|
هــذا من فضــــل ربــی
![]() سلام بر مهدی؛ موعود انسان ها «من اعتقاد دارم خداي بزرگ انسان را به اندازه دردو رنجي كه در راه خدا تحمل كرده است، پاداش مي دهد و ارزش هر انساني به اندازه درد و رنجي است كه در اين راه تحمل كرده است و مي بينم كه مردان خدا بيش از هر كس در زندگي خود گرفتار بلا و درد و رنج شده اند، علي بزرگ را بنگريد كه خداي درد است، كه گويي بند بند وجودش با درد و رنج جوش خورده است. حسين(ع) را نظاره كنيد كه در دريايي از درد و شكنجه فرو رفت كه نظير آن در عالم ديده نشده است. زينب كبري(س) را ببينيد كه با درد و رنج انس گرفته است. انسان گاهگاهي فراموش مي كند، فراموش مي كند كه بدن دارد، بدني ضعيف و ناتوان كه در مقابل عالم و زمان كوجك و آسيب پذير است. فراموش مي كند كه هميشگي نيست و چند صباحي بيشتر نمي پايد، فراموش مي كند كه جسم مادي او نمي تواند با روح هم پرواز شود، لذا اين انسان احساس ابديت، مطلقيت و غرور و قدرت مي كند، سرمست پيروزي و اوج آمال و آرزوهاي دور و دراز خود، بي خبر از حقيقت تلخ و واقعيت هاي عيني وجود، به پيش مي تازد و از هيچ ظلم و ستمي روگردان نمي شود. اما درد آدمي را بيدار مي كند و به خود مي آورد. روح را صفا مي دهد. نخوت و فراموشي را از بين مي برد. حقيقت وجود او را به آدمي مي فهماند و ضعف و زوال ذلت خود را درك مي كند و دست از غرور كبريايي بر مي دارد و آن را توجيه نمي كند..» عارف شهيد مصطفی چمران بارالها! مرا لحظه اي از درد عشقت محروم مساز كه غمت از هر چه شادي دلگشاتر ... منوی اصلی
پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
آذر 1388
آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
موعود
پیامبر اعظم(ص) آی آدم ها چهار دیپلمات پایگاه اطلاع رسانی 4دیپلمات ربوده شده ایرانی یاران احمد با شاهدان اعجوبه قرن خميني زمان مردی در قلب طوفان مهدي آنيلي عدالتخانه مطالبه صبح تبيان رسانیوز فارس نیوز جهان نیوز رجانیوز کاوش(خواهر گلم) پژواک(خواهر کوچیکه) عکاس مسلمان خبرنگار مسلمان یادداشتهای یک طلبه خبرنگار آرمان خواهی بایکوت فتح المبین شير در زنجير كجايند مردان بي ادعا فاتح كردستان سبكبالان خراميدند و .... مصباح نیوز مجنون ولايت بازمانده سيب خوشبوي من يا لثارات الحسين مصائب احمدی نژاد پاسداران پاسخگویی وبلاگ نویسان مسلمان یادنامه حامیان دولت اسلامی الف هفت دولت آزاد نجف زاده فکه نرجس ساجد پایگاه های مهدوی راشل کوری روزنوشت های جانبازی حدیث نفس لوح راست قامتان طلبه ای از نسل سوم قدسنا سعید ابوطالب قطره تا فتح مکه... صهیونیزم پژوهی سیطره پلخمون بهشت جوانان عدالتخواه خواستم کاری کنم ... سیاه مشق اسرائیل باید از بین برود منطقه ممنوعه اتحادیه انجمن های اسلامی حرفهای خودمونی من اخلاق در خانواده سهیل کریمی سردار بی نشان خـــــــاک تأملات لایه های پنهان برای آزادی ما در شب تاریخ تا صبح بیداریم منتظر بیداری ربذه نان نائب برعلی چه گذشت؟ ابراهیم در آتش خبرنگار خراسان انتهای افق دانشجویان حامی قدس سیرت همه چی در مورد اونا از همه جا گردان کمیل عملیات قلم رنجه اندیشه درخشان عترت نسیم مطهر ذیغار اقتصاد پنهان دهخدا روزنامه مرکز اسناد انجمن سیاسی استاد جلائیان دائرة المعارف فقه اسلامی فارسی به عربی کلینیک طب ایرانی رهپویان وصال از الف رحمی به حال خود نما enviromental health کوکب هدایت بهداشت محیط دولت اسلامی لذت احمدی نژادی بودن نامحرمانه چرا احمدی نژاد؟ رئیس جمهور بدون حزب موبایل مبارز شمیم قدس شمیم نرجس هم مسلکان کافه اندیشه اتحدوا فصل آگاهی صحیفه نور فصل انتظار مرصاد عدالتخواهی سلام بر حاج احمد متوسلیان پاورقی پاییزی کماندار طالب یار منتظران ظهور لاله زار پایگاه های مهدوی آخوندها از مریخ نیامده اند بانوی شرقی تخریبچی دوران حوزه علمیه خواهران مشهد به روایت خبرنگار خبرگزاری آینده روشن دیده بانان انقلاب شیعیان سید مرتضی آوینی پاکمردان داوودآبادی بزمانه زیارت آل یاسین با صدای سیدحسن نصرالله کانون فرهنگی شهدا ده نمکی پای بست کربلای جبهه ها یادش بخیر دکتر عباسی مجید زواری مهرپویا ساجد ابالفضل العباس از مقاومت تا مقاومت آیت الله سیستانی کتابخانه آستان قدس رضوی فداییان مهدویت پخش زنده شبکه های صدا و سیما بسیج دانشجویی امیرکبیر سایت جامع شهید آوینی داور الفاتح دیوار انصارالشهدا دست نوشته های یک انجمنی شهدای گمنام شلمچه محاکمه سازمان ملی جوانان کنگره شهدای خراسان شورای عالی انقلاب فرهنگی آهستان وکیل الرعایا رضا امیرخانی کیستی ما یادداشت های یک خبرنگار عروج استقامت شیمیایی عدالتخانه اسلام ناب محرمانه آنتی صهیونیزم الحدید دیار رنج الگوی مصرف فکر جوان پروفسور حسابی مارگزیده طلبه بلاگ درد جاودانگی شوق عهد :: قالب ساز :: پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
تعداد بازديدها:
RSS
![]()
|
به رنگ انتظار
از زمین دل برگیر که به کس دل ندهد؛با من ای دوست بیا ... رسم دنیـا...
هر که خوبی کرد زجرش می دهندِ
هر که زشتی کرد اَجرش می دهند باستان کاران تبانی کرده اند عشق را هم باستانی کرده اند هرچه انسان ها طلایی تر شدند عشق ها هم مومیایی تر شدند اندک اندک عشق بازان کم شدند نسلی از بیگانگان آدم شدند.... |+|
هديه هاليوود به صهيونيست هاي مسيحي
هالیوود، صهیونیزم و آخرالزمان
متاسفانه، باز هم تلویزیون فیلم های شاخص صهیونیستی سینمای غرب، همچون «نارنیا2» و «شوالیه تاریکی» و «مومیایی۳» و ... را در ایام عید بدون هیچ نقدی پخش کرد.
منطق و عقلانیت حکم می کند که صداوسیمای جمهوری اسلامی، اگر می خواهد در مسیر اهداف انقلاب و عقل سلیم حرکت کند و از طرفی دغدغه مخاطب و جذابیت را هم دارد، با بهره گیری از اساتیدی چون «طالب زاده» و «مستغاثی» و «بلخاری» و «شاه حسینی» و «عالمی» و طیف جدیدی از منتقدان قوی متعهد و دشمن شناس که در قم و تهران فعالیت های محدودی را دارند، در کنار پخش این قبیل آثار صهیونیستی هالیوود، نقدهای قوی و چند جانبه ای را هم به آن ها وارد کند، که در این صورت قطعا عقلا و دلسوزان هم از صداوسیما دل خوشی خواند داشت و عموم مخاطبان هم پس از چندی نسبت به این قبیل آثار قوی و متوسط که در مسیر اهداف آخرالزمانی و کابالیستی بنی صهیون هستند، هوشیار خواهند شد و خود نگاه اندیشمندان و منتقدانه ای نسبت به این آثار پیدا خواهند کرد. متاسفانه امسال برنامه نقد قوی در تلویزیون شاهد نبودیم و حتی درحد متوسط (و نه قوی) برنامه سینما و ماورا هم نقد محتوایی در تلویزیون نداشتیم، حتی شبکه چهار هم در برنامه سینما چهار فقط نقدهایی تکنیکی وغیر محتوایی بسیار کمی به فیلم های پخش شده داشت که گرچه در همین حد قابل تقدیر است ولی صداوسیمات باید بداند که مخاطبان فهیم انتظار بسیار بیشتری از این رسانه دارند. نکته دیگر قابل ذکر هم درباره تبلیغات تلویزیونی است که به دلیل عدم نظارت جدی محتوایی از جانب روانشناسان مسلمان و دانشگاهیان متعهد و حوزویان رسانه شناس (که در مراکر تحقیقاتی حوزوی بسیار هستند) به شدت مردم را به رفاه طلبی و تجملات فرا می خواند که باز مایه تاسف است. امیدوارم همانگونه که برای بازی های رایانه ای مرکزی تخصصی در کشور ایجاد شد، برای نظارت جدی محتوایی بر تبلیغات تلویزیونی و غیر آن مرکز منسجم و جدی مبتنی بر آموزه های اسلامی تشکیل شود و این هرزگی در تبلیغات دنیاطلبانه را سامان بخشد والا عاقبت بدی در انتظار ما خواهد بود. نقد استاد سعید مستغاثی (رئیس انجمن منتقدان) را بر فیلم «نارنیا» به شما تقدیم می کنم که صداوسیما با هرزگی تمام و بدون نقد آن را به نمایش درآورد و در این راه ناخواسته یا ... به صهیونیست های مسیحی کمک کرد! نارنيا،هديه هاليوود به صهيونيست هاي مسيحي برخی منتقدان، فيلم «نارنيا» را بزرگترين هديه هاليوود به بنيادگرايان انجيلي يا همان اوانجليست ها (صهيونيست هاي مسيحي) بعد از فيلم كلاسيك "ده فرمان " اثر «سيسيل ب. دوميل» ميدانند.
ادامه مطلب |+|
اعتراض به توزیع محصولات شرکت صهیونیستی در مراسم احیاء حرم رضوی
اعتراض مجمع مطالبه مردمی مشهد به توزیع محصولات شرکت صهیونیستی در مراسم احیاء حرم رضوی
به گزارش رسا، امسال در شب های قدر بار دیگر شاهد بودیم که در مراسم احیای حرم مطهر امام رضا(ع) محصولات شرکت صهیونیستی «کوکاکولا» با عنوان آب معدنی «دسانی» توزیع شد؛ این موضوع باعث شد مجمع مطالبه مردمی مشهد، همزمان با روز قدس، در نامه ای خطاب به قائم مقام تولیت آستان قدس رضوی، اعتراض خود را نسبت به این اقدام اعلام کند.
خلاصه این نامه به شرح زیر است: «امروز دنیای سرمایه داری غرب با تمام توان به جنگ دنیای اسلام آمده و در این جنگ اقتصاد را به عنوان پشتوانه و سلاحی در برابر تمام آزادگان و مستضعفان جهان به کار برده است، در این میان شرکت های بین المللی صهیونیستی که یا وابستگی مستقیم به اسرائیل غاصب دارند و یا از حامیان مالی این رژیم جعلی هستند، با کمک به کشتار مردم بی دفاع فلسطین، نقش مهمی را در این جنگ نابرابر بازی می کنند. متاسفانه برخی از این شرکت ها بخشی از منافع خود را با غفلت مسؤولان دولت های جهان اسلام از طریق فروش محصولات خود و یا محصولات تحت لیسانس، در کشورهای اسلامی تأمین می کنند. آنچه باعث نگارش این نامه شد، توزیع محصولات شرکت صهیونیستی کوکاکولا با عنوان آب معدنی دسانی در میان عزادارن شب هایاحیاء در چند سال اخیر می باشد. چگونه می توان در زیر چتر قرآن و در کنار مضجع نورانی رضوی و در شب های عروج نخستین شهد محراب، از این مسأله غافل شد و از محصولی که تحت لیسانس یک شرکت صهیونیستی تهیه می شود برای رفع عطش احیاگران استفاده کرد، در حالی که عناد شرکت «کوکاکولا» با اسلام و مسلمین بر همگان مسلم است.کمک های بی دریغ این شرکت به اشغالگران قدس، چیزی نیست که بتوان آن را مخفی کرد. رسیدن منافع اقتصادی از شرکت های ایرانی به شرکت اصلی نیز به واسطه استفاده از مواد اولیه و نام و آرم و تحت لیسانس بودنش قابل انکارنیست؛ بدین سبب و با توجه به حکم همه مراجع از جمله رهبر معظم انقلاب اسلامی، مصرف اینگونه کالاها حرام می باشد» گفتنی است آستان قدس رضوی علیرغم تذکرات مکرر مجمع مطالبه مردمی مشهد نسبت به این امر، پاسخ مناسبی برای این اقدام خود ارائه نداده و هر سال همچنان به توزیع محصولات صهیونیستی ادامه می دهد. خاطرنشان می شود«کوکاکولا»، «دسانی»، «فانتا»، «اسپیرایت»، «نستله»، مگی از جمله محصولات شرکت های وابسته به صهیونیزم جهانی است که متاسفانه در ایران به وفور عرضه می شود. علاقمندان جهت کسب اطلاع بیشتر می توانند به پایگاه اینترنتی http://www.inminds.com/boycott-israel.html مراجعه کنند. ********* پ.ن: بدون شرح!
|+|
القدس لنا
سردار حاج احمد متوسلیان، فرمانده تیپ 27 محمد رسول الله(ص)در فراز پایانی مصاحبه ای منتشر نشده پس از عملیات آزادسازی خرمشهر(الی البیت المقدس)، بزرگترین آرزوی خود را اینگونه بر زبان آورده است: «آرزو می کنم زمانی برسد که کربلا را آزاد کرده باشیم؛ وقتی که نجف مان را آزاد کرده باشیم؛ وقتی که مدینه را و مکه را و قدس عزیز را رها کرده باشیم، چرا که این اماکن نمودار سه چهره اند؛ کربلا ی ما و نجف ما در دست کافران، مدینه و مکه ما در دست منافقان و قدس عزیزمان در دست ظالمان است یعنی سه چهره ای که ما با آنها در جنگ هستیم.»
و عاقبت نیز در راه تحقق این گفته خود که: «در هر نقطه از جهان که گوینده لااله الاالله است، همانجا مرز اسلامی ماست»، برای مبارزه با رژیم صهیونیستی و دفاع از مرزهای اسلام، عازم لبنان شد و هنوز که هنوز است از این سفر ۲۷ ساله باز نگشته......./چشم مدعیان حقوق بشر روشن! *************** پ.ن: ۱. جای تقدیر بسیار از شبکه سه سیما هست که تنها شبکه ای بود که عکس مسجدالاقصی(و نه قبة الصخره) رو به عنوان نماد روز قدس در حاشیه سمت راست برنامه هاش استفاده کرد... ۲. مقایسه کنید دشمن شناسی و عمق بصیرت و دغدغه حاج احمد رو با مدعیان نبوغ و نخبگی امروز...!
استمرار جنایات اسرائیل ناشی از سکوت دولت های عرب و ضعف مسلمانان است |+|
امشب نه تنها شیعه که عالمی یتیـم شد....
بسم رب علی(ع) ....تا چند سال پیش که نرفته بودم مناطق عملیاتی جنوب، وقتی بیتابی و دلتنگی اونایی که رفته بودن رو می دیدم و می شنیدم، تا حدودی تعجب می کردم و چندان این حالات و حرف هاشون رو درک نمی کردم..... اما وقتی خودم رفتم و دیدم؛ وقتی به محض ورود به خاک خوزستان حس غریبی وجودمو فراگرفت، وقتی برای اولین بار که به فکه پاگذاشتم احساس کردم که یه عمر از این خاک دور بودم، وقتی تو طلائیه گمشدمو پیدا کردم، وقتی لحظه وداع با شلمچه سلام آخرو که دادم احساس کردم پاره ای از وجودم رو اونجا جاگذاشتمو پای رفتنم نبود....... تازه این موقع بود که حال و هوا و حرف ها و دلتنگی های اونایی که رفته بودن رو با تمام وجود درک کردم و فهمیدم یه بار رفتن تازه آغاز عشقه و عطش دیدار دوباره........ همینطور تا وقتی نرفته بودم عتبات عالیات، وقتی اظهار دلتنگی و اشتیاق کسانی که رفته بودن رو برای زیارت دوباره می دیدم، حس غریبی داشتمو چندان درکشون نمی کردم............ و برخلاف خیلی ها هم که خودشون رو به هر دری می زنند برن کربلا و مدام دم از عشق حسین(ع) و زیارت کربلا میزنن، چندان تو این حال و هوا نبودم، نه اینکه دوست نداشته باشم اما برام یه چیز عادی بود، با خودم می گفتم مگه الان که مجاور اقا امام رضا(ع) هستیم چه گلی به سرشون زدم و چقدر قدردان این همجواری بودم که بخوام زیارت کربلا و سایر ائمه رو طلب کنم؟!!! از کجا معلوم که اونجا هم که رفتم بتونم با معرفت زیارت کنم و .......با خودم می گفتم آقا امام رضا(ع) امام رئوفند هر وقت وقتش بشه خودشون راهیمون میکنن که نهایتا همینطورم شد.... اینه که نه آمادگی داشتم و نه شوق چندانی برای این سفر و وقتی اشتیاق بقیه چه اون ها که رفته بودند عتبات و چه اون ها که نرفته بودند رو می دیدم برام چیز تقریبا عجیبی بود........ فقط یه بار که تو ایام شهادت حضرت علی(ع) حرمشون رو از تلویزیون دیدم که رو سر درش نوشته بود: «السلام علیک یا علی بن ابیطالب(ع)»، غم عجیبی رو دلم سنگینی کرد، بغض و اشک و دلتنگی در هم آمیخت و ......... آخه تا اون موقع هرچی از حضرت شنیده بودم صرفا شنیدنی بود و تو ذهنم از ایشون از زندگی و حرمشون یه شکل خیالی ساخته بودم و هرگز فکر نکرده بودم که مثلا الان حرم واقعیشون چه شکلیه یا......... واسه همین وقتی این تصویر رو دیدم احساس کردم آقا یه جایی همین نزدیکا هستن و یه عطشی واسه دیدنشون پیدا کردم ..... اما در مورد کربلا هنوز این حسو نداشتم....
اما وقتی خودم رفتم و دیدم؛ وقتی پا به حرم مولای عشق که گذاشتم توان ایستادن روی پا نداشتم و بی اختیار به سجده افتادم، وقتی برای اولین بار تو زیارت امین الله دیدم که باید نام خود آقا رو بیارم و بگم: «السلام علیک یا امین الله فی ارضه و حجته علی عباده، السلام علیک یا امیرالمؤمنین»، وقتی طعم شیرین دعای کمیل خوندن تو حرم مولا رو چشیدم و به جای روضه با خوندن نهج البلاغه تو حرمشون به یاد غربتشون چه در اون زمان و چه الان اشک می ریختم، وقتی غربت حرم آقا رو میون پنجه اجنبی دیدم....
وقتی تو یه غروب غم انگیز به یاد مولا راهی مسجد کوفه شدیم و محراب شهادتشون که هنوز ندای فرت و رب الکعبه مولا درش طنین انداز هست و محل مناجات های شبانشون رو زیارت کردیم، وقتی مسجد کوفه رو از وجود مبارکشون خالی دیدم و در حسرت اینکه چرا دیر رسیدم و از پس قرن ها و بعد از عروج عارفانه مولا به این مسجد اومدم مبهوت بودم و ناباورانه مثل یتیمی بی پناه به دنبال نشانی از مولا تو این مسجد میگشتم، وقتی هنگام عبور از نخلستان های کوفه، وجودم همه گوش شده بود تا صدای مناجات های عاشقانه مولا با معبود رو بشنوم..........
وقتی از سفر برگشتم و دیدم دیگه نمیتونم راحت دعای کمیل بخونم یا مناجات حضرت علی(ع) در مسجد کوفه رو بشنوم، یا با هر بار شنیدن نامشون بندبند وجودم از هم پاره میشه، وقتی دیدم حتی طاقت مرور عکس های سفر رو ندارم، تازه این موقع بود که فهمیدم اونایی که رفته بودن چی می کشن و چرا اینقد تشنه زیارت دوباره هستن.... و مخصوصاحالا که تو این شب ها دوباره داغ فراق لحظه به لحظه برام تازه میشه و دلم بیتاب تنها یه لحظه حضور در این صحن و سراست؛ تازه فهمیدم که واقعا یه دنیا فرقه بین دیدن و شنیدن............ خدا میدونه اگه نبود حرم فرزند کریمشون آقا امام رضا(ع)، سکته دلتنگی می کردم......
ای پس از سوء القضاء، حسن القضاء؛ اغثنـا یا امیرالمؤمنین(ع) ٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪ پ.ن: ۱. ...چیزی که برام جالبه اینکه این حالت عدم درک تا نرفتن و ندیدن، در مورد مدینه برام صادق نیست؛ چون بااینکه تاحالا نرفتم و حداکثر تو خواب مدینه و بقیع رو دیدم اما کاملا حس دلتنگی و عطش زیارت دوباره کسانی که رفتن رو با تمام وجود حس میکنم و دلم واسه مدینه پر میزنه..... ۲. بعد از یه مصاحبه طاقت فرسا با عجله تو پیاده رو در حال رفتن سر برنامه بعدی هستم که پسر بچه ای برگه پِرسی دعای عهد رو تحت عنوان هدیه! جلوم میگیره و شروع میکنه به تعریف از فواید و اثرات این دعا، من که هنوز تو فکر مصاحبه چند دقیقه پیشم تازه به خودم میام و تا میام بهش بگم که این دعا تو قلبم محفوظه و نیازی به این برگه نیست، یه کتابچه «زادالصاحین» رو بهم میده و میگه خانوم اینم واسه همسرتون! حالا چقد بهم هدیه میدین؟! ۳. آستانقدس همچنان مشتاقانه به خرید و توزیع نوشیدنی های شبه ناک ادامه میده و امسال هم در شب قدر زائران و مجاوران حرم رو با آب معدنی های دسانی(تحت لیسانس) کوکاکولا پذیرایی کرد!!! واقعا خدا قبول کند! و به حق این شب ها یا ما رو هدایت کنه که نسبت به این صحنه ها بی تفاوت باشیم یا آستان قدس رو که پنبه رو از گوشش برداره و یه بارم که شده به حرف این نخبگان جوان گوش بده......
|+|
رسانه ها به عنوان یک امر انسانی ربایندگان را وادار به پاسخگویی نمایند
مدیرمسؤول روزنامه الوفاق: اصحاب رسانه پیگیری سرنوشت اخوان را به سالگرد ربوده شدنش منحصر ندانند
به بهانه روز خبرنگار و گرامیداشت خبرنگار پرشور دفاع مقدس؛ کاظم اخوان، در گفت و گویی با مصیب نعیمی، مدیر مسئول روزنامه عرب زبان الوفاق به بررسی رسالت اصحاب رسانه در پیگیری پرونده چهاردیپلمات ربوده شده ایرانی در لبنان و اینکه خبرنگاران و همکاران کاظم اخوان تا چه حد در پیگیری سرنوشت او احساس مسئولیت نموده اند، پرداختیم. مدیر مسئول روزنامه الوفاق تصریح کرد: در جریان این پرونده، دو ابزار در اختیار جمهوری اسلامی ایران قراردارد؛ نخست موازین بین المللی که طبق آن، دیپلمات ها در هر کشوری از مصونیت برخوردارند و مسئولیت جان آن ها بر عهده کشور میزبان است و دوم صورت انسانی ربایش این چهار دیپلمات است با توجه به اینکه کاملا رسمی و قانونی با پاسپورت سیاسی و اسکورت پلیس حفاظت سفارت خانه های لبنان در حرکت بودند. نعیمیی ادامه داد: در اینکه چهار دیپلمات ایرانی در ایست بازرسی برباره توسط فالانژها ربوده شده اند تردیدی نیست؛ اما مرحله بعد یعنی تحویل آنان به رژیم صهیونیستی نیز ادعای جدی ایران است چرا که همزمان با ربودن آنان، پایتخت لبنان تحت اشغال رژیم صهونیستی بوده و این به معنای سلطه کامل بر مبادی ورودی و خروجی لبنان محسوب می شود. وی گفت: زمانی که یک نیروی اشغالگر سرزمینی را اشغال می کند، مسؤولیت اتفاقات آن عرفا و قانونا به عهده اوست لذا سرباز زدن از پذیرش مسئولیت ربایش دیپلمات های ایرانی و اظهار بی اطلاعی رژیم صهیونیستی از سرنوشت آنان به هیچ وجه قابل قبول نیست. نعیمی خاطرنشان کرد: آنچه تاکنون توانسته دولت لبنان، نیروهای فالانژ و صهیونیست ها و محافل بین المللی را در قبال این پرونده مورد سوال قرار دهد، بخش رسانه ای پرونده بوده که همواره خواستار روشن شدن حقیقت ماجرا بوده است. مدیر مسئول روزنامه الوفاق ابراز داشت: با توجه به محدودیت رسانه ای که از سوی امپریالیزم جهانی بر شرق جهان حکمفرماست و نمی گذارد اتفاقاتی که به نفعش نیست، منعکس شود و اگر هم منعکس کند، وارونه جلوه می دهد، رسانه ها اعم از رسانه های داخلی و رسانه های آزاد دنیا نه تنها نسبت به تعیین سرنوشت این چهار دیپلمات ایرانی بی تفاوت نبوده اند بلکه همواره در زنده نگهداشتن این جریان ملی نقش مهمی داشته اند و در ادامه نیز باید به عنوان یک امر انسانی در دفاع از ربوده شدگان تلاش کرده و ربایندگان را وادار به پاسخگویی نمایند.
وی، با بیان اینکه ربایندگان با برنامه ریزی قبلی و با اطلاع از ارزشی که هر یک از این چهار نفر برایشان داشت، اقدام به این عمل غیرانسانی نموده اند، گفت: کاظم اخوان نیز به عنوان خبرنگاری که به ویژه در وضعیت اشغال می تواند افشاگر بسیاری از حقایق تلخ باشد علیرغم مصونیت سیاسی و حرفه ای هدف این نقشه شوم عوامل رژیم صهیونیستی قرار گرفته است.
نعیمی افزود: خبرنگاران و اصحاب رسانه، و آنهای که طرفدار انتقال آزاد پیام هستند به عنوان همکاران اخوان ضرورت دارد نسبت به گذشته حرکت گسترده تری در تعیین سرنوشت وی انجام داده و مطالبه این امر را تنها به سالگرد ربوده شدن و یا روز خبرنگار منحصر ندانند. وی در پایان با تأکید براینکه مسئول اول و آخر این پرونده، رژیم صهوینیستی است، در اولویت قرار دادن این پرونده در مذاکرات دیپلماتیک مقامات جمهوری اسلامی ایران با کشورهای مرتبط با پرونده را خواستار شد. ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
پ.ن : نون والقلم و مایسطرون؛ قسم به قلم و آنچه می نگارد...
به قلم سوگند؛ به روشنی خونی که از گلویش می چکد، سوگند؛ دستم را قلم می کنم و قلمم را از دست نمی دهم. دکتر شریعتی
امروز به لطف برخی قانون مداران، تلخ ترین روز خبرنگار رو پشت سر گذاشتم! |+|
پاره ای توضیحات پیرامون پاره ای وقایع
سخنان منتشر نشده احمدي نژاد درمورد وقايع اخير به گزارش ثانيه محمود احمدينژاد رييسجمهور در جلسهاي با دبيران تشکلهاي دانشجويي در مورد اتفاقات اخير گفت: مشايي آنگونه كه شما تصور مي كنيد نيست. حرفهايي كه شما در مورد مشايي مي زنيد همان حرفهايي است كه […] در مورد وي مي زند مثلا مي گويد كه او سر سفره يك ظرف براي امام زمان(عج) خالي مي گذارد و مسائلي از اين دست و يا... رييسجمهور پيشنهاد کرد: شما بهتر است جلسهاي با مشايي داشته باشيد و حرفهايتان را بگوييد و حرفهاي وي را نيز بشنويد و آن موقع خواهيد فهميد كه درباره ايشان اشتباه ميكنيد. وي افزود: : يك گروه از سوي مسولين قوه قضاييه و گروه ديگري از جاي ديگر مأموريت يافتند تا در مورد مشايي تحقيق كنند ولي بعد از تحقيقات آنها هيچ مستندي در مورد مشايي گير نياوردند و هيچ تخلف اثبات شدهاي در مورد وي وجود ندارد. احمدينژاد اضافه کرد: مشايي جزو كساني است كه از ابتداي انقلاب تا به حال در گوشه گوشه انقلاب حاضر بوده و كارنامه بسيار خوبي دارد، ضمن اينكه بايد سطح كار وي را در مقايسه با ديگران در نظر بگيريد و عملكردش در حوزه گردشگري را با دورههاي قبل مقايسه كنيد. وي ادامه داد: مشايي فرد خوشفكري است و شبانهروز در خدمت دولت بوده و هست و حتي گاهي ساعت 2 نيمه شب از سفر خارجي برمي گشت، اما تماس مي گرفت و مي گفت چه كاري نياز است كه انجام دهم يعني همواره از خدمتگزاري به مردم کوتاهي ندارد. رييسجمهور يادآور شد: برويد ببينيد كه در جلسه هيئت دولت در كردستان كه در حضور مقام معظم رهبري برگزار شد، همه اعضا صحبت مي كنند و مشايي هم صحبت مي كند؛ اما سطح سخنان او با سايرين چقدر تفاوت دارد. احمدينژاد تاکيد کرد: رهبري معظم فرمودند که مشايي در جايگاه معاونت رييسجمهور نباشند و ما اطاعت کرديم ليکن عدهاي از مخالفين بر خلاف سخنان اخير رهبري بازهم موضوع مشايي را مطرح مي كنند تا به من فشار بياورند. رييسجمهور در مورد دستور حكم رهبري براي رعايت مصلحت در انتصاب مشايي به معاون اولي گفت: من خدمت مقام معظم رهبري رسيدم و توضيحاتي دادم که قرار شد کارهايي انجام شود اما بعد از آن نامه توسط برخي نمايندگان محترم، درز پيدا كرد. وي افزود: بعد از آن، بهتر تشخيص داده شد که نامه منتشر شود و بعد از آن اقدام كنيم و پس از آن نيز وي را به سمت رياست دفتر خودم انتخاب كردم. احمدينژاد تاکيد کرد: رابطه بنده به عنوان رئيسجمهور با رهبري با رابطه شما با ايشان متفاوت است. وي درباره عزل محمد حسين صفارهرندي اظهار داشت: تصميم گرفته شد دفتر رياستجمهوري به وزراي محترمي كه قرار نيست در دولت دهم حضور داشته باشند، اطلاع داده تا آمادگي لازم را داشته باشند و برادر عزيزم آقاي صفارهرندي نيز جزو آن دسته از وزرايي بود كه به وي اطلاع داده شده بود كه در دولت دهم حضور ندارد. وي افزود: بارها به آقاي صفارهرندي، عرض کردم كه تعدادي از معاونانش را تغيير دهد چون در جهت اهداف دولت و مطالبات مردم و متدينين از دولت حركت نميكردند، اما اينگونه نشد و ميبينيد كه عملكرد ايشان را کمتر كسي قبول دارد و نمي گويند كه او بايد در وزارتخانه باقي بماند. رئيسجمهور در خصوص عزل محسنياژهاي نيز گفت: موضوع عزل جناب آقاي اژهاي يك فرآيند دو ساله داشته و ربطي به مسئله جاري ندارد... به ايشان در اين دو سال، با شواهد مشخص توصيه کردم دو نفر از معاونان خود را تغيير دهد اما به اين كار مبادرت نورزيده است... ضمن اينكه در موضوع هاله اسفندياري هم خوب عمل نكرد و من به او گفتم كه چرا رفتاري ميکنيد که مورد تمسخر واقع شويد؟، يك پيرزن 70 ساله را گرفتهايد مي گوييد مي خواهد انقلاب مخملي راه بيندازد در حاليكه عاملان انقلاب مخملي كسان ديگري هستند و بايد آنها به مردم معرفي شوند. وي ادامه داد: در موضوع پرتقالهاي اسرائيلي نيز با وجود اينكه عاملان اصلي اين اقدام مشخص بودند، به آقاي اژهاي گفتم كه بايد با اينها برخورد شود ولي وي گفت كه نمي توانيم با آنها برخورد كنيم. احمدينژاد يادآور شد: از دو هفته پيش از اغتشاشات، وزارت خارجه اطلاع داد كه افراد زيادي از انگليس به ايران مي آيند و اين کاملا مشكوك است اما وزارت محترم اطلاعات اين موضوع را پيگيري نكرد و در اغتشاشات ضعيف عمل كرد که در برخي موارد اهمال مشهود بود. رئيسجمهور، فعاليت برخي جريانهاي سياسي در انتخابات دهم و بعد از آن را مورد اشاره قرار داد و اظهار داشت: در زمينه تحركات آنها در ايام پيش از انتخابات، وزارت اطلاعات حتي يك برگ گزارش به من نداد، حتي از برخي بزرگان هم پرسيدم كه آيا وزارت به شما در اين زمينه گزارشي داده است؟ كه گفتند گزارشي دريافت نكرده بودند. در حاليكه مخالفين، يك برنامهريزي چندين ساله براي اين انتخابات كرده بودند. ********************* تشكلهاي دانشجويي: پايبندي رئيسجمهور به ولايت مطلقه فقيه و رهبر انقلاب را ترديدناپذير يافتيم به گزارش رجانيوز، متن اطلاعيه دفتر تحكيم وحدت، اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان مستقل، بسيج دانشجويي و جنبش عدالتخواه دانشجويي به شرح ذيل است: ملت عزيز و شريف ايران؛ در گفتمان جنبش دانشجويي مسلمان حكومت از آن صالحين است و ولايت مطلقه فقيه، به عنوان مدار نظام اسلامي در عصر غيبت مهمترين تجلي و مظهر اين ايده ميباشد. در گفتمان جنبش دانشجويي مسلمان، مردمسالاري ديني بر پايه و اساس وحدت عقل و وحي، پيوستگي علم و سياست با دين، همگرايي قدرت و اقتصاد با اخلاق و سازگاري ارزش هاي ديني با آزادي و حقوق بشر و در هم تنيده بودن حوزههاي مادي و معنوي زندگي فردي و جمعي انسان تجربه نويني از حكومتداري است كه با نگاه يكپارچه ديني علاوه بر حل پارادوكسها و تضادهاي مفهومي، الگويي است از حكومت ديني كه ريشه در مشروعيت الهي دارد و متكي به خواست و اراده مردم است. دفتر تحكيم وحدت، بسيج دانشجويي سراسر كشور، اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل و جنبش عدالتخواهي دانشجويي به عنوان 4 اتحاديه بزرگ و فعال در تحقق گفتمان جنبش دانشجويي مسلمان با افتخار به اينكه از سوي شما ملت عزيز نقشي پيشرو يافته است، ضمن قدرداني از پشتيباني و حماسهآفرينيهاي ملت علوي در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري و صبر، استقامت و ياري خدمتگزاران خود در مديريت فضاي غبارآلود كشور در هفتههاي گذشته، مطالبي را به اطلاع ميرساند. اتحاديههاي دانشجويي تكليف خود ميديدند تا براساس رسالتي كه از سوي شما بر دوش آنان نهادينه شده بود با تكيه بر گفتمان انتقادي خود مواضع و خواست ملت غيور ايران را از يكايك مسئولين كشوري مطالبه نمايند. لذا در اين خصوص سلسله جلسات مطالبه گرايانه، عدالتخواهانه و حق جويانه خود را سازماندهي نموده و در رابطه با آخرين جلسهاي كه با حضور نمايندگان آنان و رئيس جمهور محترم دكتر محمود احمدينژاد برگزار گرديد، توضيحاتي را به اطلاع ملت هوشيار و مبارز برساند. جلسه مفصل، صميمي و انتقادي مذكور از يك سو دربرگيرنده خواست، مطالبات و توضيحاتي از رئيسجمهور درباره موضوعاتي چون انتصاب تأمل برانگيز اسفنديار رحيم مشايي به سمت معاون اولي، نامهنگاري رئيس جمهور با مقام معظم رهبري، تأخير در اجراي امر رهبر گرانقدر انقلاب و انذارها، تأكيدات و پيشنهادات بيشماري در چگونگي شكلگيري كابينه دهم حول ولايتمداري، باور و حفظ روحيه انقلابي، كارآمدي، خدمتگزاري، سادهزيستي، پاسخگويي، تخصص و... بود، كه در عين صراحت و جديت به صورت كاملاً صادقانه و شفاف مطرح گرديد. صبر و حوصله و ظرفيت نقدپذيري در رئيس جمهور از سوي ديگر متضمن اين گرديد كه در يك فضاي آزاد انديشانه ايشان به شبهات، مطالبات و مسائل مطروحه در فضاي عمومي جامعه پاسخ بدهند و تأكيد فرمودند: "احمدي نژاد، رهبري را محوريت در همه امور ميداند. " ملت آزاده، غيرت مند و شهيد پرور؛ در پايان 4 اتحاديه بزرگ دانشجويان بر خود فرض مي داند تا خطاب به شما اعلام دارد كه: *********************** رئيسجمهور در آيين همانديشي اساتيد بسيجي كشور در مشهد: رابطه ما با رهبري از جنس محبت، اعتقادي و پدر و پسري است اتفاقات رخداده طي هفتههاي اخير، بهويژه تأخير احمدينژاد در اجراي امر رهبر انقلاب از معاون اولي رئيسجمهور، نوع پاسخ وي به نامه رهبري، انتصاب بلافاصله مشايي بهعنوان رئيس دفتر رئيسجمهور و بركناري يا طرد وزراي منتقد تعلل در اجراي امر رهبري درخصوص مشايي موجب شد كه وي بخشي از سخنانش در جمع اساتيد بسيجي را به اين مسئله اختصاص دهد و تأكيد كند رابطهاش با رهبري فراتر از قالبهاي سياسي و اداري و از جنس محبت، اعتقاد و پدرپسري است تا با اين تعبير هم فرقهافكنيهاي افرادي را كه خود در كارنامه ولايتپذيريایشان نقاط سياه متعددي وجود دارد و اكنون نيز بدون اعتقاد، تنها از اين رخداد بهمثابه يك بهانه استفاده ميكنند، خنثي كند و هم قصور خود را نه بهعنوان يك رويه تعمدي بلكه بهمانند يك مورد خطاي پسر در مقابل پدر توجيه كند. به گزارش رجانيوز، دکتر محمود احمدينژاد صبح امروز در آيين يازدهمين هم انديشي علمي- پژوهشي اساتيد بسيجي کشور در مشهد گفت: در روزهاي اخير عده اي با خيال خام خود به تکاپو افتادند تا رابطه دولت و رهبر عزيز انقلاب را خدشهدار جلوه دهند و با جار و جنجال، جدايي و فاصله بين دولت و رهبري را القاء کنند، در حالي که آنان نميدانند که نوع رابطه ما با مقام معظم رهبري فراتر از قالبهاي سياسي و اداري است و از جنس محبت، اعتقادي و پدر پسري است. وي تصريح کرد: وارد شدن بدخواهان در چنين عرصه اي و القاء چنين شبهاتي حرکتي بينتيجه است و آنها قطعاً چنين آرزويي را به گور خواهند برد و اين راه به روي شياطين بسته است. رييس جمهور اساتيد بسيجي را همكاران آرماني خود دانست و با تأكيد بر اينكه ضرورت دارد در افق نگاه خود تجديدنظر کنيم، اظهار داشت: بايد در دانشگاهها سطح انتظار از خودمان را بالا ببريم و انتظار اين است که دانشگاه و حوزه پرچمدار تحولات گوناگون در کشور باشند. وي ادامه داد: امروز امروز سازمان بسيج اساتيد درخت تناوري است که نقطه اميد و اتکاي انقلاب اسلامي در عرصههاي علمي، فکري و فناري تبديل شده است. دکتر احمدينژاد در ادامه خطاب به اساتيد بسيجي با بيان اينکه ضرورت دارد در افق نگاه خود تجديدنظر کنيم، اظهار داشت: بايد در دانشگاهها سطح انتظار از خودمان را بالا ببريم و انتظار اين است که دانشگاه و حوزه پرچمدار تحولات گوناگون در کشور باشند. دکتر احمدينژاد با بيان اينکه انقلاب اسلامي يک حقيقت پويا و جريان پيوسته تاريخي است، خاطر نشان کرد: انقلاب اسلامي در ايران يک جهش بلند در راستاي تداوم مسير حرکت توحيدي بشريت است. دکتر احمدينژاد خاطرنشان کرد: انتخابات اخير رياست جمهوري استيلاي، ثروت ، حزب و رسانه را بهعنوان ابزار نظام سلطه در هم شكست و الگوي جديدي را در برابر بشريت ارائه داد. از اين رو، غربيها از اين موضوع به شدت ناراحت و عصباني هستند. وي افزود: ملت ايران در اين انتخابات به رغم تلاش بدخواهان، مهر تأييد آگاهانه و مستحکمي را به پاي انقلاب و انديشه ولايي زدند. عدالت، روح حاكم بر فعاليت هاي دولت است رييسجمهور عدالت را روح حاکم بر فعاليت هاي دولت دانست و تأکيد کرد: عدالت نقطه آغاز به سمت کمال است به هر ميزاني که به سمت عدالت حرکت مي کنيم، شکوفايي ها اتفاق خواهد افتاد و بايد به نقطه اي برسيم که هيچ کس در ايران احساس نکند که فرصتي از او دريغ شده است. بايد همه احساس کنند که شهروند درجه يك هستند. دکتر احمدينژاد افزود: از سوي ديگر بايد به نقطه اي برسيم که هيچ کس خيال نکند بالاتر از ديگران است و حق فراتر از قانون براي خود قائل باشد. بايد به جايي برسيم که کسي گروه و دسته خود را مالک کشور نداند و براي خود حق انحصاري و امتياز ويژه قائل نباشند. وي افزود: عدالت روحيه اميد را در ملت ايران زنده مي کند، اگرچه کار سخت و نبرد گسترده و همه جانبهاي است اما شدني است. دکتر احمدينژاد با بيان اين دولت در دوره جديد بايد به دنبال ايجاد تحولات اجتماعي باشد، خاطرنشان کرد: در نظام اسلامي همه بايد احساس امنيت و آرامش کنند و هيچکس نبايد احساس کند که کرامت او مخدوش شده است، از اين رو، جامعه اسلامي بايد سرشار از نشاط، شادابي، سرزندگي و اميد باشد. ********************** رأى قاطع و بىسابقهى مردم به رئيسجمهور منتخب و محترم، رأى به ويژگىهائى است كه كارنامهى چهارسالهى دولت نهم بدانها زينت يافته است و سمت و سوى گرايش هاى اكثريتِ بىچون و چراى ملت را آشكار مي سازد. اينها بخش هاى مهمى است از آنچه ملت ايران از منتخبان خود مطالبه مي كند و هر گاه كسى را با اين سمت و سو بشناسد، به او دل مي بندد و با بهرهگيرى از موهبت آزادى كه هديهى انقلاب اسلامى به اين ملت است، او را بر كرسى مسئوليت و مديريت مي نشاند. اينجانب در آستانهى زادروز فرخندهى نجاتبخش بشريت، ولىّ اعظم خدا و امام صالحان حضرت حجةبنالحسن روحى فداه و عجّل اللَّه فرجه، اين عيد بزرگ را گرامى داشته و انتخاب جناب آقاى دكتر محمود احمدىنژاد را در دهمين انتخابات رياست جمهورى تبريك مي گويم و به پيروى از ملت بزرگوار ايران، رأى آنان را تنفيذ و اين مرد شجاع و سختكوش و هوشمند را به رياست جمهورى اسلامى ايران منصوب مي كنم. و براى ايشان و همكارانشان توفيق خدمتگزارى به مردم؛ و تلاش در راه اِعلاء كلمهى اسلام؛ و اقدامات بزرگ و ماندگار و شايستهى ملت و كشور عزيز؛ و حركت كوشنده به سوى پيشرفت و عدالت، از خداوند متعال مسئلت ميكنم. و بديهى است كه رأى مردم و تنفيذ اينجانب تا هنگامى است كه ايشان بر اين صراط قويم پايدار باشند. |+|
اگر حجاب ظهورت حضور پست من است، دعا کن که بمیرم چرا نمی آیی...
اصلی ترین عامل محرومیت از حضور امام عدم ظرفیت و سوء تربیت مسلمین است
حجت الاسلام ماندگاری در این نشست گفت: بنا به اعتقاد تمام ادیان و مذاهب، منجی بشریت خواهد آمد پس آمدن منجی قطعی و قابل تعجیل و تأخیر است. وی با بیان اینکه دشمنان منجی هم آمدنش و هم امکان تأخیر انداختن ظهورش را بیشتر از دوستان باور دارند، افزود: عامل غیبت و نیز عامل تأخیر در ظهور، سوء تربیت و عدم ظرفیت مسلمانان است، اگر مسلمانان تربیت شده بودند و ظرفیت استفاده از حضور امام را داشتند، ائمه اطهار(ع) با چنین وضعی به شهادت نمی رسیدند و غیبت امام دوازدهم نیز تا این حد طول نمی کشید. حجت الاسلام ماندگاری اظهار داشت: نه تنها مسلمانان از حضور امام استفاده نکردند بلکه حضور امام را مزاحم استفاده های دنیوی خود نیز می دیدند لذا باید ببنیم قله تربیت کجاست و برای رسیدن به آن چه لوازمی نیاز است تا از این طریق به میزان نیاز خود به حضور امام پی ببریم. وی با اشاره به اینکه مطابق حدیث ثقلین نیاز به امام، همچون نیاز به هوا و اکسیژن، دائمی و همیشگی است، گفت: باید به جایی برسیم که در تمام لحظات زندگی خود را نیازمند حضور امام زمان(عج) دیده و با تمام وجود عطش حضور داشته و «اللهم عجل لولیک الفرج» بگوییم. این استاد دانشگاه، دوران غیبت را پادگان تربیتی منتظران دانست و ادامه داد: اینکه در روایات از انتظار به بهترین اعمال تعبیر شده و ثواب شهید برای منتظران در نظر گرفته شده است، نشانه آن است که انتظار فرآیند دشواری است. حجت الاسلام ماندگاری تصریح کرد: دومین قله تربیتی که باید در فرآیند انتظار بدان رسید، تسلیم در برابر امام زمان(عج) بنابر اعتمادیست به ایشان است، باید ببینیم که دنبال حقیقت امام هستیم یا منافع امام برای رفع گرفتاری هایمان. وی گفت: سومین مساله ای که در انتظار مطرح است، این است که چقدر خود را برای عمل به دستورات امام زمان(عج) آماده کرده ایم و در مرحله بعد چقدر خود را برای تبلیغ و نشر و تکثیر فرهنگ مهدویت و نام و یاد امام زمان(عج) آماده کرده ایم. حجت الاسلام ماندگاری با اشاره به آمار بالای سایت هایی که علیه مهدویت کار می کنند، ابراز داشت: خوشا به حال کسانی که ابزارها و فناوری های روز را از دشمن گرفته ولی با فرهنگ اسلامی با آن کار می کنند. وی دیگر قله معرفتی انتظار را ایثار سرمایه های انسانی برشمرد و گفت: بادی توجه کنیم که چقدر اماده ایم تا مال و جان و آبروی خود را در راه امام زمان(عج) فدا کنیم، آیا مشکل حب و وابستگی به دنیا را حل کرده ایم، انسان وقتی به مرحله دفاع از یک امر می رسد که آن امر اولویت ارزشی برایش شده باشد، عصر غیبت، دوران تمرین برای منتظر بودن است و لحظه ظهور، هنگام امتحان است و در جلسه امتحان هم به کسی اجازه تمرین نمی دهند. حجت الاسلام ماندگاری با اشاره به آیه «استجیبوا لله و للرسول اذا دعاکم لما یحییکم...» بیان داشت: هر کس می خواهد حیات داشته باشد، باید دعوت امام را لبیک گوید، چرا که همانطور که حیات برای بشر ضروریست، وجود امام نیز ضروری است. وی با اشاره به آیه «لَتُسئَلُنَّ عن النعیم» گفت: در آن دنیا یکی از مواردی که مورد سوال قرار می گیرد، نعمت هایی است که خداوند عطا کرده، بشر امروز نعمات و امکانات زیادی دارد اما مربی ندارد که بداند چگونه در مسیر بندگی خدا از این نعمات استفاده کند لذا هر چه بیشتر غرق نعمت می شود، غفلتش هم بیشتر شده و به جای بندگی، با نعمت ها سرمستی می کند. حجت الاسلام ماندگاری افزود: عطش و احساس نیاز به حضور امام، تسلیم، اطاعت، تبلیغ و دفاع از امام پنج قله تربیتی برای منتظران است. وی با تاکید بر پیوند ناگسستنی فرهنگ انتظار و شهادت گفت: دل امام زمان(عج) از دو مساله خون است؛ یکی کم کاری و خطاهای دوستان و دیگری ظلم دشمنان و با ظهور ایشان هر دو نوع ظلم برچیده خواهد شد. حجت الاسلام ماندگاری با بیان اینکه برای تبلیغ نیازمند معلومات، تزئینات(امثال و حکم) و توفیقات هستیم، ادامه داد: برای تبلیغ هر مطلبی باید به دو نکته توجه داشت؛ فواید داشتن و آسیب های نداشتن آن امر که اگر این دو برای مخاطب بازگو شود، خودبه خود به تشخیص حق می رسد. وی با بیان اینکه امام زمان(عج)با اسباب عادی جهان را سامان خواهد داد نه با معجزه، گفت: اولین سبب عادی سامان دادن به اوضاع جهان، تشکیل حکومت و داشتن نیروی انسانی است اگر معتقد باشیم که برای ظهور، باید زمین پر از ظلم و فساد شود، این نیروی انسانی موردنیاز امام در زمان ظهور در کجا تربیت پیدا کنند. حجت الاسلام ماندگاری تأکید کرد: تشکیل حکومت در دوران غیبت وقتی باطل است که یک حکومت ادعای برپایی عدل و داد در سراسر جهان را داشته باشد و گرنه ادعای بسترسازی و حرکت به سوی حکومت اسلامی در عصر غیبت ایرادی ندارد. وی تصریح کرد: طبق نظر امام خمینی(ره)، تشکیل حکومت اسلامی به کمک مردم بر فقیه واجب است. امنیت، هدایت و حمایت از برکات ولایت است، ولایت فقیه دارای مبانی فقهی، اعتقادی، سیاسی و تاریخی است که مهمترین آن ها مبنای اعتقادی است،ولایت یعنی مدیریت و رهبری، انسان از دیدگاه اسلام نیازمند ولایت است و برای رسیدن به کمال باید مدیریت شود. این استاد دانشگاه بیان داشت: مدیریت شش مرتبه دارد؛ مرد بر همسر، پدر بر فرزند، خدا بر مومنان، پیامبر(ص) بر مومنان، ائمه اطهار(ع) بر مومنان و ولایت امام زمان در عصر غیبت؛ اگر ولایت خدا و امام زمان ثابت شود، ولایت فقیه هم ثابت می شود. وی گفت: باید توجه داشت که آیا در عصر غیبت، دین و حرکت به سوی کمال هست یا نه و تعطیل شده است؟ اگر هست پس ولی و راهنمایی لازم است برای هدایت و تربیت که خداوند، پیامبر اکرم(ص) و یازده امام را در دسترس مردم قرار داد. حجت الاسلام ماندگاری افزود: خداوند در دوران غیبت هم صفات نایب امام را معرفی کرده است که چون تشخیص مصادیق آن نیاز به تخصص دارد، تنها فقها باید تشخیص مصداق بدهند. از سوی دیگر چون خدا خودش متولی ولایت است، خودش هم بستر را برای تشخیص برتر فراهم می کند. وی خاطرنشان کرد: مهم آن است که راه رسیدن به امام را درست طی کنیم، ظهور و غیبت فرقی ندارد، کمال هر یک از ما این است که در جایگاهی که هستیم، با همین امکانات موجود تکلیف را پیدا کرده و اوج تکلیفمان را انجام دهیم چرا که اگر در دوره غیبت خوب انجام وظیفه کنیم در هنگام ظهور هم سرباز خوبی خواهیم بود. |+|
رژیم صهیونیستی مسئول جان دیپلمات های ایرانی ربوده شده در لبنان است خبرگزاری رسا ـ رئیس اداره خاورمیانه وزارت امور خارجه در گفت و گو با رسا با تأکید براینکه از دیدگاه ایران، چهار دیپلمات ایرانی ربوده شده در لبنان زنده هستند، رژیم صهیونیستی را مسئول جان دیپلمات های ایرانی دانست.
غضنفر رکن آبادی، رئیس اداره خاورمیانه وزارت امور خارجه در گفت و گوی اختصاصی با خبرنگار خبرگزاری رسا با اشاره به روند پیگیری پرونده چهار دیپلمات ربوده شده ایرانی در لبنان، گفت: علاوه بر اقدامات گذشته، اقدامات جدیدی هم انجام شده است از جمله اینکه موضوع 4دیپلمات در دیدار دیپلمات ها و سفرای جمهوری اسلامی با همتایان خود در خارج از کشور به ویژه در کشورهای مرتبط با این پرونده، محور گفت و گوها قرار می گیرد. رکن آبادی اظهار داشت: علاوه بر تأکید بر پیگیری و استمرار آن، برای خانواده های 4 دیپلمات سفرهای مستمر به کشورهایی که به نوعی در پرونده چهار دیپلمات درگیر هستند، برنامه ریزی شده است، در گذشته به صورت متناوب، خانواده ها به لبنان سفرهایی داشته اند اما در حال حاضر این سفرها با جدیت و برنامه ریزی شده صورت می گیرد. وی، دیدار با مسئولین رسمی، و شخصیت های مذهبی از طوایف مختلف در لبنان و سایر کشورهای مرتبط با پرونده را از دیگر اقدامات انجام شده در سال های اخیر دانست و گفت: سال گذشته نیز پیام خانواده های چهار دیپلمات در دفتر سازمان ملل در لبنان در دیدار با نمایندگان این سازمان قرائت شد. رئیس اداره خاورمیانه وزارت امور خارجه تصریح کرد: چهار دیپلمات ایرانی در حالی توسط فالانژها در منطقه برباره بیروت، به اسارت درآمدند که سوار بر اتومبیل با نمره دیپلماتیک بودند و بیشتر اطلاعات حاکی از انتقال آن ها به فلسطین است؛ و اطلاعات به دست آمده از فلسطین و احمد حبیب الله، رئیس کمیته زندانیان در بند رژیم صهیونیستی، بر زنده بودن و در اسارت رژیم صهیونیستی بودن 4دیپلمات ایرانی دلالت دارد. رکن آبادی با بیان اینکه شواهد و اسناد همه دال بر زنده بودن این عزیزان دربند است، تأکید کرد: با توجه به اینکه در سال 1361 بخشی از لبنان در اشغال این رژیم بوده است، آن ها مسئول جان دیپلمات های ایرانی هستند. وی با اشاره به دیدارهای انجام شده با وزرای دادگستری، رئیس مجلس و رئیس جمهور لبنان، اابراز داشت: در بعد حقوقی، یک شورای حقوقی متشکل از حقوقدانان برجسته در لبنان برای پیگیری سرنوشت تشکیل شده است. رکن آبادی ادامه داد: هر چه بیشتر جلو می رویم، با توجه به شواهد و قرائنی که به دست می آید، طبیعی است که دستگاه دیپلماسی کشور مصمم تر از گذشته در عرصه عمل حضور می یابد و از طریق ایجاد روابط نزدیک با دبیرکل سازمان ملل و نیز دفتر این سازمان در نیویورک پیگیری ها ادامه دارد، همچنین سفیر ایران در سازمان ملل نیز اقداماتی در این زمینه انجام داده است. رئیس اداره خاورمیانه وزارت امور خارجه بیان داشت: در اثر جدیت و استمرار پیگیری های دولت ایران، سال گذشته، شاهد ارائه گزارش کتبی از سوی رژیم صهیونیستی در جریان تبادل اسرای فلسطینی پیرامون 4 دیپلمات ایرانی بودیم و این در حالی صورت گرفت که این رژیم از ارائه هر گونه نظری در این باره طفره می رفت. وی تأکید کرد: ایران معتقد است چهار گروگان ایرانی در بند رژیم اسرائیل زنده هستند لذا در تمامی عرصه ها به تلاش خود ادامه می دهد و تا حد امکان جهت رهایی این عزیزان بر رژیم صهیونیستی و حامیان غربی اش فشار می آورد. رکن آبادی، نقش رسانه ها را در زنده و به روز نگهداشتن موضوع و جلب توجه افکار عمومی جهان نسبت به برخورد تبعیض آمیز غرب با این پرونده، مهم ارزیابی کرد و افزود: رسانه های غربی همواره تلاش کرده اند این موضوع خاموش و مسکوت بماند و هیچ گاه زیر سوال بردن رژیم صهیونیستی و مطالبه آزادی 4 دیپلمات ایرانی محقق نشود. رئیس اداره خاورمیانه وزارت امور خارجه گفت: جا دارد رسانه های آزاد دنیا که در جهت تحقق عدالت گام برمی دارند، حداکثر تلاش خود را برای زنده نگهداشتن پرونده و پیگیری حقوقی آن در مجامع حقوقی بین المللی و نیزاطلاع زسانی صحیح و شفاف در این زمینه داشته باشند.
|+|
گفتگوی اختصاصی رسا با سیدرائد موسوی به مناسبت بیست و هفتمین سال ربوده شدن چهار دیپلمات ایرانی:
هیچ دلیل موثقی مبنی بر شهادت این چهار نفر در دست نیست
خبرگزاری رسا ـ فرزند دیپلمات ربوده شده ایرانی در لبنان با تأکید براینکه هیچ دلیل موثقی مبنی بر شهادت این چهار نفر در دست نیست، گفت: حرکات مثبت وزارت خارجه و روندی پویا و مستمری که در اثر پیگیری های جدی دولت نهم شکل گرفته است، همچنان ادامه یابد.
وی با اشاره به برنامه ریزی های انجام شده در این راستا، اظهار داشت: اقداماتی که در دو سال اخیر صورت گرفته در طول 27 سالی که بر این پرونده می گذرد، بی سابقه بوده است، در گذشته ملاحظاتی برای ورود به پرونده و پیگیری آن وجود داشت اما در این دولت واقعا از روی احساس مسئولیت و با تمام توان پرونده در حال پیگیریست. تصریح کرد: ابهاماتی در پرونده وجود دارد که مربوط به لبنان و حوادث پس از ربایش این عزیزان است که هنوز ماوقع موثقی در این باره وجود ندارد اما آنچه مسلم و مورد اتفاق است این است که این چهار نفر توسط فالانژها ربوده شده و مدتی نیز در زندان بوده اند و در انچه پس از این واقع شده، اختلاف نظر وجود دارد. موسوی با تأکید براینکه ما معتقدیم این عزیزان در بند رژیم صهیونیستی هستند، بیان داشت: جهت حل و کشف این ابهامات، دو راهکار پیش بینی شده است؛ تشکیل کمیته مشترک ایرانی-لبنانی به منظور رفع ابهامات موجود در اسارت و ربایش این چهار نفر را (که در این راستا آقای متکی، وزیر امور خارجه نیز نامه ای به همتای لبنانی خود نوشت) و تشکیل کمیته ای ویژه با حضور نمایندگانی از دولت ایران و لبنان که با وجود موافقت و نظر مثبت مقامات لبنانی، به دلیل همزمانی با انتخابات پارلمان لبنان هنوز به مرحله اجرا نرسیده است. فرزند دیپلمات ربوده شده ایرانی در لبنان، پیگیری مسائل فراتر از لبنان را از ابعاد دیگر این پرونده ذکر کرد و گفت: دست سازمان ملل در این حیطه باز است و آقای متکی نیز با ارائه نامه ای خطاب به «بان کی مون» دبیرکل این سازمان، خواستار تشکیل کمیسیون ویژه ای برای پیگیری پرونده 4دیپلمات شدند که نظر مقامات سازمان در این باره مثبت بود اما هنوز اجرایی نشده است و کوتاهی هایی در این سازمان وجود دارد که آقای خزایی، نماینده ایران در سازمان ملل پیگیر هستند. وی افزود: پیگیری حقوقی پرونده نیز مورد توجه است و پس از تشکیل دو کمیته فوق، کمیته حقوقی نیز فعال خواهد شد. موسوی با رد ادعای برخی مبنی بر شهادت این چهار نفر، ابراز داشت: شواهدی مبنی بر زنده بودن آن ها وجود دارد که پس از ربایش تحویل رژیم صهیونیستی شده اند، همچنین افرادی که از زندان های رژیم صهیونیستی آزاد شده اند، پس از آزادی، مدعی شدند که این 4 نفر را در زندان های اسرائیل دیده اند. وی گفت: از سوی دیگر هیچ دلیل موثقی مبنی بر شهادت این عزیزان در دست نیست ضمن آنکه ربایش آن ها با اطلاع از ارزش اطلاعاتی شان برای رژیم صهیونیستی صورت گرفته و به فرض اگر هم پس از اسارت کشته شده باشند، حتما جنازه هایشان را نگه خواهند داشت و این منطقی نیست که عده ای می گویند اندکی پس از ربوده شدن کشته شده و اجسادشان نیز از بین رفته است و نابودی جنازه ها قابل قبول نیست. موسوی اظهار داشت: نمی توان پذیرفت که ربایندگان از خیر بازجویی نیروهایی چون حاج احمد متوسلیان و سیدمحسن موسوی گذشته باشند و بلافاصله ان ها کشته باشند، سمیر جعجع مسئول وقت فالانژها نیز اخیرا مدعی شد که پس از ربایش دیپلمات ها آن ها را به رژیم صهیونیستی تحویل داده است. وی، شورای حقوق بشر سازمان ملل را از دیگر مجاری پیگیری این پرونده دانست و بیان داشت: شورای حقوق بشر یکی از آیتم های تعریف شده در سازمان ملل می باشد و در رأس وظایف آن، رسیدگی به ناپدیدشدگی اجباریست و کارگروهی نیز در این زمینه دارد لذا رسیدگی به پرونده چهار دیپلمات ایرانی نیز جزو وظایف این شوراست.
موسوی ابراز امیدواری کرد: روندی پویا و مستمری که در اثر پیگیری های جدی این دولت شکل گرفته و نیز مدیریت دلگرم کننده و حرکات مثبت وزارت خارجه در این زمینه با دید دلسوزانه همچنان ادامه یابد چرا که این پرونده هم بعد انسانی دارد هم بعد سیاسی و دولت جمهوری اسلامی ایران بایستی تا آخرین نقطه بر پیگیری و روشن شدن سرنوشت این عزیزان مصر باشد. وی، نقش حرکت های مردمی در روشن شدن سرنوشت دیپلمات های ربوده شده ایرانی در لبنان را مثبت ارزیابی کرد و گفت: پدرم (سیدمحسن موسوی)، در راستای فرمان امام راحل مبنی بر صدور انقلاب و گسترش تشیع، به عنوان دانشجوی نماینده شهید چمران در لبنان حضور داشت و بعدها به عنوان کاردار سفارت ایران در لبنان منسوب شد، همچنین حاج احمد متوسلیان، محمدتقی رستگار مقدم و کاظم اخوان که هر یک از نامداران فعالیت های سیاسی،فرهنگی و اجتماعی محسوب می شوند. موسوی ادامه داد: لذا این عزیزان نه تنها به لحاظ سیاسی بلکه از نظر فرهنگی نیز شخصیت های با ارزشی برای انقلاب هستند و معرفی و زنده کردن یاد و اهداف آنان در حرکت های مردمی باید مورد توجه قرار گیرد چرا که این چهار نفر هر چه بیشتر معرفی شوند، احساس تعهد برای پیگیری سرنوشت ایشان نیز بیشتر خواهد شد. فرزند دیپلمات ربوده شده ایرانی در لبنان گفت: کمپین هایی می تواند از سوی مردم راه اندازی شود و نامه نگاری های گروهی خطاب به سازمان ملل، صلیب سرخ، کمیته عفو بین الملل داشته باشد. وی همچنین ادعای کسانی که می گویند مدارک و فیلم هایی از سرنوشت این 4نفر دارند را کذب و به منظور اخاذی خواند. موسوی در پایان یادآور شد: به مناسبت بیست و هفتمین سالگرد ربوده شدن چهار دیپلمات ایرانی به دست عوامل رژیم صهیونیستی، همایشی با حضور سفرای کشورهای مختلف از سوی وزارت خارجه برنامه ریزی شده است که در آن موضع جمهوری اسلامی در قبال این پرونده به طور صریح اعلام خواهد شد، همچنین در بیروت نیز مراسم بزرگداشت این عزیزان برگزار می گردد. گفتنی است احمد متوسلیان(وابسته نظامی سفارت ایران در لبنان)، سید محسن موسوی(کاردار سفارت ایران در لبنان)، محمدتقی رستگار مقدم و کاظم اخوان(خبرنگار عکاس روزنامه خبرگزاری ایرنا) چهار دیپلمات ایرانی هستند که ۱۴ تیر ۱۳۶۱ (جولای ۱۹۸۲) در لبنان توسط عوامل رژیم صهیونیستی ربوده شده و تا کنون علی رغم گذشت 27 سال هنوز خبر موثقی از سرنوشت آنان در دست نیست اما برخی اخبار و شواهد حاکی از نگهداری آنان در زندان های رژیم صهیونیستی است. |+|
جامعه اسلامي جامعه مردم فضول است...
امروز مسئولیت ها، درست همان تکلیف است؛ تکلیف یعنی از صبح زود تا نیمه شب بیدار ماندن، خود را به زحمت انداختن، تلاش مداوم کردن و آرامش نداشتن.... عارف شهید دکتربهشتی(ره)
از شیخ صدوق در كتاب علل الشرایع از امام صادق(ع): «خدا توده ها را به كيفر گناه زبده ها مشمول عقاب و كيفر خويش نمی کند.» اما چه وقت؟ وقتي كه زبده ها فقط گناهان شخصي سرّي داشته باشند كه آثارش به خارج سرايت نمي كند، بلكه فقط يك تخلف شخصي سرّي است. اما وقتي زبده ها آشكارا مرتكب كارهاي ناپسند شوند و توده در صدد جلوگيري از اين زبده ها برنيايد، هر دو مستحق كيفر خداي عز و جل خواهند بود. اين حديث ناظر به مسئوليت توده ها براي نگهداري زبده ها در راه خير و صلاح است و از آن حديثهاست كه بايد زمينه اصلي يك بخش عمده از مسائل مربوط به نظام اداري و اجتماعي و اصلاح كار قرار گيرد... آقايي كار خلافي مي كند و فردي عامي به او مي گويد آقا اين كار شما خلاف است. چرا كردي؟ پاسخ مي شنود "برو عالم را با جاهل بحثي نيست." بنده خدا هم سرش را زير مي اندازد و مي رود. امير مرتكب خلافي مي شود. يك فرد عادي به او مي گوید آقا چرا اين خلاف را كردي؟ پاسخ مي شنود: "پس انضباط اجتماعي كجا رفته؟ به من مي گويند مافوق، و به تو مي گويند مادون. مادون را با مافوق بحثي نيست" برو بابا با آن علمت اي عالم! برو بابا اي رييس و اي مافوق با آن انضباط تشكيلاتي ات!برو كشكت را بساب! اينها به درد اسلام نمي خورد. به تو مي گويند عالم، نمي گويند معصوم. به تو مي گويند مافوق، نمي گويند معصوم. در نظام اسلامي فقط يك مقام غير مسئول هست آن هم خداست. اوست كه: "لا يسئل عما يفعل و هم يسئلون"، بقيه همه مسئولند. هيچ زيربناي اجتماعي از آن زيربناي شوم خطرناكتر نيست كه انساني يا انسانهايي بتوانند هر چه مي خواهند بكنند بي آنكه بشود بر آنها خرده گرفت و بي آنكه بشود از آنها بازخواست كرد. مسئوليت در جامعه اسلامي مسئوليت متقابل است. همه نسبت به يكديگر مسئولند: "كلكم راع و كلكم مسئول عن رعيته" بنابراين آن عامي كه به آن عالم خرده مي گيرد و مي گويد اين كار شما خلاف به نظر مي رسد، اگر در پاسخ انتقادش شنيد كه "برو عالم را با جاهل بحثي نيست"، يك وظيفه بيشتر ندارد. به نظر من وظيفه اش اين است كه ديگر به ديده عالم به آن فرد ننگرد، چون او جاهلي است اصطلاح دان، نه عالمي ره شناس. آن فرد مادون كه از زبان مافوقش در برابر هر انتقادي مي شنود كه "من رييس تو هستم، پس انضباط اداري و تشكيلاتي يا حزبي كجا رفته؟" بايد به او با ديده مافوق ننگرد. اين طاغوتي است كه بر مسند كبريايي تكيه زده و شايسته اطاعت و فرمانبرداري نيست.
جامعه اسلامي جامعه هوشيارها و زبان دارها است. جامعه اسلامي جامعه مردم فضول است. نه از آن فضول هاي بيجا و نه زبان دار به اين معنا كه بره نيست. جامعه بره ها نيست. جامعه آدمهاست. آدمي كه انتقاد مي كند و در كار همه دقت مي كند. به خاطر پاسداري از محترم ترين چيزها: حق و عدل. حق و عدل از همه كس محترم تر است. پاسداري از آيين حق و آيين عدل، فضيلت و عدالت و حق پرستي و خداپرستي، نورانيت و روشني، مبارزه با ظلمت و حمايت از نور. ... در جامعه اسلامي آن بهشتي كه آزاري در آن نباشد و كسي را با كسي كاري نباشد وجود ندارد. جامعه اسلامي جامعه ايست كه همه با همديگر كار دارند. چون سرنوشتشان به هم بسته و پيوسته است و همه داراي سرنوشت مشتركند. عرض كردم اين حديث را اول به گوش كساني بخوانيد كه انتظار دارند آنچه مي كنند كسي بر آنها خرده نگيرد. بعد به گوش مردم عوام يعني توده ها كه خيال مي كنند فقط براي اطاعت و باركشي و باربري و فرمانبري آفريده شده اند بخوانيد. انسانها فرمان مي برند اما از فرماندهي كه براي ديگران حق انتقاد نسبت به خود را محفوظ مي داند. فرمان مي برند ولي با حفظ حق انتقاد، با حفظ حق رسيدگي و پرسش. يك حديث ديگر هم مي خوانيم ... آي مردم! عبرت گيريد از اندرزي كه خدا به اوليائش مي دهد. اين اندرز چيست؟ نكوهشي كه خدا {در قرآن} از ملاها (علما)ي جامعه يهود مي كند. مي گويد چرا ملاها و دانشمندان و روحانيون جامعه يهود، آنها را از گفتار ناروايي كه داشتند و كارهاي ناپسندشان باز نداشتند؟ در آيه ديگر مي فرمايد كافران بني اسراييل و ... همه ملعون شدند و محروم از رحمت خدا. مي دانيد چرا خدا اين مطلب را بر آنها خرده گرفت؟ براي اينكه آنها از ستمگران تجاوزگر كارهاي ناپسند و منكر و تباهي مي ديدند اما جلوي آنها را نمي گرفتند. چرا؟ براي اينكه نمي توانستند از هدايا و از پولها و از احترام هايي كه همين ظالمان به ملايان مي نهادند و مي دادند، صرف نظر كنند. و براي اينكه مي ترسيدند ... فرموده "المومنون بعضهم اولياء بعض" مردم با ايمان هم سرنوشت هم هستند. سرنوشت انها به هم بسته. لذا امر به معروف و نهي از منكر مي كنند. در اين آيه اولين چيزي كه خدا بعنوان اثر ولايت اجتماعي ذكر كرده عبارتست از امر به معروف و نهي از منكر، كه واجبي است بزرگ از جانب خدا. چرا؟ چون خدا مي داند وقتي اين واجب عمل شد، همه واجبات ديگر از آسان و سخت، روبه راه مي شود. چرا؟ چون دايره امر به معروف و نهي از منكر وسيع است: دعوت به اسلام است، رد مظالم است، مخالفت با ظالم و تجاوزگر است، تقسيم كردن اموال عمومي در ميان مستحقان است، گرفتن صدقات و مالياتها از كساني است كه بايد بدهند، و پرداختنش در موارد و مصارفي است كه بايد به مصرف آنها برسد….. منبع: كتاب بايدها و نبايدها ۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸ متن پیام امام خمینی به مناسبت شهادت آیت الله بهشتی دیدگاه آیت الله جوادی آملی درباره آیت الله بهجت + فایل صوتی |+|
مبارک باد این فتح عظیم و این معجزه الهی
اللهم عجل لولیک الفرج والعافیة والنصر واجعلنا من خیر اعوانه و انصاره والمستشهدین بین یدیه....
حقیقتاً یک دست اعجازآفرین الهی پشت این انتخابات بود... مقام معظم رهبري
این روزها و مخصوصا باشنیدن مشارکت ۸۵درصدی مردم و رای بیش از ۲۴ میلیونی دکتر، این آیه مدام تو ذهنم تکرار میشه که : مکروا فمکرالله والله خیرالماکرین..... و افتخار می کنم به کسی رأی داده ام که : » سرآغاز سخنش در هرجا اللهم عجل لولیک الفرج است » زندگی در سایه ولایت فقیه را تمرین زندگی در پناه معصوم می داند » بعد از سال ها، لبخند رضایت قلبی را برلبان رهبرم نشاند » همه دارایی اش، قلب سرشار از شوق محرومین و پابرهنگان است » به نوکری مردم افتخار می کند » شیفته خدمت است نه تشنه قدرت » حقوق كه بماند، حتي غذاي كاخ رياست جمهوري را نيز نمي خورد » درد مردم را مي شناسد و براي خدمت به مردم روز و شب نمي شناسد » اذلة علي المؤمنين و اعزة علي الكافرين است » كاسبي مغازه اش را تخليه و تبديل به ستاد انتخاباتي او مي كند » مديران مادام العمر را از سر جايشان بلند مي كند » خواب خوش زورمداران و غارتگران بيت المال را بر هم زده است » كه گفتمان امام راحل را زنده مي كند آن هم در قلب دنياي كفر » باج نمي گيرد و نمي دهد » اسرائيل انتخاب مجدد او را فاجعه اي براي خود مي داند » قلب همه مظلومين جهان را به تسخير شجاعت و عدالت خواهي اش درآورده است » دشمنان اسلام و انقلاب چشم ديدنش را ندارند و مورد تأييد دنياي كفر نيست » آزادي را در چارچوب دين و قانون معنا مي كند » خود را مديون شهدا مي داند » رياست را امانتي در دست خود براي سپردن آن به صاحب اصلي اش مي داند نه بازيچه اي براي كسب قدرت » شعار نمي دهد و مرد ميدان عمل است » طعم شيرين عدالت خواهي و ساده زيستي و خدمت خالصانه را به مردم چشاند » در راه ايجاد دولت اسلامي گام برمي دارد » هر كاري به نفع ملت باشد انجام مي دهد حتي اگر دوباره انتخاب نشود » پير و جوان، كوچك و بزرگ، بي سواد و باسواد، خاص و عام به راستي و صداقتش ايمان دارند » ملت قدرشناس در انتخاب مجددش در 22 خرداد، 22 بهمني ديگر را رقم مي زنند » در جواب ابلهان با تاسي به رسول اكرم(ص) مي گويد: اللهم اهد قومی فإنهم لا یعلمون كه .............................................................................................................
سرفراز باشی میهن من .........
|+|
پر التهاب ترین روز عمرم!
مالک اشتر علـــــی تو انتخاب اصلحـــــــی .....
***************************************** پ.ن: همین الان(۴۵دقیقه بامداد) بالاخره شمارش آراء تو حوزه ای که به نمایندگی از دکتر اونجا حضور داشتم، تموم شد و در اوج بیم و امید رسیدم خونه! آخه تو این حوزه با اینکه دکتر از بین ۱۴۱۴ تا، ۹۳۷ رای آورد، اما میرحسین هم ۴۱۹ تا رای داشت؛ نگرانی من از این بود که تو این منطقه که اکثریت احمدی نژادی بودن، میرحسین اینقد رای آورده پس تو مناطق سجاد و احمدآباد چقد میاره!! دوستام هم که از حوزه های این مناطق تماس می گرفتن این حدسم رو تایید می کردن و نگران بودن ...... این بیم و امید ادامه داشت تا نزدیکای ساعت یک که همکارم از ستاد انتخابات وزارت کشور تماس گرفت و گفت تا الان دکتر با ۶۲درصد آراء جلو هستن.... این خبر آب سردی بود رو التهاب و نگرانی و بیم و امیدمون! تمام خستگی ها و بیدارخوابی ها و حرف شنیدن های این یه ماهه رو جبران کرد...... نمی دونستم با چه زبونی خدا رو شکر کنم..... بعد شب های پر التهاب این چند روز، امشب آسوده چشم رو هم می ذاریم.... الحمدلله رب العالمین و خیرالمسئولین.... |+|
مردمی نژاد
|+|
ما می توانیم یا نمی توانیم؟!
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در مشهد، همایش بزرگ حامیان مردمی دکتر احمدی نژاد با سخنرانی حجت الاسلام علیرضا پناهیان، به صورت همزمان با سایر نقاط کشور، 18خردادماه در مشهد برگزار شد. حجت الاسلام پناهیان در این گردهمایی این انتخابات را، رقابت «ما می توانیم» و « ما نمی توانیم» دانست و گفت: ما در این انتخابات کسانی را داریم که به عنوان اداره کنندگان جنگ، آمدند به امام گفتند که ما نمی توانیم جنگ را اداره کنیم و من مطمئنم الان هیچ یک از شما نمی تواند به سادگی باور کند که «ما نمی توانستیم» زیرا می بینید که جوانان حزب الله لبنان و مردم غزه با امکانات بسیار اندک توانستند بزرگترین قدرت مادی جهان را به زانو درآورند. وی با تأکید بر اینکه دوران ما نمی توانیم به سر آمده است، اظهار داشت: اگر کسی از من سند بخواهد که آیا ما واقعا می توانستیم و بعضی ها گفتند نمی توانیم، یا واقعا نمی توانستیم، بنده، توضیحات را برای پس از انتخابات می گذارم و فقط او را به سخن امام راحل(ره) پس از پذیرش قطعنامه ارجاع می دهم که فرمودند« من این جام زهر را می نوشم و قطعنامه را قبول می کنم»؛ معلوم می شود که امام ما نمی توانیم را نپسندیده بود. حجت الاسلام پناهیان، شرایط کنونی را، آغاز راه تشکیل جامعه اسلامی ذکر کرد و گفت: کسانی که در پرونده خودشان نامه های ما نمی توانیم دارند، نمی توانند تا ابد در میان مردم ما با افتخار و سربلند باشند که حاضران نیز با شعار الله اکبر سخن او را تأیید کردند. این مدرس حوزه و دانشگاه با بیان اینکه کسی فکر نکند در این شب ها و روزها همه چیز بیان شده است، تصریح کرد: در دولت های گذشته، کسانی به نمایندگی ما مردم به خارج از کشور می رفتند و می گفتند مردم ما در راه تمرین دموکراسی هستند؛ یعنی یک جور عذرخواهی از غربی ها بود که ببخشید که ملت ما عقب مانده هستند و می خواستند با کوتاه امدن از اسلام و انقلاب دل های مردم را به خود جذب کنند که نتوانستند اما امروز بدون اینکه به اسلام و جمهوری اسلامی اهانت بکنیم، امروز کسی با شعار می می توانیم، در غرب حق وتو را به لجن کشید، اسرائیل را منزوی کرد، راه امام و انقلاب را احیا کرد و همه ایرانی ها هم از اینکه او با عزت عمل کرد از او خرسند شدند و نماینده مردم در این 4 سال، بدون ذره ای کوتاه آمدن از ارزش ها، بیشترین دل ها را در غرب و شرق عالم به خود متوجه کرده است. وی ادامه داد: مقام معظم رهبری که یک سیاست مدار و تحلیل گر دارای اشراف به همه قضایا هستند، این مساله را بسیار مورد تأکید قرار داده و اکثر سخنرانی 14خرداد خود را نیز برای بیان این مساله صرف نمودند که من سخن کسانی که می گویند با عملکرد این دولت، عزت ما لکه دار شده و در میان جهان عزت لازم را پیدا نکرده ایم، قبول ندارم.
حجت الاسلام پناهیان افزود: احمدی نژاد کاری کرد که جوانان سنی در کشورهای عرب منطقه که از ایرانی نفرت داشتند، الان در هر کشور عربی بروید می گویند «بارک الله به سیدحسن نصرالله، بارک الله به احمدی نزاد »، در مکه هم که مشرف بودم، غیرایرانی ها به افتخار احمدی نژاد با بنده عکس می گرفتند.، آیا کسی که این ها را و این عزت ایران و آثارش در جهان را انکار می کند، خودش یک دروغگویی بزرگ نیست؟ وی در جواب شعار «مرگ بر منافق» حاضران ابراز داشت: ای کاش جریان های سیاسی که عمری بین این مردم محترم بودند هیچ گاه با شعار مرگ بر منافق این مردم مواجه نمی شدند. حجت الاسلام پناهیان این انتخابات را عرصه ای برای آزمایش مردم، برشمرد و گفت: در روایات است که مردم آخرالزمان غربال می شوند و روزنه های غربال آخرالزمان که خوب و بد را از هم جدا می کند، بسیار گشاد است و خیلی ها که فکرش را نمی کردند در اخرالزمان از این غربال سقوط خواهند کرد. این استاد حوزه و دانشگاه تأکید کرد: ما فقط کسانی را پیرو خط امام و رهبری می دانیم که امروز پیرو خط رهبری باشند که با شعار « احمدی دلاور؛ پیرو خط رهبر» حضار همراه شد. وی با بیان این سخن پیامبر اکرم(ص) خطاب به طلحه که فرمود من تا وقتی از تو تعریف می کنم که در راه اسلام باقی بمانی و یک روزی جلوی جانشین من علی(ع) نایستی، اظهار داشت: به تمام کسانی که امروز افتخار دارند به امام خدمت کرده اند، می گویم سند مقبول بودن خدمت شما به امام این است که امروز مقام معظم رهبری از شما راضی باشد. (شعار «حمایت از احمدی، حمایت از رهبریست» این جمله را تأیید کردند) حجت الاسلام پناهیان با اشاره به اینکه باید با آرامش در کنار شعارها، تفکر کرده و شعور را نیز در دل های خود جریان دهیم، گفت: شما الان در این جلسه خوشحال، آرام و پرشور و پر از قدرت روحی هستید برخی ها در جریان این انتخابات عصبی مزاج و ناراحتند چون دارد یک جابجایی صورت می گیرد. وی افزود: این جابجایی طبق یک قاعده قرآنی در سوره مائده است که فرمود «یا ایها الذین امنوا من یرتد منکم عن دینه فسوف یاته الله بقوم یحبهم و یحبونه اذلة علی المومنین اعزة علی الکافرین یجاهدون فی سبیل الله و لا یخافون لومة لائم ....»، در این آیه که علامه طباطبایی آن را مربوط به مردم اخرالزمان می داند، قاعده غربال آخرالزمان توضیح داده شده است و مطابق تفاسیر معتبر، مراد از «من یرتد عن دینه» مومنی است که تمایلی به کفار پیدا کند. حجت الاسلام پناهیان تصریح کرد: برخی ها خط شورش و آزارهای خیابانی را دنبال می کنند، می گویند به اتوبوس من سنگ زدند می خواهد تا با مظلوم نمایی، سنگ را پیراهن عثمان کنند برای تحریک احساسات طرفدارانشان به مقابله به مثل و آشوب، در حالی که هیچ فرد حزب اللهی، مخالفان رهبری را عددی نمی داند که بخواهد دست به چنین اقداماتی بزند و نابود شدن خط استعفا، شورش های خیابانی و خط ما نمی توانیم، به سادگی افتادن یک برگ در صندوق آراء است و نیازی به سنگ نیست، در این هنگام حاضران فریاد زدند « حزب الله می میرد، سازش نمی پذیرد». وی در جواب کسانی که می گویند افشاگری ها، آبروی نظام را می برد، تأکید کرد: افشاگری ها عین رشد ما و عین کنار گذاشتن گناهان با استغفار است،(شعار «مفسد اقتصادی اصلاح باید گردد» حاضران) بعضی وقت ها نمی شود در خفا استغفار کرد و باید علنی باشد، این مقدار افشاگری ها، اندکی از افشاگری هاییست که هنوز انجام نگرفته است. حجت الاسلام پناهیان در میان شعارهای «محمود احمدی نژاد، محبوب کاوه ماست» جمعیت حاضر در سالن، در مورد افشای وضعیت تحصیلی همسر موسوی ابراز داشت: فکر نکنید احمدی نزاد یک نفر را پیدا کرده و نامش را افشا کرده است، بلکه احمدی نزاد احترام گذاشته و لیست بقیه خانواده را افشا نکرده است، از رئیس جمهورتان بخواهید سند تمام کسانی را که در دوره اصلاحات بدون گذراندن امتحان جامع، دوره دکترا و ارشد شرکت کرده یا بورسیه شده اند، اعلام کند. (شعار «احمدی احمدی حمایتت می کنیم» و « ابالفضل علمدار احمدی را نگهدار» حاضران) وی با رد این ادعا که صداوسیما در اختیار دولت است، تأکید کرد: صدا و سیما در این 4 سال هیچ گاه به صورت ایده ال به تبلیغ احمدی نزاد نپرداخته است اگر این کار را کرده بود، ما اکنون خیلی مشکلات را نداشتیم. ******************************** سوء استفاده از مذهب علیه مذهب ممنوع!
وی اظهار داشت: در شرایط کنونی نیز می خواهند با شال سبز سیادت (همچون قرآن های بر نیزه صفین)، تیغ خیانت را بر سر ملت ما فرود بیاورند، شما اجازه ندهید از نماد سیادت برای ترویج فساد و فحشا استفاده کنند، نماد سیادت را به دم سگ ها و زنان بدکاره بسته اند، سوء استفاده از مذهب علیه مذهب ممنوع.
شایان ذکر است حامیان دکتر احمدی نژاد در پایان این گردهمایی پرشور، با راهپیمایی به سوی حرم مطهر رضوی، ضمن اعلام حمایت از مواضع دکتر احمدی نژاد، نماز مغرب و عشا را در حرم مطهر اقامه کردند. گفتنی است در همایش بزرگ حامیان دکتر احمدی نژاد که همزمان با قم، تهران، تبریز و اصفهان 18خردادماه در محل سالن مهران مشهد برگزار شد، بنا بود سخنرانی دکتر احمدی نژاد در مصلای تهران از طریق ویدئو کنفرانس در شهرهای مذکور پخش شود که به دلیل استقبال پرشور مردم و ازدحام جمعیت، رئیس جمهور نتوانست در جایگاه حاضر شود. ***************************** قانون گریزی دولت اتهامی بیش نیست عفت شریعتی، نماینده مردم مشهد در مجلس شورای اسلامی عصر امروز در حاشیه همایش حامیان احمدی نژاد در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری رسا در مشهد، فضای انتخابات در کشور را بسیار پرشور و بانشاط توصیف کرد و اظهار داشت: انشاالله مردم با حضور مومنانه و مخلصانه خود در پای صندوق های رأی، انتخابات را رونق خواهند داد.
وی در مورد ادعای قانون گریزی دولت نهم از سوی کاندیداهای ریاست جمهوری، تأکید کرد:قانون گریزی اتهامی بیش نیست، ما در مجلس که عملکرد مسؤولان بسیار دقیق و حساس است، نمی بینیم که آقای احمدی نژاد قانون گریزی داشته باشد، به عکس ما قانون مداری را از ایشان دیده ایم.
************************************************ توضیحات یکی از حاضران در جلسه آیت الله جوادی آملی با رییس جمهور در مورد هاله نور توضیحات آیت الله یزدی درباره برخی از مطالب نامه رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام برای همیشه علف های هرز را از باغچه این سرزمین حذف خواهیم کرد یاران انقلاب زمانی منحرف شدند که مسیرشان از مسیر ولایت جدا شد رسانه ملی فرصت برای پاسخ گویی به احمدی نژاد اختصاص دهد چرا حاضر نیستید با روش امام(ره) در باره شما عمل شود |+|
احمدی نژاد پیش از انتخاب وعده افشاگری داده بود...
پاسخ به شبهات انتخابات از زبان عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در مشهد، برنامه های دولت و مجلس در سیاست خارجی، با حضور سردار جواد کریمی قدوسی، نماینده مردم مشهد و کلات در مجلس شورای اسلامی عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، در نشست خبری ستاد مردمی دکتر احمدی نژاد در مشهد بررسی شد. صحنه رقابت در سیاست خارجی، صحنه بسیار جدی و سرنوشت سازی برای ملت هاست. هر دولت و ملتی که از قدرت برتر دیپلماسی و قدرت اغناء طرف مقابل برخوردار باشد، به پیروزی های بزرگی در صحنه دیپلماسی جهان دست می یابد. کشورهایی که از عمق دیپلماسی لازم برخوردار هستند و دیپلمات های قوی در سطح بین الملل دارند، می توانند در این عرصه توانایی خود را معرفی کرده و قدرت سیاسی اعتقادی و فرهنگی دولت خود را در مذاکرات و مباحث نسبت به این بحران ها بیان کنند. کریمی: نشست دوربان یک در سال 2003 در افریقای جنوبی برگزار شد، ابتکار تشکیل این اجلاس بین المللی توسط کشورهایی مطرح شد که تحت ستم رژیم نژادپرستی دچار خسارت های بسیار سنگیتی شده بودند، یکی از مصادیق بسیار برجسته قربانی تفکر نژادپرستی در قرن حاضر، افریقای جنوبی بود که ملت آن سال های زیادی تحت ستم اقلیت سفید و رژیم آپارتاید در یک چنین حکومت و ساختار سیاسی له شده بودند. افریقای جنوبی توانست با الگویگیری از انقلاب مردمی ایران پیروز شود و رژیم آپارتاید را سرنگون و حکومت مردمی را مستقر کند. دوربان یک، برای اولین بار با فراخوان عمومی از نمایندگان ملت ها و سارزمان های مردم نهاد ((NGO در شهر دوربان افریقای جنوبی تشکیل شد و نمایندگانی از دولت ها نیز در آن شرکت کردند. این اجلاس در واقع هماورد و مبارزه و عرض اندامی از سوی ملت ها در برابر دولت ها به ویژه دولت های مستکبر و پر مدعای دنیا بود. در دوربان یک، پیش نویس بیانیه پایانی در چند محورتنظیم شد :
.2 غرب در برابر این نژاد پرستی و ترویج نظام برده داری مسئولیت دارد .3 دولت های اروپایی باید خسارت مردم افریقا را پرداخت کنند در همان ساعات اولیه تحت فشار تهدیدات بسیار سنگین اروپا، افریقایی ها بیانیه خود را قبل از اعلام نهایی پس گرفتند و فضای دوربان یک به سمت مطالبات کشورهای اسلامی به ویژه در موضوع فلسطین جهت پیدا کرد و نتیجه برجسته دوربان یک این بود که رژیم اسرائیل، مصداق نژادپرستی آن تاریخ، معرفی شد؛ به عنوان تنها رژیمی که مشخصات کامل یک تفکر نژادپرستی را در خودش جای داده است. این مصوبه یک مصوبه انقلابی بود و زلزله ای در تارو پود سیستم نژادپرستی و صهیونیزم در دنیا ایجاد کرد به طوری که تحلیلگران می گویند یکی از دلایل حادثه 11 سپتامبر همین مصوبه دوربان یک بود که در آن رزژیم صهیونیستی، مصداق نزاد پرستی معرفی شد . از مهمترین اهداف حادثه 11 سپتامبر، جهت دادن افکار عمومی دنیا به سمت مسلمانان و معرفی انان به عنوان تروریست و خشونت طلب بود. از سوی دیگر پس از اجلاس دوربان یک، در مجمع عمومی سازمان ملل مصوبه ای تصویب کردند که نزادپرستی اسرائیل را نفی می کرد. گام دیگری که در حذف تفکر نژادپرستی اسرائیل برداشته شد، نفوذ در کمیته ای بود که در اجلاس دوربان دو قرار بود بیانیه پایانی تهیه کند لذا با نفوذ لابی صهیونیست ها و نمایندگان برخی کشورها بیانیه ای تنظیم شد که مصداق نزادپرستی بودن رژیم صهیونیستی در دوربان یک را، منتفی و تنها به بیان ادبیات کلی در ارتباط با بحث نژادپرستی پرداختند . از طرفی هم4500 تن از نمایندگان ملت ها از سراسر دنیا خود را به ژنو رسانده بودند و با تدارکی که دیده شده بود قرار بود در دوربان 2، پشت ملت ها به زمبن مالیده شود و عملا جلوی عرض اندام ملت ها و سازمان های مردم نهاد را بگیرند . دکتر احمدی نژاد در چنین شرایطی، به عنوان نماد حمایت از تفکر ملت ها در برابر مدعیان و مستکبرین به ویژه ظالمین در عرصه فلسطین، تصمیم به حضور در این اجلاس گرفت. با توجه به چهره ای که از ایشان به عنوان یک چهره برجسته حامی برجسته حقوق مظلومین و مدافع ستمدیگان در برابر نژاد پرستان، نزد ملت ها وجود داشت، نفس حضور ایشان مهر تأییدی بود بر خواست ملت ها و پیروزی درخشانی آنان؛ به گونه ای که رژیم صهوینیستی بلافاصله در آن جا اذعان کرد که حضور اجمدی نژاد در این اجلاس، برای ما یک فاجعه است. خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان: چرا برخی در داخل با علم به اینکه چنین سندی امضا نشده و حضور رئیس جمهور در دوربان2 به نفع ملت ها بوده است، باز هم اصرار دارند که این کار اشتباه بوده است؟ کریمی: دلیلش ای ن است که این ها همه پیاده اند و آقای احمدی نژاد سوار بر مرکب خدمتگرازیست، ایشان با اعتماد به نفس نسبت به حضور در عرصه های خدمت گزاری همچنان قوی قدرتمند و با ایمان حضور دارد ولی سایرین پیاده اند چیزی برای ارائه ندارند جز اینکه به جملات ناصحیح و دروغ تمسک پیدا کنند. بنده شخصا شاهد بودم که وقتی رئیس جمهور سوئیس بحث مذاکره با امریکا و درخواست اوباما برای مذاکره را مطرح کرد، دکتر احمدی نژاد چنان مقتدر، دلنشین و بر اساس همان گفتمان رهبری در بحث مذاکره سخن گفت که حقیقتا نشانه التماس از آن طرف و عزت از این طرف بود. در ژنو نیز آن قدر امریکایی ها به شخصیت ها و چهره های مختلف سیاسی سفارش کرده بودند که در مواجهه با احمدی نژاد از ایشان بخواهید که دست ما را رد نکند. خودشان داد می زنند که ما در مقابل این رئیس جمهور و این منطق به بن بست رسیده ایم، آن وقت در داخل عده ای ادعا می کنند که ما از آن ها خواهش کردیم برای مذاکره! کریمی: دولتی تنش زاست که در یک جهان سراسر صلح، آزادی و عدالت زندگی کند، در چنین جهانی اگر دولتی از خشونت و تهدید حرف بزند، ایجاد تنش می کند، اما آیا جهان امروز جهانی است برخوردار از منطق عدالت؟ جهانی است که همه شاهد حاکمیت فضیلت ها هستند؟ در حالی که همه اعتراف داریم که در جهان کنونی، ابرقدرت ها و مستکبرانی که به هیچ یک از فضیلت ها پایبند نیستند، خودشان را در چهارگوشه دنیا معرفی کرده اند و بر اساس تهدید و جنگ و خواسته های خود را تحمیل می کنند و ملت آزاده ایران بر اساس تعالیم دین و قرآن کریم، در برابر ظلم ان ها ایستاده و با منطق به ان ها نهیب می زند که دست از ظلم بردارید. آیا این تنش زاست؟ این عین امنیت است، تمام این مواضع(دولت نهم)در جهت امنیت بشر است. زمانی که ان ها در منطق ما احساس ضعف بکنند به ما هجوم می آورند و ان جاست که تنش خودش را نشان می دهد نه در این شرایط. خبرنگار ایسنا: در خصوص ادعاهای کشورهای عربی نسبت به خلیج فارس چه اقداماتی انجام شده است؟ کریمی: ما کشورهای عربی را ضعیف تر از آن می دانیم که بخواهند در برابر ملت ایران ادعایی را مطرح کنند، امروز همه می دانند که آن ها برای ایجاد تحریک و بحران در منطقه، پشت گرم حضور نظامی امریکا و شبکه های جاسوسی در منطقه و نفوذ صهیونیزم هستند. خلیج فارس تنها دستاویزی است که استعمارگران با آن سابقه مداخله طولانی که در جهان اسلام دارند، تلاش می کنند با طرح ان در روابط دولت ها و ملت های اسلامی، تنش و درگیری را ایجاد کنند. در حالی که ما در اصل 11 قانون اساسی بر اساس تعالیم دینمان که امت اسلامی را امت واحده می داند، داریم که به مسئولین نظام جمهوری اسلامی حکم می کند که در جهت ایجاد وحدت سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی با همه دول مسلمان در منطقه در ارتباط باشیم و این راهبرد جمهوری اسلامیست. ما در جهت وحدت تلاش کرده و این تنش ها را حتی الامکان دور کرده و با ان منطقی برخورد می کنیم، در عین حال که توضیح و پاسخ می دهیم، هرگز فراموش نمی کنیم که راهبرد اسلام، وحدت و ایجاد امت واحده است غرب برخلاف ان چه برای خود عمل می کند، که روزبه روز تلاش می کنند دولت های کوچکشان را تحت یک نظام پولی، یک قانون اساسی و یک نظام سیاسی درآورند، در این سوی دنیا تلاش می کنند بین مسلمانان تفرقه ایجاد کنند لذا مساله خلیج فارس، تنها دستاویزی از ناحیه استعمارگران برای ایجاد نگرانی و تفرقه در منطقه است. خبرنگار مهر : در ارتباط با عربستان که باتوجه به رفت و آمد بسیار زائران به عربستان، چه راهبردی دارید برای بهبود وضعیت امنیتی و سیاسی زائران؟ کریمی: دیپلماسی ایران در این زمینه بسیار فعال است و با کوچک ترین اتفاقی که در این عرصه رخ می دهد بلافاصله با برقراری تماس های دیپلماتیک با عربستان این موارد پیگیری می شود و جمهوری اسلامی از ابتدا سعی داشته که جلوی هر تنشی را بگیرد و مشکلاتی را که پیش می آید با تدبیر حل کند و هرگز یک رفتار تنش زا را پیش نگرفته است چرا که راهبرد دشمن، ایجاد نزاع و درگیری در منطقه است لذا ما تلاش می کنیم برخلاف راهبرد دشمن با نشان دادن ظرفیت بالای جمهوری اسلامی این مشکلات را مدیریت کنیم. کریمی: در رابطه با اشراری که در جنوب شرق ایران دست به شرارت زدند، وزارت امور خارجه ما دیپلماسی بسیار فعالی با مسئولین پاکستانی داشته که گزارشات دقیق ان در کمیسیون امنیت ملی مطرح است. اخیرا جمعی از افراد بازداشت شده و متهم به ایجاد این حوادث، توسط پاکستان تحویل جمهوری اسلامی شدند در مابقی این ها نیز دیپلماسی جمهوری اسلامی همچنان فعال است و همواره تمام ابزارها و را ه های ممکن برای ضربه زدن به این گروهک تروریستی بهره می گیرد. در رابطه با حمایت پارلمان اروپا از گروهک تروریستی منافقین، اخیرا طرحی در مجلس به تصویب رسید که دولت در جایگاه اقتصادی دولت های اروپایی که از تروریسم حمایت می کنند با جمهوری اسلامی، تجدیدنظر کند و اکنون به صورت یک قانون به دولت ابلاغ شده است. اقدامات سیاسی دیگری نیز توسط وزارت خارجه و سفارتخانه ها در کشورهای اروپای صورت گرفته از جمله اقدامات حقوقی که قابل عرضه در دادگاه های جنایی و کیفری اروپا در رابطه باجنایات منافقین و ترورهای انان در ایران که به اعتراف خودشان، 22 هزار نفر را در ایران ترور کرده اند. کمیسوین امنیت ملی به طور جدی به این موارد پرداخته این ها مسائلی نیست که در سیاست خارجی ما بتواند گم شود. کریمی: زمانی که می بینیم بلال از کشور حبشه می آید در مدینه، بلال حبشی می شود و مورد عزت و احترام پیامبر قرار می گیرد، اینجا سیاست و نگاه اسلام به بشر مشخص می شود لذا در سیاست خارجی ما، انسان مطرح است. در اصل 142 قانون اساسی که یکی از اصول برجسته قانون در معرفی سیاست خارجی جمهوری اسلامیست، بیان شده است که جمهوری اسلامی، آزادی، شرف، عدالت و اخلاق را حق همه بشر می داند و برای همه انسان ها این را محترم می داند و بر این اساس از هر گونه قیامی که در برابر مستکبرین توسط مستضعیفین صورت گیرد، بدون دخالت در امور اجرایی کشورها، حمایت می کند. از سوی دیگر، چه بسا تاثیرگزاری یک کشور کوچک از جایگاه اعتقادی، فلسفی، فرهنگی در یک قاره، ان قدر برجسته باشد که کشورهای قدیمی پرجمعیت این گونه نباشد و در نزد خدا نیز فضیلت، معیار تقواست. دیپلماسی ایران هم در سطح ساختارهای بین الملل و کشورهای بزرگ جایگاه دارد و هم در سطح کشورهای کوچک که مستکبرین ان ها را به حساب نمی آورند، این از فضیلت های جمهوری اسلامی در حوزه سیاست خارجی است. خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان: جمهوری اسلامی تا چه حد در کسب و حفظ استقلال ملت ها مؤثر بوده است؟ کریمی: کشورهای کوچک و ملت های ضعیف، برای حفظ جایگاه خود در گذشته ناچار بودند به یکی از قدرت های شرق و غرب تن بدهند و غرب و شرق هم که در عمل ثابت کرده اند که مکاتبی نیستند که حقوق همه انسان ها را محترم بشمارند. ولی امروز جمهوری اسلامی ایران امیدی است برای ملت های مظلوم و مستضعف جهان ایجاد کرده که می توانند با حمایت ایران، از حقوق خود در عرصه بین الملل دفاع کنند. همه چیز بر اساس منافع با ایران تنظیم نمی شود؛ ما یک رسالت انسانی و قرآنی نیز داریم، ان ها که می گویند در ارتباط با اکشورهای کوچک و ستمدیده، منافعی برای ایران تعریف نمی شود، نگاهشان نگاه مادیست یعنی همان نگاهی که در لیبرالیزم هست که منافع ملی برای خود تعریف می کند و ان منافع مادی چیزی جز، افزودن قدرت پولی، جمع ثروت و نفوذ ساختاری در دولت های دیگر نیست. منافع ملی ما قطعا در پرتو اعتقادات ما تعریف می شود و رسالت حفاظت از ارزش ها و فضیلت ها و ایستادگی در برابر ساختارهای ظالمانه بین الملل ما، بر این اساس شکل گرفته است، یقیناً این منطق بر ساختارهای موجود در دنیا غلبه پیدا خواهد کرد و این است، طبیعتا مبادلات تجاری سازنده و حمایت از شهروندان ایرانی و سایر فاکتورهای موردنظر سیاست خارجی ما نیز در یک چنین ارتباطاتی موردتوجه است. خبرنگار مهر : دولت برای حفظ امنیت ملی چه سیاست و راهکاری در نظر گرفته است؟ کریمی: حمایت از افزایش قدرت بازدارندگی و دفاعی جهموری اسلامیمهمترین اقدام دولت در این زمینه است، امروز اتفاقی در ایران افتاده که ارتش های اشغالگر خاور میانه مثل امریکا و ناتو به خوبی به توانایی سیستم دفاعی ما در برابر تهدیدات نظامی ان ها اذعان دارند، و به فرموده فرمانده معظم کل قوا، این توانایی به حدی است که در هر نقطه ای از دنیا جسارتی به حریم ما بشود می توانیم به راحتی به ان ها سیلی بزنیم . تسلط و اشراف بلامنازعه در تنگه هرمز یعنی گلوی جهان و قفل دنیا و که کلیدش دست ایران است، از نکات برجسته است و دولت نهم با تمام توان در جهت تقویت ساختار دفاعی و بازدارندگی ما حرکت می کند. آزمایش موفقیت آمیز موشک ضدهوایی جمهوری اسلامی با برد 40 کیلومتر که می تواند هواپیمای دورپرواز هر کشوری را مورد هدف قرار دهد، یک تحول بسیار چشمگیر در عرصه پدافند هوایی ماست. قدرت موشکی ایران نیز امروز غیرقابل تردید است، موشک سجیل دو با سوخت جامد، قدرت دفاعی کشور ما را چندین برابر افزایش داد ه است. طرح گفتمان انقلابی ملت ایران و احیای آن در عرصه بین الملل، مایوس شدن دیپلماسی های مقابل دیپلماسی ایران در عراق، افغانستان و پاکستان، احیای روحیه سلحشوری، ازادگی و مقاومت در فرهنگ عمومی ملت، حتی بیش از قدرت دفاعی، امنیت ملی ما را بالا برده است. از سوی دیگر تلاش بی نظیر تاریخی در حضور یک دولت نزد ملت و انجام سفرهای استانی و ورود به همه شهرها و درک همه مشکلات مردم توانست مجموعه ای از عزت و اقتدار ملی را در خدمت به امنیت ملی ما فراهم کند در حالی که در دولت های گذشته به شدت این مبانی تخریب می شد و تلاش می کردند باقیمانده عزت ملت ایران را هم با قراردادهای ننگین از او بگیرند. برخی از پروژه ها ممکن است در دولت های گذشته آغاز شده باشد اما عزم و اراده همت نافذی که در این دولت وجود دارد موجب به ثمر رسیدن این پروزه ها علاوه بر پروزه های خود دولت شده است. در گذشته با نفوذ عواملی و کارشکنی و تاخیر انداختن پروژه ها، ما نتوانستیم گام های اصلی در این زمینه برداریم ولی این دولت با بهره گیری از توانایی بسیار نافذ خود توانست نقش مهمی در به نتیجه رساندن آروزی ملت در بدست اوردن این فناوری ها داشته باشد. خبرنگار رسا: آیا قانون گریزی دولت نهم را که این روزها بسیار از سوی کاندیداهای انتخابات مطرح می شود، قبول دارید؟ / ارزیابی کلی شما از رابطه دولت و مجلس چیست؟ کریمی : در دولت های گذشته این روابط بود که بر کشور و امور اجرایی آن حاکم بود نه ضوابط و مقررات؛ منافع فامیلی و حزبی و خواسته نزدیکان آن ها بر هر قانونی حکومت می کرد اما در این دولت، رئیس جمهور در آغاز کار، از استانداران، وزیران و کارگزارانش پیمان می گیرد که مبادا سراغ منافع شخصی بروید، این حاکی از اهتمام دولت نهم برای احترام به قانون است. دولتی قانون را زیر پا می گذارد که می خواهد باج بدهد، دولت های گذشته، همه شان اهل باج دهی به نزدیکان و دوستان بودند چون می خواستند همیشه سر قدرت باقی بمانند، باید چشمشان را بر همه خلاف ها می بستند لذا ما می بینیم که در این سه دولت یک وزیر و استاندار عزل و تنبیه نشد در حالی که دولت نهم چند وزیر را که پیمانشان را زیرپا گذاشتند، بلافاصله برکنار کرد. با این طرز فکر، چه جای توجیهی برای قانون گریزی این دولت وجود دارد؟ از برجسته ترین صفات این دولت احترام به جایگاه قانون بوده است. قانون گریزی برای آن تفکری مصداق دارد که می خواهد به هر قیمتی که شده قدرت را در فامیل خود حفظ کند. کریمی: احمدی نژاد با این شعار (معرفی مفسدان) وارد عرصه انتخابات در دوره نهم شد و چیزی که ایشان مطرح می کند، چیز جدیدی نیست؛ ایشان وعده این اقدامات را از همان ابتدا دادند و همین مقدار که مشاهده می کنیم ایشان در جذب آراء مردم در دوره نهم وامدار هیچ حزب و گروه و جریانی در این کشور نبود، حاکی از این مطلب است که وی از یک روحیه فسادستیز و ایثارگر برای تحقق عدالت برخوردار است. مشکلات سر راه اجرای عدالت، مشکلات معمولی نیست و بسیار سخت تر از مسائل گذشته کشور همچون جنگ تحمیلی و .... است. روش اسلام و اولیای خدا این است که تا امکان دارد به وسیله هدایت، ارشاد و تذکر حجت بر طرف مقابل تمام شود و هرگز در گام اول برخورد آخر را در دستور کار قرار نمی دهند. اکنون سی سال است اولیا و بزرگان ما نسبت به وقوع چنین خطری در خانواده آقای هاشمی تذکر می دهند و در ارتباطات خصوصی از ایشان خواسته اند که این مسائل را در خانواده خود کنترل کند ولی نه تنها کنترل نشده بلکه مشاهده می کنیم هر روز سایر فضیلت های باقیمانده را نیز زیرپا می گذارند؛ یکی از نمونه های ان مصاحبه پسر اقای هاشمی با «یو اس اس تودی» است که اعلام کرد که خانواده ما اعتقاد به نظام اسلامی و ولایت فقیه ندارند و ما دنبال تغیرات اساسی در این زمینه هستیم، حضور و ابراز احساسات دختر ایشان در مجالسی که همه مقدسات دین زیر سوال می رود نیز نمونه ای از این دست است. لذا در یک فرصت کم نظیر که ملت در آماده باش به سر می برند و بدون هیچ گونه غلبه ای از فضای سیاسی و روانی یک حزب بر کشور این مطالب را آن هم به طور کلی ارائه کردند و فقط گفتند اشرافی کری در این خانواده، جای خود را باز کرده و همواره تصمیم داشتند قدرت را همیشه در خاندان خود حفظ کنند. رئیس جمهور باید به برخی جزئیات هم بپردازند و فهرست های مهم انحرافات را بیان کنند و تا این اتفاق نیفتد عدالت در کشور تحقق نمی یابد. در ژنو معاونین سازمان ملل و برخی مسئولین رسما گفتند آقای احمدی نژاد شما از وقتی رئیس جمهور شدید، شیوه ای را ایجاد کردید که در دنیا خیلی جاذبه ایجاد کرده است. اما اینکه جرا رهبری اجازه حضور آقای هاشمی در مجمع تشخیص ملحت نظام را داده اند، توجه کنید که مجمع تشخیص مصلحت نظام، شورایی است زیرنظر شخص رهبری و خود ایشان نیز در نخستین جلسه پس از تشکیل این مجمع، به اعضا گفتند که «سیاست های کلی آن وظیفه ایست که به عهده رهبری است، شما به من مشورت می دهید توجه داشته باشید من هیچ الزامی ندارم انچه را شما ارائه می دهید زیرش امضا کنم». یعنی در نهایت نظر رهبریست که بایستی بر سیاست های کلی حاکم باشد. از سوی دیگر، همه قوا در قانون اساسی ما زیرنظر ولایت امر هماهنگی و هدایت می شود بنابراین جوهره مجمع تشخیص مصلحت نظام، در وجود اختیارات رهبری، یک مجموعه مستقلی نیست لذا امروز هیچ قدرت اجرایی در دست آقای هاشمی وجود ندارد و ایشان فعلا تنها یک هماهنگ کننده در مجمع هستند. در مورد امامت جمعه ایشان نیز، چون حکم امام راحل(ره) است، مقام معظم رهبری نیز به دلیل احترام و عنایت ویژه به احکام امام، در این زمینه حکمی ندادند. مهم در این مسائل اطلاعات عمومی است و اینکه افکار عمومی روشن شود، تحول بزرگی که دکتر احمدی نژاد شروع کرد، تحولی است که طبیعتا مورد خواست فرهنگ اسلام است. ما به هیچ وجه نمی توانیم عدالت را اجرا کنیم مگر اینکه افکار عمومی صددرصد به تمام زوایای پنهان و اشکار مسئولین و خدمتگزاران اشراف داشته باشد و مسئولین نیز باید با جرات و شهامت تمام مسائل زندگی اقتصادی، مواضع سیاسی، نگاه به تحولات جهان، روابط با احزاب، جاذبه و دافعه و نگاه ایمانی و اعتقادی شان را کاملا شفاف نزد ملت ارائه دهند تا ملت، خود قضاوت کند که چه کسی خدمتگزارتر و خالص تر و اصلح است. ولی اگر افکار عمومی حقایق پشت صحنه را نداند ممکن است تحت تاثیر ظاهر تبیلغات و گفتمان های خیرخواهانه بشردوستانه و اسلام گرایانه ان ها قرار بگیرد. امام خمینی(ره) در پایان وصیتنامه الهی- سیاسی شان چند تبصره آورده اند که در یکی از موارد ان آمده است: «من در گذشته ممکن است برخی افرادی که سالوس مآبانه، خود را مسلمان انقلابی معرقی کردند من حمایت هایی از ان ها کرده باشم، خواستم بگویم که اینها مربوط به ان زمان است و ملاک حال فعلی افراد است...» کریمی: رسالت اصلی انبیا تنویر افکار عمومی، اطلاع رسانی و بالا بردن قدرت تحلیل ملت ها است. زیرا هر چه اطلاعات و قدرت تحلیل دقیق تری داشته باشند در برابر حوادث بهتر می تواند مقابله کنند. در مقابل کسانی که می خواهند دنیا را زیر سیطره خود داشته باشند تلاش می کنند افکار عمومی بی اطلاع بماند یا در جهت خواست و میل ان ها هدایت شوند. لذا آگاه کردن و هدایت افکار عمومی در درجه اول به عهده علما و روحانیت،مبلغین و کسانی است که جایگاه و مسئولیتی دارند و خدا عده ای را پای بیان ان ها جمع کرده است و در وهله بعد به عهده رسانه های عمومی است. |+|
ماجرا چه بود؟!
ميوه انگليسي چگونه از عراق چيده شد؟ رجانيوز: صبح سهشنبه محمود احمدي نژاد رئيس جمهوري ايران در جمع پرستاران با اشاره به جسارت و سوءاستفاده غربيها از "تساهل و تسامح" دولتمردان سابق کشورمان در موضوع فناوري هستهاي گفت: در اسناد مذاکرات سعدآباد ديده ميشود که طرف انگليسي گفته "ما ميوه عراق را در سعد آباد چيديم." ![]() اما ماجرا چه بود و در "مذاکره سعدآباد" چه گذشت که انگليسيها "ميوه جنگ عراق را در آنجا چيدند؟" ماجرا در آبان ماه سال 82 و از کاخ سعدآباد تهران آغاز شد.
وزراي خارجه سه کشور اروپايي انگليس، فرانسه و آلمان، به همراه خاوير سولانا دبير سياست خارجي اتحاديه اروپا خود را به فرودگاه مهرآباد رساندند تا از آنجا و در ميان تدابير امنيتي، براي انجام مذاکرات هسته اي با "حسن روحاني" و ديدار با "سيد محمد خاتمي"، به کاخ سعدآباد بروند. تدابير امنيتي به آن جهت اتخاذ شده بود که گروهي از دانشجويان بسيجي دانشگاه هاي تهران در اطراف اين کاخ جمع شده بودند و با محاصره اين کاخ، عليه "زورگويي" غربي ها در قبال حق به رسميت شناخته شده کشورمان شعار مي دادند.
با اين حال، اعتراضها سبب نشد تا تيم ديپلماتيک جمهوري اسلامي که مرکب از مديران وقت وزارت خارجه و دبيرخانه وقت شوراي عالي امنيت ملي بود، در برابر خواسته "تروئيکا" مقاومتي از خود نشان دهند. و اين چنين شد که ماحصل مذاکرات سعدآباد صدور توافقنامه مشترک ميان 3 کشور اروپايي و ايران با محتواي کم سابقهاي باشد.
توافقنامه اي که حسن روحاني در هنگام قرائتش در حضور خبرنگاران مجبور شد بارها توقف کند تا صداي شعارهاي اعتراضي انبوه دانشجويان از خارج از محوطه کاخ، مزاحم اطلاعرساني وي نشود. در اين ميان شايد مهمترين بخش توافقنامه مربوط به اين قسمت بود "به منظور اعتماد بيشتر، ايران به طور داوطلبانه تصميم گرفته است که برنامه تعليق خود را ادامه و توسعه داده تا شامل تمام فعاليتهاي مربوط به غنيسازي و بازفرآوري و کليه آزمايشها يا توليد در هر تأسيسات تبديل اورانيوم شود، آژانس از اين تعليق مطلع خواهد شد و از آن دعوت خواهد شد که بر آن نظارت و آن را تأييد کند."
در ادامه اين توافق عجيب با وزراي خارجه تروئيکا آمده بود: "تعليق به موقع انجام خواهد شد به شکلي که آژانس بتواند قبل از اجلاس نوامبر شوراي حکام اجراي آن را تأييد نمايد. تعليق زماني که مذاکرات براي يک توافق مورد قبول دو طرف در خصوص ترتيبات درازمدت پيش مي رود، ادامه خواهد يافت." ماجرا اما قرار نبود به اينجا ختم شود. به طوري که سفير آلمان 4 سال بعد در برنامه گفتگوي ويژه خبري پرده از هدف نهايي کشورهاي مذکور از توافقنامه سعدآباد برداشت و گفت: «من نمي خواهم شمار را فريب بدهم! ما خواستار تعليق هميشگي فعاليت هاي هسته اي ايران هستيم!»
اين رفتار تيم مذاکره کننده در مسئله هسته اي البته شايد ترجمان ديپلماتيکي بود از آنچه چندماه قبل از آن برخي افراطيون عضو مجلس ششم در قالب نامه سرگشاده از رهبر انقلاب خواسته بودند. مرداد 82 بود که 127 نماينده مجلس ششم طي نامهاي به رهبر انقلاب با تحليل فضاي ديپلماتيک وقت از ايشان خواستند با نوشيدن "جام زهر" از طرف ملت ايران، قيد دستيابي به انرژي هسته اي را بزنند: "اگر جام زهري بايد نوشيد قبل از آنکه کيان نظام و مهمتر از آن، استقلال و تماميت ارضي کشور در مخاطره قرار گيرد بايد نوشيده شود."
اگرچه شايد برخي متوجه منظور نگارندگان اين نامه از "در مخاطره بودن استقلال و تماميت ارضي" کشور نشدند، اما تاريخ انتشار اين نامه که در تيرماه سال 82 و درست سه ماه پس از اشغال عراق از سوي نيروهاي امريکايي و انگليسي بود، علت نگراني و دستپاچگي نويسندگان نامه را مشخص کرد. اما اين نگاه محدود به 127 نفر در مجلس ششم نبود، بلکه دولت وقت نيز در اين زمينه تحرکات ديپلماتيک داشت که البته 3 سال بعد از آن ابتدا شبکه بيبيسي و سپس روزنامه واشنگتنپست جزئياتي از اين مسئله را منتشر کردند. به گفته و نوشته اين دو رسانه، در همان سال 2003، صادق خرازي با نگارش نامهاي تلاش کرد تا خواسته هم حزبي هايش در مجلس ششم از رهبر انقلاب را اجرا کند.
در اين نامه که با وساطت سفارت سوئيس به امريکا رفت، نوشته شده بود در ازاي "خروج نام ايران از محور شرارت" و "فروش قطعات هواپيما به ايران" از سوي امريکا، ايران هم متعهد ميشود "فعاليتهاي هستهاي خود را شفاف کند" و "از خلع سلاح حماس و حزبالله حمايت کند".
اين درخواست صادق خرازي البته با موافقت دولت بوش همراه نشد و همين مسئله باعث شد تا 3 سال بعد و در زمان مقاومت دولت نهم در برابر خواستههاي دولت دوم بوش در اين زمينه، برخي نمايندگان کنگره در امريکا اين سند را "رو کنند" و از بوش در باره "رد" چنين "پيشنهاد خوبي" توضيح بخواهند.
اگرچه در سال 1385 و در پي افشاي نگارش اين نامه، کارگزاران ديپلماتيک دولت هشتم يکصدا آن را تکذيب کردند، اما چند ماه پيش، "دنيس راس" مشاور ارشد جرج بوش طي يادداشتي در مجله نيوزويک با اشاره به برنامه هسته اي ايران، همين نامه وزارت خارجه دولت اصلاحات را مورد استناد خود قرار داده و نوشت: "تاريخ نشان داده حکومت ايران در مقاطعي در قبال فشار سياسي بينالمللي جواب دلخواه را داده است. براي مثال در سال 2003 پس از نابودي ارتش عراق توسط نيروهاي امريکايي، دولت وقت از طريق سفير سوئيس در ايران پيامي به واشنگتن ارسال کرد تا با اين کار نگرانيهاي امريکا را درباره برنامههاي تسليحاتي تهران و حمايت ايران از حزبالله و حماس تا حدي تخفيف دهد". راديو بيبيسي هم همان زمان در باره اين نامه تحليل جالبي ارائه داد و معناي ديگر نامه صادق خرازي را "کوتاه آمدن ايران" دانست و نوشت که اين نامه به آن معنا بوده است که "ايران ديگر حرفهاي پيشين را تکرار نميکند و عضوي سلطهپذير از جامعه جهاني خواهد بود."
با رياست محمود احمدي نژاد بر قوه مجريه اما به يکباره همه چيز عوض شد. او که همواره در نطقهاي انتخاباتياش دولت پيشين را به جهت توافقنامه مذکور و همچنين توافقنامه پاريس محکوم ميکرد، در روزهاي اوليه ورود به پاستور، دستور فک پلمپ تأسيسات اصفهان را صادر و تأکيد کرد: "حتي يک روز هم تعليق را نميپذيريم". رهبر انقلاب درخواست اروپاييها را مبني بر اينکه ايران بايد از تلاش براي توليد سوخت هستهاي دست بردارد، "حرف زور" خواندند و با تأييد رويه جديد در موضوع مذاکرات هستهاي تأکيد کردند که ايران در زمينه هسته اي زير بار حرف زور غرب نخواهد رفت.
خبر فک پلمپ از تأسيسات هستهاي اگرچه در دنيا غوغاي رسانهاي به پا کرد اما خبرهاي هستهاي احمدينژاد در اينجا متوقف نشد، او که در مبارزات انتخاباتي قول داده بود اروپاييها را از برج عاج به پايين بکشد، در فروردين سالهاي 85، 86، 87 و 88 برگهاي جديدي از پيشرفتهاي اين صنعت مهم در ايران رو کرد و بياعتنا به تهديدهاي امريکا و چند کشور اروپايي، غنيسازي اورانيوم را تا مرحله صنعتي شدن و فعال سازي 7 هزار سانتريفيوژ پيش برد.
********************
پروژه "خاورميانه بزرگ" در آستانه به سرانجام رسيدن بود و امريکاييها همراه متحدان اروپايي شان داشتند" ثمره پيروزي عراق را در سعدآباد درو مي کردند"، افغانستان را پيش از آن گرفته بودند و از حاکمان دولتي و مجلسي ايران هم مطابق نامه سال 2003 خرازي به آنان قول گرفته بودند که از حزب الله لبنان و حماس حمايت نکند و البته نافرماني هستهاي هم نکنند، کار داشت خوب پيش مي رفت متحصنان مجلس ششم و کانديداي منتخبشان در انتخابات 84 همچنان بر لزوم لحاظ عاقبت فشارهاي غرب پافشاري مي کردند.
اما ناگاه ورق برگشت و در نتيجه همصدايي مردم و نخبگان و سرانجام ايستادگي ملي در موضوع هسته اي نتيجه ديگري رقم خورد و عاقبت مسئله اي که روزي قرار بود با نوشيدن جام زهر مختومه شود، به جايي رسيد که طرف غربي حاضر شد تنها براي مذاکره با ايران از همه خواسته هاي خود بگذرد. همان هايي که روزي تنها براي مذاکره پيش شرط گذاشته بودند که بايد همه فعاليت هاي هسته اي تعطيل شود و با پاسخ "نه" رئيس جمهور جديد روبرو شدند، پشيمان شدند و در ژنو باز پاي ميز گفتگو نشستند.
آنها اين بار ويليام برنز سومين مقام ارشد وزارت خارجه وقت امريکا را براي مذاکره فرستادند، برنز هماني است که پرونده ليبي را مديريت کرد و همه تجهيزات هسته اي آن کشور را سوار بر کشتي تا امريکا مشايعت کرد اما او خود در مذاکرات ژنو گفته بود که از ديد وي نيز صحبت از "تعليق" براي برنامه هسته اي ايران غيرممکن است.
شايد دولت نهم مانع تداوم ميوه چيني انگليس و متحد استراتژيک آن، امريکا در عراق شده باشد که جرج بوش را وادار کرد اعتراف کند: «متأسفانه پس از انتخاب رئيس جمهور احمدي نژاد، ايران مسير برعکسي را برگزيد و اعلام کرد بار ديگر به غني سازي دست مي زند.»
|+|
از حاج احمد تا حاج محمود....
از
تــا
تفاوت ياران واقعي امام و رهبري با ديگران را ميتوان در پرهيز از بازيهاي سياسي در داخل و نگاهكردن به انتهاي افق در حركت به سوي تمدنسازي اسلامي برشمرد. آنان كه درصددند با درگيركردن مردم به مسائل پوچ و بيارزش در داخل از يكسو و منحصركردن انقلاب جهاني امام(ره) به جغرافيا و مرزهايي محدود از سويي ديگر به اهداف خويش دست يابند، هرگز حلاوت و شيريني كلام امام(ره) و شهداي انقلاب را نچشيدهاند و گستره ديد آنان از مرز نگاه مليگراها فراتر نميرود؛ هرچند كه در شعار، خود را مريد امام(ره) و در خط انقلاب بنامند.
حاج احمد متوسليان در دوران جنگ نظامي و حاج محمود احمدينژاد در دوران نبرد اعتقادي از اين جنسند و به همين سبب رهبري انقلاب در جمع اساتيد و دانشجويان دانشگاه علم و صنعت، پس از هشدار درباره روي كارآمدن شاه سلطانحسينها و عناصر ترسو در اين موقعيت حساس انقلاب، نام حاج محمود احمدينژاد را در كنار حاج احمد متوسليان بر زبان ميآورند و به همه آناني كه عمق اشارت رهبري را درمييابند، اين نكته را گوشزد ميكنند كه نظام، كسي را ميخواهد كه چون حاج احمد متوسليان نگاهش به افق است و از ايجاد تنش در داخل و ورود به مصلحتگراييها پرهيز ميكند و اين مشي جز در سايهسار شجاعت و شهامت متبلور نميشود.
روحيه كار و تلاش تا رسيدن به افق تمدن اسلامي را ميتوان در صحنهاي ديد كه حاج احمد متوسليان در پاسخ به فردي بسيجي كه از بيخوابي و خستگي گلايه ميكند، دست او را ميگيرد، از سينهكش خاكريز بالا ميبرد، جايي در آسمان سمت غروب آفتاب را نشان ميدهد و ميگويد: «ببينم بسيجي! ميداني آنجا كجاست؟ آن برادر كه كمي گيج شده بود گفت: نميفهمم حاجآقا، حاج احمد گفت: يعني چي مؤمن! نميفهمم چيه؟ آنجا انتهاي افق است، من و تو بايد پرچم خودمان را آنجا بزنيم، در انتهاي افق... هر وقت آنجا رسيدي و پرچم خودت را كوبيدي، بعد بگير بخواب ولي تا آنوقت نه!»(2)
و همه نيروها دست در جيب كردند و وصيتنامههايشان را نشان دادند. پينوشتها منبع: هفته نامه پرتو سخن ******************** كمي بيشتر در مورد رنگي ها بدانيم تورم در دولتهاي هاشمي و موسوي بالاترين هاشمي در سال هاي 68 تا 70 چه مي گفت؟ مشروح مناظره تلويزيوني احمدينژاد و موسوي علت تخريب ها و تهمت هاي جاري به دولت نهم گزارش مكتوب موفقيتهاي صنعت نفت در دولت نهم
|+|
احمد گفته برمی گرده....
یک سال گذشت از کوچ غریبانه پدری که پس از ربع قرن انتظار، آرزوی دیدار فرزند را به سینه سرد خاک برد
.... آخرين باري که ايشان را ديدم سالگرد پدربزرگم بود همراه با پدر شهيد فهميده آمده بود وقتي صحبت از حاج احمد به ميان آمد حس کردم که توان ادامه صحبت ندارد...... به سختي مي گفت که "احمد گفته بر مي گرده " و اين شده بود روح اميدي براي تداوم انتظار بيست و چند ساله ......... ****** ..... امروز تشيع جنازه پدر حاج احمد متوسليان بود؛ خيلي ها آمده بودند که ببينند انتظار با يک مرد چه مي کند امروز جمعه بود ........ راوی: علیرضا احمدی نژاد ۱۷/۳/۸۷
بيا «حاج احمد»، دلم تنگ توست ببين در سرم، شور آهنگ توست تو رفتي و بعد از تو پاييز درد نميداني اي گل، كه با ما چه كرد! و ما ماندهايم و دلي داغدار كجا رفتي اي روح سبز بهار؟! حضور تو سبز است و ما غايبيم تو اردو زدي، در ديار نسيم تو اي سبز قامت، مدد كن، مدد دل افسردگي ها، بهاري شود قسم بر كرامات دست نسيم دلاور!دعا كن كه ما بشكفيم تو را جان زهرا(س) ـ شكوه يقين نظر كن به ما، حال ما را ببين دلاور! دعاكن خدايي شويم خداباور و كربلايي شويم دلاور! دعا كن بهشتي شويم ز چشم انتظاران مهدي(عج) شويم در آواز گل ها تأمل كنيم به بوي شهادت، شبي گل كنيم دعا كن كه ما نيز گلبو شويم پرستو، پرستو، پرستو شويم دلاور! غمت يادگار دل است و ياد تو اي گل، بهار دل است تو چون بوي گل ميوزي صبح و شام به تو اي بهار مهاجر، سلام.... **************************** تشییع پیکر حاج غلامحسین متوسلیان با حضور رئیس جمهور رضایی، هاشمی، میرحسین و اسارت حاج احمد حاج احمد زنده است، انشاءالله میآید
|+|
به یادبود سالروز عروج عارفانه آن امام عشق...
دل نوشته سيّد شهيدانِ اهلِ قلم برای آیت الله خامنه ای
آنان كه معناي «ولايت» را نميدانند، در كارِ ما سخت درماندهاند؛ امّا شما خوب ميدانيد كه سرچشمه اين تسليم و اطاعت در كجاست. خودتان خوب ميدانيد كه چقدر شما را دوست ميداريم و چقدر دلمان ميخواست آن روز كه به ديدارِ شما آمديم، سر در بغلِ شما پنهان كنيم و بگرييم. ما طلعتِ آن عنايتِ ازلي را در نگاهِ شما بازيافتيم. لبخندِ شما شفقتِ صبح را داشت و شبِ انزواي ما را شكست. سرِ ما و قدمتان كه وصيّ امام عشق هستيد و نايبِ امام زمان(ع)… سيّد مرتضي آويني " دکتر احمدی نژاد "،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،، پ.ن: بعد مدت ها چشم انتظاری، امسال بالاخره توفیق شد ایام ارتحال رو مرقد امام(ره) باشیم؛ پای صحبت وصی امام عشق و بعد هم وصی دولت عشق، رجایی زمان، دکتر احمدی نژاد.....
|+|
ناگفتههایی از عملیات بیتالمقدس
به روایت سردار شهید صیاد شیرازی... فقط مانده بود خونینشهر. از شمال تا منطقهی طلاییه جلو رفته بودیم و در موشک به جادهی زید حسینیه رسیده بودیم و الحاق انجام شده بود. جادهی اهواز به خونینشهر هم کاملاً باز شده بود. پادگان حمید هم آزاد شده بود و سه قرارگاه روی یک خط قرار داشتند. در اینجا، نقص ما وضعیت دشمن در خونینشهر بود. بین خونینشهر و شلمچه، دشمن مثل یک غدهی سرطانی هنوز وجود داشت. یکی از مهمترین حوادثی که رخ داد و من سعی میکنم این حادثه را خوب تشریح کنم، مرحله آخر عملیات ماست. از عقب جبهه گزارش میشد، مردم با اینکه میدانند حدود 5000 کیلومتر آزاد شده و حدود 5000 نفر هم اسیر گرفتهایم وعمدهی استان خوزستان آزاد شده، ولی مرتب تکرار میشود. خونینشهر چه شد؟ یعنی تمام عملیات یک طرف، آزادی خونینشهر طرف دیگر. برای خودمان هم این مطلب مهم بود که به خونینشهر دست پیدا کنیم. میدانستیم اگر خونینشهر را نگیریم، دشمن همانطور که در شمال شهر اقدام به حفر سنگر کرده، در محور ارتباطی خونینشهر به شلمچه هم اقدام به حفر سنگرهای سخت میکند و ما دیگر نمیتوانیم به این سادگی به این هدف برسیم. چندین شور عملیاتی با فرماندهان و اعضای ستادمان انجام دادیم. قرارگاه کربلا اداره کنندهی منطقه بود. نتیجه که نگرفته بودیم هیچ، مطالبی که فرماندهان از وضع یگانهایشان میگفتند، نمایان میساخت که باید به سرعت نیروها را بازسازی کنیم. یعنی باید عملیات را متوقف میکردیم و میرفتیم بازسازی کنیم؛ چون توان و رمقی برای واحدها باقی نمانده بود. حتی یکی از فرماندهان ارتشی میگفت: ما اینقدر وضعمان خراب است چون با تفنگ ژ- ت نگهداری میخواهد. اگر بعد از تیراندازی و مقداری کار پاک نشود، گیر میکند- که تفنگهایمان تیراندازی نمیکند. چون سربازها نرسیدهاند تفنگهایشان را پاک کنند. رفتیم به اتاق جنگ، اعضای ستادمان رفتند و من و فرماندهی سپاه تنها شدیم. دوتایی حالت عجیبی پیدا کرده بودیم، از بس فشار روحی و روانی به ما وارد شده بود. لشکرهایی که در اختیار داشتیم، اسمشان لکشر بود ولی از رمق افتاده بودند. در اینجا، خداوند یک امداد عظیم نصیب ما دو نفر کرد. برای من، این امداد از عظیمترین امدادهایی است که در سراسر مدتی که در جبهه بودم، از آن بالاتر را احساس نکردم. در این امداد، به یک طرح رسیدیم. وقتی که با هم درمیان گذاشتیم، بین ما یک ذره بحث در نگرفت که نقطه نظر مختلفی داشته باشیم. اصلاً دو مسوولی بودیم که یک فکر و یک طرح واحد داشتیم. صحبت که میکردیم، نشان میداد این یاری خداوند است که نصیبمان شده است؛ البته به برکت سعی و اخلاص رزمندگان اسلام. چون ما پشت سرآنها بودیم و جلویشان نبودیم. دوتایی با هم صحبت کردیم. مشکل کار در این بود که این طرح را چطور به فرماندهان ابلاغ کنیم. با آنان بحثهای دیگری کرده بودیم و حالا یکدفعه این طرح را مطرح میکردیم. در ذهنمان بود که میگویند مشورتهایمان چطور شد؟ مخصوصاً بچههای سپاه، اهل بحث و مشورت و این چیزها بودند و فکر میکردیم اگر یک موقع چیزی را فیالبداهه بگوییم، ممکن است برایشان سنگین باشد. خداوند یاری کرد و گفتم: من این را ابلاغ میکنم. یعنی مسئوولیت ابلاغش را به عهده گرفتم. آقای محسن رضایی هم قبول کرد و گفت اشکالی ندارد. از طرف من هم شما به سپاه و ارتش ابلاغ کنید. از قرارگاهمان که در شرق کارون بود، آمدیم به طرف غرب کارون و خودمان را رساندیم به قرارگاه جلویی که نزدیکیهای خرمشهر بود. قرارگاه موقتی بود. به فرماندهان ابلاغ کردیم که سریع بیایند و جمع شوند. آمدند و جمع شدند. این جلسه، از تاریخترین جلسات است. از نظر نظامی، چون آشنا بودم، میدانستم که برای ارتشیها مشکل نیست. منتها بچههای سپاه، چون نظامیهای انقلابی جدید بودند، باید ملاحظه آنها میشد. برای اینکه آنها هم کنترل شوند، مقدمه را طوری گفتم که احساس کنند فرصتی برای بحث نیست و به عبارت دیگر، دستور ابلاغ میشود و باید فقط برای اجرا بروند. چون وقت کم بود و اگر میخواست فاصله بین عملیات بیفتد این طرح خراب میشد. گفتم: «من ماموریت دارم- اینطور گفتم که خودم را هم به عنوان مامور قلمداد کنم- که تصمیم فرماندهی قرارگاه کربلا را به شما ابلاغ کنم. خواهش میکنم خوب گوش کنید و اگر سوال داشتید بپرسید تا روشنتر توضیح بدهم، ماموریت را بگیرید و سریع بروید برای اجرا». ماموریت چه بود؟ آن مساله فرعی است. حالت جلسه مهم بود. محکم ماموریت را ابلاغ کردم. در یک لحظه، همه به هم نگاه کردند و آن حالتی که فکر میکردیم، پیش آمد. اولین کسی که صحبت کرد، برادر جاویدالاثرمان- احمد متوسلیان- بود، فرمانده تیپ 27 حضرت رسول(ص). ایشان در این چیزها خیلی جسور بود. گفت: چه جوری شد؟! نفهمیدیم این طرح از کجا آمد؟
توصیه به آرامش میکرد. خودش هم لبخندی بر لب داشت و به اصطلاح میگفت مسالهای نیست. هم متوجه بود که این طور باید گفت و هم متوجه بود که این صحنه طبیعی است، باید تحملش کرد. من که غافل شده بودم، در اثر برخورد روانی برادر رحیم صفوی، یکه خوردم و تحمل خودم را بیشتر کردم. داشتم ناامید میشدم و فکر میکردم این جلسه به کجا میانجامد. به خودم گفتم: در نهایت، به تندی دستور را ابلاغ میکنم. بالاخره باید اجرا شود. میدان جنگ است و بایستی یک خرده روح و روان هم آماده باشد. خداوند متعال میفرماید: «فان معالعسر یسرا» (سورهی الانشراح- آیهی 4) او ما را کشاند تا نقطه اوج سختی و یکدفعه آسانی را نازل کرد؛ بدون اینکه خودمان نقش زیادی داشته باشیم. جریان جلسه یکدفعه برگشت. برادر احمد متوسلیان گفت: من خیلی عذر میخواهم که این مطلب را بیان کردم. ما تابع دستور هستیم و الان میرویم به دنبال اجرا، هیچ نگران نباشید.
برادر خرازی هم همینطور؛ همهشان با هم هماهنگ کردند و شروع کردند به تقویت فرماندهی برای اجرای دستور، اینطور که شد، گفتم: «بسیار خوب، اینقدر هم وقت دارید سریع بروید برای عملیات آماده شوید و اعلام آمادگی کنید.» طرح چه بود؟ آن طرحی که به عنوان جرقهی امید و امداد الهی در ذهن خود احساس کردیم این بود که گفتیم درست است ما 25روز است در حال جنگیم و فرماندهان میگویند که بریدهایم و نیروهایمان باید بازسازی شوند، ولی این را نمیتوانیم نادیده بگیریم که اگر قرار باشد خونینشهر آزاد شود، الان باید آزاد شود. این را هم میدانیم که نیرویش را نداریم که آزادش کنیم ولی حداقل میتوانیم خونینشهر را محاصره کنیم. یعنی از یک جایی برویم بین خونینشهر و شلمچه. آن دفعه که نتوانستیم از شلمچه برویم، حالا از یک جای دیگر میرویم که آسانتر باشد و اعلام کنیم خونینشهر را محاصره کردهایم. همین باعث میشود که نیروها بیشتر و زودتر به جبهه بیایند و ما تقویت شویم. برادر احمد متوسلیان داد و بیداد میکرد. دو محور دیگر جلو نمیرفتند. ما داشتیم ناامید میشدیم. تا صبح هر چه راهنمایی و هدایت شدند، پیش نرفتند. حدود نماز صبح بود. یادم هست که بچهها همه از حال رفته بودند و از خستگی افتاده بودند. تعداد قلیلی توی اتاق جنگ بودیم. نماز را خواندم. حالم گرفته شده. چشمهایم باز نمیشدند. گفتم بخوابم. ولی دلم نمیآمد از کنار بیسیم کنار بروم. در همان اتاق جنگ، زیر نورافکن، ملحفهای پهن کردم. گفتم دراز بکشم، یک مقدار آرامش پیدا کنم. بلافاصله خواب سیدعالیقدری را دیدم که با عمامهی مشکی آمد داخل قرارگاه، اما صورتش را گرفته بود. چهرهاش گرفته و غمناک بود. آمد و نگاهی به همهمان کرد. همه با احترام بلند شدیم و یکپارچه احتراممان برانگیخته شد. ایشان، مثل اینکه کارش را انجام داده باشد و کار دیگری نداشته باشد- برای من هم طبیعی بود- گفت: «میخواهم بروم، کسی نیست مرا راهنمایی کند.» آمدم ایشان را راهنمایی کردم تا از قرارگاه بیرون بروند، از آنجا هم خارج شدیم. یکدفعه به نظرم اینطور آمد که حیف است این سید عالیقدر راه برود، بهتر است که ایشان را بغل کنم و روی دست خودم بگیرم. همان کار را کردم و ایشان را روی دست گرفتم تا راه نرود. همانطوری که روی دستهای من بودند، با حالت تبسم، به من نگاه کردند. اظهار محبت کردند. این اظهار محبت، خیلی من را متاثر کرد و به گریه افتادم. گریهام آنقدر شدت داشت که از خواب پریدم. بیست دقیقه از زمانی که خوابیده بودم، گذشته بود ولی انگار اصلاً خوابم نمیآمد. حالت خاصی را احساس کردم. همان موقع، توی بیسیم داشتند تکبیر میگفتند. تکبیر چه بود، دو محور که گیر کرده بود، باز شده و رسیده بودند به اروند. یعنی سه محور با هم رسیده بودند به اروند. تمام مشکلات ما در پیشروی حل شده بود. خدا انشاالله با بزرگان بهشت محشورشان کند، برادر خرازی باکد و رمز اطلاع داد وضعیت ما خوب است و گفت: «توانستهایم حدود هفتصد نفر از نیروها را متمرکز کنیم. اگر اجازه بدهید، از اینجایی که دشمن خط محکمی ندارد، بزنم به خط دشمن، توی خونینشهر.» ریسک بزرگی بود. هفتصد نفر چی بود که ما میخواستیم به خونینشهر حمله کنیم؟ بعدش چی؟ حالا خوب هم در آمد ولی... حالت خاصی بر دنیای ما حاکم شده بود. زیاد خودمان را پایبند مقررات و فرمولهای جنگ نمیکردیم که این کار بشود یا نشود. گفتم: بزنید. ایشان زد؛ یک ساعت هم طول نکشید. ساعت هشت صبح بود که که داد و بیداد و فریاد آنها بلند شد. گفتند: «ما زدیم خوب هم گرفته. عراقیها جلوی ما دستها را بالا بردهاند ولی تعداد آنها دست ما نیست.» یعنی قابل شمارش نبودند. واقعاً مطلب عجیبی بود. نمیشد به عراقیها بگوییم شما بروید توی سنگر ما نیرو نداریم! بالاخره باید کارشان را تمام میکردیم. باز خداوند یاری کرد و تدابیری اتخاذ شد که جالب هم بود. به نیروهایی که در خط داشتیم، گفتیم به صورت دشتبان، به صورت صف، یک طرفشان- یعنی طرف غرب- بایستند. منظورمان این بود که اینها را هدایت کنیم بیایند روی جاده و از طریف جاده بروند به طرف اهواز، گفتم: فعلاً پیاده بروند به طرف اهواز! تا اهواز 165 کیلومتر راه بود. ماشین هم نداشتیم که آنها را سوار کنیم. نیروها با دست اشاره میکردند که بروید توی جاده. مگر تمام میشدند! آمدنشان تا بعداز ظهر طول کشید. هر چه میرفتند، تمام نمیشدند. عصر بود، پرسیدم : «بالاخره این اسرار چه شدند؟» رفتیم توی خرمشهر و خرمشهر را گرفتیم. آماری که به ما دادند، حدود چهارده هزاروپانصد نفر در شهر اسیر شده بودند. حالا داخل این سنگرها، چقدر امکانات و مهمات و وسایل و تجهیزات و غذا بود، جای خودش.
ساعت پنج صبح نیروها به اروند رسیدند و ساعت هفت صبح برادر خرازی پرسید که من بزنم؟ و هشت صبح بود که ما به عراقیها گفتیم دستها بالا، چهارده هزاروپانصد نفر اسیر اینجا داشتیم و حدود پنج هزار نفر هم قبلاً داشتیم. اسرای بیتالمقدس نوزده هزار و سیصد وهفتاد نفر شدند. حدود یک ماه طول کشید تا تک تک سنگرها از فشنگ و مهمات و وسایل و خواروبار خالی شد. بگذریم که در همان فاصلهای که ارتباط شلمچه را با خرمشهر قطع کرده بودیم، دشمن مانورهای زیادی توی بیسیم میداد. مرتب میگفتند واحد فلان میآید، مقاومت کنید و هیچکس حق ندارد عقب بیاید. از طرف دیگر، متوجه شدیم که تعدادی از سربازها میخواستند از طریق رودخانه قرار کنند. دعوایشان میشود. توی قایق جا نمیشدهاند. دستور از بالا میآید هیچکس حق ندارد عقب بیاید که ارتباط قطع میشود و همهشان اسیر میشوند. ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،بدانيد صبح نزديك است و تا طلوع صبح آرمانها يك يا حسين ديگر باقي مانده است عمليات بيت المقدس از نگاه ناظران جهاني
|+|
آی آدم ها.......
زمان زمان عجیبی ست آی آدم ها به جان خانه لهیبی ست آی آدم ها بهشت و آتش دوزخ، طناب و دست خدا چه داستان عجیبی ست آی آدم ها تهیّتی که از این کوچه بی جواب گذشت، سلام مرد غریبی ست آی آدم ها به روی باغچه آهسته تر قدم بنهید که زیر باغچه، سیبی ست آی آدم ها به دست خویش کفن کردن تمامی خویش، غم بدون رقیبی ست آی آدم ها شبی به شام زفاف و شبی شب تدفین عجب فراز و نشیبی ست آی آدم ها
|+|
دهم اردييهشت سالروز صدور فرمان هشت مادهای؛ مبارزه با مفاسد اقتصادی
|+|
شیعه یعنی ......
پس از آنکه رئیسجمهوری اسلامی ایران به عنوان سخنران رسمی در اجلاس ضدنژادپرستی "دوربان 2" پشت تریبون قرار گرفت، یک نژادپرست با پرتاب به گزارش رجانیوز، پس از این اقدام و بیرون کردن وی و همدست صهیونیستش از سالن، حضار به صورت ممتد به تشویق احمدینژاد پرداختند. رئیسجمهور در واکنش به این اقدام، گفت: من از همه حضار عزیز استدعا دارم که اینها را ببخشند اینها بیاطلاع هستند..... این بخش از سخنان دکتر احمدینژاد باز هم با تشویق حاضران همراه شد. پ.ن: به محض شنیدن این جمله دکتر احمدی نژاد به یاد جریان توهین یکی از مردم مدائن به سلمان فارسی هنگام ورودش به این شهر افتادم که این صحابی بزرگوار رسول خدا(ص)ُ به جای مقابله به مثل و واکنش تند و ..، با آرامش میرن مسجد و برای این فرد از خداوند طلب بخشش میکنن و میگن خدایا اینان نمی دانند و نا اگاهند.......
رئیسجمهور سپس با آرامش سخنان خود را آغاز کرد...
دکتر احمدینژاد در سخنرانی خود به نژادپرستی رژیم صهیونیستی و هولوکاست اشاره کرد که این سخنان وی با خشم نمایندگان دولتهای حامی رژیم صهیونیستی مواجه شد و نمایندگان هلند، فنلاند، کانادا و فرانسه جایگاه خود را ترک کردند. رييس جمهوري اسلامي ايران با تاكيد بر اينكه صهيونيسم جهاني مظهر تمام عيار نژادپرستي است، تصريح كرد: بايد كوشيد تا به سوء استفاده صهيونيست ها و حاميان آنان از ابزار سياسي بين المللي پايان داد و با احترام به خواست ملتها، عزم دولتها را در راه ريشه كن كردن اين نژادپرستي آشكار جذب كرد و شجاعانه در مسير اصلاح مناسبات و سازوكارهاي بينالمللي گام نهاد. متن کامل سخنراني دکتر احمدي نژاد به اين شرح است: بسم الله الرحمن الرحيم اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر و اجعلنا من خير انصاره و اعوانه و المستشهدين بين يديه حمد و سپاس مخصوص خداوند عادل، مهربان و خيرخواه بندگان است. سلام خدا بر پيامبران الهي از حضرت آدم تا نوح و ابراهيم و موسي و عيسي و پيامبر خاتم حضرت محمد مصطفي(ص) كه همه منادي يكتاپرستي برادري و محبت، كرامت انساني و عدالت بودهاند. جناب آقاي رئيس، گرد آمده ايم تا در ادامه كنفرانس مبارزه با نژادپرستي دوربان با بررسي اوضاع كنوني، راهكارهاي عملي در اين مبارزه مقدس و انساني جستجو كنيم. در حوادث چند قرن اخير ظلم هاي بزرگي بر بشريت رفته است . در قرون وسطي عالمان و انديشمندان به مرگ محكوم مي شدند و پس از آن بردهداري و برده فروشي و شكار انسانهاي بيگناه و جدا كردن آنها از خانوادههاي خود و انتقال آنها به اروپا و آمريكا در بدترين شرايط و در مقياس ميليوني رواج داشته است. دوراني تاريك كه همراه با اشغال سرزمينها و چپاول منابع و كشتار آوارگي مردم بي پناه بوده است. سال ها گذشت تا ملت ها با قيام خود و با بهاي سنگين و به قيمت كشته شدن ميليونها انسان، متجاوزان خود را بيرون و حكومت هاي مستقل و ملي برپا كردند.
خانم ها و آقايان، شوراي امنيت را كه از مواريث جنگ هاي جهاني اول و دوم است ببينيد. آنان با چه منطقي براي خود امتياز وتو قائل شدند؛ اين منطق با كدام ارزش انساني و الهي سازگار است؟ با عدالت؛ با برابري در برابر قانون؛ با كرامت انساني يا با تبعيض، بي عدالتي، نقض حقوق انساني و تهديد اكثريت ملتها و كشورها؟ اين شورا عاليترين و بالاترين مرجع تصميمگيري در صلح و امنيت جهاني است. وقتي تبعيض قانوني وجود داشته باشد و منشاء قانون به جاي عدالت و حق، زور و قدرت باشد چگونه ميتوان انتظار عدالت و صلح داشت. قدرتطلبي و خودپرستي منشاء نژادپرستي،تبعيض، تجاوز و ظلم است. اگر چه امروز بسياري از نژادپرستان هم در حرف و شعار نژادپرستي را محكوم مي كنند اما وقتي چند كشور قدرتمند اجازه دارند بر مبناي تشخيص و منافع خود براي بقيه كشورها تصميم گيري كنند به راحتي مي توانند همه قوانين و ارزشهاي بشري را لگد مال كنند؛ چنانكه كرده اند. بعد از جنگ جهاني دوم به بهانه قرباني شدن يهوديان و سوء استفاده از هولوكاست با تجاوز و لشكر كشي يك ملت را آواره و عدهاي را از اروپا و آمريكا و ساير كشورها به سرزمين آنان منتقل كردند و يك حكومت كاملا نژادپرست را در سرزمين اشغالي فلسطين برپا كردند و در واقع به بهانه جبران صدمات نژادپرستي در اروپا خشنترين نژادپرستان را در نقطهاي ديگر يعني فلسطين حاكم كردند. شوراي امنيت اين حكومت غاصب را تثبيت و در طول شصت سال از آن دفاع كرد و دست غاصبان را براي هر نوع جنايتي باز گذاشت. از اين بدتر آنكه عده اي دولت هاي غربي و آمريكا خود را متعهد به دفاع از نژادپرستان نسل كش مي دانند و در حالي كه وجدان هاي پاك بشري بمباران، اشغال و آدم كشي و فجايعي كه در غزه اتفاق افتاد را محكوم مي كنند از آن جنايتكاران حمايت مي كنند. قبل از آن نيز در برابر همه رسواييهاي اين رژيم سكوت نموده يا حمايت كردهاند. دوستان عزيز خانم ها و آقايان، منشاء جنگهاي اخير نظير حمله آمريكا به عراق يا لشكركشي گسترده به افغانستان چه بوده است؟ آيا غير از خودخواهي دولت وقت آمريكا و فشار صاحبان ثروت و قدرت براي بسط نفوذ و سلطه، تامين منافع توليد كنندگان سلاح، نابودي يك فرهنگ چند هزار ساله، از بين بردن خطرات بالقوه و بالفعل كشورهاي منطقه عليه رژيم اشغالگر قدس و چپاول منابع انرژي مردم عراق بوده است؟ به راستي چرا يك ميليون كشته و زخمي و چند ميليون نفر آواره شدند؟ به راستي چرا صدها ميليارد دلار خسارت بر مردم عراق و صدها ميليارد دلار هزينه لشكركشي بر مردم آمريكا و متحدان او تحميل شد؟ آيا حمله به عراق با طراحي صهيونيست ها و هم پيمانان آنان در هيأت حاكمه وقت آمريكا كه از يك طرف به صندلي قدرت تكيه زدهاند و از طرفي صاحبان شركتهاي توليد سلاح هستند، نبوده است؟ آيا با لشكركشي به افغانستان صلح و امنيت آسايش و رفاه به اين كشور برگشت؟ آمريكا و متحدان او قادر نبودند و حتي قادر به جلوگيري از توليد مواد مخدر نبودند و در دوره حضور آنان توليد آن چند برابر شده است. سوال اساسي اين است كه دولت وقت آمريكا و متحدان او چه كاره بودند؟ آيا نماينده ملت هاي جهان بودند؟ آيا برگزيده ملتها هستند؟ آيا از مردم دنيا وكالت دارند كه در همه جاي جهان و البته بيشتر در منطقه ما دخالت مي كنند؟ آيا اين اقدامات، اشغال عراق و افغانستان از مصاديق خودخواهي و نژاد پرستي و تبعيض و لگد مال كردن عزت، و استقلال ملتها نيست؟ خانم ها و آقايان، مسئولان اقتصاد جهان بحرانزده جهان چه كساني هستند؟ بحران از كجا آغاز شده است؛ از آفريقا از آسيا يا ابتدا از آمريكا و سپس از اروپا و متحدان آنان؟ مدتهاي طولاني قوانين و مقررات ناعادلانه اقتصادي را با قدرت سياسي بر تعاملات سياسي بين المللي تحميل كردند؛ نظام پولي و مالي را بدون تعبيه نظارت بينالمللي وضع كردند و بر دولتها و ملتهايي تحميل كردند كه هيچگونه دخالتي در روندها و سياست ها نداشتند. آنان حتي به ملتهاي خودشان هم اجازه نظارت ندادهاند با كنار گذاشتن اخلاق از مناسبات، همه مقررات و قوانين را به نفع گروهي از صاحبان قدرت و ثروت رقم زدند و با تعريف خاصي از بازار آزاد و رقابت، بسياري از فرصت ها را از ديگران سلب و مشكلات خود را به ديگران منتقل كردند. امروز موج بحران، با دهها هزار ميليارد بدهي و هزاران ميليارد دلار كسري بودجه به خودشان برگشته است. امروز هم براي اصلاح وضع با پول هاي بدون پشتوانه و در واقع از جيب شهروندان خود و ساير ملتها شروع به تزريق صدها ميليارد دلار به بانكها و كمپاني ها و بازارهاي مالي رو به ورشكستگي كرده و مجددا مردم خود را بدهكارتر و مشكل را پيچيده تر مي كنند. آنها به فكر قدرت و ثروتهاي خود هستند و مردم جهان و حتي ملتهاي خودشان در نزد آنان هيچ ارزشي ندارد. آقاي رئيس؛ خانم ها و آقايان، ريشه اصلي نژادپرستي عدم فهم حقيقت انسان به عنوان مخلوق برگزيده و انحراف از مسير حقيقي زندگي بشر و مأموريتهاي آدمي در آفرينش است؛ غفلت از پرستش آگاهانه خدا و تفكر در فلسفه حيات و مسير كمال انسان كه از نتايج طبيعي آن پايبندي به ارزشهاي الهي و انساني است، موجب شد تا افق نگاه آدمي تنزل كرده و منافع محدود و زودگذر مبناي سنجش و اقدام او شود. بدين ترتيب هستههاي قدرت شيطان صفت شكل گرفت و با حذف فرصت هاي عادلانه براي رشد ديگران بر دامنه توسعه خود افزود. چنان كه در زشتترين شكل ممكن به نژاد پرستي افسارگسيختهاي تبديل شد كه اكنون به عنوان خطرناك ترين عامل صلح جهاني را تهديد و راه تحقق زندگي مسالمت آميز جهاني را سد كرده است. بيشك نژادپرستي را بايد نماد جهالتي دانست به عمق تاريخ و نشانهاي از جمود و خمود در برابر رشد عمومي بشر. از اينرو انتظار آن است كه جلوههاي نژادپرستي را در شرايط و موقعيتهايي جستجو كنيم كه فقر دانش و فقدان فهم در جامعه فراگير باشد. لذا راه اصلي مبارزه با چنين مظاهري ترويج آگاهيهاي عمومي و تعميق فهم عمومي نسبت به فلسفه وجودي آدم و حقيقت جهان انسان محور است كه لازمه يا نتيجه آن بازگشت به ارزشهاي معنوي و اخلاقي و فضائل انساني و خداگرايي است. جامعه جهاني بايد در يك جريان فراگير فرهنگي براي روشنگري هر چه بيشتر در برخي جوامع مبتلا و البته عقب مانده حركتي جمعي را به انجام رساند و به سرعت اين مظهر زشت و پليد را ريشه كن كند. و اما دوستان عزيز، امروز جامعه بشري با نوعي از نژادپرستي مواجه است كه زشتي ناشي از آن حيثيت انسان را در آغاز هزاره سوم به طور كلي مخدوش كرده و جامعه جهاني را شرمنده ساخته است. صهيونيسم جهاني مظهر تمام عيار نژادپرستي است كه با توسل دروغين به دين كوشيده است تا با سوء استفاده از عواطف ديني برخي از افراد بي اطلاع چهره زشت خود را پنهان كند اما آنچه كه بايد به طور جدي مورد توجه قرار گيرد اهداف برخي قدرتهاي بزرگ و صاحبان منافع وسيع در جهان است كه با استفاده از قدرت اقتصادي و نفوذ سياسي و ابزار گسترده رسانهاي مذبوحانه مي كوشند تا با پشتيباني همه جانبه از جنايات رژيم صهيونيستي از زشتي وجودي آن بكاهند؛ اينجا مساله اصلي جهل نيست و لذا نمي توان در مبارزه اين پديده شوم به كار فرهنگي بسنده كرد بلكه بايد كوشيد تا با سوء استفاده صهيونيست ها و حاميان آنان از ابزار سياسي بين المللي پايان داد و با احترام به خواست ملتها عزم دولتها را در راه ريشه كن كردن اين نژادپرستي آشكار جذب كرد و شجاعانه در مسير اصلاح مناسبات و سازوكارهاي بينالمللي گام نهاد. بي شك همه شما از تلاش هاي گسترده كانون هاي جهاني براي انحراف در مسير ماموريت اين نشست مهم آگاه شده ايد. متأسفانه ادبيات حمايت از صهيونيست ها به معناي مشاركت و همدستي آشكار در جنايات آنها مشاهده مي شود و اين بر مسووليت نمايندگان محترم ملت ها در افشاي اين جريان ضدبشري و اصلاح مناسبات و رفتارها مي افزايد. بايد دانست كه دور نگه داشتن يك ظرفيت عظيم جهاني مثل اين نشست از مصاديق اصلي به معناي كمك به تداوم وجود زشت ترين مصداق بارز نژادپرستي است. لازمه دفاع از حقوق بشر امروز اين است كه اولا از حقوق ملت ها مبني بر آزاد بودن در تصميم گيري هاي مهم جهاني بدون تاثيرپذيري از برخي قدرت ها دفاع شود و ثانيا نسبت به اصلاح ساختارها و مناسبات جهاني اقدام گردد. از اينرو اين نشست صحنه يك آزمون بزرگ است و افكار عمومي جهان امروز و فردا درباره ما قضاوت خواهد كرد. آقاي رئيس، خانمها و آقايان؛ شرايط عمومي جهان با سرعت به سمت تغييرات اساسي پيش مي رود. مناسبات قدرت بسيار شكننده شده است. صداي شكستن ستون هاي ستم جهاني شنيده مي شود. ساختارهاي سياسي و اقتصادي كلان در حال فرو ريختن است. بحران هاي سياسي و امنيتي رو به تعميق است و بحران رو به گسترش اقتصاد جهاني كه هيچ افق روشني براي اصلاح آن وجود ندارد، ابعاد كمي و كيفي تحولات همه جانبه در پيش رو را بسيار شگرف ميكند. اين جانب بارها و بارها بر ضرورت بازگشت از مسير غلطي كه مديريت مسلط امروز جهان در پيش گرفته است تاكيد كرده و نسبت به تاخير در آن هشدار دادهام. اكنون نيز در اين نشست ارزشمند جهاني خطاب به شما و همه مديران، انديشمندان و نيز همه ملتهاي جهان كه تشنه صلح، آزادي، پيشرفت و رفاه هستند عرض مي كنم كه مديريت ناعادلانه مسلط بر جهان به پايان راه خود رسيده است. اين بن بست از آن جهت كه منطق اين مديريت تحميلي ظالمانه است اجتناب ناپذير بود؛ چرا كه منطق حركتي جهان حركتي متعالي، هدفمند، انسان محور و خداگراست. حركتي كه با هر سياست و برنامهاي كه در جهت منافع ملت ها نباشد مقابله مي كند. پيروزي حق بر باطل و آينده روشن بشر و برپايي نظام عادلانه جهاني وعده خدا و همه پيامبران و اميد مشترك و تاريخي همه جوامع و نسلهاست. تحقق چنين آيندهاي لازمه حكمت در آفرينش و مورد باور همه قلبهاي مومن به خدا و جايگاه بسيار ارزشمند انسان است. شكلگيري جامعه جهاني امكان عملي تحقق نظام مشترك جهاني و سرانجام ورود انديشمندان، مديران و مردم جهان براي مشاركت فعال و عادلانه در تصميمگيريهاي كلان و اساسي مسير قطعي اين مقصد بزرگ است. اكنون ظرفيت علمي و فني و فناوري هاي اطلاعاتي و ارتباطي، فهم مشترك و فراگيري از جامعه جهاني را پديد آورده و بستر لازم را براي تحقق نظام مشترك فراهم ساخته است. اكنون اين مسووليت عظيم فرهيختگان، دانشمندان و مسوولان در سراسر جهان است كه با ايمان نسبت به اين راه قطعي نقش تاريخي خود را ايفا نمايند و اكنون مي خواهم بر اين حقيقت تاكيد كنم كه كاپيتاليسم غربي همانند كمونيسم از آن جهت به پايان راه خود رسيده است كه جهان و انسان را آنگونه كه هست نديده و كوشيده است تا مسير و مقصدي خود ساخته را به بشريت تحميل كند و به جاي توجه به ارزشهاي انساني و الهي، عدالت، آزادي، عشق و محبت و برادري، رقابتي سخت براي كسب منافع مادي فردي و گروهي را مبناي زندگي قرار دهد. اكنون بايد با عبرت گرفتن از گذشته و درك ضرورت اصلاح مسير و شرايط امروز به تلاشي همه جانبه همت كنيم و در اين رابطه و به عنوان سخن پاياني مايلم توجه همگان را به دو نكته مهم جلب نمايم.
1- اصلاح وضعيت موجود جهان صد البته شدني است اما بايد دانست كه اين امر جز با همكاري همه دولتها و همه ملتها ممكن نيست از اين رو بايد از ظرفيت هاي همكاري جهاني حداكثر استفاده را به عمل آورد و حضور اينجانب در اين نشست احترام به اين مسأله مهم و نيز موضوع مهم حقوق بشر و دفاع از حقوق ملتها در برابر پديده شوم نژادپرستي و همراهي با شما انديشمندان است. 2- نظر به عدم كارايي نظامها و مناسبات سياسي، اقتصادي، امنيتي و فرهنگي بين المللي لازم است با ملاحظه ارزشهاي الهي و انساني و تحليل درست و واقعي از انسان و براساس عدالت و ارزشگذاري به حقوق همه انسان ها در سراسر جهان و اعتراف به اشتباهات گذشته مديريت مسلط و با تغيير در نگاه و رفتار نسبت به اصلاح در ساختارهاي موجود اقدام شود. در اين رابطه تغيير فوري در ساختار شوراي امنيت و حذف امتياز تبعيض آميز حق وتو و تغيير در نظام مالي و پولي جهاني بايد در دستور كار قرار گيرد. بديهي است عدم درك فوريت در تغيير معادل هزينههاي سنگينتر تغيير است. دوستان عزيز من، بدانيد كه حركت در جهت عدالت و عزت انسانها حركت شتابان در مسير آب است. اكسير عشق و محبت را فراموش نكنيم. قطعيت آينده روشن بشر سرمايه بزرگي است كه مي تواند ما را هر چه آگاهتر و اميدوارتر گرد هم نگه دارد تا براي جهاني پر از عشق و نعمت و عاري از فقر و نفرت و برخورداري هر چه بيشتر از رحمت خدا و مديريت صالح انسان كامل تلاش كنيم. بياييد يكايك ما در اين امر مهم سهمي مهم داشته باشيم. به اميد آن روز روشن زيبا. از آقاي رئيس و دبير كل و همه شما عزيزان بخاطر حوصله اي كه به خرج داديد صميمانه تشكر مي كنم. موفق و سربلند باشيد. ********** استقبال خودجوش از احمدينژاد، 6 صبح فردا در فرودگاه مهرآباد به رئيس جمهوري كه فرزند مكتب خميني است افتخار ميكنم بازتاب سخنرانی احمدی نژاد در ژنو از رسانه های جهان
|+|
جدیدترین ورژن وقف ....
دانشگاه متعلق به مردم وقف چه کسي مي شود!؟ با ياسر يکي ازخويشان عباس سليمي نمين مدير دفتر مطالعات و تدوين تاريخ معاصر ايران سر ميز غذا نشسته ايم. کسي که از طرفداران ميرحسين موسوي است. باب صحبت باز مي شود. مي پرسم آقاي سليمي نمين پس از ديدار با ميرحسين موسوي به نتيجه اي رسيده است؟ جواب مي دهد پس از ديدار عمومي که نزديک عيد باهم به ديدار ميرحسين رفتيم آقاي سليمي يکبار ديگر به تنهائي با ميرحسين ديدار و درباره مسائل مرتبط با دانشگاه آزاد صحبت کرده است. مي پرسم خب چه شده است؟ مي گويد پس از اين ديدار زنگ زد به من و اين دفعه با لحني عتاب آميز به من گفت که " ... نشوي بروي دنبال ميرحسين" مي پرسم چرا؟ مي گويد: ميرحسين پس از شنيدن سخنان آقاي سليمي نمين گفته است که ما طرحي داريم و مي خواهيم دانشگاه آزاد را وقف کنيم! من هم گفتم وقف چي؟ وقف کي؟ مگر دانشگاه ازاد اموال عمومي نيست؟ گفت: نمي دانم خيلي طرح چرتي است. گفتم پس علت اينکه آقاي سليمي نمين اخيرا در مصاحبه اي گفته است که "ميرحسين انگيزه و توان لازم براي مبارزه با فساد را دارد " اين بوده است. از ياسرجدا مي شوم. چند روز بعد خبري منتشر مي شود.... اين بار رئيس هيات امناي دانشگاه آزاد از وقف اين دانشگاه براي آيندگان سخن مي گويد. او که تاکنون بارها اعلام کرده است که دانشگاه آزاد متعلق به هيچکس نيست و متعلق به مردم است اين بار وقف دانشگاه آزاد را به طور رسمي اعلام مي کند. او در ديدار با جمعي از تشكل هاي دانشجويي و مسئولان منطقه 6 دانشگاه آزاد اسلامي استان خوزستان مي گويد: "اموال دانشگاه آزاد اسلامي متعلق به هيچ كس نيست و اكنون تلاش داريم با وقف اين اموال براي دانش و تحصيل مردم ايران ؛ اين سرمايه را براي آيندگان حفظ كنيم. " وقتي اين اظهارات را مي خوانم به مسلک فکري ميرحسين موسوي پي مي برم . به هرحال مير حسين هم يکي از اعضاي هيات موسس اين دانشگاه است هر چند در سالهاي گذشته نقش خود را در اين دانشگاه بروز نداده و چنين به نظر مي رسد که عملا کنار رفته است. .... دوباره ياسر را مي بينم. خبر "وقف دانشگاه براي آيندگان" را مي گويم؛ با عبارت " اين هم ميرحسين " ترديد خود از طرفداري از ميرحسين را بيان مي کند و سپس مي افزايد: وقف دانشگاه آزاد خطرناک است چرا که اگر وقف شود به هر طريق هيات امنائي برايش تشکيل مي دهند و ديگر هيچکس نمي تواند ورود پيدا کند. و من به دروس دانشگاهي ام فکر مي کنم.... فقه جعفري: " الوقف عقد ثمرته تحبيس الاصل و اطلاق المنفعه " وقف عقدي است که اصل مال حبس مي شود و ثمره و منافع آن آزاد مي شود. وقف يعني اينکه يک نفر اموال خود را حبس کند و منافع آنرا براي ديگران مثل فقرا ببخشد. راستي اگر اموال دانشگاه آزاد متعلق به مردم است چه کسي مي تواند آنرا وقف کند؟ در اين ماجرا واقف چه کسي است و عين موقوفه براي چه کسي وقف مي شود؟ ************
با شكايت دانشگاه آزاد تمام اسنادم عليه جاسبي را منتشر ميكنم يكي از نزديكان جاسبي در مجلس مانع تحقيق و تفحص از دانشگاه آزاد ميشد اموال دانشگاه آزاد متعلق به هيچ کس نيست! رابطه با آمریکا درمصاحبه احمدی نژاد بااشپیگل صلح امام حسن(ع)،نرم ترین جهاد تاریخ
|+|
به بهانه 14ذی الحجه سالروز بخشش فدک به فرمان الهی به حضرت فاطمه(س)
چرا حضرت فاطمه علیهاالسلام فدک را مطالبه میفرمود؟ *ممکن است گفته شود که سیده زنان عالم حضرت صدیقه طاهره از دنیا و زخارف آن دست شسته بودند و کسی که اینگونه دنیا را رها فرموده و از امور فریبنده آن دست شسته، چه باعث گردید که به این نهضت عظیم و سعی و تلاش پیگیر در طلب حقوق خود دست یازد؟ * سبب این اصرار و پیگیری در طلب فدک و اهتمام به باز پس گرفتن زمینها و درختهای نخل آن با وجود این که حضرت فاطمه زهرا به علت علو نفس و بزرگی مقام معنوی خویش هیچگاه از آن بهرهمند نمیشدند چه بود؟ *عاملی که باعث گردید سیده زنان جهان، خود را به این درد و رنج عظیم بیفکند و این مشکلات عدیده را بپذیرد تا آن که اراضی خود را مطالبه نماید چه چیز بود؟ و حال آن که میدانست که تلاشهایش به شکست منجر شده و نخواهد توانست مجدداً بر آن مکان و اراضی دست یابد و آن سرزمین را از چنگال غاصبان بیرون آورد. اینها تصوراتی است که ممکن است پیرامون این موضوع در اذهان ایجاد گردد و اما در پاسخ باید بگوئیم که: اولا: حکومت وقت به هنگام مصادره اموال حضرت فاطمه و آنها را (به اصطلاح عصر ما) در اختیار دولت در آوردن و به حساب دولت واریز کردن و به عنوان بودجه مملکت منظور کردن قصد و غرضش فقط تضعیف جناح اهلبیت بود و میخواستند که حضرت علی علیه السلام فقیر شده تا این که مردم گرد وی جمع نشوند و ایشان از نظر اقتصادی دارای وزن و شانی نباشد. و این همان سیاستی بود که منافقان درباره رسول خدا اعمال کردند. آن وقت که گفتند به کسانی که نزد رسول خدایند انفاق نکرده و چیزی ندهید تا از اطرافش پراکنده شوند. حق را باید طلب کرد و حق به خودی خود داده نمیشود. (حق گرفتنی است نه دادنی) پس انسانی که مالش را غصب کردهاند باید حق خود را طلب نموده و بستاند زیرا که حق اوست حتی اگر از آن مال بینیاز باشد و رغبتی به آن مال نداشته باشد و این مطلب هیچگونه منافاتی با زهد و ترک دنیا ندارد و هیچگاه در برابر غصب حق، سکوت نباید نمود. ثانیاً: اراضی فدک کم بهره و کم ارزش نبود، بلکه عوائد و درآمد قابل ملاحظهای داشت. ابن ابی الحدید میگوید درختان نخل فدک مانند نخلستانهای کوفه در زمان ابن ابی الحدید بود. شیخ بزرگوار مجلسی از کشف المحجة نقل میفرماید که عوائد و درآمد فدک بیست و چهار هزار دینار در هر سال بود و در روایتی دیگر آمده هفتاد هزار دینار و شاید که این اختلاف در این دو رقم مربوط به یک سال نبود بلکه در سالهای مختلف عواید فدک نیز مختلف میگردیده است. به هر حال این مقدار درآمد سالانه مقدار قابل توجهی بود که چشم پوشی از آن از نظر هیات حاکمه آن روز صحیح و روا نبوده است. ثالثاً: فاطمه زهرا علیهاالسلام به دنبال مطالبه فدک؛ مطالبه خلافت و حکومت برای امامش علی بن ابیطالب را مینمود همان خلافت و حکومتی که از آن پدر بزرگوارش رسول خدا صلی الله علیه و آله بود. ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه گوید از مدرس مدرسه غریبه بغداد علی بن الفارقی سوال کردم که آیا فاطمه راستگو بود پاسخ داد: آری. گفتم پس چرا ابوبکر در حالی که وی را راستگو میشمرد فدک را به وی برنگرداند؟ وی خندید و آنگاه سخن لطیف و زیبایی گفت (با این که مردی با شخصیت و وزین و محترم بود و کمتر شوخی مینمود) گفت اگر امروز به وی فدک را میداد و به مجرد شنیدن این موضوع که فدک از آن من است فدک را به وی باز میگرداند فردا به سراغش رفته و ادعا میکرد که خلافت از آن همسر اوست و ابوبکر وی را از حق رسمیاش باز داشته است و مسلم بود که ابوبکر در برابر وی هیچ عذری نمیتوانست بیاورد و باید که در هر مسالهای با وی همراهی میکرد زیرا برای ابوبکر ثابت بود که حضرت زهرا علیهاالسلام در آنچه ادعا کند راستگوست بدون آن که هیچگونه نیازی به اقامه و ارائه دلیل و شاهد باشد. رابعاً: حق را باید طلب کرد و حق به خودی خود داده نمیشود. (حق گرفتنی است نه دادنی) پس انسانی که مالش را غصب کردهاند باید حق خود را طلب نموده و بستاند زیرا که حق اوست حتی اگر از آن مال بینیاز باشد و رغبتی به آن مال نداشته باشد و این مطلب هیچگونه منافاتی با زهد و ترک دنیا ندارد و هیچگاه در برابر غصب حق، سکوت نباید نمود. خامساً: انسان حتی اگر در دنیا نیز زاهد بوده و تلاش و کوشش وی برای آخرت باشد در عین حال برای آن که امور زندگانی خود را اصلاح بخشد و آبروی خویش را حفظ کند و صله رحم کند و در راه خدا مالی صرف کند احتیاج به اموال خواهد داشت آیا از نظر تاریخ مسلم نیست که رسول خدا در حالی که زاهدترین مردم بود چگونه از اموال خدیجه در راه تقویت اسلام بهرهمند گردید؟! ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه گوید از مدرس مدرسه غریبه بغداد علی بن الفارقی سوال کردم که آیا فاطمه راستگو بود پاسخ داد: آری. گفتم پس چرا ابوبکر در حالی که وی را راستگو میشمرد فدک را به وی برنگرداند؟ وی خندید و آنگاه سخن لطیف و زیبایی گفت (با این که مردی با شخصیت و وزین و محترم بود و کمتر شوخی مینمود) گفت اگر امروز به وی فدک را میداد و به مجرد شنیدن این موضوع که فدک از آن من است فدک را به وی باز میگرداند فردا به سراغش رفته و ادعا میکرد که خلافت از آن همسر اوست و ابوبکر وی را از حق رسمیاش باز داشته است و مسلم بود که ابوبکر در برابر وی هیچ عذری نمیتوانست بیاورد. سادساً: حکمت ایجاب میکند که انسان حق غصب شده خویش را طلب نماید زیرا سرانجام کار از دو صورت بیرون نخواهد بود: - یا این که در این تلاش و طلب پیروزی یافته و آنچه میخواهد به دست میآورد فنعم المطلوب و المراد که از این رهگذر به هدف خود از مبارزه و تلاش دست مییابد. - یا این که در مبارزه توفیق نیافته و به مال خویشتن راه نمییابد و دسترسی پیدا نمیکند که در این هنگام ظلم را آشکار نموده و مظلومیت خویش را به مردم اعلان کرده و ثابت نموده که اموال وی به غصب از دستش بیرون کشیده شدهاند. و در این صورت اخیر به خصوص اگر غاصب کسی باشد که ادعای صلاح و فلاح داشته باشد و تظاهر به دیانت و تقوا نماید، مظلوم وی را به گروهی فراوان از مردم شناسانده که در ادعای خویش مبنی بر دیانت و تقوا راستگو و صادق نیست. سابعاً: افراد مکتبی و معتقد، از انواع وسیلههای مناسب برای جلب قلوب به سوی خود، استفاده مینمایند و از این انواع وسائل میتوان جلب قلوب را به وسیله مال یا اخلاق یا وعده و نظائر آنها نام برد، ولیکن بهترین وسیله و افضل آنان برای این منظور به خصوص در همه طبقات عبارتست از اظهار تظلم و مظلومیت. زیرا که قلبها متوجه مظلوم خواهد شد هر که باشد و از ظالم اشمئزاز و بیزاری خواهند جست حال ظالم هر که باشد. ولی بهترین وسیله برای جلب قلوب عامه تظلم و اظهار مظلومیت است که وسیلهایست موفقیت آور و گوارا برای محقق ساختن اهداف افراد مکتبی یعنی کسانی که میخواهند در نفوس و ارواح مردمان از طریق جلب آنان به سوی خود، در آنان آگاهی ایجاد نمایند. و در اینجا میتوان از اسباب و عوامل دیگری نام برد که البته ما مجال ذکر آنها را نداریم. و به همین علل حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها برخاسته و به سوی مسجد پدرش رسول خدا روی آوردند تا این که حق خویش را مطالبه نمایند. البته ایشان به منزل ابوبکر نرفتند تا در منزل وی با او گفتگو و مناظرهای در این مورد داشته باشند بلکه مکان مناسبتری را انتخاب فرمودند که عبارت بود از مرکز اسلامی در آن روز و محل اجتماع مسلمانان در آن زمان یعنی مسجد رسول الله صلی اله علیه و آله. و به علاوه زمانی بس مناسب را برای رفتن به مسجد انتخاب فرمودند و آن زمانی بود که مسجد مملو از طبقات مختلف از مهاجرین و انصار بود و نیز بانوی بزرگوار اسلام به تنهایی روانه مسجد نگردیدند بلکه از منزل به سوی مسجد حرکت فرمودند در حالی که گروهی از زنان گرداگرد ایشان را فرا گرفته بودند. حضرت فاطمه زهرا خطبهای بالبداهه، منظم، مرتب، دور از هرگونه نقص و نارسائی کلامی، و منزه از مغالطه و کجروی ایراد فرمودند و بدون آن که به زشتگویی و بدگویی و زیادهگویی متوسل شوند، و از آنچه که با شخصیت عظیم و برجسته و مقام بلندپایهشان منافات داشت اجتناب ورزیدند. آنچه گذشت مسائلی بود فوق العاده مهم و ابوبکر نیز خود را آماده ساخته بود تا به احتجاج حضرت صدیقه گوش فرا دهد یعنی دختر کسی که میفرمود من فصیحترین مرد عرب هستم، یعنی بانویی که دانشمندترین بانوان جهان بود. حضرت فاطمه زهرا خطبهای بالبداهه، منظم، مرتب، دور از هرگونه نقص و نارسائی کلامی، و منزه از مغالطه و کجروی ایراد فرمودند و بدون آن که به زشتگویی و بدگویی و زیادهگویی متوسل شوند، و از آنچه که با شخصیت عظیم و برجسته و مقام بلند پایهشان منافات داشت اجتناب ورزیدند. این خطبه و سخنرانی درخشان به عنوان معجزهای باقی و جاودان بر بزرگواری و شخصیت صدیقه طاهره فاطمه زهرا و برهانی نیرومند و روشن بر فرهنگ دینی و تربیت مذهبی ایشان، که حضرتش به فراوانی از آن بهرهمند بودند؛ به حساب میآید. و اما از لحاظ فصاحت و بلاغت، شیرینی بیان، روانی منطق، قدرت استدلال، متانت و استحکام دلیل، منظم بودن کلام، ایراد انواع استعارات با کنایات سطح بالا، ثابت نمودن مقصد و تنوع و فراوان بودن موضوعات سخن؛ در حدی است که به راستی قلم به تنهایی نمیتواند وصف آن را جامع و کامل بیان کند و لذا ناچار است که از فکر و اندیشه خواننده یاری طلبیده و استعانت جوید. حضرت صدیقه طاهره به سلاح براهین روشن و دلایل قوی و قاطع، مسلح بودند و مسلمانان حاضر در مسجد منتظر شنیدن سخن و کلام ایشان بوده و با اشتیاق فراوان انتظار مباحثهای را میکشیدند که تا آن روز نظیر و مانندش در تاریخ سابقه نداشت. فاطمه زهرا سلام الله علیها در مکانی که برای ایشان در پشت پرده معین کرده بودند نشستند و شاید که این اولین باری بود که حضرت صدیقه پس از رحلت پدر بزرگوارشان رسول اعظم اسلام به مسجد میرفتند. پس تعجبی ندارد که مردم به شدت در اندوه فرو رفتند. در این هنگام ایشان نالهای شدید از دل برآوردند. من که از بیان تحلیل آن ناله و گریه و میزان تاثیرش در مردم، عاجز و ناتوانم تنها یک ناله - بدون هیچ سخنی - عواطف مردم را به هیجان آورده و آنان را به گریه انداخت. من نمیدانم این ناله کدام معانی و مفاهیم را در خود جای داده بود و چرا مردم را به گریه کردن تحریک نمود و آیا فقط یک ناله - آری فقط یک ناله میتواند چشمها را بگریاند و اشکها را جاری نماید و قلبها را آتش زند. آری اینها معماهایی است که من حل آنها را نمیدانم و شاید که دیگری غیر از من بتواند این معماها را حل نماید…. منبع:کتاب فاطمة الزهرا از ولادت تا شهادت، سید محمد کاظم قزوینی
|+|
سکولاریزم دینی و جریانات روشنفکری(2)
وی با اشاره به اینکه سازمان سیا، شبکه ای از فیلسوفان (همچون پوپر، آندره ژید و...)، هنرمندان، داستان نویسان، روزنامه نگاران و دیگر اقشار مختلفی که هر یک به نوعی در جامعه تاثیرگذار بودند را در جنگ سرد گرد هم اورده بود تا بنیان های مارکسیسم را براندازد، گفت: «جنگ آیینه ها» در جنگ سرد، در واقع جنگی بود که در ان سازمان های امنیتی، فلاسفه را در خدمت گرفتند و با انتشار ژورنال های شبه علمی، در جریان فلسفی که باید در منش و منطق پیش می رفت، دخل و تصرف نمودند. بدین ترتیب، فلسفه مجهول لیبرال دموکراسی را با عملیات رسانه ای به عنوان «خیر مطلق» حاکم کرده و سعی کردند تناقضات اصلی این فلسفه را در این عملیات روانی رسانه ها، عامدانه از دید مردم مغفول نگه دارند، در نتیجه ایدئولوژی «لیبرال دموکراسی»، به نحوی غیرعادی همه کشورها را با ابزارهای نرم و عملیات روانی درنوردید. فضلی نژاد اظهار داشت: از جمله این اقدامات سرپوش گرایانه، کتاب «جامعه باز و دشمنان آن» و «جستجوی ناتمام» از پوپر و «رساله پایان تاریخ و واپسین انسان» از فوکویاماست. پوپر در کتاب جستجوی ناتمام خود، پس از صدها صفحه استدلال می گوید: "مدینه فاضله، جامعه امروز آمریکاست" و فوکویاما در رساله پایان تاریخ خود می گوید: "چیزی به نام « پسالیبرال دموکراسی» وجود ندارد، بشر به سقف توانایی خود رسیده و باید این لیبرالیزم، جهانی سازی شود." که حرکت لیبرالیزیشن، بر اساس این نظریه فوکویاما آغاز شد. وی با اشاره به اینکه یکی از نظریات سروش این بود که "من می خواهم از دل تئوری های «کارل لیمون پوپریک»، انسان مسلمان و میانه رو خلق کنم و معتقد بود فروپاشی ایدئولوژیک، مقدم بر فروپاشی فیزیکال یک نظام است"، گفت: در طرفداران حرکت «لیبرالیزیشن» معتقدند که " آخرین انسان، انسان مدرن غربی است که نگاهش را از آسمان گرفته، سکولار فکر می کند، بر دو پایه اصالت لذت و اصالت سود می اندیشد، زیربنای انسان شناسی او، تأمین امیال غریزی و شهوانی است و عقل را در توجیه این امیال و غرایض به خدمت گرفته است." (بالاتنه را در خدمت توجیه امیال پایین تنه خرج کرده اند) فضلی نژاد افزود: این ها گفتند "شما نیازی به دین و عقیده و ایمان ندارید، انسان گرگ انسان است(توماس هابز)، در جامعه طبیعی که انسان ها می خواهند همدیگر را بخورند، باید قوانینی وضع کرد که با چنگ و دندان به جان هم نیفتند" وی ادامه داد: نظریه «جعل دموکراسی و قرارداد اجتماعی» که بین افرادی که در جامعه زندگی می کنند، منعقد می شود تا به دیگران تعرضی نداشته باشند، از این جا ظاهر شد. «جان لاک» در این رابطه می گوید: "هرکس باید به فکر خود باشد، خدا به فکر همه هست و این قوانین، باید تنظیم کننده رابطه انسان های به فکر خود باشد" . عضو مرکز پژوهش های موسسه کیهان ابراز داشت: تفکر لیبرال می گوید: "زیر چرخ توسعه اقتصادی، فقرا باید له شوند چرا که این فرآیند تاریخی اجتناب ناپذیر است." وی گفت: روشنفکران دینی ما که واژه «دین» را برای حفاظت خود قرار داده اند، مدعی هستند که ما توسط این تئوری های «پوپر» می خواهیم مسلمان میانه رو بسازیم. از سوی دیگر در همین زمان، اپوزیسیون خارج کشور شروع به تجلیل از این جریانات می کند. در حالی که امام(ره) این تجلیل را ننگ می داند و می فرماید: "ببینید چه کرده اید که این ها از شما تجلیل می کنند" فضلی نژاد با بیان نظریه سروش که "مدیریت فقهی، ناتوان از اداره جامعه کنونی و پاسخگویی به نیازهای بشر است"، افزود: بهروز خلیق نیز در همین راستا، می گوید: "جمهوری اسلامی، بر پایه مدیریت فقهی شکل گرفته، دیگر شما نمی توانید بر اساس احکام فقه، جامعه مدرن کنونی را اداره کنید چرا که فقه به نیازهای امروز نپرداخته است و بر اساس نظریه قبض و بسط، فقه باید نوسازی و بازسازی شود وگرنه صلاحیت اداره جامعه را ندارد و اگر بازسازی شود دیگر نیازی به اجرای آن توسط روحانیت نیست". وی با اشاره به اینکه امروز اندیشه احزاب «تکنوکرات» ما مبتنی بر این اساس است، تصریح کرد: در اندیشه دینی، مدیریت فقهی و علمی از هم جدا نیستند؛ پیامبر گرامی اسلام(ص) می فرمایند: "اگر در جامعه اسلامی، مومنی برای انجام کاری تقدم جوید در حالی که صلاحیت علمی آن را ندارد، او خائن به رسول خدا و قرآن است". فضلی نژاد ضمن اشاره به اینکه مقام معظم رهبری از سال 1371 فریاد کردند که جریان تهاجم فرهنگی ریشه در بیرون دارد، گفت: از شاخصه های لیبرال دموکرات های مسلمان(به ویژه از شهریور 1375) که شاه و جمهوری اسلامی برایشان فرقی ندارد، فاصله گرفتن از ولایت فقهی، عقلایی کردن تفکر اسلامی و مبنا قرار دادن رأی مردم است. وی با تأکید بر اینکه وجود تشابهات بسیار بین مقاله «بهروز خلیق» در 14مرداد 1371 با شاخص های موسسهRand برای مسلمان میانه رو و نیز نظریات فوکویاما و مایکل برانت، اتفاقی نیست، افزود: بر خلاف اظهارات برخی شخصیت ها، با توجه به این تشابهات کامل و طبق فرموده مقام معظم رهبری، «تهاجم فرهنگی»، «ناتوی فرهنگی» و «طرح براندازی از درون و انقلاب مخملی» توهم توطئه نیست. فضلی نژاد به نقل از اپوزیسون خارج کشور ادامه داد: "اپوزیسیون درون جمهوری اسلامی(با محوریت حلقه کیان)، ظرفیت بیشتری برای انجام ریفرم دینی دارد، اکنون جدال حاد و عظیمی در ایران در جریان است که باید در آن اثر گذاشت و نفوذ کرد، طرفداران فقه سنتی را تضعیف کرد و با طرفداران ریفرم تعامل داشت." مدیرعامل دپارتمان پژوهش های حقوقی ایران گفت: دکتر سروش، پدر معنوی حلقه کیان (متشکل از اصلاح طلبان یا ریفرمیست ها)، در سخنرانی خود در سال 1371 در دانشگاه اصفهان با موضوع «انتظارات دانشگاه» از حوزه می گوید: " وحدت حوزه و دانشگاه، یک وحدت سیاسی و جعلی است، حوزه در مقام قدرت است و دانشگاه را به سمت وحدت با خود سوق می دهد. در حوزه خدا ننشسته است که فتوا بدهد، پیغمبر و ائمه ننشته اند و هر چه تولید می کنند و می گویند، معرفت بشری و خطاپذیر است". وی با تأکید بر اینکه بشر بودن فقها، نافی تقدس احکام اسلام نیست و نمی توان منابع فقهی کتاب و سنت را به ماهیت بشری عطف کرد، اظهار داشت: بر پایه همین تفکر سروش، قداست مراجع دینی و روحانیت را شکستند، نظریه «تاریخی بودن قرآن» مطرح شد که در آن قرآن را بنا به بشر بودن پیامبر(ص)، خطاپذیر دانستند. "گفتند معصومیت با پیامبر(ص) خاتمه یافته و معصومیت و ولایت، تنها مختص او بوده است ..." و بدین ترتیب، شیعه 12امامی را نفی و روایات شیعه را مانند روایات سنی، تاریخی برشمردند. فضلی نژاد با بیان اینکه هر جا حرکت غیرعلمی در برابر این اندیشه ها، صورت گرفت، هواداران آن خواستار پاسخ علمی شدند اما زمانی که پاسخ های علمی از سوی علما و مراجع و محققین ارائه شد، آن را مغفول و پنهان نگاه داشتند، افزود: در تیرماه 1373، در مجله «فرهنگ و توسعه»، سروش در میزگردی با حضور سایر روشنفکران دینی، فرآیند «ایدئولوژی زدایی از دین» را پایه ریزی می کند. در حالی که امام خمینی(ره) می فرماید: " در دین، ساختار ایدئولوژیک هست، اجتهاد پویا هست(آنجا که حتی خصوصی ترین رابطه انسان با خدا نیز، تحت الشعاع غصب مال و حقوق دیگران قرار می گیرد)، سیاست با آن گره خورده و لازم نیست افراد قرائت های سیاسی از آن بدهند، اسلام در تمام سطوح و صبغه های انسان شناسی و معرفت شناسی، دارای موضع و تئوریست." وی گفت: دیگر لیدر اصلاح طلبان در سال 1384 پیرامون «سکولاریزم از نگاه ایرانی» می گوید: "دین اگر می خواهد بماند، باید به حقوق بشر تن دهد، حقوق بشر یک امر فرادینی است که دین باید خود را با آن سازگار کند". و رامین جهانبگلو نیز در کتاب«بین گذشته و آینده» خود، خودکشی را بسط تکنولوژی مدرن می داند! لذا به رسمیت شناختن حق بهائیان، هم جنس بازان و ... از نتایج چنین تفکریست. به عبارت دیگر در این تفکر، حقوق بشر مساویست با حقوق حیوان راست قامت؛ در حالی که اسلام اصل را بر کرامت انسانی نهاده و برای لحظه لحظه او برنامه دارد و ارزش قائل است. فضلی نژاد تصریح کرد: برای صورت بندی پروژه «ناتوی فرهنگی»، دو اصل مورد توجه قرار می گیرد؛ ابتدا «مداخله معرفت شناختی» که چنین القا می کند که ایدئولوژی شما سرشار از نفرت و خشونت و سمل سرخوردگی مسلمانان است(اندیشه لیبرال دموکرات ها) که صبغه پنهان این ایدئولوژی ستیزی، مبارزه با مهدویت است؛ چرا که آنان می خواهند ریشه همه اندیشه هایی که به مدینه فاضله ختم می شود را بزنند و بگویند دین مربوط به حوزه شخصی است، می خواهند اینگونه القا کنند که "حتی انبیا هم در تغییر نظم و جغرافیای عالم و مبارزه با ظلم و ستم، سرخورده شده اند و منجی وجود ندارد، شما قدرت به هم ریختن نظم و وضعیت موجود عالم و ایجاد مدینه فاضله ای (که خود بدان معتقدید) را ندارید." وی گفت: در مرحله دوم ناتوی فرهنگی نیز این سوال را مطرح می کنند که "باید ببینیم آدمی برتر است یا اندیشه؟"، تئوری فراماسونی در پاسخ به این سوال می گوید: "آدمی بر همه چیز برتری دارد" و تفکر لیبرال نیز می گوید: "مبنا، اصالت سود و لذت است"، سروش در آذر 1372می گوید: " آیا می توان کسی را به خاطر اهانت به اندیشه ای کشت؟ حالا نوبت این است که اسلام در خدمت بشر دربیاید و به خواسته های انسان مدرن نگاه کند و امیال او را برآورده سازد، کسی را به خاطر اندیشه باطلش نمی کشند، اما در تفکر دینی، چون اندیشه برتر از آدمیست، انسان را به پای آن فدا می کنند." و در پایان سال 1372 گفتند: "مشکل جامعه ایران این است که «عقیده» مستند حکومت قرار گرفته و دین در آن نهادینه شده است". فضلی نژاد ابراز داشت: اسلام سیاسی مانند ایدئولوژی مارکسیسم است که اولا می خواهد نظم عالم را عوض کند و مورد نفرت است و دوما مانند لیبرال ها می گوید آدمی برتر از اندیشه است. عضو موسسه پژوهشی کیهان در بخش پایانی سخنان خود در نوبت عصر همایش «سکولاریزم دینی و جریانات روشنفکری» در مشهد، سال 1373 به بعد را آغاز اباحه گری دانست و افزود: از اصلی ترین تئوری هایی که روشنفکران دینی در این دهه ساخته و پرداختند، نظریه «حکومت دموکراتیک دینی» بود که ما حصل جریان ریفرم دینی درباره ساختار حکومت است و ناظر بر این است که در جامعه دینی، ولایت فقیه، مصداق بیرونی ندارد، حکومت او بر دل هاست نه حکومتی که قوانین فقهی را بخواهد و بتواند اجرا کند و هرچه جامعه دینی تر شود، گریزداری انسان از دین بیشتر می شود. وی با تأکید بر اینکه هواداران این تئوری، با مقدمات فاسد، نتایج فاسد می گیرند، افزود: این ها می گویند هر چه مردم بگویند و بخواهند حق است، با سوء استفاده از سخن امام(ره) که میزان رأی ملت است، می گویند حکومت دموکراتیک دینی مشروعیت خود را از خواست مردم و آراء آن ها می گیرد نه از دین! و شعار «مردم سالاری دینی» می دهند در حالی که این اصل قانون اساسی را فراموش کرده اند که "مردم نمی توانند خلاف دین عمل کنند". عضو انجمن فدراسیون جهانی روزنامه نگاران در شیکاگو، در ادامه گفت: این ها مشروعیت سیاسی و مشروعیت کلامی را تفکیک کرده و مشروعیت کلامی را مرده توصیف نمودند و در مورد مشروعیت سیاسی نیز می گویند: "یکی از شاخص های حکومت میانه رو این است که میزان را خواست مردم بدانیم"؛ در حالی که در اندیشه اسلام، حق حاکمیت از آن خداوند و هر حاکمیتی، متفرع از آن است. وی با اشاره به اینکه فلسفه غرب، مبتنی بر نفی حق حاکیت است چه برای شاه ظالم و چه برای فقیه عادل، گفت: معتقدان به تئوری حکومت دموکراتیک دینی نیز می گویند:"ما به نفی و براندازی حاکمیت فکر می کنیم". فضلی نژاد ادامه داد: سروش در مقاله خود در کیهان با عنوان «درک عزیزانه امام از دین» می نویسد: "امام دین را عزتمند کرد و به انحطاط مسلمین پایان داد و اکنون در بیش از بیست کشور جهان، امکان انقلاب متأثر از اندیشه های امام می رود." وی گفت: در سال 1994نشریه «اکونومیست» می نویسد: "اصلی ترین مانع مهار بنیادگرایی دینی در ایران، روحانیت است." همچنین نشریه «راه توده» می نویسد: "اصلی ترین راه براندازی حاکیت در ایران، نشر آرایی است که با روحانیت مبارزه می کند". همزمان «ماهنامه کیان» در مقاله ای با عنوان «حریت و روحانیت» می نویسد: "مردان روحانی ما آزاده نیستند چرا که از راه دین ارتزاق می کنند و از حوزه های علمیه شهریه می گیرند؛ لذا نمی توانند نظریه پردازانی آزاد باشند و این نظریاتی که ارائه می دهند، تنها برای توجیه قدرت حاکم است زیرا این قدرت، پول آنان را تأمین می کند". این نویسنده روزنامه کیهان ضمن بیان اینکه طبق نظریه فوکویاما که مقدمه تخریب مرجعیت را روحانیت ستیزی می داند، فحاشی به روحانیت به خصوص از سال 1370تا 1376در رأس امور اپوزیسون داخل قرار گرفت، اظهار داشت: سروش در سخنان خود پیرامون اصلاح ساختار حوزه علمیه قم می گوید: "کار دین، کار عاشقان است نه کاسبان، روحانیت سقف معیشت را بر ستون شریعت استوار و دین را به دکان کاسبی برای خود تبدیل کرده، دوره دوره گذار است و ما باید فهمی از دین داشته باشیم که بین اسلام و دموکراسی، جمع کند". (یعنی جمع اسلام با یک نظام مبتنی بر قراردادهای اجتماعی که به تز خود مبنی بر چندشوهری زنان افتخار می کند) وی گفت: اما روحانیت به دنبال آشتی اسلام و دموکراسی نیست چون دموکراسی قائل به حقوق آدمیان نیست، لذا شیعه اگر آن را قبول هم بکند، آن را فرع و روش می داند نه اصل و ارزش. روحانیت با دموکراسی جمع نمی کند چون برای آزادی و حقوق بشر، کرامت و ارزش قائل است و نمی خواهد با یک انسان مسخ شده عهد اخوت ببندد. فضلی نژاد اظهار داشت: امام خمینی(ره) می فرماید: "باید هر صنفی و نظامی خود را از درون بازسازی کند و نگاه به خود داشته باشد و رو به آینده تا دشمن نتواند آن را از پای در بیاورد". مقام معظم رهبری نیز در پاسخ به این اتهام که «روحانیت کاسب کار است»، طی سخنانی، تأکید کردند: "حقوق روحانیت حتی از حقوق یک کارگر ساده هم کمتر است، این چه کاسبی است؟...» 13وی ادامه داد: در تیرماه 1374 توسط خبرنگار خبرگزاری ایرنا از بن آلمان، نظریه ای از سخنان محرمانه سروش منتشر می شود که حاکی از این است که دکتر سروش به صورت محرمانه در انجمن سیاست خارجی آلمان، ضمن سخنرانی در مورد آینده انقلاب اسلامی، گفته است:"انقلاب اکنون در دوره گذار به سر می برد و آینده ایران دیگر مذهبی نخواهد بود. ایران نیل به سمت ارزش های غربی پیدا کرده است، امروز روشنفکرانی که حامی نظام معرفتی غرب هستندف در ایران جولان می دهند و حکومت آینده ایران، یک حکومت لائیک که هم سانی و هم سازی بسیاری با غرب دارد، بر ایران حاکم خواهد شد." فضلی نژاد گفت: پس از انتشار این خبر، حملات سروش به روحانیت، سیر صعودی پیدا می کند و محافل روشنفکری و علمی و سیاسی و حوزوی، حساس می شوند که دیدار سروش با کسانی که اکثرا صهیونیست هستند، چه معنایی می تواند داشته باشد؟ و سروش نیز منکر وجود چنین جلسه ای می شود تا اینکه در 16مرداد، «هفته نامه نیمروز» نیز وجود این جلسه را در آلمان تدیید می کند. وی با بیان اینکه کتاب «سیر حکمت» محمدعلی فروغی و بسیاری کتب و متون دیگر درسی که در دانشگاه ها تدریس می شوند، سکولار هستند، تأکید کرد: این ها همه برای این است که به انحصار روحانیت در نظام آموزشی ایران پایان داده شود و ایران به فرهنگ باستان بازگردد و این گونه بود که جریان روحانیت ستیزی با فراماسونری پیوند خورد. فضلی نژاد به نقل از لیدر برجسته اصلاح طلبان در انجمن اسلامی دانشگاه تهران در سال 1370، ابراز داشت: "اسلام دچار خلأ تئوریک است و نظام امروز غرب مبتنی بر واقعیت؛ اما چون فقه مستدل اسلام تاکنون در غیبت به سر می برده، باید خود را بازسازی کند و خود را با واقعیت محک بزند، لذا نیاز به جریان ریفرم دینی دارد". وی با بیان اینکه اعضای کیان با شعار«همزیستی مسالمت آمیز» و «مردم سالاری دین»، آمدند تا به نام روشنفکری، علیه دین کودتا کنند، به نقل از امام خمینی(ره) تأکید کرد: "فقه مستدل اسلام، کجا از عرصه اجتماع غایب بوده است؟". نفوذ روحانیت تا دربار و حرمسرای قاجار بود، این نفوذ همان نفوذیست که مایکل برانت می گوید:"قم، پنجه در پنجه نظام سلطه همواره پیش رفته است". فضلی نژاد گفت: «محمدبرقعی»، در شماره 119 نشریه «پر» به سردبیری «رامین احمدی»، می نویسد: "بیم آن می رود که تهدیدهای کنونی علیه جریان کیان، به زودی منجر به تصفیه خونین شود چرا که سروش، تمام ارکان حوزه های علمیه و روحانیت را لرزانده است." (سروش به خاطر این حملات شدید به روحانیت، لقب «مارتین لوتر اسلام» را دریافت نمود.) عضو موسسه پؤوهشی کیهان بیان داشت: مجله «راه آزادی» به سردبیری«بابک امیرخسروی»، از مجلات استراتژیک اپوزیسیون، در شماره 43 خود از ائتلاف حلقه معرفتی کیان با روشنفکران غیر دینی خبر می دهد. و در کنگره آمریکا نیز 20میلیون دلار برای مبارزه روشنفکرانه در ایران اختصاص می یابد. وی افزود: در یک برهه زمانی که حلقه کیان و هواداران آن دست به جمع آوری امضا از متفکرین غربی در حمایت از سروش می کنند، امضای پروفسور «حامد الگار»، صاحب کرسی اسلام شناسی، در ماهنامه کیان جعل می شود و تکذیبیه او نیز مبنی بر عدم امضای چنین حمایت نامه ای، توسط این ماهنامه منتشر نمی گردد و پس از مدتی که این تکذیبیه توسط کیهان منتشر می شود، الگار می گوید: «من نگران آن هستم که این عده که به راحتی دست به جعل امضا می زنند، زیر پرده روشنفکری، قصد براندازی جمهوری اسلامی را داشته باشند». فضلی نژاد با اشاره به اینکه شورای روابط خارجی امریکا از سال 1385، تحقیقات وسیعی را پیرامون اسلامگرایان لیبرال آغاز نمود، ابراز داشت: به عقیده امریکا، سرمایه گذاری روی حلقه کیان، نتایج مثبتی چون نفی حکومت اسلامی ایدئولوژیک، تعریف حقوق بشر سکولار، تعریف حکومت دموکراتیک دینی بر مبنای علایق و خواسته های دینی مردم، اصلاح سازمان و تغییر ساختار صنف روحانیت و روش تدریس دین در حوزه ها را به دنبال خواهد داشت. وی گفت: بنابراین آمریکا به ویژه از اسفندماه 1375، سرمیه گذاری بیشتری روی این حلقه می کند به گونه ای که در بازه زمانی اسفند 1375 تا فروردین 1376، سروش و همراهانش در بیش از 40 برنامه در آمریکا، کاندا و انگلیس شرکت کرده و نظریات خود را تبیین می کنند و حتی سروش در «اوهایو»، خطبه عید فطر می خواند. نویسنده روزنامه کیهان بیان داشت: همزمان با این تبلیغات سروش در آمریکا، مقاله ای با عنوان «فرجام روشنفکری دینی» در نشریه «همشهری امروز» منتشر می شود که می گوید: "این ها دچار ثنویت هستند؛ یک خدای شارع دارند و یک خدا خالق، لذا برخی مواقع، انسان های مذهبی می شوند و نماز و روزه و ...به جا می آورند و برخی مواقع هم دچار مدرنیته هستند.... کنار بگذارید این ثنویت و تناقض را، نمی شود هم خدا داشت و هم سکولار بود». فضلی نژاد ضمن هشدار نسبت به رابطه نزدیک کیان با مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری و دانشکده حقوق و علوم سیاسی تهران، ادامه داد: در سال 1376، روشنفکران دینی گفتند: "دوم خرداد، پیروزی روشنفکری دینی بر تلقی فاشیستی از دین بود". وی با اشاره به اینکه حلقه کیان پس از دوم خرداد، به سه جناح «لیبرال دموکراسی»، «سوسیال دموکراسی» و «سکولار» تقسیم شد.گفت: مقام معظم رهبری در سال 1379 و همزمان با توقیف ماهنامه کیان، نشریات زنجیره ای همچون «جامعه روز به مدیرعاملی محسن سازگارا»، «راه آزادی»، «شهروند امروز»، «نشاط»، «هفته نامه راه نو»را پایگاه دشمن می دانند، چرا که مطالب مایکل برانت و نظریه پردازان سازمان سیا از دل این نشریات بیرون آمد. فضلی نژاد افزود: سروش به طور ناگهانی و در بحبوحه آشوب های دانشجویی سال 1378 به ایران می آید و آمریکا نیز بر این باور است که دیگر کار جمهوری اسلامی تمام است و به زودی دولت «نجات ملی» در ایران تشکیل خواهد داد. وی از دیگر اقدامات سروش در راستای پیشبرد طرح روحانیت ستیزی فوکویاما و مایکل برانت را سخنان وی در مورد مراجع تقلید برشمرد و گفت: سروش در سخنرانی12مرداد خود در مشهد، می گوید: "در مورد عدم تقلید از مراجع تقلید، هیچ خوفی نداشته باشید،عموم احکام دین که فقها در مسائل اجتماعی و سیاست مطرح می کنند، به قوت مشکوک است و مسلمان بصیر، نقاد و روشن بین باید دقت کند که نکند با عمل به این احکام، مستوجب عذاب الهی شود". فضلی نژاد اظهار داشت: سروش همچنین در شماره 46 ماهنامه کیان، در دفاع از حق ارتداد می گوید: "چرا مرتد را غده سرطانی فرض می کنید؟ در عصر اضطراب، اجرای مجازات محکوم به اعدام، معلق می شود.... اگر ما حق داریم، دیگران را به دین خود دعوت کنیم، آن ها نیز حق دارند ما را به دین خود بخوانند و علیه ما جهاد کنند". عضو انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران گفت: در 25تیرماه 1379، پس از انتشار خبر اختصاص بودجه 20میلیون دلاری کنگره امریکا جهت تقویت اپوزیسون داخل و خارج کشور، در روزنامه های زنجیره ای و روزنامه ایران، روشنفکران دینی، در توجیه این باج خواری، گفتند: "امام حسن و امام حسین(ع) نیز از معاویه صله دریافت می کردند". وی تصریح کرد: سروش در همایش «شریعتی و روشنفکری دینی» در شیراز می گوید: "همیشه آرزو می کنم که ای کاش چنین نشود که به حسین و فداکاری شهادت طلبانه او در کربلا نیازی بیفتد، قرن ها صبغه احساسی عاشورا را بیان کردند، الان باید به نقد عقلانی آن بپردازیم، دیگر سخن گفتن از آن ریاضت ها برای جنگ حق و باطل کافیست. دوران ریاضت انقلابی گذشت و اکنون هنگام شادخوانی مدنیست، اکنون دوران نقد علمی پروژه های دینی است. دیگر تبلیغ و دست مایه کردن احساسات مردم بس است. با این تبلیغات که روی عاشورا کردید، جان را ارزان کردید، شهادت طلبی خشونت می آورد، باید این چهره غیرمشروع خشونت انسانی را از چهره مدرن ایران پاک کنیم چرا که وقتی جان ارزان شد، کشته شدن و کشتن آسان می شود و وقتی کشتن آسان شد، خشونت زیاد می شود پس شهدات طلبی برابر است با خشونت". فضلی نژاد گفت: این سخنان سروش، دقیقا با نظریات پنتاگون و Rand همخوانی دارد که می گویند: "شرکای بالقوه ما کسانی هستند که میانه رو هستند" که از جمله تفکرات مورد قبول انان، لغو حجاب و حذف فقه از حقوق زنان است. وی در پایان این همایش و در بخش پرسش و پاسخ، در پاسخ به جایگاه حجتیه در توسعه سکولاریزم دینی گفت: از بیمارترین جریاناتی که سکولار می اندیشد، دین و سیاست را از هم جدا می داند و در حوزه فکر دینی ظاهر شده است، فرقه حجتیه است و لذا می بینیم که هر جا جهاد، روحانیت، فقه و عرفان از اسلام حذف می شود، پای سکولاریزم به میان می آید. فضلی نژاد با اشاره به سخن امام خمینی(ره) اظهار داشت: اسلام، اسلام عارفان مبارزه جوست، هرجا دیدید اسلام را تفکیک می کنند، بدانید دارند انسان را تفکیک و مثله می کنند چون اسلام جدای از انسان نیست". عضو موسسه پژوهشی کیهان در پایان همایش «سکولاریزم دینی و جریانات روشنفکری» در مشهد، ضمن بیان سخنی از امام(ره) مبنی بر این که این بسیج و این یاران امام زمان(عج) باید بدانند در کجای دنیا ایستاده اند، به کجا می روند و با چه توشه ای باید بروند، بر ضرورت توجه و تأمل بیش از پیش در سخنان مقام معظم رهبری و کاربردی کردن آن در جامعه تأکید کرد.
* در امتداد جریان روشنفکری دینی که شریعتی و بازرگان قبل از انقلاب پایه گذاری کردند، می توان سروش را دید اما سروش از این جریان انقطاع یافته و به جریان ملی مذهبی ها متصل شد. * سروش تا سال 1362 نماینده امام در شورای ستاد انقلاب فرهنگی و عضو سخنگوی ان بود. * امام خمینی(ره): تاریخ اسلام پر است از خیانت بزرگانش به اسلام * ماهنامه پَر به نویسندگی رامین احمدی از اعضای اپوزیسون داخل کشور که رویا حکاکیان، دختر برگزیده صهیونیستها و از نظریه پردازان پروژه براندازی نرم انقلاب در سیا، همسر اوست. * شهرت جهانی، ایجاد حاشیه امن می کند * مسلمان لیبرال = دایره مربع! |+|
سکولاریزم دینی و جریانات روشنفکری (1)
همایش سکولاریزم دینی و جریانات روشنفکری در مشهد برگزار شد
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در مشهد، همایش سکولاریزم دینی و جریانات روشنفکری با حضور پیام فضلی نژاد، عضو مرکز پژوهش های کیهان، 24مردادماه، در دو نوبت صبح و عصر در محل تالار اجتماعات سازمان مرکزی دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی برگزار شد. فضلی نژاد در این همایش در سه بخش تئوری های امنیتی در حوزه روشنفکری (بازخوانی کارنامه حلقه سیاسی معرفتی کیان)، شبکه سازی اسلامگرایان لیبرال و کیفیت براندازی تشیع تا سال 2010، و بررسی تطبیقی اردوگاه ها و سازمان های اطلاعاتی غرب به ایراد سخن پرداخت. وی در بخش اول سخنان خود به بررسی تئوری شیعه شناسی «فرانسیس فوکویاما»، نظریه پرداز ژاپنی الاصل متولد شیکاگو پرداخت و اظهار داشت: فوکویاما از اساتید اقتصاد سیاسی بین الملل، صاحب رساله مشهور «پایان تاریخ و واپسین انسان»، از فعالان اداره امنیت ملی آمریکا و موسسه مطالعات سیاسی خاورمیانه (Rand)، می باشد که در سال 1986، در سمیناری با عنوان « بازشناسی هویت شیعه» در اورشلیم، راهبردهای براندازی شیعه تا سال 2010 را بر اساس پژوهش هایی که در سازمان های تحقیقاتی آمریکا انجام شده بود، ارائه داد. فوکویاما در این سمینار، شیعه را دارای دو بال سرخ(عاشورا و شهادت طلبی) و سبز ( مهدویت و عدالت گرایی) معرفی کرده و می افزاید: "تشیع بعد سومی نیز به نام «ولایت فقیه» دارد که اگر حذف شود، راه برای تعرض به ساحت عاشورا و مهدویت هموار می شود." عضو فدراسیون جهانی روزنامه نگاران در شیکاگو اظهار داشت: فوکویاما در سمینار اورشلیم، ساخت دو مهندسی معکوس و صحیح را برای رویارویی با تشیع ضروری می داند بدین معنا که از مهندسی معکوس، برای براندازی و از مهندسی صحیح جهت ایجاد اقتدار پولیتیکال اندیشه دموکراسی در جهان می توان بهره برد. فضلی نژاد گفت: فوکویاما در رساله «پایان تاریخ و واپسین انسان» خود، ظهور لیبرال دموکراسی در جهان غرب را به مثابه پایان تاریخ قلمداد نموده و می گوید: "واپسین انسان(بوش) ظهور کرده و دیگر صحبت از مدینه فاضله معنا ندارد؛ چرا که مدینه فاضله، همین قلمرو و موقعیت جغرافیایی لیبرال دموکراسی غرب است و برای حفظ این گستره جغرافیایی، باید مهندسی معکوس انجام داد به گونه ای که ابتدا طبق تئوری «فروپاشی ایدئولوژیک»، امیال مسلمانان را تغییر داده و فرهنگ جهان اسلام را متأثر می کنیم و از طریق دگرگونی جهان بینی و ارزش های آنان، شهادت طلبی را به رفاه طلبی مبدل می کنیم . در واقع بدین ترتیب در فاز فروپاشی ایدئولوژیک، دو مداخله صورت می گیرد: مداخله معرفت شناختی که طی آن اسلام آمریکایی جایگزین اسلام ناب محمدی(ص) می شود و مداخله روانشناختی که طی آن ارزش های جامعه دگرگون می گردد." مدیرعامل دپارتمان پژوهش های حقوقی ایران، ابراز داشت: فوکویاما در ادامه راهبرد براندازی تشیع می گوید: " در مرحله بعد از فروپاشی ایدئولوژیک، از طریق اعمال مهندسی صحیح، مکتب جدیدی را که توسط آمریکا صورت بندی شده و در آن، عناصر عاشورا و مهدویت آنطور که ما می خواهیم، معرفی شده است، ارائه خواهد شد." فضلی نژاد در ادامه، ساخت فیلم های سینمایی به ویژه توسط هالیوود را از جمله اقدامات کاربردی برای تثبیت نظریه فوکویاما دانست و تصریح کرد: محققان سازمان های تحقیقاتی آمریکا و هالیوود پیش از ساخت این فیلم ها، با مطالعه و بررسی دقیق مجموعه روایت فتح، شیوه روایت و پینش دراماتیک آن را الگوبرداری کرده و در مقابل آن فیلم هایی ساخته اند که اندیشه های به اصطلاح «خیر» آمریکایی را در مقابل اندیشه های به اصطلاح «شر» اسلامی قرار می دهد و در این میان می توان به بسیاری از فیلم های «اسپیلبرگ»، همچون «جن گیر»، «سقوط شاهین سیاه» (با الگوبرداری از عملیات کربلای5) و نود (با سوءاستفاده از تئوری امام مبنی بر جنگ، جنگ تا رفع فتنه از عالم) اشاره کرد که براساس تئوری مهندسی صحیح فوکویاما تولید شده اند. نویسنده کتاب شوالیه های ناتوی فرهنگی گفت: فوکویاما در سخنان خود در این سمینار، می گوید:"ما باید عناصر تشیع را مصادره به مطلوب کرده و در قالب دلخواه خود ارائه دهیم." و برای این راهبردها و نظریات خود یک ضریب اطمینان نیز قرار می دهد و آن اینکه طبق سخن امام خمینی(ره)، که می گوید: "بکشید ما را که ما زنده تر می شویم"، هر چقدر شیعه را از بین ببرید، شیعه زنده تر می شود. فضلی نژاد ادامه داد: از سال 1987 به بعد، میز تشیع در سازمان سیا، به یک مرکز مستقل در اداره مرکزی اطلاعاتی آمریکا تبدیل شده و «مایکل برانت»، معاون ارشد این سازمان، مسئولیت این مرکز شیعه شناسی را بر عهده می گیرد و پس از اختصاص بودجه 40میلیون دلاری، تحقیقات وسیع و منسجم و هدفمندی در این مرکز بر روی انقلاب و شیعیان ایران و پاکستان آغاز می گردد. جاسوسانی در قالب متفکر، محقق و دانشجو وارد ایران و پاکستان می شوند لذا پس از این اقدام، شاهد نگارش و نشر رساله های دکترا در مورد عزاداری های شیعه هستیم؛ و در پی ائتلاف سرویس اطلاعات خارجی انگلیس(که از نظریه پردازان اصلی وهابیت به شمار می رود) با سازمان اطلاعات سیا، تجمیع اطلاعات این دو مرکز صورت گرفته و «بانک اطلاعاتی شیعه» پایه گذاری می شود.
عضو موسسه پژوهشی کیهان افزود: سازمان سیا بر اساس اطلاعات این بانک به این نتیجه می رسد که باید جریانی برای براندازی تشیع در جهان راه اندازی کند لذا پس از برنامه ریزی این طرح، یک سری اهداف و نتایج را تعریف نموده و تحت عنوان «بیانیه هدف» در اختیار جاسوسان سیا قرار می دهد. فضلی نژاد گفت: در بیانیه هدف، دو عامل براندازی مرجعیت شیعه به عنوان سرچشمه اصلی قدرت تشیع و عاشورا به عنوان سنگ بنای انقلاب ایران، عواملی معرفی می شوند که سیا باید تا سال 2010 بدان ها دست یابد. وی تصریح کرد: فوکویاما در تشریح علت تأکیدش بر براندازی این دو عامل می گوید: "انقلاب ایران نتیجه سیاست های اشتباه شاه نبود، بلکه در نتیجه ساختار مذهبی و منسجم جامعه سنتی ایران بود که اصالت قدرت را به روحانیت می داد و روحانیت نیز در رأس خود، نهاد مرجعیت را قبول دارد؛ مرجعیت در مقاطع مختلف، اهداف ما را مورد حمله قرار داده از جمله: فتوای آیت الله شیرازی که مانع ورود انگلیسی ها به ایران شد، امام موسی صدر که ارتش فرانسه را از لبنان بیرون راند و حزب الله لبنان... از سوی دیگر عاشورا نیز دومین عامل نقش آفرین در برپایی انقلاب ایران است چرا که حسین(ع)، در جوامع مسلمان و خصوصا ایران، حضور دائمی دارد و مردم برای در حزن دائمی به سر می برند و جنگ حق و باطلشان را بر اساس قیام حسین(ع) توجیه می نمایند." فضلی نژاد بیان داشت: فاز تحقیق در مرکز شیعه شناسی سیا، با ارائه بیانیه هدف و اختصاص 900میلیون دلار بودجه پنج ساله به پایان می رسد. همچنین فوکویاما در تشریح چگونگی تحقق و دستیابی به مفاد بیانیه هدف به منظور براندازی شیعه، می گوید:"اگر می خواهید تشیع را به عنوان یک مذهب درویشی محض و صوفی مسلک راکد به زانو درآورید، باید عاشورا و انتظار را از آن بگیرید و برای قیام مسلحانه علیه شیعه، پیش شرط آمریکایی «تفرقه بینداز و نابود کن» را دنبال کرده و در جهان از شیعه نفرت ایجاد کنید." فوکویاما در ادامه، رسوخ در هیئت های عزاداری و مستمعین سخنرانی های عاشورا از طریق پراکندن عزادارنما هایی که نسبتی با عاشورا و فرهنگ شیعه ندارند، شکار انسان های پول پرست و شاخص (مداحان)در هیئت ها جهت منحرف کردن اهداف و پیام و اصالت عاشورا و ارائه نوحه هایی شبیه پارتی به عنوان مرثیه را، از جمله راهکارهای ایجاد نفرت از شیعه در میان جهانیان برمی شمرد و طبق دستورالعمل آمریکا در جنگ سرد، بر این عقیده است که "سوژه را باید به گونه ای تربیت و تعقیب کنیم که کار ما را انجام دهد بدون اینکه مطلع باشد و هدف ما را دنبال کند بدون اینکه بداند دارد به نفع ما کار می کند." فضلی نژاد در این قسمت از سخنان خود، ضمن توصیه به دقت و تأمل بیش از پیش در رهنمودهای مقام معظم رهبری، به هشدار اکید ایشان به مداحان در مورد عدم ترویج خرافات، دامن زدن به تفرقه شیعه و سنی و تبدیل متن موسیقایی مرثیه ها به پاپ،اشاره کرده و افزود: آیت الله خامنه ای در این پیام صریحا می فرماند که "روح سنتی عاشورا را تبدیل به یک صورت مدرن بی هویت نکنید." وی گفت: آمریکا در کنار این طرح عملیاتی، نیاز به یک تئوری برای توجیه آن نیز داشت لذا مدعی شد که شیعه و سنی هیچ یک اصالت تارخی ندارند و هر دو به یک اعتبار دارای ارزش هستند و آن اینکه هر دو هویت تاریخی دارند و اسلام نه قرائت شیعی را برتر می داند و نه قرائت سنی را؛ این قرائت ها از شیعه و سنی، صرفا قرائتی تاریخی است. فضلی نژاد اظهار داشت: طبق این تئوری آمریکایی، اسلام دارای دو هویت تارخی و حقیقی است که هویت حقیقی، هیچ برتری برای شیعه نسبت به سنی قائل نیست و دقیقا مورد نیاز و پذیرش «طرح براندازی شیعه» در سازمان سیا می باشد. عضو انجمن نویسندگان و منتقدان سینمایی ایران تصرح کرد: آمریکا بر این عقیده است که «فتنه» در میان مسلمین باید داخلی شود چرا که وقتی اختلاف داخلی دامنه یافته و فتنه درونی ایجاد شود، نگاه مسلمین از آمریکا و اسرائیل و ... معطوف به خودشان شده و اهداف استکباری و استعمارگران سریع تر پیش خواهد رفت. وی افزود: فوکویاما دربخش دیگری از سخنان خود در اورشلیم می گوید: "این ها که در ایران انقلاب کردند، مردان مجاهدی بودند که «شهید» به دنیا آمدند و می خواستند نقشه جدیدی برای دنیا ترسیم کنند اما اکنون دیگر عصر انقلابیون شیعه و در رأس آن خمینی(ره)، عصر شهادت ها و ایثارگری ها به پایان رسیده است. فضلی نژاد اظهار داشت: آمریکا برای اینکه نکات فوق را جا بیندازد و به نتیجه «بیانیه هدف طرح براندازی شیه تا سال 2010»، دست یابد، گام سومی نیز برداشت که ناظر بر شبکه سازی اسلام آمریکایی در جهان به عنوان آخرین تئوری امنیتی سازمان سیا بود. لذا اخیرا پژوهشی در موسسه Randبا همکاری بنیاد «اسمیت ریچاردسون» انجام شد که بیان می دارد که ما در جوامع مسلمان با سه تیپ مواجه هستیم؛ سکولاریست های لیبرال که بر مبنای لیبرال دموکراسی و سرمایه داری غرب عمل می کنند، سکولاریست های ضد روحانیت که الگوی آتاتورک در ترکیه را در پیش گرفته اند و سکولاریست های اقتدارگرا مانند صدام و ناصبی ها که دین و سیاست را جدا می دانند اما به ارزش های لیبرال دموکراسی غرب، وفادار نیستند. این نویسنده روزنامه کیهان ابراز داشت: در طول این سال ها که دشمنان سعی در براندازی آرمان های تشیع دارند، شبکه هایی از اسلام آمریکایی را تأسیس کرده اند که سه سطح از فعالیت های سرویس های امنیتی سیا را در برمی گیرد؛ شبکه هایی که موجود بودند و در این طرح تنها تقویت شدند، شناسایی شبکه های بالقوه و ارائه راهبرد تقویت شبکه هایی که به اسلام آمریکایی نزدیک هستند. فضلی نژاد اسلام آمریکایی را به ویروسی هوشمند تشبیه کرد که به دقت می گردد و سوژه خود را می یابد. وی گفت: ویروس اسلام آمریکایی، بر اساس نظریه فوکویاما، ابتدا اسلام فقرا، مستضعفان( که به فرموده امام وارثان تاریخند) و انبیا را به اسلام سرمایه داری و شهادت طلبی را به رفاه زدگی، تبدیل می کند و از این مسیر، انسان هایی منفعل و محافظه کار می سازد که دنبال یک تئوری دینی برای توجیه امیال شهوانی و اهداف خود هستند. فضلی نژاد با اشاره به این سخن امام خمینی(ره) که "جمع بین آخرت خواهی و دنیاطلبی، جمع بین اسلام و سرمایه، محال است"، افزود: ویروس اسلام آمریکایی می خواهد این عناصر را با هم جمع کند و با استناد خود به دین، می خواهد بگوید این یک «اسلام میانه» است، در واقع این ویروس با آدم هایی سروکار دارد که می ترسند، محافظه کارند و در دام های غرب اسیرند و رهنمودهای امام را نمی بینند. عضو انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران با بیانن اینکه این ویروس به دنبال قرائت سازی از دین است، گفت: یک دفعه می بینیم از پیروان اسلام امریکایی سخنانی صادر می شود که می گوید "ما چه حق داریم در زمان غیبت نظام خود را به دنیا تحمیل کنیم و بخواهیم همه دنیا مسلمان شوند؟"، در حالی که امام(ره) می فرماید: "ما با خون خود اسلام را به همه دنیا صادر می کنیم و تابرافراشتن پرچم لااله الا الله از پای نخواهیم نشست، می کوشیم تا صهیونیزم، لیبرالیزم و کمونیزم را نابود کنیم." فضلی نژاد گفت: ویروس اسلام آمریکایی به دنبال ساخت مسلمانی لیبرال و میانه رو است؛ چنانکه پژوهش موسسهRand نیز بدان اشاره داشته و می گوید: "شاخصه های اسلام سکولار و مسلمان میانه رو، این است که به جمع میان اسلام و دموکراسی فکر می کنند، تعهد به دموکراسی لیبرال دارند، با جهاد مخالفند و جهاد اکبر را تنها جهادی می دانند که در شیعه مجاز شمرده شده و با سایر جهادها به عنوان خشونت غیرانسانی و حلقه ای از حلقه های تروریسم، برخورد می کنند، به جمع اسلام با ارزش های جدید غرب و مدرنیته معتقدند و اعتقاد به پلورالیزم دینی و قرائت های مختلف از دین دارند. عضو مرکز پژوهش های موسسه کیهان اظهار داشت: امروز با کمی دقت، کاملا می توان سیر تکمیلی این تئوری های امنیتی سازمان سیا در ایران را مشاهده کرد؛ امروز ما با کسانی در کشور مواجه می شویم که دنباله رو اسلام آمریکایی و لیبرال و معتقد به همزیستی مسالمت آمیز اسلام با دیگر فرق و ادیان بوده و قرائت های مختلف از دین دارند. فضلی نژاد تأکید کرد: اسلامی که امام با پیروزی انقلاب به جهان معرفی کرد، یک فرضیه مثل سایر فرضیه ها نبود؛ جهان در سال 1979 در جنگ سرد لیبرالیزم و کمونیزم به سر می برد، مدرنیته غرب نیز چون غذای فکری و معرفتی برای جهان نداشت، شعارهای زیبای حقوق بشر را به عنوان بیانیه ی اعلام وجود مدرنیته، به شکل بمب اتم بر هیروشیما فرود آورد و اکنون هم جنگ های پیشگیرانه در دنیا راه انداخته است. اما در این میان، امام خمینی(ره)، «اسلام عارفان مبارزه جو» را مطرح کرد و گفت اسلام حق همه است و نشان داد که دین اسلام یک دین خود به خود سیاسی و دارای حاکمیت است و نیاز نیست کسی قرائت سیاسی از آن دهد، دین اسلام جهاد دارد، موضع سیاسی و اجتماعی دارد، امام تمام عناصر خفته تشیع را بیدار کرد و به صاحبان زر و زور و تزویر گفت که یا اسلام را قبول می کنید یا ما به شما می قبولانیم. وی وجود امام(ره) را تبر ابراهیم بر پیکر اسطوره آمریکا و اوج این بت شکنی را در فتوای ارتداد سلمان رشدی و جمله معروف ایشان که "آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند"، متجلی دانست و افزود: پیش از امام(ره)، مسلمانان به دنبال غرب بودند اما امام آمد و گفت: "از امروز شما باید خود را با ما تطبیق دهید"، او هیچ گاه تهدید به ترور و جنگ نکرد اما اسلامی را که قرار است با غرب جمع شود، طرد کرد و گفت که این چنین اسلامی باید به موزه ها تاریخ سپرده شود. این نویسنده روزنامه کیهان ادامه داد: حاکمیت امام(ره) و زنده شدن عناصر خفته تشیع، به دعوای عقل و عشق، سیاست و دیانت، عارف و فقیه، فیلسوف و متکلم پایان داد و نشان داد که هم می توان عارف بود، هم می توان جهاد کرد، هم می توان دین دار بود و هم سیاست مدار؛ برخلاف عرفان های آمریکایی که انسان را به یک موجود منزوی تبدیل می کند. او نشان داد که راه حل های لیبرالیستی و مارکسیستی که ادعای درمان بیماری جوامع را دارند، از خود بیماری خطرناکترند. فضلی نژاد گفت: در رأس فتوحات امام، پس از پایان دادن به دعاوی فوق، جنگ عقیده صورت بندی شد که قلب گفتمان امام بود؛ چراکه حرکت امام خمینی(ره) در امتداد تاریخ اسلام و در امتداد جهاد پیامبر(ص) و علی(ع)، در راه حق علیه باطل بود. وی پذیرش قطعنامه 598 از سوی امام خمینی(ره) را اعلام جنگ عقیده به دنیا دانست و تصریح کرد: امام در پیام سال 1367 به کنگره عظیم حج فرمود: "جنگ ما جنگ عقیده است و مرز و جغرافیا نمی شناسد و در این جنگ باید بسیج سربازان امام زمان(عج) را در سراسر دنیا به راه اندازیم. به جوانان عزیز عرض می کنم که شراره کینه انقلابی تان، جهانخواران چپ و راست را به وحشت انداخته، بغض و کینه عملی خود نسبت به شرق و غرب را ، در سینه نگه دارید و با خشم و غضب به آن ها بنگرید..." فضلی نژاد با اشاره به برهه ای از تاریخ اسلام که در آن عده ای، به علی(ع) گفتند: یاعلی! اکنون پس از دو دهه در حالی به حاکمیت رسیده ای، که کسانی که روزی با آن ها جنگیدی، جزو مسئولین و دست اندرکاران جامعه هستند، از آنها عذرخواهی کن و علی(ع) فرمود: "من عذرخواهی نمی کنم زیرا به کسی بدهکار نیستم، جنگ های ما عقیدتی بود، اگر خون بهایی می خواهند، بروند از حق بگیرند. که کمرشان را شکست."، ادامه داد: در تاریخ انقلاب اسلامی نیز شاهد تکرار چنین واقعه ای هستیم به گونه ای که هنوز پیام امام(ره) منتشر نشده بود که عده ای از روشنفکران آمدند و تلاش کردند تا انقلاب را وادار به عذرخواهی از دنیا کنند. از سال 1363 در ماهنامه «کیهان فرهنگی» نخستین منازعات پیرامون سازه های انقلاب و اندیشه امام(ره) آغاز شد. وی ضمن بیان نظریه امام(ره) در مورد تمدن غرب که "این تمدن غرب، تمدن نیست، انسان را رو به تباهی می برد، این توحش است، اساس انسانیت در غرب نیست."، اظهار داشت: این عده از روشنفکران، با نظریات «مارکز لوپر»، به جنگ «مارکسیسم» آمده بودند مانند عبدالکریم «سروش»؛ این ها شروع کردند در باب غرب و غرب شناسی، مجادلاتی آغاز کردند و اینکه آیا باید غرب را «کلی» دید که رو به توحش می رود یا دارای اجزائی دید که می توان با آن التقاط و همزیستی داشت؟ (همان اسلام مارکسیستی التقاطی که در سازمان مجاهدین خلق نمود یافته) عضو انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران گفت: این منازعات و مداخلات، در سال های 65و 1364، با بازخوانی کارنامه روشنفکران ایران قبل از مشروطه به بعد، چهره ای جدید به خود می گیرد و با این تز که "باید به متفکران مشروطه، اعم از با دین و بی دین نزدیک شویم، و ببینبم اگر ما جای آن ها بودیم و با آن سوالاتی که در ذهنشان مطرح بود، آیا دنباله روی غرب و روشنفکران غربی نمی کردیم؟"، این عده آمدند و روشنفکرانی را مورد ارزیابی قرار می دهند که امام(ره) فرمود: "این ها روشنفکران مرتجعی هستند که خود را به بدتر از فساد و فحشاء کشیده اند". روشنفکرانی چون میرزا محکم خان ارمنی، مسیحی که به دروغ تظاهر به اسلام می کرد، پایه گذار انجمن های سری فراموش خانه فراماسونری، سردبیر روزنامه قانون، مشاور صدارت عظمی در دربار ناصرالدین شاه و مجری سیاست «پرهیز از رویارویی مستقیم و فتنه و بحران از درون» که امروز نسخه کارهای او، از روشنفکران ما و سازمان سیا دل برده است، «مایکل برانت» رئیس مرکز شیعه شناسی سازمان سیا در کتاب خود می نویسد: "ما در جامعه ایران نمی توانیم مستقیم با اسلام درگیر شویم چون منبع تغذیه اش روحانیت است؛ شیعه را از درون دچار بحران کنید، ما باید در ایران، در انجمن ها توسط معرفت تجربی و حسی لیبرال، عناصر سکولاریزم و لیبرالیزم را از درون اندیشه اسلامی بیرون بکشیم... " یعنی همان استفاده ابزاری از دین! فضلی نژاد ابراز داشت: بدین ترتیب، نخستین روشنفکران ایرانی که در لژهای ماسونی تربیت می شدند، یاد گرفتند که چگونه سخن بگویند که «هستی شناسی» و «فرجام شناسی» آنان به لیبرالیزم ختم شود. و ما اکنون می بینیم که همین تز (تز میرزامحکم خان) را «مصطفی ملکیان»، از نظریه پردازان سابق مجله نقدونظر حوزه، در «ماهنامه آفتاب» ارائه می کند و می گوید: "امروز روشنفکران بی دین و سکولار اگر از ادبیات مذهبی استفاده نکنند، زبانشان در جامعه نهادینه نخواهد شد. اگر می خواهند توفیقی در میان عامه مردم بیابند، باید از الفاظ دینی استفاده کنند." وی گفت: از سال 1365، جریان روشنفکری ایران که نام «روشنفکری دینی» را بر خود نهاده بود، اعلام کرد که "ما در بخش هایی باید راه روشنفکران صدر مشروطه را ادامه داده و قرائت جدیدی از اسلام بسازیم که با «مدرنیته»، «دموکراسی» و «لیبرالیزم» سازگار باشد" که دکتر سروش از مدعیان پایه گذاری چنین اسلامی شد. فضلی نژاد در این بخش از سخنان خود، ضمن یادآوری تبیین به موقع و هشیارانه جریان ارتجاع روشنفکری توسط مقام معظم رهبری در این برهه زمانی، افزود: تاریخ روشنفکری دینی هیچ گاه جریان ضد دین نبوده است و تاریخ تحول روشنفکری نشان داده که پروژه میرزامحکم خان در لژهای ماسونی( که ما باید با دین علیه دین کودتا کنیم)، برآمده از انجمن های سلطنتی لندن، فرانسه و .. بوده است. وی گفت: «فتحعلی آخوندزاده»، کلنل ارتش فرانسه از «تفلیس» برای زنان ا ایرانی نظریه پردازی می کند و تعدد زوجات را ستمی دائمی بر زنان می داند. این ها همه از آثار ویروس آمریکایی است که نه تنها باعث کوری و نفهمی آنان می گردد، بلکه باعث می شود این ها جعل تاریخ هم بکنند، تاریخ را به روایت خود ورق بزنندو تقابل مدیریت فکری و علمی بسازند. مدیرعامل دپارتمان پژوهش های حقوقی ایران، سال 1365 را آغاز حرکت «ری فرمReform » دینی خواند و تصریح کرد: نخستین پایه های نظریه «تکامل معرفت دینی» بنیان گذاشته شد که بر طبق آن هر کس باید دین دار عصر خویش باشد. در سال 65، همزمان با آغاز حرکت ریفرم دینی، حرکت اصلاحات نیز آغاز شد که مدعی بود: "ما بر اساس حرکتی که غرب پس از رنسانس در پیش گرفت و تئوری جدیدی را ارائه داد، ریفرم دینی و سیاسی انجام می دهیم." وی اظهار داشت: از این تاریخ به بعد، مقالات و اصلی ترین تئوری های روشنفکران بر اساس نظریه «تکامل معرفت دینی» یا «قبض و بسط تئوریک شریعت» (شریعت صامت)، ارائه می شد. فضلی نژاد گفت: پروژه «پروتستانیزم اسلامی» که از پیش از مشروطه ( میرزامحکم خان: باید ریفرم مذهبی را در تشیع آغاز کرد/ فتحعلی آخوندزاده: باید رنسانس اسلامی پدید آید) آغاز و در سال 1365 کلید خورد، ریشه مسیحی داشت و امر نویی در ایران پس از انقلاب نبود اما روش شناسی و شاخص های جدیدی را که صورت بندی کرد، ساختار جدیدی را در نظریه تکامل معرفت دینی صورت بندی کرد و این ها اگرچه ادعا کردند که "ما از ابتدای انقلاب در پی ساخت سازه های ریفرم بوده ایم"، اما نخستین بار در اردیبهشت 1367، در نشریه «کیهان فرهنگی»، منتشر کردند، به طوری که به شکل سلسله مقالات تا 1369 ادامه یافت و در این بازه زمانی، با نظریات زیر ساخته شد: ۱. همه علو و معارف بشری، به هم پیوسته هستند و ما این مجموعه به هم پیوسته علوم و معارف بشری را «جغرافیای معرفت» نام می نهیم. ۲. همه علوم و معارف در معرض تغییر و تحول هستند و این «جغرافیای معرفت» نیز از این قاعده مستثنی نوبده و مدام در حال تحول است و این تغییر، باعث تحول همه علومی می شود که در این نظریه معرفتی حضور دارند. ۳. دین و فهم دین، یک معرفت بشری است و اصل دین ثابت است و دست نیافتنی. لذا هیچ بشری نمی تواند در اصول آن اجتهاد کند، اما فهم دین، متغیر و امری بشری است، آن چیزی که امروز به نام اسلام می شناسیم و در فقه و عرفان متجلی شده است، زاده تفکر بشر است و صبغه الهی و قدسی ندارد و فقط اصل دین که همان وحی و قرآن است، دین قدسی است که دست ما به آن نمی رسد و مثل یک طبیعتی است که صامت است و در سکوت به سر می برد و ما با این برداشت هایی که از این طبیعت دینی داریم، به آن صبغه ناطق بودن می دهیم که این صبغه، همان فهم بشری از دین است و این فهم بشری است که «فقه و شریعت صامت» را ناطق کرده و در جغرافیای معرفت قرار داده است و امروز که عصر مدرنیته است و همه چیز از جمله جغرافیای معرفت در حال تحول هستند، طبعا دین و فهم بشری از دین نیز دستخوش تغییراتی می گردد. هدف نهایی نظریه «قبض و بسط تئوریک شریعت»، این است که "امروز که جغرافیای معرفت توسط جهان مدرن دگرگون شده، کسانی اجازه اجتهاد در اصول دارند که این جغرافیای معرفت را شناخته و بر آن مسلط باشند، از سوی دیگر چون روحانیت از سنت و جمود فکری تغذیه می شود، لذا دیگر صلاحیت اجتهاد در دین را ندارد و امروز روشنفکری دینی، سلاح دفعا از دین است نه روحانیت." عضو موسسه پژوهشی کیهان بیان داشت: این نظریه که نسخه بالینی حرکت اصلاحات و ریفرم دینی شد، توسط بسیاری از شخصیت ها از جمله، صادق لاریجانی( در کتاب نقد نظریه تکامل معرفتی) و آیات عظام جوادی آملی و مصباح یزدی مورد نقد قرار گرفت و مناظرات بسیاری نیز در «کیهان فرهنگی»، میان دکتر سروش و لاریجانی مطرح شد و لاریجانی نشان داد که تکاملی در قبض و بسط نیست. وی گفت: دکتر سروش از سال 1370 به بعد، هیچ گاه حاضر به مناظره حضوری در این مورد نشد. اما در جلسه خصوصی که به گفته یکی از روحانیون با آیتا الله مصباح یزدی داشت، مبانی نظریه تکامل معرفت دینی را به تفصیل مطرح می کند. در این دیدار که پنج تن از محرمان راز طرفین برگزار شد، سروش درخواست دیداری خصوصی تر را می دهد که این جلسه چندی بعد در محل اقامت آیت الله مصباح برگزار می گردد و طی این جلسات، آیت الله مصباح نشان می دهد که بنیان های این نظریه مبتنی بر استقرا و تالی فاسد می باشد که توجیه علمی و منطقی ندارد.
فضلی نژاد با بیان اینکه پس از این دیدار دیگر سخن در مورد فلسفه از هواداران نظریه تکامل معرفت دینی شنیده نمی شود، افزود: از سال 1374 نیز حلقه «کیان»، متشکل از 107نویسنده، روزنامه نگار و شخصیت های سیاسی، با امضای بیانیه ای اعلام موجودیت می کند. |+|
نعيم قاسم:
به گزارش خبرگزاري رسا، شيخ نعيم قاسم دبيرکل حزب الله لبنان روز گذشته با مجتبى فرودسيپور كاردار سفارت ايران در بيروت و هياتى متشكل از اعضاى سفارت و خانوادههاى چهار ديپلمات ربوده ديدار داشت و هيات ايراني را از اقدامات انجام شده براى آزادى اسراي در بند اسراييل و پيگيريهاى صورت گرفته توسط حزبالله مطلع نمود و بر اهتمام و توجه همگان براى مشخص شدن سرنوشت چهار ديپلمات ايرانى ربوده شده تاكيد كرد.
در همين راستا علامه سيد محمدحسين فضلالله نيز در ديدار با اين هيئت ايراني بر ضرورت مشخص شدن همه امورى كه به ربوده شدن اين چهار ديپلمات انجاميد تاكيد كرد. وى بر نقش قانونى و وظيفه اخلاقى حكومت لبنان براى مشخص شدن سرنوشت اين چهار ديپلمات تاكيد كرده و بيان نمود كه خانوده اين ديپلماتها بايد از جزئيات اقدامات انجام گرفته مطلع شوند.
وى اين موضوع را يك موضوع كاملا انسانى دانست كه ويژگى اسلامى نيز دارد، زيرا اين چهار ديپلمات، نماينده كشوري اسلامى بودند كه در گذشته و حال در مسائل حساس يار و ياور لبنان بوده است.
علامه فضلالله به نقش فراموش شده سازمان ملل در اين موضوع تاكيد كرد، زيرا اين ديپلماتها بخشى از نهاد بينالمللى بوده كه جايگاه قانونى در معاهدات بينالمللى و انسانى دارد.
وى نسبت به خطرات طبقهبندى مسائل انسانى هشدار داد و گفت: « نبايد به مسائل انسانى مختلف با دو ديد توجه نمود به عنوان مثال به مسائلى كه در مورد يهوديان رخ مىدهد، اهميت داده مىشود ولى به مسائلى كه براي ساير افراد و ساير اديان وساير نژادها اتفاق ميافتد، بىتوجهى ميشود».
سخنگوى هيئت ايراني در پايان ديدارها تاكيد كرد كه ممكن است اخبار خوشى را در اين مدت در مورد ديپلماتهاى ربوده شده بشنويم. خانوادههاى چهار ديپلمات ايراني در مصاحبه خبرى خود تاكيد كردند بر اساس اخبار واصله از اسراى آزاد شده، اين چهار ديپلمات هنوز زنده هستند. ***** گزارش حزب الله درباره رون آراد به اسرائیل ارائه شد تبادل اسرا ميان لبنان و رژيم صهيونيستي پنجشنبه آغاز ميشود سيد حسن نصرالله دولتمردان اسراييلي را به زانو در آورد بازخواني حادثه ربايش4ديپلمات ايراني در گفتوگو با محتشميپور دستور رئیس جمهوری لبنان برای پیگیری موضوع 4 دیپلمات ایرانی باید تا باز شدن گزارش تل آویو منتظر ماند
|+|
کاش هر روز 14تیر بود!
باز هم ۱۴ تیر و بازار داغ چهار دیپلمات! و طبق رسم معمول فردا خبر دیگری تیتر رسانه های داخل و خارج خواهد شد ...
غافل از اینکه برای خانواده های چهار دیپلمات و آن ها که هنوز رسم انسانیت و برادری را از یاد نبرده اند، هر روز ۱۴تیر است و هر شب کابوس این جنایت تکرار می شود... رسانه ها، بیش از ربع قرن اسارت و سکوت و برخورد دوگانه را سال به سال در ۱۴تیر می شمرند و اعلام سالگرد می کنند و تمام! غافل از اینکه مادری چشم به راه، ۲۶ سال فراق فرزندش را، نه روز به روز، که ثانیه به ثانیه، می شمرد... کاش برای رسانه ها، مسئولین، سفارتخانه ها، سازمان های بین المللی و مدعیان حقوق بشر نیز هر روز ۱۴تیر بود ... همان طور که هر روز، روز فوتبال، روز "رون آراد"، روز سینما و ستاره های آن، روز دو نظامی اسیر اسرائیل در دست حزب الله، روز تروریسم و نقض حقوق بشر در ایران، روز هلوکاست و روز ... است! و این قصه دردی است که نهایتی نمی شناسد! ********** 26 years of cattivity and silence in the heart of the sivilized world
***** گزارش رژیم صهیونیستی درباره چهار دیپلمات ایرانی ابوطالب: مطمئن هستیم که این 4 نفر تحویل اسراییل شده اند خبر خوش نصرالله به خانواده چهار ديپلمات ايراني اسرائیل موظف به ارائه اطلاعات درباره سرنوشت 4 دیپلمات ایرانی است پيچ و خمهاي ديپلماسي پيروز تبادل اسرا سفارت ايران: چهار ديپلمات ايراني زنده هستند سفر خانواده چهار ديپلمات ربوده شده ايراني به لبنان پاسداشت جاويدالاثر حاج احمد متوسليان رژيم صهيونيستي مدعي شد: فالانژها چهار ديپلمات ايراني را کشته اند اسرائيل سعي در سلب مسئوليت از خود در قبال ديپلمات هاي ايراني دارد همايش همبستگي با خانواده هاي ديپلمات هاي ربوده شده ايران در لبنان دولت لبنان باید پرونده دیپلماتهای ایرانی را باز نگه دارد سفر خانواده چهار ديپلمات ربوده شده ايراني به لبنان منزل پدري حاج احمد متوسليان «خانه شهيد محله» ميشود حسرت وداع آخر با احمد هنوز بر دلم مانده است يادي از فرمانده بسيجي سپاه محمد رسولالله(ص) پیام رئیس جمهور به یادواره سردار احمد متوسلیان
|+|
|