليه و تبديل به ستاد انتخاباتي او مي كند » مديران مادام العمر را از سر جايشان بلند مي كند » خواب خوش زورمداران و غارتگران بيت المال را بر هم زده است » كه گفتمان امام راحل را زنده مي كند آن هم در قلب دنياي كفر » باج نمي گيرد و نمي دهد » اسرائيل انتخاب مجدد او را فاجعه اي براي خود مي داند » قلب همه مظلومين جهان را به تسخير شجاعت و عدالت خواهي اش درآورده است » دشمنان اسلام و انقلاب چشم ديدنش را ندارند و مورد تأييد دنياي كفر نيست » آزادي را در چارچوب دين و قانون معنا مي كند » خود را مديون شهدا مي داند » رياست را امانتي در دست خود براي سپردن آن به صاحب اصلي اش مي داند نه بازيچه اي براي كسب قدرت » شعار نمي دهد و مرد ميدان عمل است » طعم شيرين عدالت خواهي و ساده زيستي و خدمت خالصانه را به مردم چشاند » در راه ايجاد دولت اسلامي گام برمي دارد » هر كاري به نفع ملت باشد انجام مي دهد حتي اگر دوباره انتخاب نشود » پير و جوان، كوچك و بزرگ، بي سواد و باسواد، خاص و عام به راستي و صداقتش ايمان دارند » ملت قدرشناس در انتخاب مجددش در 22 خرداد، 22 بهمني ديگر را رقم مي زنند » در جواب ابلهان با تاسي به رسول اكرم(ص) مي گويد: اللهم اهد قومی فإنهم لا یعلمون كه .............................................................................................................
سرفراز باشی میهن من .........
|+|
میلاد بهانه خلقت مبارک....
به یاد زندگی سراسر نور و برکت کوثر نبی(ص) می توان با یك گلیم كهنه هم شب را روز كرد و روز را شب؛ می توان با هیچ ساخت؛ می توان صد بار هم مهربانی را، خدا را، عشق را با لبی خندان تر از یك شاخه گل تفسیر كرد؛ می توان کلبه کوچک عشق را با نور سادگی و صمیمیت نورافشان کرد؛ می توان بی رنگ بود همچو آب چشمه ای پاك و زلال؛
می توان در سایه مهر و صفا، رنگین کمان آسمان عشق را به نظاره نشست....
می توان با هیچ ساخت و همه چیز داشت .....
|+|
پر التهاب ترین روز عمرم!
مالک اشتر علـــــی تو انتخاب اصلحـــــــی .....
***************************************** پ.ن: همین الان(۴۵دقیقه بامداد) بالاخره شمارش آراء تو حوزه ای که به نمایندگی از دکتر اونجا حضور داشتم، تموم شد و در اوج بیم و امید رسیدم خونه! آخه تو این حوزه با اینکه دکتر از بین ۱۴۱۴ تا، ۹۳۷ رای آورد، اما میرحسین هم ۴۱۹ تا رای داشت؛ نگرانی من از این بود که تو این منطقه که اکثریت احمدی نژادی بودن، میرحسین اینقد رای آورده پس تو مناطق سجاد و احمدآباد چقد میاره!! دوستام هم که از حوزه های این مناطق تماس می گرفتن این حدسم رو تایید می کردن و نگران بودن ...... این بیم و امید ادامه داشت تا نزدیکای ساعت یک که همکارم از ستاد انتخابات وزارت کشور تماس گرفت و گفت تا الان دکتر با ۶۲درصد آراء جلو هستن.... این خبر آب سردی بود رو التهاب و نگرانی و بیم و امیدمون! تمام خستگی ها و بیدارخوابی ها و حرف شنیدن های این یه ماهه رو جبران کرد...... نمی دونستم با چه زبونی خدا رو شکر کنم..... بعد شب های پر التهاب این چند روز، امشب آسوده چشم رو هم می ذاریم.... الحمدلله رب العالمین و خیرالمسئولین.... |+|
مردمی نژاد
|+|
ما می توانیم یا نمی توانیم؟!
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در مشهد، همایش بزرگ حامیان مردمی دکتر احمدی نژاد با سخنرانی حجت الاسلام علیرضا پناهیان، به صورت همزمان با سایر نقاط کشور، 18خردادماه در مشهد برگزار شد. حجت الاسلام پناهیان در این گردهمایی این انتخابات را، رقابت «ما می توانیم» و « ما نمی توانیم» دانست و گفت: ما در این انتخابات کسانی را داریم که به عنوان اداره کنندگان جنگ، آمدند به امام گفتند که ما نمی توانیم جنگ را اداره کنیم و من مطمئنم الان هیچ یک از شما نمی تواند به سادگی باور کند که «ما نمی توانستیم» زیرا می بینید که جوانان حزب الله لبنان و مردم غزه با امکانات بسیار اندک توانستند بزرگترین قدرت مادی جهان را به زانو درآورند. وی با تأکید بر اینکه دوران ما نمی توانیم به سر آمده است، اظهار داشت: اگر کسی از من سند بخواهد که آیا ما واقعا می توانستیم و بعضی ها گفتند نمی توانیم، یا واقعا نمی توانستیم، بنده، توضیحات را برای پس از انتخابات می گذارم و فقط او را به سخن امام راحل(ره) پس از پذیرش قطعنامه ارجاع می دهم که فرمودند« من این جام زهر را می نوشم و قطعنامه را قبول می کنم»؛ معلوم می شود که امام ما نمی توانیم را نپسندیده بود. حجت الاسلام پناهیان، شرایط کنونی را، آغاز راه تشکیل جامعه اسلامی ذکر کرد و گفت: کسانی که در پرونده خودشان نامه های ما نمی توانیم دارند، نمی توانند تا ابد در میان مردم ما با افتخار و سربلند باشند که حاضران نیز با شعار الله اکبر سخن او را تأیید کردند. این مدرس حوزه و دانشگاه با بیان اینکه کسی فکر نکند در این شب ها و روزها همه چیز بیان شده است، تصریح کرد: در دولت های گذشته، کسانی به نمایندگی ما مردم به خارج از کشور می رفتند و می گفتند مردم ما در راه تمرین دموکراسی هستند؛ یعنی یک جور عذرخواهی از غربی ها بود که ببخشید که ملت ما عقب مانده هستند و می خواستند با کوتاه امدن از اسلام و انقلاب دل های مردم را به خود جذب کنند که نتوانستند اما امروز بدون اینکه به اسلام و جمهوری اسلامی اهانت بکنیم، امروز کسی با شعار می می توانیم، در غرب حق وتو را به لجن کشید، اسرائیل را منزوی کرد، راه امام و انقلاب را احیا کرد و همه ایرانی ها هم از اینکه او با عزت عمل کرد از او خرسند شدند و نماینده مردم در این 4 سال، بدون ذره ای کوتاه آمدن از ارزش ها، بیشترین دل ها را در غرب و شرق عالم به خود متوجه کرده است. وی ادامه داد: مقام معظم رهبری که یک سیاست مدار و تحلیل گر دارای اشراف به همه قضایا هستند، این مساله را بسیار مورد تأکید قرار داده و اکثر سخنرانی 14خرداد خود را نیز برای بیان این مساله صرف نمودند که من سخن کسانی که می گویند با عملکرد این دولت، عزت ما لکه دار شده و در میان جهان عزت لازم را پیدا نکرده ایم، قبول ندارم.
حجت الاسلام پناهیان افزود: احمدی نژاد کاری کرد که جوانان سنی در کشورهای عرب منطقه که از ایرانی نفرت داشتند، الان در هر کشور عربی بروید می گویند «بارک الله به سیدحسن نصرالله، بارک الله به احمدی نزاد »، در مکه هم که مشرف بودم، غیرایرانی ها به افتخار احمدی نژاد با بنده عکس می گرفتند.، آیا کسی که این ها را و این عزت ایران و آثارش در جهان را انکار می کند، خودش یک دروغگویی بزرگ نیست؟ وی در جواب شعار «مرگ بر منافق» حاضران ابراز داشت: ای کاش جریان های سیاسی که عمری بین این مردم محترم بودند هیچ گاه با شعار مرگ بر منافق این مردم مواجه نمی شدند. حجت الاسلام پناهیان این انتخابات را عرصه ای برای آزمایش مردم، برشمرد و گفت: در روایات است که مردم آخرالزمان غربال می شوند و روزنه های غربال آخرالزمان که خوب و بد را از هم جدا می کند، بسیار گشاد است و خیلی ها که فکرش را نمی کردند در اخرالزمان از این غربال سقوط خواهند کرد. این استاد حوزه و دانشگاه تأکید کرد: ما فقط کسانی را پیرو خط امام و رهبری می دانیم که امروز پیرو خط رهبری باشند که با شعار « احمدی دلاور؛ پیرو خط رهبر» حضار همراه شد. وی با بیان این سخن پیامبر اکرم(ص) خطاب به طلحه که فرمود من تا وقتی از تو تعریف می کنم که در راه اسلام باقی بمانی و یک روزی جلوی جانشین من علی(ع) نایستی، اظهار داشت: به تمام کسانی که امروز افتخار دارند به امام خدمت کرده اند، می گویم سند مقبول بودن خدمت شما به امام این است که امروز مقام معظم رهبری از شما راضی باشد. (شعار «حمایت از احمدی، حمایت از رهبریست» این جمله را تأیید کردند) حجت الاسلام پناهیان با اشاره به اینکه باید با آرامش در کنار شعارها، تفکر کرده و شعور را نیز در دل های خود جریان دهیم، گفت: شما الان در این جلسه خوشحال، آرام و پرشور و پر از قدرت روحی هستید برخی ها در جریان این انتخابات عصبی مزاج و ناراحتند چون دارد یک جابجایی صورت می گیرد. وی افزود: این جابجایی طبق یک قاعده قرآنی در سوره مائده است که فرمود «یا ایها الذین امنوا من یرتد منکم عن دینه فسوف یاته الله بقوم یحبهم و یحبونه اذلة علی المومنین اعزة علی الکافرین یجاهدون فی سبیل الله و لا یخافون لومة لائم ....»، در این آیه که علامه طباطبایی آن را مربوط به مردم اخرالزمان می داند، قاعده غربال آخرالزمان توضیح داده شده است و مطابق تفاسیر معتبر، مراد از «من یرتد عن دینه» مومنی است که تمایلی به کفار پیدا کند. حجت الاسلام پناهیان تصریح کرد: برخی ها خط شورش و آزارهای خیابانی را دنبال می کنند، می گویند به اتوبوس من سنگ زدند می خواهد تا با مظلوم نمایی، سنگ را پیراهن عثمان کنند برای تحریک احساسات طرفدارانشان به مقابله به مثل و آشوب، در حالی که هیچ فرد حزب اللهی، مخالفان رهبری را عددی نمی داند که بخواهد دست به چنین اقداماتی بزند و نابود شدن خط استعفا، شورش های خیابانی و خط ما نمی توانیم، به سادگی افتادن یک برگ در صندوق آراء است و نیازی به سنگ نیست، در این هنگام حاضران فریاد زدند « حزب الله می میرد، سازش نمی پذیرد». وی در جواب کسانی که می گویند افشاگری ها، آبروی نظام را می برد، تأکید کرد: افشاگری ها عین رشد ما و عین کنار گذاشتن گناهان با استغفار است،(شعار «مفسد اقتصادی اصلاح باید گردد» حاضران) بعضی وقت ها نمی شود در خفا استغفار کرد و باید علنی باشد، این مقدار افشاگری ها، اندکی از افشاگری هاییست که هنوز انجام نگرفته است. حجت الاسلام پناهیان در میان شعارهای «محمود احمدی نژاد، محبوب کاوه ماست» جمعیت حاضر در سالن، در مورد افشای وضعیت تحصیلی همسر موسوی ابراز داشت: فکر نکنید احمدی نزاد یک نفر را پیدا کرده و نامش را افشا کرده است، بلکه احمدی نزاد احترام گذاشته و لیست بقیه خانواده را افشا نکرده است، از رئیس جمهورتان بخواهید سند تمام کسانی را که در دوره اصلاحات بدون گذراندن امتحان جامع، دوره دکترا و ارشد شرکت کرده یا بورسیه شده اند، اعلام کند. (شعار «احمدی احمدی حمایتت می کنیم» و « ابالفضل علمدار احمدی را نگهدار» حاضران) وی با رد این ادعا که صداوسیما در اختیار دولت است، تأکید کرد: صدا و سیما در این 4 سال هیچ گاه به صورت ایده ال به تبلیغ احمدی نزاد نپرداخته است اگر این کار را کرده بود، ما اکنون خیلی مشکلات را نداشتیم. ******************************** سوء استفاده از مذهب علیه مذهب ممنوع!
وی اظهار داشت: در شرایط کنونی نیز می خواهند با شال سبز سیادت (همچون قرآن های بر نیزه صفین)، تیغ خیانت را بر سر ملت ما فرود بیاورند، شما اجازه ندهید از نماد سیادت برای ترویج فساد و فحشا استفاده کنند، نماد سیادت را به دم سگ ها و زنان بدکاره بسته اند، سوء استفاده از مذهب علیه مذهب ممنوع.
شایان ذکر است حامیان دکتر احمدی نژاد در پایان این گردهمایی پرشور، با راهپیمایی به سوی حرم مطهر رضوی، ضمن اعلام حمایت از مواضع دکتر احمدی نژاد، نماز مغرب و عشا را در حرم مطهر اقامه کردند. گفتنی است در همایش بزرگ حامیان دکتر احمدی نژاد که همزمان با قم، تهران، تبریز و اصفهان 18خردادماه در محل سالن مهران مشهد برگزار شد، بنا بود سخنرانی دکتر احمدی نژاد در مصلای تهران از طریق ویدئو کنفرانس در شهرهای مذکور پخش شود که به دلیل استقبال پرشور مردم و ازدحام جمعیت، رئیس جمهور نتوانست در جایگاه حاضر شود. ***************************** قانون گریزی دولت اتهامی بیش نیست عفت شریعتی، نماینده مردم مشهد در مجلس شورای اسلامی عصر امروز در حاشیه همایش حامیان احمدی نژاد در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری رسا در مشهد، فضای انتخابات در کشور را بسیار پرشور و بانشاط توصیف کرد و اظهار داشت: انشاالله مردم با حضور مومنانه و مخلصانه خود در پای صندوق های رأی، انتخابات را رونق خواهند داد.
وی در مورد ادعای قانون گریزی دولت نهم از سوی کاندیداهای ریاست جمهوری، تأکید کرد:قانون گریزی اتهامی بیش نیست، ما در مجلس که عملکرد مسؤولان بسیار دقیق و حساس است، نمی بینیم که آقای احمدی نژاد قانون گریزی داشته باشد، به عکس ما قانون مداری را از ایشان دیده ایم.
************************************************ توضیحات یکی از حاضران در جلسه آیت الله جوادی آملی با رییس جمهور در مورد هاله نور توضیحات آیت الله یزدی درباره برخی از مطالب نامه رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام برای همیشه علف های هرز را از باغچه این سرزمین حذف خواهیم کرد یاران انقلاب زمانی منحرف شدند که مسیرشان از مسیر ولایت جدا شد رسانه ملی فرصت برای پاسخ گویی به احمدی نژاد اختصاص دهد چرا حاضر نیستید با روش امام(ره) در باره شما عمل شود |+|
احمدی نژاد پیش از انتخاب وعده افشاگری داده بود...
پاسخ به شبهات انتخابات از زبان عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در مشهد، برنامه های دولت و مجلس در سیاست خارجی، با حضور سردار جواد کریمی قدوسی، نماینده مردم مشهد و کلات در مجلس شورای اسلامی عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، در نشست خبری ستاد مردمی دکتر احمدی نژاد در مشهد بررسی شد. صحنه رقابت در سیاست خارجی، صحنه بسیار جدی و سرنوشت سازی برای ملت هاست. هر دولت و ملتی که از قدرت برتر دیپلماسی و قدرت اغناء طرف مقابل برخوردار باشد، به پیروزی های بزرگی در صحنه دیپلماسی جهان دست می یابد. کشورهایی که از عمق دیپلماسی لازم برخوردار هستند و دیپلمات های قوی در سطح بین الملل دارند، می توانند در این عرصه توانایی خود را معرفی کرده و قدرت سیاسی اعتقادی و فرهنگی دولت خود را در مذاکرات و مباحث نسبت به این بحران ها بیان کنند. کریمی: نشست دوربان یک در سال 2003 در افریقای جنوبی برگزار شد، ابتکار تشکیل این اجلاس بین المللی توسط کشورهایی مطرح شد که تحت ستم رژیم نژادپرستی دچار خسارت های بسیار سنگیتی شده بودند، یکی از مصادیق بسیار برجسته قربانی تفکر نژادپرستی در قرن حاضر، افریقای جنوبی بود که ملت آن سال های زیادی تحت ستم اقلیت سفید و رژیم آپارتاید در یک چنین حکومت و ساختار سیاسی له شده بودند. افریقای جنوبی توانست با الگویگیری از انقلاب مردمی ایران پیروز شود و رژیم آپارتاید را سرنگون و حکومت مردمی را مستقر کند. دوربان یک، برای اولین بار با فراخوان عمومی از نمایندگان ملت ها و سارزمان های مردم نهاد ((NGO در شهر دوربان افریقای جنوبی تشکیل شد و نمایندگانی از دولت ها نیز در آن شرکت کردند. این اجلاس در واقع هماورد و مبارزه و عرض اندامی از سوی ملت ها در برابر دولت ها به ویژه دولت های مستکبر و پر مدعای دنیا بود. در دوربان یک، پیش نویس بیانیه پایانی در چند محورتنظیم شد :
.2 غرب در برابر این نژاد پرستی و ترویج نظام برده داری مسئولیت دارد .3 دولت های اروپایی باید خسارت مردم افریقا را پرداخت کنند در همان ساعات اولیه تحت فشار تهدیدات بسیار سنگین اروپا، افریقایی ها بیانیه خود را قبل از اعلام نهایی پس گرفتند و فضای دوربان یک به سمت مطالبات کشورهای اسلامی به ویژه در موضوع فلسطین جهت پیدا کرد و نتیجه برجسته دوربان یک این بود که رژیم اسرائیل، مصداق نژادپرستی آن تاریخ، معرفی شد؛ به عنوان تنها رژیمی که مشخصات کامل یک تفکر نژادپرستی را در خودش جای داده است. این مصوبه یک مصوبه انقلابی بود و زلزله ای در تارو پود سیستم نژادپرستی و صهیونیزم در دنیا ایجاد کرد به طوری که تحلیلگران می گویند یکی از دلایل حادثه 11 سپتامبر همین مصوبه دوربان یک بود که در آن رزژیم صهیونیستی، مصداق نزاد پرستی معرفی شد . از مهمترین اهداف حادثه 11 سپتامبر، جهت دادن افکار عمومی دنیا به سمت مسلمانان و معرفی انان به عنوان تروریست و خشونت طلب بود. از سوی دیگر پس از اجلاس دوربان یک، در مجمع عمومی سازمان ملل مصوبه ای تصویب کردند که نزادپرستی اسرائیل را نفی می کرد. گام دیگری که در حذف تفکر نژادپرستی اسرائیل برداشته شد، نفوذ در کمیته ای بود که در اجلاس دوربان دو قرار بود بیانیه پایانی تهیه کند لذا با نفوذ لابی صهیونیست ها و نمایندگان برخی کشورها بیانیه ای تنظیم شد که مصداق نزادپرستی بودن رژیم صهیونیستی در دوربان یک را، منتفی و تنها به بیان ادبیات کلی در ارتباط با بحث نژادپرستی پرداختند . از طرفی هم4500 تن از نمایندگان ملت ها از سراسر دنیا خود را به ژنو رسانده بودند و با تدارکی که دیده شده بود قرار بود در دوربان 2، پشت ملت ها به زمبن مالیده شود و عملا جلوی عرض اندام ملت ها و سازمان های مردم نهاد را بگیرند . دکتر احمدی نژاد در چنین شرایطی، به عنوان نماد حمایت از تفکر ملت ها در برابر مدعیان و مستکبرین به ویژه ظالمین در عرصه فلسطین، تصمیم به حضور در این اجلاس گرفت. با توجه به چهره ای که از ایشان به عنوان یک چهره برجسته حامی برجسته حقوق مظلومین و مدافع ستمدیگان در برابر نژاد پرستان، نزد ملت ها وجود داشت، نفس حضور ایشان مهر تأییدی بود بر خواست ملت ها و پیروزی درخشانی آنان؛ به گونه ای که رژیم صهوینیستی بلافاصله در آن جا اذعان کرد که حضور اجمدی نژاد در این اجلاس، برای ما یک فاجعه است. خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان: چرا برخی در داخل با علم به اینکه چنین سندی امضا نشده و حضور رئیس جمهور در دوربان2 به نفع ملت ها بوده است، باز هم اصرار دارند که این کار اشتباه بوده است؟ کریمی: دلیلش ای ن است که این ها همه پیاده اند و آقای احمدی نژاد سوار بر مرکب خدمتگرازیست، ایشان با اعتماد به نفس نسبت به حضور در عرصه های خدمت گزاری همچنان قوی قدرتمند و با ایمان حضور دارد ولی سایرین پیاده اند چیزی برای ارائه ندارند جز اینکه به جملات ناصحیح و دروغ تمسک پیدا کنند. بنده شخصا شاهد بودم که وقتی رئیس جمهور سوئیس بحث مذاکره با امریکا و درخواست اوباما برای مذاکره را مطرح کرد، دکتر احمدی نژاد چنان مقتدر، دلنشین و بر اساس همان گفتمان رهبری در بحث مذاکره سخن گفت که حقیقتا نشانه التماس از آن طرف و عزت از این طرف بود. در ژنو نیز آن قدر امریکایی ها به شخصیت ها و چهره های مختلف سیاسی سفارش کرده بودند که در مواجهه با احمدی نژاد از ایشان بخواهید که دست ما را رد نکند. خودشان داد می زنند که ما در مقابل این رئیس جمهور و این منطق به بن بست رسیده ایم، آن وقت در داخل عده ای ادعا می کنند که ما از آن ها خواهش کردیم برای مذاکره! کریمی: دولتی تنش زاست که در یک جهان سراسر صلح، آزادی و عدالت زندگی کند، در چنین جهانی اگر دولتی از خشونت و تهدید حرف بزند، ایجاد تنش می کند، اما آیا جهان امروز جهانی است برخوردار از منطق عدالت؟ جهانی است که همه شاهد حاکمیت فضیلت ها هستند؟ در حالی که همه اعتراف داریم که در جهان کنونی، ابرقدرت ها و مستکبرانی که به هیچ یک از فضیلت ها پایبند نیستند، خودشان را در چهارگوشه دنیا معرفی کرده اند و بر اساس تهدید و جنگ و خواسته های خود را تحمیل می کنند و ملت آزاده ایران بر اساس تعالیم دین و قرآن کریم، در برابر ظلم ان ها ایستاده و با منطق به ان ها نهیب می زند که دست از ظلم بردارید. آیا این تنش زاست؟ این عین امنیت است، تمام این مواضع(دولت نهم)در جهت امنیت بشر است. زمانی که ان ها در منطق ما احساس ضعف بکنند به ما هجوم می آورند و ان جاست که تنش خودش را نشان می دهد نه در این شرایط. خبرنگار ایسنا: در خصوص ادعاهای کشورهای عربی نسبت به خلیج فارس چه اقداماتی انجام شده است؟ کریمی: ما کشورهای عربی را ضعیف تر از آن می دانیم که بخواهند در برابر ملت ایران ادعایی را مطرح کنند، امروز همه می دانند که آن ها برای ایجاد تحریک و بحران در منطقه، پشت گرم حضور نظامی امریکا و شبکه های جاسوسی در منطقه و نفوذ صهیونیزم هستند. خلیج فارس تنها دستاویزی است که استعمارگران با آن سابقه مداخله طولانی که در جهان اسلام دارند، تلاش می کنند با طرح ان در روابط دولت ها و ملت های اسلامی، تنش و درگیری را ایجاد کنند. در حالی که ما در اصل 11 قانون اساسی بر اساس تعالیم دینمان که امت اسلامی را امت واحده می داند، داریم که به مسئولین نظام جمهوری اسلامی حکم می کند که در جهت ایجاد وحدت سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی با همه دول مسلمان در منطقه در ارتباط باشیم و این راهبرد جمهوری اسلامیست. ما در جهت وحدت تلاش کرده و این تنش ها را حتی الامکان دور کرده و با ان منطقی برخورد می کنیم، در عین حال که توضیح و پاسخ می دهیم، هرگز فراموش نمی کنیم که راهبرد اسلام، وحدت و ایجاد امت واحده است غرب برخلاف ان چه برای خود عمل می کند، که روزبه روز تلاش می کنند دولت های کوچکشان را تحت یک نظام پولی، یک قانون اساسی و یک نظام سیاسی درآورند، در این سوی دنیا تلاش می کنند بین مسلمانان تفرقه ایجاد کنند لذا مساله خلیج فارس، تنها دستاویزی از ناحیه استعمارگران برای ایجاد نگرانی و تفرقه در منطقه است. خبرنگار مهر : در ارتباط با عربستان که باتوجه به رفت و آمد بسیار زائران به عربستان، چه راهبردی دارید برای بهبود وضعیت امنیتی و سیاسی زائران؟ کریمی: دیپلماسی ایران در این زمینه بسیار فعال است و با کوچک ترین اتفاقی که در این عرصه رخ می دهد بلافاصله با برقراری تماس های دیپلماتیک با عربستان این موارد پیگیری می شود و جمهوری اسلامی از ابتدا سعی داشته که جلوی هر تنشی را بگیرد و مشکلاتی را که پیش می آید با تدبیر حل کند و هرگز یک رفتار تنش زا را پیش نگرفته است چرا که راهبرد دشمن، ایجاد نزاع و درگیری در منطقه است لذا ما تلاش می کنیم برخلاف راهبرد دشمن با نشان دادن ظرفیت بالای جمهوری اسلامی این مشکلات را مدیریت کنیم. کریمی: در رابطه با اشراری که در جنوب شرق ایران دست به شرارت زدند، وزارت امور خارجه ما دیپلماسی بسیار فعالی با مسئولین پاکستانی داشته که گزارشات دقیق ان در کمیسیون امنیت ملی مطرح است. اخیرا جمعی از افراد بازداشت شده و متهم به ایجاد این حوادث، توسط پاکستان تحویل جمهوری اسلامی شدند در مابقی این ها نیز دیپلماسی جمهوری اسلامی همچنان فعال است و همواره تمام ابزارها و را ه های ممکن برای ضربه زدن به این گروهک تروریستی بهره می گیرد. در رابطه با حمایت پارلمان اروپا از گروهک تروریستی منافقین، اخیرا طرحی در مجلس به تصویب رسید که دولت در جایگاه اقتصادی دولت های اروپایی که از تروریسم حمایت می کنند با جمهوری اسلامی، تجدیدنظر کند و اکنون به صورت یک قانون به دولت ابلاغ شده است. اقدامات سیاسی دیگری نیز توسط وزارت خارجه و سفارتخانه ها در کشورهای اروپای صورت گرفته از جمله اقدامات حقوقی که قابل عرضه در دادگاه های جنایی و کیفری اروپا در رابطه باجنایات منافقین و ترورهای انان در ایران که به اعتراف خودشان، 22 هزار نفر را در ایران ترور کرده اند. کمیسوین امنیت ملی به طور جدی به این موارد پرداخته این ها مسائلی نیست که در سیاست خارجی ما بتواند گم شود. کریمی: زمانی که می بینیم بلال از کشور حبشه می آید در مدینه، بلال حبشی می شود و مورد عزت و احترام پیامبر قرار می گیرد، اینجا سیاست و نگاه اسلام به بشر مشخص می شود لذا در سیاست خارجی ما، انسان مطرح است. در اصل 142 قانون اساسی که یکی از اصول برجسته قانون در معرفی سیاست خارجی جمهوری اسلامیست، بیان شده است که جمهوری اسلامی، آزادی، شرف، عدالت و اخلاق را حق همه بشر می داند و برای همه انسان ها این را محترم می داند و بر این اساس از هر گونه قیامی که در برابر مستکبرین توسط مستضعیفین صورت گیرد، بدون دخالت در امور اجرایی کشورها، حمایت می کند. از سوی دیگر، چه بسا تاثیرگزاری یک کشور کوچک از جایگاه اعتقادی، فلسفی، فرهنگی در یک قاره، ان قدر برجسته باشد که کشورهای قدیمی پرجمعیت این گونه نباشد و در نزد خدا نیز فضیلت، معیار تقواست. دیپلماسی ایران هم در سطح ساختارهای بین الملل و کشورهای بزرگ جایگاه دارد و هم در سطح کشورهای کوچک که مستکبرین ان ها را به حساب نمی آورند، این از فضیلت های جمهوری اسلامی در حوزه سیاست خارجی است. خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان: جمهوری اسلامی تا چه حد در کسب و حفظ استقلال ملت ها مؤثر بوده است؟ کریمی: کشورهای کوچک و ملت های ضعیف، برای حفظ جایگاه خود در گذشته ناچار بودند به یکی از قدرت های شرق و غرب تن بدهند و غرب و شرق هم که در عمل ثابت کرده اند که مکاتبی نیستند که حقوق همه انسان ها را محترم بشمارند. ولی امروز جمهوری اسلامی ایران امیدی است برای ملت های مظلوم و مستضعف جهان ایجاد کرده که می توانند با حمایت ایران، از حقوق خود در عرصه بین الملل دفاع کنند. همه چیز بر اساس منافع با ایران تنظیم نمی شود؛ ما یک رسالت انسانی و قرآنی نیز داریم، ان ها که می گویند در ارتباط با اکشورهای کوچک و ستمدیده، منافعی برای ایران تعریف نمی شود، نگاهشان نگاه مادیست یعنی همان نگاهی که در لیبرالیزم هست که منافع ملی برای خود تعریف می کند و ان منافع مادی چیزی جز، افزودن قدرت پولی، جمع ثروت و نفوذ ساختاری در دولت های دیگر نیست. منافع ملی ما قطعا در پرتو اعتقادات ما تعریف می شود و رسالت حفاظت از ارزش ها و فضیلت ها و ایستادگی در برابر ساختارهای ظالمانه بین الملل ما، بر این اساس شکل گرفته است، یقیناً این منطق بر ساختارهای موجود در دنیا غلبه پیدا خواهد کرد و این است، طبیعتا مبادلات تجاری سازنده و حمایت از شهروندان ایرانی و سایر فاکتورهای موردنظر سیاست خارجی ما نیز در یک چنین ارتباطاتی موردتوجه است. خبرنگار مهر : دولت برای حفظ امنیت ملی چه سیاست و راهکاری در نظر گرفته است؟ کریمی: حمایت از افزایش قدرت بازدارندگی و دفاعی جهموری اسلامیمهمترین اقدام دولت در این زمینه است، امروز اتفاقی در ایران افتاده که ارتش های اشغالگر خاور میانه مثل امریکا و ناتو به خوبی به توانایی سیستم دفاعی ما در برابر تهدیدات نظامی ان ها اذعان دارند، و به فرموده فرمانده معظم کل قوا، این توانایی به حدی است که در هر نقطه ای از دنیا جسارتی به حریم ما بشود می توانیم به راحتی به ان ها سیلی بزنیم . تسلط و اشراف بلامنازعه در تنگه هرمز یعنی گلوی جهان و قفل دنیا و که کلیدش دست ایران است، از نکات برجسته است و دولت نهم با تمام توان در جهت تقویت ساختار دفاعی و بازدارندگی ما حرکت می کند. آزمایش موفقیت آمیز موشک ضدهوایی جمهوری اسلامی با برد 40 کیلومتر که می تواند هواپیمای دورپرواز هر کشوری را مورد هدف قرار دهد، یک تحول بسیار چشمگیر در عرصه پدافند هوایی ماست. قدرت موشکی ایران نیز امروز غیرقابل تردید است، موشک سجیل دو با سوخت جامد، قدرت دفاعی کشور ما را چندین برابر افزایش داد ه است. طرح گفتمان انقلابی ملت ایران و احیای آن در عرصه بین الملل، مایوس شدن دیپلماسی های مقابل دیپلماسی ایران در عراق، افغانستان و پاکستان، احیای روحیه سلحشوری، ازادگی و مقاومت در فرهنگ عمومی ملت، حتی بیش از قدرت دفاعی، امنیت ملی ما را بالا برده است. از سوی دیگر تلاش بی نظیر تاریخی در حضور یک دولت نزد ملت و انجام سفرهای استانی و ورود به همه شهرها و درک همه مشکلات مردم توانست مجموعه ای از عزت و اقتدار ملی را در خدمت به امنیت ملی ما فراهم کند در حالی که در دولت های گذشته به شدت این مبانی تخریب می شد و تلاش می کردند باقیمانده عزت ملت ایران را هم با قراردادهای ننگین از او بگیرند. برخی از پروژه ها ممکن است در دولت های گذشته آغاز شده باشد اما عزم و اراده همت نافذی که در این دولت وجود دارد موجب به ثمر رسیدن این پروزه ها علاوه بر پروزه های خود دولت شده است. در گذشته با نفوذ عواملی و کارشکنی و تاخیر انداختن پروژه ها، ما نتوانستیم گام های اصلی در این زمینه برداریم ولی این دولت با بهره گیری از توانایی بسیار نافذ خود توانست نقش مهمی در به نتیجه رساندن آروزی ملت در بدست اوردن این فناوری ها داشته باشد. خبرنگار رسا: آیا قانون گریزی دولت نهم را که این روزها بسیار از سوی کاندیداهای انتخابات مطرح می شود، قبول دارید؟ / ارزیابی کلی شما از رابطه دولت و مجلس چیست؟ کریمی : در دولت های گذشته این روابط بود که بر کشور و امور اجرایی آن حاکم بود نه ضوابط و مقررات؛ منافع فامیلی و حزبی و خواسته نزدیکان آن ها بر هر قانونی حکومت می کرد اما در این دولت، رئیس جمهور در آغاز کار، از استانداران، وزیران و کارگزارانش پیمان می گیرد که مبادا سراغ منافع شخصی بروید، این حاکی از اهتمام دولت نهم برای احترام به قانون است. دولتی قانون را زیر پا می گذارد که می خواهد باج بدهد، دولت های گذشته، همه شان اهل باج دهی به نزدیکان و دوستان بودند چون می خواستند همیشه سر قدرت باقی بمانند، باید چشمشان را بر همه خلاف ها می بستند لذا ما می بینیم که در این سه دولت یک وزیر و استاندار عزل و تنبیه نشد در حالی که دولت نهم چند وزیر را که پیمانشان را زیرپا گذاشتند، بلافاصله برکنار کرد. با این طرز فکر، چه جای توجیهی برای قانون گریزی این دولت وجود دارد؟ از برجسته ترین صفات این دولت احترام به جایگاه قانون بوده است. قانون گریزی برای آن تفکری مصداق دارد که می خواهد به هر قیمتی که شده قدرت را در فامیل خود حفظ کند. کریمی: احمدی نژاد با این شعار (معرفی مفسدان) وارد عرصه انتخابات در دوره نهم شد و چیزی که ایشان مطرح می کند، چیز جدیدی نیست؛ ایشان وعده این اقدامات را از همان ابتدا دادند و همین مقدار که مشاهده می کنیم ایشان در جذب آراء مردم در دوره نهم وامدار هیچ حزب و گروه و جریانی در این کشور نبود، حاکی از این مطلب است که وی از یک روحیه فسادستیز و ایثارگر برای تحقق عدالت برخوردار است. مشکلات سر راه اجرای عدالت، مشکلات معمولی نیست و بسیار سخت تر از مسائل گذشته کشور همچون جنگ تحمیلی و .... است. روش اسلام و اولیای خدا این است که تا امکان دارد به وسیله هدایت، ارشاد و تذکر حجت بر طرف مقابل تمام شود و هرگز در گام اول برخورد آخر را در دستور کار قرار نمی دهند. اکنون سی سال است اولیا و بزرگان ما نسبت به وقوع چنین خطری در خانواده آقای هاشمی تذکر می دهند و در ارتباطات خصوصی از ایشان خواسته اند که این مسائل را در خانواده خود کنترل کند ولی نه تنها کنترل نشده بلکه مشاهده می کنیم هر روز سایر فضیلت های باقیمانده را نیز زیرپا می گذارند؛ یکی از نمونه های ان مصاحبه پسر اقای هاشمی با «یو اس اس تودی» است که اعلام کرد که خانواده ما اعتقاد به نظام اسلامی و ولایت فقیه ندارند و ما دنبال تغیرات اساسی در این زمینه هستیم، حضور و ابراز احساسات دختر ایشان در مجالسی که همه مقدسات دین زیر سوال می رود نیز نمونه ای از این دست است. لذا در یک فرصت کم نظیر که ملت در آماده باش به سر می برند و بدون هیچ گونه غلبه ای از فضای سیاسی و روانی یک حزب بر کشور این مطالب را آن هم به طور کلی ارائه کردند و فقط گفتند اشرافی کری در این خانواده، جای خود را باز کرده و همواره تصمیم داشتند قدرت را همیشه در خاندان خود حفظ کنند. رئیس جمهور باید به برخی جزئیات هم بپردازند و فهرست های مهم انحرافات را بیان کنند و تا این اتفاق نیفتد عدالت در کشور تحقق نمی یابد. در ژنو معاونین سازمان ملل و برخی مسئولین رسما گفتند آقای احمدی نژاد شما از وقتی رئیس جمهور شدید، شیوه ای را ایجاد کردید که در دنیا خیلی جاذبه ایجاد کرده است. اما اینکه جرا رهبری اجازه حضور آقای هاشمی در مجمع تشخیص ملحت نظام را داده اند، توجه کنید که مجمع تشخیص مصلحت نظام، شورایی است زیرنظر شخص رهبری و خود ایشان نیز در نخستین جلسه پس از تشکیل این مجمع، به اعضا گفتند که «سیاست های کلی آن وظیفه ایست که به عهده رهبری است، شما به من مشورت می دهید توجه داشته باشید من هیچ الزامی ندارم انچه را شما ارائه می دهید زیرش امضا کنم». یعنی در نهایت نظر رهبریست که بایستی بر سیاست های کلی حاکم باشد. از سوی دیگر، همه قوا در قانون اساسی ما زیرنظر ولایت امر هماهنگی و هدایت می شود بنابراین جوهره مجمع تشخیص مصلحت نظام، در وجود اختیارات رهبری، یک مجموعه مستقلی نیست لذا امروز هیچ قدرت اجرایی در دست آقای هاشمی وجود ندارد و ایشان فعلا تنها یک هماهنگ کننده در مجمع هستند. در مورد امامت جمعه ایشان نیز، چون حکم امام راحل(ره) است، مقام معظم رهبری نیز به دلیل احترام و عنایت ویژه به احکام امام، در این زمینه حکمی ندادند. مهم در این مسائل اطلاعات عمومی است و اینکه افکار عمومی روشن شود، تحول بزرگی که دکتر احمدی نژاد شروع کرد، تحولی است که طبیعتا مورد خواست فرهنگ اسلام است. ما به هیچ وجه نمی توانیم عدالت را اجرا کنیم مگر اینکه افکار عمومی صددرصد به تمام زوایای پنهان و اشکار مسئولین و خدمتگزاران اشراف داشته باشد و مسئولین نیز باید با جرات و شهامت تمام مسائل زندگی اقتصادی، مواضع سیاسی، نگاه به تحولات جهان، روابط با احزاب، جاذبه و دافعه و نگاه ایمانی و اعتقادی شان را کاملا شفاف نزد ملت ارائه دهند تا ملت، خود قضاوت کند که چه کسی خدمتگزارتر و خالص تر و اصلح است. ولی اگر افکار عمومی حقایق پشت صحنه را نداند ممکن است تحت تاثیر ظاهر تبیلغات و گفتمان های خیرخواهانه بشردوستانه و اسلام گرایانه ان ها قرار بگیرد. امام خمینی(ره) در پایان وصیتنامه الهی- سیاسی شان چند تبصره آورده اند که در یکی از موارد ان آمده است: «من در گذشته ممکن است برخی افرادی که سالوس مآبانه، خود را مسلمان انقلابی معرقی کردند من حمایت هایی از ان ها کرده باشم، خواستم بگویم که اینها مربوط به ان زمان است و ملاک حال فعلی افراد است...» کریمی: رسالت اصلی انبیا تنویر افکار عمومی، اطلاع رسانی و بالا بردن قدرت تحلیل ملت ها است. زیرا هر چه اطلاعات و قدرت تحلیل دقیق تری داشته باشند در برابر حوادث بهتر می تواند مقابله کنند. در مقابل کسانی که می خواهند دنیا را زیر سیطره خود داشته باشند تلاش می کنند افکار عمومی بی اطلاع بماند یا در جهت خواست و میل ان ها هدایت شوند. لذا آگاه کردن و هدایت افکار عمومی در درجه اول به عهده علما و روحانیت،مبلغین و کسانی است که جایگاه و مسئولیتی دارند و خدا عده ای را پای بیان ان ها جمع کرده است و در وهله بعد به عهده رسانه های عمومی است. |+|
ماجرا چه بود؟!
ميوه انگليسي چگونه از عراق چيده شد؟ رجانيوز: صبح سهشنبه محمود احمدي نژاد رئيس جمهوري ايران در جمع پرستاران با اشاره به جسارت و سوءاستفاده غربيها از "تساهل و تسامح" دولتمردان سابق کشورمان در موضوع فناوري هستهاي گفت: در اسناد مذاکرات سعدآباد ديده ميشود که طرف انگليسي گفته "ما ميوه عراق را در سعد آباد چيديم." ![]() اما ماجرا چه بود و در "مذاکره سعدآباد" چه گذشت که انگليسيها "ميوه جنگ عراق را در آنجا چيدند؟" ماجرا در آبان ماه سال 82 و از کاخ سعدآباد تهران آغاز شد.
وزراي خارجه سه کشور اروپايي انگليس، فرانسه و آلمان، به همراه خاوير سولانا دبير سياست خارجي اتحاديه اروپا خود را به فرودگاه مهرآباد رساندند تا از آنجا و در ميان تدابير امنيتي، براي انجام مذاکرات هسته اي با "حسن روحاني" و ديدار با "سيد محمد خاتمي"، به کاخ سعدآباد بروند. تدابير امنيتي به آن جهت اتخاذ شده بود که گروهي از دانشجويان بسيجي دانشگاه هاي تهران در اطراف اين کاخ جمع شده بودند و با محاصره اين کاخ، عليه "زورگويي" غربي ها در قبال حق به رسميت شناخته شده کشورمان شعار مي دادند.
با اين حال، اعتراضها سبب نشد تا تيم ديپلماتيک جمهوري اسلامي که مرکب از مديران وقت وزارت خارجه و دبيرخانه وقت شوراي عالي امنيت ملي بود، در برابر خواسته "تروئيکا" مقاومتي از خود نشان دهند. و اين چنين شد که ماحصل مذاکرات سعدآباد صدور توافقنامه مشترک ميان 3 کشور اروپايي و ايران با محتواي کم سابقهاي باشد.
توافقنامه اي که حسن روحاني در هنگام قرائتش در حضور خبرنگاران مجبور شد بارها توقف کند تا صداي شعارهاي اعتراضي انبوه دانشجويان از خارج از محوطه کاخ، مزاحم اطلاعرساني وي نشود. در اين ميان شايد مهمترين بخش توافقنامه مربوط به اين قسمت بود "به منظور اعتماد بيشتر، ايران به طور داوطلبانه تصميم گرفته است که برنامه تعليق خود را ادامه و توسعه داده تا شامل تمام فعاليتهاي مربوط به غنيسازي و بازفرآوري و کليه آزمايشها يا توليد در هر تأسيسات تبديل اورانيوم شود، آژانس از اين تعليق مطلع خواهد شد و از آن دعوت خواهد شد که بر آن نظارت و آن را تأييد کند."
در ادامه اين توافق عجيب با وزراي خارجه تروئيکا آمده بود: "تعليق به موقع انجام خواهد شد به شکلي که آژانس بتواند قبل از اجلاس نوامبر شوراي حکام اجراي آن را تأييد نمايد. تعليق زماني که مذاکرات براي يک توافق مورد قبول دو طرف در خصوص ترتيبات درازمدت پيش مي رود، ادامه خواهد يافت." ماجرا اما قرار نبود به اينجا ختم شود. به طوري که سفير آلمان 4 سال بعد در برنامه گفتگوي ويژه خبري پرده از هدف نهايي کشورهاي مذکور از توافقنامه سعدآباد برداشت و گفت: «من نمي خواهم شمار را فريب بدهم! ما خواستار تعليق هميشگي فعاليت هاي هسته اي ايران هستيم!»
اين رفتار تيم مذاکره کننده در مسئله هسته اي البته شايد ترجمان ديپلماتيکي بود از آنچه چندماه قبل از آن برخي افراطيون عضو مجلس ششم در قالب نامه سرگشاده از رهبر انقلاب خواسته بودند. مرداد 82 بود که 127 نماينده مجلس ششم طي نامهاي به رهبر انقلاب با تحليل فضاي ديپلماتيک وقت از ايشان خواستند با نوشيدن "جام زهر" از طرف ملت ايران، قيد دستيابي به انرژي هسته اي را بزنند: "اگر جام زهري بايد نوشيد قبل از آنکه کيان نظام و مهمتر از آن، استقلال و تماميت ارضي کشور در مخاطره قرار گيرد بايد نوشيده شود."
اگرچه شايد برخي متوجه منظور نگارندگان اين نامه از "در مخاطره بودن استقلال و تماميت ارضي" کشور نشدند، اما تاريخ انتشار اين نامه که در تيرماه سال 82 و درست سه ماه پس از اشغال عراق از سوي نيروهاي امريکايي و انگليسي بود، علت نگراني و دستپاچگي نويسندگان نامه را مشخص کرد. اما اين نگاه محدود به 127 نفر در مجلس ششم نبود، بلکه دولت وقت نيز در اين زمينه تحرکات ديپلماتيک داشت که البته 3 سال بعد از آن ابتدا شبکه بيبيسي و سپس روزنامه واشنگتنپست جزئياتي از اين مسئله را منتشر کردند. به گفته و نوشته اين دو رسانه، در همان سال 2003، صادق خرازي با نگارش نامهاي تلاش کرد تا خواسته هم حزبي هايش در مجلس ششم از رهبر انقلاب را اجرا کند.
در اين نامه که با وساطت سفارت سوئيس به امريکا رفت، نوشته شده بود در ازاي "خروج نام ايران از محور شرارت" و "فروش قطعات هواپيما به ايران" از سوي امريکا، ايران هم متعهد ميشود "فعاليتهاي هستهاي خود را شفاف کند" و "از خلع سلاح حماس و حزبالله حمايت کند".
اين درخواست صادق خرازي البته با موافقت دولت بوش همراه نشد و همين مسئله باعث شد تا 3 سال بعد و در زمان مقاومت دولت نهم در برابر خواستههاي دولت دوم بوش در اين زمينه، برخي نمايندگان کنگره در امريکا اين سند را "رو کنند" و از بوش در باره "رد" چنين "پيشنهاد خوبي" توضيح بخواهند.
اگرچه در سال 1385 و در پي افشاي نگارش اين نامه، کارگزاران ديپلماتيک دولت هشتم يکصدا آن را تکذيب کردند، اما چند ماه پيش، "دنيس راس" مشاور ارشد جرج بوش طي يادداشتي در مجله نيوزويک با اشاره به برنامه هسته اي ايران، همين نامه وزارت خارجه دولت اصلاحات را مورد استناد خود قرار داده و نوشت: "تاريخ نشان داده حکومت ايران در مقاطعي در قبال فشار سياسي بينالمللي جواب دلخواه را داده است. براي مثال در سال 2003 پس از نابودي ارتش عراق توسط نيروهاي امريکايي، دولت وقت از طريق سفير سوئيس در ايران پيامي به واشنگتن ارسال کرد تا با اين کار نگرانيهاي امريکا را درباره برنامههاي تسليحاتي تهران و حمايت ايران از حزبالله و حماس تا حدي تخفيف دهد". راديو بيبيسي هم همان زمان در باره اين نامه تحليل جالبي ارائه داد و معناي ديگر نامه صادق خرازي را "کوتاه آمدن ايران" دانست و نوشت که اين نامه به آن معنا بوده است که "ايران ديگر حرفهاي پيشين را تکرار نميکند و عضوي سلطهپذير از جامعه جهاني خواهد بود."
با رياست محمود احمدي نژاد بر قوه مجريه اما به يکباره همه چيز عوض شد. او که همواره در نطقهاي انتخاباتياش دولت پيشين را به جهت توافقنامه مذکور و همچنين توافقنامه پاريس محکوم ميکرد، در روزهاي اوليه ورود به پاستور، دستور فک پلمپ تأسيسات اصفهان را صادر و تأکيد کرد: "حتي يک روز هم تعليق را نميپذيريم". رهبر انقلاب درخواست اروپاييها را مبني بر اينکه ايران بايد از تلاش براي توليد سوخت هستهاي دست بردارد، "حرف زور" خواندند و با تأييد رويه جديد در موضوع مذاکرات هستهاي تأکيد کردند که ايران در زمينه هسته اي زير بار حرف زور غرب نخواهد رفت.
خبر فک پلمپ از تأسيسات هستهاي اگرچه در دنيا غوغاي رسانهاي به پا کرد اما خبرهاي هستهاي احمدينژاد در اينجا متوقف نشد، او که در مبارزات انتخاباتي قول داده بود اروپاييها را از برج عاج به پايين بکشد، در فروردين سالهاي 85، 86، 87 و 88 برگهاي جديدي از پيشرفتهاي اين صنعت مهم در ايران رو کرد و بياعتنا به تهديدهاي امريکا و چند کشور اروپايي، غنيسازي اورانيوم را تا مرحله صنعتي شدن و فعال سازي 7 هزار سانتريفيوژ پيش برد.
********************
پروژه "خاورميانه بزرگ" در آستانه به سرانجام رسيدن بود و امريکاييها همراه متحدان اروپايي شان داشتند" ثمره پيروزي عراق را در سعدآباد درو مي کردند"، افغانستان را پيش از آن گرفته بودند و از حاکمان دولتي و مجلسي ايران هم مطابق نامه سال 2003 خرازي به آنان قول گرفته بودند که از حزب الله لبنان و حماس حمايت نکند و البته نافرماني هستهاي هم نکنند، کار داشت خوب پيش مي رفت متحصنان مجلس ششم و کانديداي منتخبشان در انتخابات 84 همچنان بر لزوم لحاظ عاقبت فشارهاي غرب پافشاري مي کردند.
اما ناگاه ورق برگشت و در نتيجه همصدايي مردم و نخبگان و سرانجام ايستادگي ملي در موضوع هسته اي نتيجه ديگري رقم خورد و عاقبت مسئله اي که روزي قرار بود با نوشيدن جام زهر مختومه شود، به جايي رسيد که طرف غربي حاضر شد تنها براي مذاکره با ايران از همه خواسته هاي خود بگذرد. همان هايي که روزي تنها براي مذاکره پيش شرط گذاشته بودند که بايد همه فعاليت هاي هسته اي تعطيل شود و با پاسخ "نه" رئيس جمهور جديد روبرو شدند، پشيمان شدند و در ژنو باز پاي ميز گفتگو نشستند.
آنها اين بار ويليام برنز سومين مقام ارشد وزارت خارجه وقت امريکا را براي مذاکره فرستادند، برنز هماني است که پرونده ليبي را مديريت کرد و همه تجهيزات هسته اي آن کشور را سوار بر کشتي تا امريکا مشايعت کرد اما او خود در مذاکرات ژنو گفته بود که از ديد وي نيز صحبت از "تعليق" براي برنامه هسته اي ايران غيرممکن است.
شايد دولت نهم مانع تداوم ميوه چيني انگليس و متحد استراتژيک آن، امريکا در عراق شده باشد که جرج بوش را وادار کرد اعتراف کند: «متأسفانه پس از انتخاب رئيس جمهور احمدي نژاد، ايران مسير برعکسي را برگزيد و اعلام کرد بار ديگر به غني سازي دست مي زند.»
|+|
از حاج احمد تا حاج محمود....
از
تــا
تفاوت ياران واقعي امام و رهبري با ديگران را ميتوان در پرهيز از بازيهاي سياسي در داخل و نگاهكردن به انتهاي افق در حركت به سوي تمدنسازي اسلامي برشمرد. آنان كه درصددند با درگيركردن مردم به مسائل پوچ و بيارزش در داخل از يكسو و منحصركردن انقلاب جهاني امام(ره) به جغرافيا و مرزهايي محدود از سويي ديگر به اهداف خويش دست يابند، هرگز حلاوت و شيريني كلام امام(ره) و شهداي انقلاب را نچشيدهاند و گستره ديد آنان از مرز نگاه مليگراها فراتر نميرود؛ هرچند كه در شعار، خود را مريد امام(ره) و در خط انقلاب بنامند.
حاج احمد متوسليان در دوران جنگ نظامي و حاج محمود احمدينژاد در دوران نبرد اعتقادي از اين جنسند و به همين سبب رهبري انقلاب در جمع اساتيد و دانشجويان دانشگاه علم و صنعت، پس از هشدار درباره روي كارآمدن شاه سلطانحسينها و عناصر ترسو در اين موقعيت حساس انقلاب، نام حاج محمود احمدينژاد را در كنار حاج احمد متوسليان بر زبان ميآورند و به همه آناني كه عمق اشارت رهبري را درمييابند، اين نكته را گوشزد ميكنند كه نظام، كسي را ميخواهد كه چون حاج احمد متوسليان نگاهش به افق است و از ايجاد تنش در داخل و ورود به مصلحتگراييها پرهيز ميكند و اين مشي جز در سايهسار شجاعت و شهامت متبلور نميشود.
روحيه كار و تلاش تا رسيدن به افق تمدن اسلامي را ميتوان در صحنهاي ديد كه حاج احمد متوسليان در پاسخ به فردي بسيجي كه از بيخوابي و خستگي گلايه ميكند، دست او را ميگيرد، از سينهكش خاكريز بالا ميبرد، جايي در آسمان سمت غروب آفتاب را نشان ميدهد و ميگويد: «ببينم بسيجي! ميداني آنجا كجاست؟ آن برادر كه كمي گيج شده بود گفت: نميفهمم حاجآقا، حاج احمد گفت: يعني چي مؤمن! نميفهمم چيه؟ آنجا انتهاي افق است، من و تو بايد پرچم خودمان را آنجا بزنيم، در انتهاي افق... هر وقت آنجا رسيدي و پرچم خودت را كوبيدي، بعد بگير بخواب ولي تا آنوقت نه!»(2)
و همه نيروها دست در جيب كردند و وصيتنامههايشان را نشان دادند. پينوشتها منبع: هفته نامه پرتو سخن ******************** كمي بيشتر در مورد رنگي ها بدانيم تورم در دولتهاي هاشمي و موسوي بالاترين هاشمي در سال هاي 68 تا 70 چه مي گفت؟ مشروح مناظره تلويزيوني احمدينژاد و موسوي علت تخريب ها و تهمت هاي جاري به دولت نهم گزارش مكتوب موفقيتهاي صنعت نفت در دولت نهم
|+|
احمد گفته برمی گرده....
یک سال گذشت از کوچ غریبانه پدری که پس از ربع قرن انتظار، آرزوی دیدار فرزند را به سینه سرد خاک برد
.... آخرين باري که ايشان را ديدم سالگرد پدربزرگم بود همراه با پدر شهيد فهميده آمده بود وقتي صحبت از حاج احمد به ميان آمد حس کردم که توان ادامه صحبت ندارد...... به سختي مي گفت که "احمد گفته بر مي گرده " و اين شده بود روح اميدي براي تداوم انتظار بيست و چند ساله ......... ****** ..... امروز تشيع جنازه پدر حاج احمد متوسليان بود؛ خيلي ها آمده بودند که ببينند انتظار با يک مرد چه مي کند امروز جمعه بود ........ راوی: علیرضا احمدی نژاد ۱۷/۳/۸۷
بيا «حاج احمد»، دلم تنگ توست ببين در سرم، شور آهنگ توست تو رفتي و بعد از تو پاييز درد نميداني اي گل، كه با ما چه كرد! و ما ماندهايم و دلي داغدار كجا رفتي اي روح سبز بهار؟! حضور تو سبز است و ما غايبيم تو اردو زدي، در ديار نسيم تو اي سبز قامت، مدد كن، مدد دل افسردگي ها، بهاري شود قسم بر كرامات دست نسيم دلاور!دعا كن كه ما بشكفيم تو را جان زهرا(س) ـ شكوه يقين نظر كن به ما، حال ما را ببين دلاور! دعاكن خدايي شويم خداباور و كربلايي شويم دلاور! دعا كن بهشتي شويم ز چشم انتظاران مهدي(عج) شويم در آواز گل ها تأمل كنيم به بوي شهادت، شبي گل كنيم دعا كن كه ما نيز گلبو شويم پرستو، پرستو، پرستو شويم دلاور! غمت يادگار دل است و ياد تو اي گل، بهار دل است تو چون بوي گل ميوزي صبح و شام به تو اي بهار مهاجر، سلام.... **************************** تشییع پیکر حاج غلامحسین متوسلیان با حضور رئیس جمهور رضایی، هاشمی، میرحسین و اسارت حاج احمد حاج احمد زنده است، انشاءالله میآید
|+|
به یادبود سالروز عروج عارفانه آن امام عشق...
دل نوشته سيّد شهيدانِ اهلِ قلم برای آیت الله خامنه ای
آنان كه معناي «ولايت» را نميدانند، در كارِ ما سخت درماندهاند؛ امّا شما خوب ميدانيد كه سرچشمه اين تسليم و اطاعت در كجاست. خودتان خوب ميدانيد كه چقدر شما را دوست ميداريم و چقدر دلمان ميخواست آن روز كه به ديدارِ شما آمديم، سر در بغلِ شما پنهان كنيم و بگرييم. ما طلعتِ آن عنايتِ ازلي را در نگاهِ شما بازيافتيم. لبخندِ شما شفقتِ صبح را داشت و شبِ انزواي ما را شكست. سرِ ما و قدمتان كه وصيّ امام عشق هستيد و نايبِ امام زمان(ع)… سيّد مرتضي آويني " دکتر احمدی نژاد "،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،، پ.ن: بعد مدت ها چشم انتظاری، امسال بالاخره توفیق شد ایام ارتحال رو مرقد امام(ره) باشیم؛ پای صحبت وصی امام عشق و بعد هم وصی دولت عشق، رجایی زمان، دکتر احمدی نژاد.....
|+|
آجرک الله یا صاحب الزمان....
دل غریب من از گردش زمانه گرفت به یاد غربت زهرا(س) شبی بهانه گرفت شبانه بغض گلوگیر من کنار بقیع شکست و دیده ز دل، اشک دانه دانه گرفت ز پشت پنجره ها، دیدگان پر اشکم سراغ مدفن پنهان و بی نشانه گرفت نشان شعله و دود و نوای زهرا را توان هنوز ز دیوار و بام خانه گرفت مصیبتیست علی را که پیش چشمانش، عَدو امید دلش را به تازیانه گرفت چه گفت فاطمه کانگونه با تأثر و غم؛ علی مراسم تدفین او شبانه گرفت فراق فاطمه را بوتراب باور کرد شبی که چوبه تابوت را به شانه گرفت دل غریب من از گردش زمانه گرفت...... ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،، به راستی در این 95 روز بر پاره تن رسول خدا(ص) چه گذشت که فرمود: مصيبت هايى بر من فروريخت كه اگر به روزها افكنده مى شد، آنها را به شبهاى تاريك بدل مى نمود.... و بر یک مرد، آن هم مردی چون علی(ع)، حیدر کرار، فاتح خیبر چه باید بگذرد که با شنیدن خبر فوت همسرش شکیب از دست داده و در فاصله کوتاه مسجد تا منزل، پنجاه بار به زمین بخورد ..... علي عليه السلام كه اسوه صبر و استقامت است، در شهادت حضرت زهرا عليهاالسلام، تأثر و تالم خود را چگونه اظهار ميدارد، تا آنجا كه بعد از دفن همسر گراميش در حالي كه حزن و اندوه تمام وجود او را فرا گرفته بود خطاب به قبر پيامبر صلي الله عليه و آله عرضه داشت: «خدا چنين خواست كه او زودتر از ديگران به رسول خدا بپيوندد، پس از او شكيبايي من به پايان رسيده و خويشتنداري از دست رفته، اما آن چنان كه در جدايي تو صبر كردم در مرگ دخترت نيز جز صبر چارهاي ندارم شكيبايي بر من سخت است. پس از او آسمان و زمين در نظرم زشت مينمايد و هيچ گاه اندوه دلم نميگشايد. چشمم بيخواب، و دل از سوز غم سوزان است. تا خداوند مرا در جوار تو ساكن گرداند. مرگ زهرا ضربهاي بود كه دل را خسته و غصهام را پيوسته گردانيد و چه زود جمع ما را به پريشاني كشانيد… اگر بيم چيرگي ستمكاران نبود، براي هميشه اينجا [كنار قبر زهرا(عليهاالسلام)] ميماندم و در اين مصيبت بزرگ چون مادر فرزند مرده، اشک از ديدگانم ميراندم.»
....اندکی درنگ؛ **علي عليه السلام در پاسخ پيامبر كه سؤال كردند:« همسرت را چگونه يافتي؟» گفتند:« بهترين ياور در راه اطاعت از خداوند...»؛ برخلاف زن امروز که اغلب بهترین یاور همسرش در راه اطاعت شیطان است.... **علي عليه السلام بعد از رحلت پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: «اين يكي از دو ركن بود» و بعد از شهادت حضرت زهرا عليهاالسلام فرمودند: « اين ركن ديگر است.» آری فاطمه(س) رکن علی(ع) بود.... برخلاف زن امروز که نبودش رکن استواری زندگی مرد است!
**علی علیه السلام بعد از شهادت فاطمه خطاب به ايشان فرمودند:«بِمَنِ العَزاء يا بِنتِ مُحمد؟ كنت بِكِ اتعزي فَفيم العَزاء من بعدك؟»؛ به چه چيزي آرامش يابم اي دختر محمد؟ من به وسيله تو تسکين مييافتم؛ بعد از تو به چه چيزي آرامش يابم؟ پس بیاموزیم که: بزرگترین تکلیف زن در مقابل همسرش، پایبندی به همان فلسفه خلقتش است یعنی مایه آرامش همسر بودن چرا که آن خالق متعال نیز فرمود: و خَلَقَ لَکُم مِن اَنفُسِکُم اَزواجاً لِتَسکُنُوا إلیها... ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،، |+|
به بهانه هفتمین روز عروج ملکوتی آن عالِم و عارف واصل....
گفتم که: الف گفت: دگر؟ گفتم: هیچ؛ در خانه اگر کس است، یک حرف بس است... بارها گفته ام و بار دگر می گویم: « کسی که بداند هر که خدا را یاد کند، خدا همنشین اوست، احتیاج به هیچ وعظی ندارد، می داند چه باید بکند و چه باید نکند؛ می داند که آنچه را که می داند، باید انجام دهد، و در آنچه که نمی داند، باید احتیاط کند» الاقل محمد تقی البهجة
|+|
ناگفتههایی از عملیات بیتالمقدس
به روایت سردار شهید صیاد شیرازی... فقط مانده بود خونینشهر. از شمال تا منطقهی طلاییه جلو رفته بودیم و در موشک به جادهی زید حسینیه رسیده بودیم و الحاق انجام شده بود. جادهی اهواز به خونینشهر هم کاملاً باز شده بود. پادگان حمید هم آزاد شده بود و سه قرارگاه روی یک خط قرار داشتند. در اینجا، نقص ما وضعیت دشمن در خونینشهر بود. بین خونینشهر و شلمچه، دشمن مثل یک غدهی سرطانی هنوز وجود داشت. یکی از مهمترین حوادثی که رخ داد و من سعی میکنم این حادثه را خوب تشریح کنم، مرحله آخر عملیات ماست. از عقب جبهه گزارش میشد، مردم با اینکه میدانند حدود 5000 کیلومتر آزاد شده و حدود 5000 نفر هم اسیر گرفتهایم وعمدهی استان خوزستان آزاد شده، ولی مرتب تکرار میشود. خونینشهر چه شد؟ یعنی تمام عملیات یک طرف، آزادی خونینشهر طرف دیگر. برای خودمان هم این مطلب مهم بود که به خونینشهر دست پیدا کنیم. میدانستیم اگر خونینشهر را نگیریم، دشمن همانطور که در شمال شهر اقدام به حفر سنگر کرده، در محور ارتباطی خونینشهر به شلمچه هم اقدام به حفر سنگرهای سخت میکند و ما دیگر نمیتوانیم به این سادگی به این هدف برسیم. چندین شور عملیاتی با فرماندهان و اعضای ستادمان انجام دادیم. قرارگاه کربلا اداره کنندهی منطقه بود. نتیجه که نگرفته بودیم هیچ، مطالبی که فرماندهان از وضع یگانهایشان میگفتند، نمایان میساخت که باید به سرعت نیروها را بازسازی کنیم. یعنی باید عملیات را متوقف میکردیم و میرفتیم بازسازی کنیم؛ چون توان و رمقی برای واحدها باقی نمانده بود. حتی یکی از فرماندهان ارتشی میگفت: ما اینقدر وضعمان خراب است چون با تفنگ ژ- ت نگهداری میخواهد. اگر بعد از تیراندازی و مقداری کار پاک نشود، گیر میکند- که تفنگهایمان تیراندازی نمیکند. چون سربازها نرسیدهاند تفنگهایشان را پاک کنند. رفتیم به اتاق جنگ، اعضای ستادمان رفتند و من و فرماندهی سپاه تنها شدیم. دوتایی حالت عجیبی پیدا کرده بودیم، از بس فشار روحی و روانی به ما وارد شده بود. لشکرهایی که در اختیار داشتیم، اسمشان لکشر بود ولی از رمق افتاده بودند. در اینجا، خداوند یک امداد عظیم نصیب ما دو نفر کرد. برای من، این امداد از عظیمترین امدادهایی است که در سراسر مدتی که در جبهه بودم، از آن بالاتر را احساس نکردم. در این امداد، به یک طرح رسیدیم. وقتی که با هم درمیان گذاشتیم، بین ما یک ذره بحث در نگرفت که نقطه نظر مختلفی داشته باشیم. اصلاً دو مسوولی بودیم که یک فکر و یک طرح واحد داشتیم. صحبت که میکردیم، نشان میداد این یاری خداوند است که نصیبمان شده است؛ البته به برکت سعی و اخلاص رزمندگان اسلام. چون ما پشت سرآنها بودیم و جلویشان نبودیم. دوتایی با هم صحبت کردیم. مشکل کار در این بود که این طرح را چطور به فرماندهان ابلاغ کنیم. با آنان بحثهای دیگری کرده بودیم و حالا یکدفعه این طرح را مطرح میکردیم. در ذهنمان بود که میگویند مشورتهایمان چطور شد؟ مخصوصاً بچههای سپاه، اهل بحث و مشورت و این چیزها بودند و فکر میکردیم اگر یک موقع چیزی را فیالبداهه بگوییم، ممکن است برایشان سنگین باشد. خداوند یاری کرد و گفتم: من این را ابلاغ میکنم. یعنی مسئوولیت ابلاغش را به عهده گرفتم. آقای محسن رضایی هم قبول کرد و گفت اشکالی ندارد. از طرف من هم شما به سپاه و ارتش ابلاغ کنید. از قرارگاهمان که در شرق کارون بود، آمدیم به طرف غرب کارون و خودمان را رساندیم به قرارگاه جلویی که نزدیکیهای خرمشهر بود. قرارگاه موقتی بود. به فرماندهان ابلاغ کردیم که سریع بیایند و جمع شوند. آمدند و جمع شدند. این جلسه، از تاریخترین جلسات است. از نظر نظامی، چون آشنا بودم، میدانستم که برای ارتشیها مشکل نیست. منتها بچههای سپاه، چون نظامیهای انقلابی جدید بودند، باید ملاحظه آنها میشد. برای اینکه آنها هم کنترل شوند، مقدمه را طوری گفتم که احساس کنند فرصتی برای بحث نیست و به عبارت دیگر، دستور ابلاغ میشود و باید فقط برای اجرا بروند. چون وقت کم بود و اگر میخواست فاصله بین عملیات بیفتد این طرح خراب میشد. گفتم: «من ماموریت دارم- اینطور گفتم که خودم را هم به عنوان مامور قلمداد کنم- که تصمیم فرماندهی قرارگاه کربلا را به شما ابلاغ کنم. خواهش میکنم خوب گوش کنید و اگر سوال داشتید بپرسید تا روشنتر توضیح بدهم، ماموریت را بگیرید و سریع بروید برای اجرا». ماموریت چه بود؟ آن مساله فرعی است. حالت جلسه مهم بود. محکم ماموریت را ابلاغ کردم. در یک لحظه، همه به هم نگاه کردند و آن حالتی که فکر میکردیم، پیش آمد. اولین کسی که صحبت کرد، برادر جاویدالاثرمان- احمد متوسلیان- بود، فرمانده تیپ 27 حضرت رسول(ص). ایشان در این چیزها خیلی جسور بود. گفت: چه جوری شد؟! نفهمیدیم این طرح از کجا آمد؟
توصیه به آرامش میکرد. خودش هم لبخندی بر لب داشت و به اصطلاح میگفت مسالهای نیست. هم متوجه بود که این طور باید گفت و هم متوجه بود که این صحنه طبیعی است، باید تحملش کرد. من که غافل شده بودم، در اثر برخورد روانی برادر رحیم صفوی، یکه خوردم و تحمل خودم را بیشتر کردم. داشتم ناامید میشدم و فکر میکردم این جلسه به کجا میانجامد. به خودم گفتم: در نهایت، به تندی دستور را ابلاغ میکنم. بالاخره باید اجرا شود. میدان جنگ است و بایستی یک خرده روح و روان هم آماده باشد. خداوند متعال میفرماید: «فان معالعسر یسرا» (سورهی الانشراح- آیهی 4) او ما را کشاند تا نقطه اوج سختی و یکدفعه آسانی را نازل کرد؛ بدون اینکه خودمان نقش زیادی داشته باشیم. جریان جلسه یکدفعه برگشت. برادر احمد متوسلیان گفت: من خیلی عذر میخواهم که این مطلب را بیان کردم. ما تابع دستور هستیم و الان میرویم به دنبال اجرا، هیچ نگران نباشید.
برادر خرازی هم همینطور؛ همهشان با هم هماهنگ کردند و شروع کردند به تقویت فرماندهی برای اجرای دستور، اینطور که شد، گفتم: «بسیار خوب، اینقدر هم وقت دارید سریع بروید برای عملیات آماده شوید و اعلام آمادگی کنید.» طرح چه بود؟ آن طرحی که به عنوان جرقهی امید و امداد الهی در ذهن خود احساس کردیم این بود که گفتیم درست است ما 25روز است در حال جنگیم و فرماندهان میگویند که بریدهایم و نیروهایمان باید بازسازی شوند، ولی این را نمیتوانیم نادیده بگیریم که اگر قرار باشد خونینشهر آزاد شود، الان باید آزاد شود. این را هم میدانیم که نیرویش را نداریم که آزادش کنیم ولی حداقل میتوانیم خونینشهر را محاصره کنیم. یعنی از یک جایی برویم بین خونینشهر و شلمچه. آن دفعه که نتوانستیم از شلمچه برویم، حالا از یک جای دیگر میرویم که آسانتر باشد و اعلام کنیم خونینشهر را محاصره کردهایم. همین باعث میشود که نیروها بیشتر و زودتر به جبهه بیایند و ما تقویت شویم. برادر احمد متوسلیان داد و بیداد میکرد. دو محور دیگر جلو نمیرفتند. ما داشتیم ناامید میشدیم. تا صبح هر چه راهنمایی و هدایت شدند، پیش نرفتند. حدود نماز صبح بود. یادم هست که بچهها همه از حال رفته بودند و از خستگی افتاده بودند. تعداد قلیلی توی اتاق جنگ بودیم. نماز را خواندم. حالم گرفته شده. چشمهایم باز نمیشدند. گفتم بخوابم. ولی دلم نمیآمد از کنار بیسیم کنار بروم. در همان اتاق جنگ، زیر نورافکن، ملحفهای پهن کردم. گفتم دراز بکشم، یک مقدار آرامش پیدا کنم. بلافاصله خواب سیدعالیقدری را دیدم که با عمامهی مشکی آمد داخل قرارگاه، اما صورتش را گرفته بود. چهرهاش گرفته و غمناک بود. آمد و نگاهی به همهمان کرد. همه با احترام بلند شدیم و یکپارچه احتراممان برانگیخته شد. ایشان، مثل اینکه کارش را انجام داده باشد و کار دیگری نداشته باشد- برای من هم طبیعی بود- گفت: «میخواهم بروم، کسی نیست مرا راهنمایی کند.» آمدم ایشان را راهنمایی کردم تا از قرارگاه بیرون بروند، از آنجا هم خارج شدیم. یکدفعه به نظرم اینطور آمد که حیف است این سید عالیقدر راه برود، بهتر است که ایشان را بغل کنم و روی دست خودم بگیرم. همان کار را کردم و ایشان را روی دست گرفتم تا راه نرود. همانطوری که روی دستهای من بودند، با حالت تبسم، به من نگاه کردند. اظهار محبت کردند. این اظهار محبت، خیلی من را متاثر کرد و به گریه افتادم. گریهام آنقدر شدت داشت که از خواب پریدم. بیست دقیقه از زمانی که خوابیده بودم، گذشته بود ولی انگار اصلاً خوابم نمیآمد. حالت خاصی را احساس کردم. همان موقع، توی بیسیم داشتند تکبیر میگفتند. تکبیر چه بود، دو محور که گیر کرده بود، باز شده و رسیده بودند به اروند. یعنی سه محور با هم رسیده بودند به اروند. تمام مشکلات ما در پیشروی حل شده بود. خدا انشاالله با بزرگان بهشت محشورشان کند، برادر خرازی باکد و رمز اطلاع داد وضعیت ما خوب است و گفت: «توانستهایم حدود هفتصد نفر از نیروها را متمرکز کنیم. اگر اجازه بدهید، از اینجایی که دشمن خط محکمی ندارد، بزنم به خط دشمن، توی خونینشهر.» ریسک بزرگی بود. هفتصد نفر چی بود که ما میخواستیم به خونینشهر حمله کنیم؟ بعدش چی؟ حالا خوب هم در آمد ولی... حالت خاصی بر دنیای ما حاکم شده بود. زیاد خودمان را پایبند مقررات و فرمولهای جنگ نمیکردیم که این کار بشود یا نشود. گفتم: بزنید. ایشان زد؛ یک ساعت هم طول نکشید. ساعت هشت صبح بود که که داد و بیداد و فریاد آنها بلند شد. گفتند: «ما زدیم خوب هم گرفته. عراقیها جلوی ما دستها را بالا بردهاند ولی تعداد آنها دست ما نیست.» یعنی قابل شمارش نبودند. واقعاً مطلب عجیبی بود. نمیشد به عراقیها بگوییم شما بروید توی سنگر ما نیرو نداریم! بالاخره باید کارشان را تمام میکردیم. باز خداوند یاری کرد و تدابیری اتخاذ شد که جالب هم بود. به نیروهایی که در خط داشتیم، گفتیم به صورت دشتبان، به صورت صف، یک طرفشان- یعنی طرف غرب- بایستند. منظورمان این بود که اینها را هدایت کنیم بیایند روی جاده و از طریف جاده بروند به طرف اهواز، گفتم: فعلاً پیاده بروند به طرف اهواز! تا اهواز 165 کیلومتر راه بود. ماشین هم نداشتیم که آنها را سوار کنیم. نیروها با دست اشاره میکردند که بروید توی جاده. مگر تمام میشدند! آمدنشان تا بعداز ظهر طول کشید. هر چه میرفتند، تمام نمیشدند. عصر بود، پرسیدم : «بالاخره این اسرار چه شدند؟» رفتیم توی خرمشهر و خرمشهر را گرفتیم. آماری که به ما دادند، حدود چهارده هزاروپانصد نفر در شهر اسیر شده بودند. حالا داخل این سنگرها، چقدر امکانات و مهمات و وسایل و تجهیزات و غذا بود، جای خودش.
ساعت پنج صبح نیروها به اروند رسیدند و ساعت هفت صبح برادر خرازی پرسید که من بزنم؟ و هشت صبح بود که ما به عراقیها گفتیم دستها بالا، چهارده هزاروپانصد نفر اسیر اینجا داشتیم و حدود پنج هزار نفر هم قبلاً داشتیم. اسرای بیتالمقدس نوزده هزار و سیصد وهفتاد نفر شدند. حدود یک ماه طول کشید تا تک تک سنگرها از فشنگ و مهمات و وسایل و خواروبار خالی شد. بگذریم که در همان فاصلهای که ارتباط شلمچه را با خرمشهر قطع کرده بودیم، دشمن مانورهای زیادی توی بیسیم میداد. مرتب میگفتند واحد فلان میآید، مقاومت کنید و هیچکس حق ندارد عقب بیاید. از طرف دیگر، متوجه شدیم که تعدادی از سربازها میخواستند از طریق رودخانه قرار کنند. دعوایشان میشود. توی قایق جا نمیشدهاند. دستور از بالا میآید هیچکس حق ندارد عقب بیاید که ارتباط قطع میشود و همهشان اسیر میشوند. ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،بدانيد صبح نزديك است و تا طلوع صبح آرمانها يك يا حسين ديگر باقي مانده است عمليات بيت المقدس از نگاه ناظران جهاني
|+|
|