|
هــذا من فضــــل ربــی
![]() سلام بر مهدی؛ موعود انسان ها «من اعتقاد دارم خداي بزرگ انسان را به اندازه دردو رنجي كه در راه خدا تحمل كرده است، پاداش مي دهد و ارزش هر انساني به اندازه درد و رنجي است كه در اين راه تحمل كرده است و مي بينم كه مردان خدا بيش از هر كس در زندگي خود گرفتار بلا و درد و رنج شده اند، علي بزرگ را بنگريد كه خداي درد است، كه گويي بند بند وجودش با درد و رنج جوش خورده است. حسين(ع) را نظاره كنيد كه در دريايي از درد و شكنجه فرو رفت كه نظير آن در عالم ديده نشده است. زينب كبري(س) را ببينيد كه با درد و رنج انس گرفته است. انسان گاهگاهي فراموش مي كند، فراموش مي كند كه بدن دارد، بدني ضعيف و ناتوان كه در مقابل عالم و زمان كوجك و آسيب پذير است. فراموش مي كند كه هميشگي نيست و چند صباحي بيشتر نمي پايد، فراموش مي كند كه جسم مادي او نمي تواند با روح هم پرواز شود، لذا اين انسان احساس ابديت، مطلقيت و غرور و قدرت مي كند، سرمست پيروزي و اوج آمال و آرزوهاي دور و دراز خود، بي خبر از حقيقت تلخ و واقعيت هاي عيني وجود، به پيش مي تازد و از هيچ ظلم و ستمي روگردان نمي شود. اما درد آدمي را بيدار مي كند و به خود مي آورد. روح را صفا مي دهد. نخوت و فراموشي را از بين مي برد. حقيقت وجود او را به آدمي مي فهماند و ضعف و زوال ذلت خود را درك مي كند و دست از غرور كبريايي بر مي دارد و آن را توجيه نمي كند..» عارف شهيد مصطفی چمران بارالها! مرا لحظه اي از درد عشقت محروم مساز كه غمت از هر چه شادي دلگشاتر ... منوی اصلی
پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
آذر 1388
آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
موعود
پیامبر اعظم(ص) آی آدم ها چهار دیپلمات پایگاه اطلاع رسانی 4دیپلمات ربوده شده ایرانی یاران احمد با شاهدان اعجوبه قرن خميني زمان مردی در قلب طوفان مهدي آنيلي عدالتخانه مطالبه صبح تبيان رسانیوز فارس نیوز جهان نیوز رجانیوز کاوش(خواهر گلم) پژواک(خواهر کوچیکه) عکاس مسلمان خبرنگار مسلمان یادداشتهای یک طلبه خبرنگار آرمان خواهی بایکوت فتح المبین شير در زنجير كجايند مردان بي ادعا فاتح كردستان سبكبالان خراميدند و .... مصباح نیوز مجنون ولايت بازمانده سيب خوشبوي من يا لثارات الحسين مصائب احمدی نژاد پاسداران پاسخگویی وبلاگ نویسان مسلمان یادنامه حامیان دولت اسلامی الف هفت دولت آزاد نجف زاده فکه نرجس ساجد پایگاه های مهدوی راشل کوری روزنوشت های جانبازی حدیث نفس لوح راست قامتان طلبه ای از نسل سوم قدسنا سعید ابوطالب قطره تا فتح مکه... صهیونیزم پژوهی سیطره پلخمون بهشت جوانان عدالتخواه خواستم کاری کنم ... سیاه مشق اسرائیل باید از بین برود منطقه ممنوعه اتحادیه انجمن های اسلامی حرفهای خودمونی من اخلاق در خانواده سهیل کریمی سردار بی نشان خـــــــاک تأملات لایه های پنهان برای آزادی ما در شب تاریخ تا صبح بیداریم منتظر بیداری ربذه نان نائب برعلی چه گذشت؟ ابراهیم در آتش خبرنگار خراسان انتهای افق دانشجویان حامی قدس سیرت همه چی در مورد اونا از همه جا گردان کمیل عملیات قلم رنجه اندیشه درخشان عترت نسیم مطهر ذیغار اقتصاد پنهان دهخدا روزنامه مرکز اسناد انجمن سیاسی استاد جلائیان دائرة المعارف فقه اسلامی فارسی به عربی کلینیک طب ایرانی رهپویان وصال از الف رحمی به حال خود نما enviromental health کوکب هدایت بهداشت محیط دولت اسلامی لذت احمدی نژادی بودن نامحرمانه چرا احمدی نژاد؟ رئیس جمهور بدون حزب موبایل مبارز شمیم قدس شمیم نرجس هم مسلکان کافه اندیشه اتحدوا فصل آگاهی صحیفه نور فصل انتظار مرصاد عدالتخواهی سلام بر حاج احمد متوسلیان پاورقی پاییزی کماندار طالب یار منتظران ظهور لاله زار پایگاه های مهدوی آخوندها از مریخ نیامده اند بانوی شرقی تخریبچی دوران حوزه علمیه خواهران مشهد به روایت خبرنگار خبرگزاری آینده روشن دیده بانان انقلاب شیعیان سید مرتضی آوینی پاکمردان داوودآبادی بزمانه زیارت آل یاسین با صدای سیدحسن نصرالله کانون فرهنگی شهدا ده نمکی پای بست کربلای جبهه ها یادش بخیر دکتر عباسی مجید زواری مهرپویا ساجد ابالفضل العباس از مقاومت تا مقاومت آیت الله سیستانی کتابخانه آستان قدس رضوی فداییان مهدویت پخش زنده شبکه های صدا و سیما بسیج دانشجویی امیرکبیر سایت جامع شهید آوینی داور الفاتح دیوار انصارالشهدا دست نوشته های یک انجمنی شهدای گمنام شلمچه محاکمه سازمان ملی جوانان کنگره شهدای خراسان شورای عالی انقلاب فرهنگی آهستان وکیل الرعایا رضا امیرخانی کیستی ما یادداشت های یک خبرنگار عروج استقامت شیمیایی عدالتخانه اسلام ناب محرمانه آنتی صهیونیزم الحدید دیار رنج الگوی مصرف فکر جوان پروفسور حسابی مارگزیده طلبه بلاگ درد جاودانگی شوق عهد زمزمه های دلتنگی مبلغان هنرمند :: قالب ساز :: پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
تعداد بازديدها:
RSS
![]()
|
به رنگ انتظار
از زمین دل برگیر که به کس دل ندهد؛ با من ای دوست بیا... پاییز درد...
رفتی و بعد تو پاییز درد؛ نمی دانی ای گل که با ما چه کرد.......
|+|
پرواز در سکوت....
در سکوت با خود کلنجار رفتن،
واژه ها را در دهان چرخانيدن و طعمِ گسِ کلماتِ کال را چشيدن؛ تا مي خواهم کلماتِ متورم شده را بیرون بریزم، يک ساعت دو ساعت چند روز چند ماه و چند سال است که واژه ها در انتظارند؛ در انتظارِ شکستن، پر گرفتن .... خيلي سخت است تا کلمات بياموزند در سکوت، به تماشا نشستنِ رفت و آمدها را گفتارها، پندارها و کردارها را آن هايي که خود را بزرگ جلوه مي دهند، حتي، آسان نيست واژه ها را سرِ عقل آوردن سکوت، تسليم نيست سکوت رضا نيست سکوت ترس نيست سکوت ضعف نيست سکوت سکون نيست و باور کرد که : زيباست در سکوت زيستن در سکوت کاويدن و به معنا رسيدن در سکوت ريشه دوانيدن و گسترش يافتن در سکوت پرواز کردن |+|
رسم دنیـا...
هر که خوبی کرد زجرش می دهندِ
هر که زشتی کرد اَجرش می دهند باستان کاران تبانی کرده اند عشق را هم باستانی کرده اند هرچه انسان ها طلایی تر شدند عشق ها هم مومیایی تر شدند اندک اندک عشق بازان کم شدند نسلی از بیگانگان آدم شدند.... |+|
بیچاره حجـــــــــاب!
دختران در ترکيه در فشار براي برداشتن حجاب مي گريند
تظاهرات دختران محجبه ترکيه اي
*** برخورد با دختران با حجاب مسلمان در فرانسه
*** اما....
حجاب اجباری در اُم القرای جهان اسلام!
![]() به راستی فرق این دو در چیست؟
گذشته از برخی کم کاری ها و پرکاری ها! گویا این ها نمی دانند یا نمی خواهند بدانند یا از یاد برده اند که:
زمانی خبرنگاری از دکتر شریعتی پرسید: به نظر شما چه لباسی را به زن امروز بپوشانیم؟ دکتر شریعتی در جواب گفت: نمی خواهد لباسی بدوزید و بر تن زن امروز نمائید؛ فکر زن را اصلاح کنید او خود تصمیم می گیرد که چه لباسی برازنده اوست.
|+|
به کجا می کشانیم؟
.... می دونی تازه رسیدم خونه، می دونی خستم..
می دونی خیلی کار دارم... می دونی تازه سیستمو با یه مکافاتی روشن کردم و با این سرعت بی نظیرش!باید تا پاسی از شب پاش بشینم ..... می دونی این هفته هر روزش امتحان دارم... می دونی ساعت هفت شبه ... می دونی...... اما؛ یادم میندازی که تو فروشگاه جاش گذاشتم... تا با اونجا تماس بگیرم و تلفنش قطع باشه، تا مجبور شم دوباره برگردم فروشگاه و پیداش کنم.... تا تو خماریش بمونم که چرا باید اینطور بشه و هنوز پام به خونه نرسیده دوباره برگردم دنبالش.... اما این حیرت خیلی هم طول نکشید! تو مسیر برگشت بدجور شوکم کردی! تازه فهمیدم چرا منو کشوندی، اینطوری! این وقت شب و به این صحنه! آخه قربونت برم من که گفتم چشم؛ هرچی تو بگی؛ من که حرفی ندارم! درسته گاهی درددل می کنم اما خوب می دونی قصد شکوه ندارم! قول دادم، قبول؛ باید سر قولم باشم، چشم هستم... پس خواهشا دیگه اینجوری امتحانم نکن! دیگه این چیزا رو نشونم نده! باشه؟ می ترسم... خیلی...
|+|
عشق هایم اشتیاقی ساده بود...
...کودکی هایم اتاقی ساده بود قصه ای دور اجاقی ساده بود شب که می شد نقش ها جان می گرفت روی سقف ما که طاقی ساده بود می شدم پروانه خوابم می پرید خواب هایم اتفاقی ساده بود
زندگی دستی پر از پوچی نبود بازی ما جفت و طاقی ساده بود قهر می کردبم یه شوق آشتی عشق هایم اشتیاقی ساده بود ساده بودن عادتی مشکل نبود سختی نان بود و باقی ساده بود شادروان قیصر امین پور ********************** ۱. یادم هست بچه که بودم؛ خیلی چیزها حرمت داشت.......
۲. وقتی می بینمش غم دنیا از دلم میره...
|+|
حضور در جلسه با کارت صلواتی الزامیست!
۱- ساعت پنج صبح روز جمعه در حالی که داری خواب یه روز تعطیل عید ..... رو می بینی، یه دفه گوشیت زنگ میزنه! اولش فکر می کنی شاید زنگ هشدار بیدارباش نمازه اما بعد که کمی از حالت خواب الودگی بیرون میای متوجه میشی نه واقعا کسی داره تماس می گیره!! ... جواب که دادم متوجه شدم روز تعطیل و عید و ..... همش خواب بوده و امروزم باید برم سر برنامه! تا به بچه ها گفتم برگردیم خونه، یه دفه خبرنگار آینده روشن، کارت به دست اومد به طرفمون و گفت کارت صلواتی گیر آوردم!!! ۲- تداخل آغاز سومین دور سفرهای استانی و حضور هیئت دولت در مشهد با میلاد امام رضا(ع) و چندین برنامه مختلف و البته مهم دیگه، باعث شد این روزا شب و روز نداشته باشیم.... یکی از آخرین برنامه های رییس جمهور در مشهد، حضور در افتتاحیه اجلاسیه کنگره ۲۳هزار شهید استان ها خراسان(یادگار شهید شوشتری) بود که در حرم مطهر برگزار شد و چون صبحش کلاس داشتم نتونستم برم و در نهایت واسه گرفتن خبرش ناچار شدم برم مجتمع آیه ها که قرار بود در ادامه افتتاحیه کنگره، عصر امروز(۹آبان) افتتاح بشه؛ حالا مشقت رسیدن به این مجتمع که تقریبا خارج شهر هست فدای سر شهدا...
بعد از مصاحبه با این کارگردان دلسوخته که واسه اجرای مجموعه دیدنی و پرطرفدار سلسلة الذهب(شب آفتابی) در مجتمع آیه ها به مشهد دعوت شده بود، متوجه شدیم سردار جعفری از دست رفت! اما در عوض خیلی اتفاقی به سردار احمدی، فرمانده سپاه خراسان برخوردیم که واقعا برخوردشون همه خستگی و انتظار چند ساعته مون رو جبران کرد! ضمن اینکه جاداره یه دست مریزاد با تمام وجود بهشون بگم برای ساخت مجتمع آیه ها(نمایشگاه دائمی دفاع مقدس خراسان شامل منطقه بازسازی شده عملیت کربلای پنج، کمپ اسرا در عراق، نمایشگاه تجسمی از هبوط تا ظهور و نمایش مجموعه سلسلة الذهب) که به جرأت میشه گفت در کشور بی نظیره .... ٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪ پ.ن : پس از ابراز ناتواني غيرمستقيم سينماگران شيعه ايراني! اينک «باري اسبورن» يكي از موفقترين تهيهكنندگان هاليود از جمله ارباب حلقه ها(فيلم موعود گراي هاليوود) از سر شفقت درباره پيامبر سينماگران شيعه فيلم مي سازد!!! و طبعا یک سال بعدش هم شاهد نمایشش در سینماهای ایران خواهیم بود... فیلم حضرت محمد(ص) از سوی هالیوود ساخته می شود ٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪ |+|
من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام...
زائری بارانی ام؛ آقا به دادم می رسی؟ بی پناه و خسته ام؛ آقا به دادم می رسی؟ گرچه آهو نیستم اما پر از دلتنگی ام ضامن چشمان آهوها؛ به دادم می رسی؟ از کبوترها که می پرسم نشانم می دهند گنبد و گلدسته هایت را؛ به دادم می رسی؟ ماهی افتاده بر خاکم؛ لبالب تشنگــی پهنه آبی ترین دریا؛ به دادم می رسی؟ ماه نورانی شب های سیاه عمر مـن ماه من؛ ای ماه من؛ آیا به دادم می رسی؟ من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام هشتمین دردانه زهرا؛ به دادم می رسی؟
٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪
|+|
و اهل عشق چه رسواست بین آدم ها...
چه ماجرای عجیبی است این تپیدن دل و اهل عشق چه رسواست بین آدم ها چه می شود همه از جنس آسمان باشیم طلوع عشق چه زیباست بین آدم ها و کاش صبح ببینیم که باز مثل قدیم، نیاز و مهر و تمناست بین آدم ها بهار کردن دل ها چه کار دشواریست و عمر شوق چه کوتاست بین آدم ها آی آدم ها.... ********* در بخش کودک ونوجوان که بیشتر از کتاب، انواع و اقسام بازی های سالم(بر وزن ناسالم) موج می زند! بماند که کتاب ها هم چندان تعریفی نداره.. بخش ناشران عمومی هم که از هفت دولت آزاد است! گمان نمی کنم اگه پائولو کوییلو، برایان تریسی، آنتونی رابینز، جبران خلیل جبران و .... در کشور خودشون نمایشگاهی برپا می کردند تا این حد مورد استقبال واقع می شد که در ایران شده!!! جز چند غرفه انگشت شمار اون هم در بخش دانشگاهی، غرفه های دیگه هیچ حرف تازه ای برای گفتن نداشتن و با اینکه طی دو روز، بیش از ده ساعت وقت گذاشتم تا بلکه یه چیز جدید و ارزشمند ببینم اما نتیجه ای نداشت و همش تکرار و تکرار و تکرار.... آیا جز این بود که این نمایشگاه فرصتی استثنایی رو برای عرضه بسیاری کتاب ها، نرم افزارها و بازی ها فراهم کرد تا اگر در حالت عادی هم مخاطب در بازار به سراغشون نمی رفت، حالا به صورت مجمتمع اون هم با تخفیف! تشویق به خرید این ها میشه! اکثر غرفه داران هم که مثلا خانوم بودن، عُرضه ای جز عَرضه خودشون نداشتن و مخصوصا بخش ناشران عمومی به نوعی شده بود سالن مد و آرایش و عرضه بانوان! ۲. مشهد؛ شهر شهادت، همه شور و عشق بود امروز؛ معطر از حضور ملکوتی سبکبالان عاشق.... خسته از مسیر تکراری هر روزم به حوزه(جز وسط راه که به حرم می رسه) تصمیم گرفتم یه مقدار از مسیرو پیاده برم... صبح آخرین روز ماه مهر بود و شاید مثل روزای دیگه... اما یه چند قدمی که رفتم بوی عطری شنیدم که روزای دیگه نبود.... راه رو بسته بودن و باید تا خود حوزه رو پیاده می رفتم... چشمم به بنرها و پوسترها که افتاد یادم اومد تشییع جنازه سردار امروز هست... به مکان شروع مراسم که نزدیک تر می شدم، نوای دلنشینی از زمان جنگ دلمو با خودش برد طوری که تمام راه اشک می ریختم و آرزو داشتم کاش می شد تو مراسم شرکت کنم.... وارد حوزه که شدم از پراکندگی بچه ها مشخص بود استاد نیومده؛ بعد از ده دقیقه این حدس به یقین تبدیل شد و از خدا خواسته به سرعت خودمو به محل آغاز مراسم یعنی مسجد بناها رسوندم.... مراسم که شروع شد فهمیدم این مسجد در زمان جنگ، محل اعزام نیروها به جبهه بوده و به قول امام جمعه محترم، سکوی پرش شهدا؛ امروز هم بعد بیست سال دوباره به یاد اون روزها همه اعم از پیرو و جوون، کوچک و بزرگ، کاسب و استاد دانشگاه و دانشجو و طلبه و ..... اومده بودن تا پرستوی دیگه ای رو تا بهشت بدرقه کنن.....
خیلی وقت بود چنین عطری تو شهر نپیچیده بود، یادمه آخرین باری که تو مراسم تشیع شهدا بودم، سال 85 بود که همه نهادها دست به یکی کرده و در اوج ناباوری مردم اعلام کردن این آخرین کاروان شهدای مشهد از دفاع مقدس هست! پس قدر بدونید که دیگه چنین فرصتی پیش نخواهد اومد...غافل از اینکه شهدا هنوز هم هستن تا به یادمون بیارن که واسه روزمرگی به این دنیا نیومدیم و متعلق به دیار دیگه ای هستیم.... و بعد اون روز دیگه مشهد، جز شهدای شیمیایی که یکی پس از دیگری پرپر می شدن، لاله ای ندیده بود تا امروز............ به قول حاج آفا صدیقی، عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد! به لطف خدا این حادثه باعث تعمیق وحدت شیعه و سنی شد طوری که نه تنها سران اهل سنت سیستان که جمعی از سران قبایل اهل سنت خراسان هم تو این مراسم شرکت داشتن.... از دلتنگی نفسم بالا نمی اومد...، خیلی به حال شهید شوشتری غبطه می خوردم هم شهید جبهه فرهنگی بود و هم نظامی و ...، خوشا به حالش که با شهادت به پابوس مولای غرببش اومد اونم تو ایام ولادتشون؛ به نظرم شهادت، عیدی میلاد آقا به سردار شوشتری بود ..... خدایا میشه یه روزم ما رو به عنوان شهید، دور ضریح آقا طواف بدن؟ ببین تنهای تنها مانده ام من یابن زهرا(س) شهیدان رفتن و جا مانده ام من یابن زهرا(س) بنیانگذار «کنگره سرداران و 23 هزار شهید استان خراسان»، (سردار شوشتری)بالاخره خودشو به قافله سرداران رسوند و 22 سردار، شدن 23 سردار؛ همپای 23 هزار شهید! حالا نهم آبان، این کنگره در حالی برگزار میشه که بنیانگذارش خودش جزو شهداست... طوبی لکم و حسن مأب.... اللهم ارزقنا توفیق شهادة فی سبیلک... *************************************** |+|
ع ش ق
عشق، هدف حیات و محرک زندگی من است؛ زیباتر از عشق چیزی ندیده ام و بالاتر از عشق چیزی نخواسته ام... من تمنای دل های عشاقم که می خواهم عشق و محبت بر همه جا دامن بگسترد و کینه و حقد و تعصب از روی زمین ناپدید گردد... عارف شهید؛ مصطفی چمران |+|
به سفارش سومین نمایشگاه بین المللی رسانه های دیجیتال!
* رسانه دیجیتال چیست؟ رسانه ای است که تبادل و انتشار پیام از طریق آن، تنها از طریق ابزار مجهز به پردازشگر دیجیتال وجود داشته باشد. این تعریف جامع و کامل است به نحوی که اینترنت، نرم افزارهای چندرسانه ای، بازی های کامپیوتری، نرم افزار های موبایل و سرویس های انتقال پیام موبایل و سایر رسانه ها به طور عملی وارد این تعریف نمی شوند.. ( بماند که عملا در این نمایشگاه این طور نبود و تنها چیزی که مشاهده نمی شد، تحقق همین تعریف جامع بود به طوری که اگه کسی سواد نداشت که درو دیوارو بخونه فکر می کرد اینجا نمایشگاه بازی های کامپیوتری و نرم افزارهای موبایل و تبلیغات صداوسیماست!! )
* تعاملی بودن، پایین بودن هزینه انتقال، گسترش جهانی، سرعت بالای انتقال، تنوع و قدرت انتخاب برای مخاطب، سهل الوصول بودن یا پایین بودن هزینه دست یابی به آن، عدم نیاز به هویت واقعی در ایجاد پیام و چند رسانه ای بودن از ویژگی های رسانه دیجیتال است. * در این میان فعال سازی کانون های زایش محتوای جامعه که همان مساجد، هیت ها و حوزه های علمیه اند به منظور استفاده از ظرفیت های خود در بخش رسانه های دیجیتال امری ضروری به نظر می رسد. * تولیدات رسانه های دیجیتال خودی باید در قالب دستگاه های دیجیتال خودی باشد و افراد و اشخاص مختلف را ترغیب به تولید کنندگی در این فضا کنند.. * افزایش دامنه گیرندگان پیام با ارسال ایمیل، تولید محتوا و ایجاد تنوع در پیام با تولید اداره وبلاگ های قوی، راه اندازی سایت جهت تثبیت اطلاع رسانی، استفاده از ظرفیت های مجازی و تالارهای گفتگو، استفاده از ظرفیت فضای web و سامان دهی اعتراضات در قالب وبلاگ از جمله روش های اثرگذاری بر مخاطبان در عرصه رسانه دیجیتال است. * رسانههای دیجیتال، فضایی تعاملی، سریع، دارای باز خورد فوری و در برخی موارد بی واسطه را برای مخاطبان فراهم میسازد. * رسانههای دیجیتال هم ابزارند و هم در ماهیت فرهنگی تاثیرگذار؛ به عبارت دیگر رسانههای دیجیتال از جنبه ابزاری چون قادر به برقراری صورتهای مختلف ارتباطیاند، امکان نشر پیامهای فرهنگی بیشتری را فراهم می آورند. * رسانههای دیجیتال نسبت به رسانههای دیگر(تلویزیون و رادیو) دارای ظرفیت و توان بیشتری هستند. در این رسانه، امکان ارتباط سریع، جهان گستر و دوطرفه متنوع فراهم است. *********************** اما سردبير روزنامه«اللواء» در این باره می گوید:
نخست بايد امکانات مالي و اقتصادي لازم را فراهم کنيم چراکه تبليغات و اطلاع رساني به شکل يک صنعت درآمده است، سپس بايد به آموزش و تربيت نيروي انساني مجرب و کاردان بپردازيم به طوري که کادر تبليغاتي حرفه اي و توانمندي در اختيار داشته باشيم" اين انديشمند اردني در توضيح سومين گام عملي در پيشرفت سطح رسانه اي جهان اسلام از فعاليت سازمان هاي بزرگ جهان اسلام در يک سو گرداندن موضع رسانه هاي گوناگون ياد کرده و گفت: سازمان هاي بزرگ اسلامي مانند سازمان کنفرانس اسلامي و مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي بايد به پا خواسته و ضمن فراهم کردن بخشي از نيازهاي گوناگون رسانه ها ،ميان آنها هماهنگي ايجاد کنند. وي افزود: "رسانه هايي در سطح سايت هاي خبري و روزنامه و ماهواره ها در جهان اسلام وجود دارد که نبايد عملکرد آنها محدود به يک کشور خاص باشد، بلکه مي بايست نشان دهنده ديدگاه و موضع گيري تمامي کشورهاي اسلامي بوده و بتوانند اخبار و مفاهيم جهان اسلام را به ملت هاي غير اسلامي منتقل کنند." دکتر بلال التل در بخش ديگري از سخنان خود اطلاع رساني ديجيتال را آينده اطلاع رساني جهان خوانده و تاکيد کرد که مسلمانان بايد ابزارهاي لازم براي بهره برداري از آن را به دست بياورند. وي در خصوص رسانه هاي ديجيتال حجم گسترده اطلاعاتي که توسط اين دسته از رسانه ها منتقل مي شود را يک فرصت خوانده و گفت: "همان طور که گفتم رسانه تبديل به يک قدرت شده است و رسانه ديجيتال در اين ميان پيشرو است. البته بايد در امر اطلاع رساني ديجيتال ديدگاه هاي اسلامي را نيز در اختيار داشته باشيم و از چنين فرصتي در انتقال مفاهيم مربوط به جهان اسلام استفاده کنيم." ************************************************ پ.ن: ۱. از نکات قابل توجه نمایشگاه پرداخت مناسبش به بحث انیمیشن و بازی های رایانه ای بود که ضمن آسیب شناسی اون ها به ارائه و معرفی بازی های سالم و نحوه تهیه اون ها هم اشاره می کرد در واقع بیش از ۳۰ غرفه در بخش بازی های رایانه ای به دنبال فرهنگسازی استفاده از این بازی ها بودن... حضور پرشور کودکان و نوجوانان در این غرفه ها و مخصوصا غرفه مؤسسه تبیان که تقریبا همه بازی هاش تولید داخل بود، نشانگر این مهم بود که بازی های داخلی هم اگه متناسب با ارزش ها و هنجارهای فرهنگی مذهبی ایرانی با کیفیت مطلوب ارائه بشن، می تونن به راحتی جلوی گسترش روزافزون بازی های خارجی که اغلب مخرب و دارای مضامین غیراخلاقی هستند رو بگیرن و مخاطب داخلی هیچ مشکلی با این بازی ها نخواهد داشت.. ۲. بحمدلله پوشش غرفه داران در این نمایشگاه با کمترین تأثیرپذیری از جو پایتخت، بهتر از سایر موارد حتی در مشهد بود! ۳. تنها دستاورد تصویری سفر!
|+|
چقدر دلتنگم...
هميشه وقت سفر شيشه مي شود سنگم دلم گرفته خدايا چقدر دلتنگم تمام جاده نگاهش به من و پاي من است مني که اول راه هزار فرسنگم غروب پنجره از رد پاي من خالي است اگر چه در غزل آشوب جاده مي لنگم من اشک هاي خودم را به دوش مي گيرم براي آنکه ببيني چقدر دلتنگم... شاعر:خانم پناهی ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ پ.ن: جالبه به ثبت نام و حضور در نمایشگاه رسانه های دیجیتال نرسیدم(یعنی دیر رسیدم) اما در پی توفیقی ناگهانی عازم تهران جهت بازدید از این نمایشگاهیم!!!! اونم با این دلتنگی! |+|
شکوه انتظار
آموخته ام معنای زندگی و امید به آینده در جلوه های دنیایی آن نیست؛ بلکه به شکوه انتظاریست که قلبم را تسخیر كرده....
|+|
دلنشین ترین مهمانی....
سال گذشته به لطف خدا و عنایت امام رضا(ع) اولین افطار ماه رمضان رو مهمون آقا بودم اما امسال هر چی منتظر بودم خبری نبود... با اینکه می دونستم راهش چیه و باید چیکار کنم اما یه جورایی دلم نمیومد، چون درست مثل این بود که خودتو به زور یه جا مهمون کنی! اینه که منتظر بودم آقا خودشون دعوت کنن ... از همکارایی که طرح اکرام امسال رو رفته بودن هم شنیده بودم امسال آستان قدس برنامش اینه که هر هفته از چند خبرگزاری برای حضور در این طرح دعوت می کنه... انتظار همچنان ادامه داشت تا وقتی مطلع شدم که دو مهمون از شهرستان دارم! که با کاروان می خوان بیان؛ نمی دونم چی شد یه دفه به دلم افتاد که با حرم صحبت کنم بلکه بشه اینارو مهمون افطار حرم(طرح اکرام) کرد این بود که با مسؤول مهمانسرای حرم تماس گرفتم و جریانو گفتم اما گفت سهمیه خاصی برای زائرا ندارن و تنها راه دریافت کارت شرکت در این مراسم، حضور در مساجد و ادارات و ... هست! دلم شکسته بود بیشتر شکست! اما هنوزم امید داشتم.... تا اینکه یکی دو روز بعد میلاد امام حسن(ع) دقیقا روزی که این مهمونا می خواستن بیان، مسؤول دفتر خبرگزاری تماس گرفت و گفت: «واسه طرح اکرام از ما یه خبرنگار و یه عکاس خواستن که عکاس چون قبلا رفته دیگه نمیره در نتیجه دو خبرنگار می تونن برن اما با هرکی هم تماس گرفتم نمی تونست امشب بیاد در نتیجه شما به اتفاق یکی از اعضای خانواده می تونید برید..» من از اول تا آخر این جریانو همینطور گوش می دادم و اشک می ریختم؛ با اینکه منتظر عیدی بودم اما (شاید از روی کم معرفتی) هرگز تصور چنین جواب و هدیه ای رو از طرف آقا نداشتم که نه تنها خودم بلکه دو تا مهمونم رو هم دعوت کنن!! (بابت این کم لطفی خیلی از خودم خجالت می کشیدم..) غروب پنجشنبه؛ شب جمعه موعد این میهمانی آسمانی بود و این دو تا مهمون ما که در اصل مهمون آقا بودن سر سفره امام رضا(ع) افطار کردن و منم اون شب اولین و ساده ترین و دلنشین ترین افطاریمو تو حرم(البته در ماه رمضان امسال) تجربه کردم...
تنهایی یه گوشه صحن جمهوری نشسته بودم و به این عیدی قشنگ امام رضا(ع) فکر می کردم.... چند لحظه بعد هم با یه مداحی سوزناک مهمون کربلا شدم....خلاصه اون شب آقا هیچی از پذیرایی کم نذاشتن.... اینم یکی از صدها هزار دلیل دیگه بر اینکه امام شاهد و ناظر و به فکر ما هستن حتی در جزئی ترین خواسته ها..... تا عمر دارم این عیدی و این مهمونی زیبا رو فراموش نمی کنم..... ******************************************
پ.ن: 1. خبرگزاری فارس همزمان با هفته دفاع مقدس در اقدامی جوانمردانه اقدام به انتشار تصاویری از سردار جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان کرد اما با پیشوند «شهید»!!!!! هم از لفظ شهید تعجب کردم و هم از اینکه فارس این کارو کرده......تماس که گرفتم دیدم جبهه خنثی است؛ از یه طرف عده ای طرفدار حقیقت و جاویدالاثر بودن حاج احمد هستن و از طرف دیگه عده ای اصلا فرق لفظ شهید و جاویدالاثر و ...... رو هم نمی دونن!!! جالب اینکه یکی از مسؤولان این خبرگزاری در پاسخ اعتراضم به این اقدامشون در اوج خونسردی گفت: سندی مبنی بر شهادت نداریم حالا مگه چه فرقی می کنه شهید یا جاویدالاثر؟!!! از این حرف اونم از طرف این خبرگزاری به شدت جاخوردم و بغض گلومو گرفت که خدایا بعد از این همه سال چرا هنوز عده ای اندر خم یک کوچه اند..... هرچند که بعد از توضیحاتم در مورد تفاوت این دو واژه در نهایت با همون خونسردی اولیه ازم تشکر کرد و گفت مشکل رفع میشه (که بحمدلله چند ساعت بعد هم شد و کلمه شهید رو حذف کردن) اما من هنوز تو شوک این سوالش موندم! ۲. حرم همیشه زیبا و ملکوتی و دیدنیه اما احساس می کنم تو ماه رمضون جلوه دیگه ای داره؛ بهشتو ندیدم اما به نظرم از بهشت هم دیدنی تر و آرامش بخش تر میشه... سفره های ساده افطاری که مردم اعم از زائر و مجاور بعد از نماز پهن می کنن و دور هم در کنار آقا روزشون و افطار می کنن، واقعا دیدنیه و وصف ناپذیر....
|+|
وداع
سلام بر تو که دیروز دلبسته تو بودیم و فردا مشتاق تو... فرازی از وداع حضرت سجاد(ع) با ماه خدا ******** پ.ن: بوی فراق رمضان می آید؛ جا دارد اگر از غم قالب تهی کنیم... |+|
القدس لنا
سردار حاج احمد متوسلیان، فرمانده تیپ 27 محمد رسول الله(ص)در فراز پایانی مصاحبه ای منتشر نشده پس از عملیات آزادسازی خرمشهر(الی البیت المقدس)، بزرگترین آرزوی خود را اینگونه بر زبان آورده است: «آرزو می کنم زمانی برسد که کربلا را آزاد کرده باشیم؛ وقتی که نجف مان را آزاد کرده باشیم؛ وقتی که مدینه را و مکه را و قدس عزیز را رها کرده باشیم، چرا که این اماکن نمودار سه چهره اند؛ کربلا ی ما و نجف ما در دست کافران، مدینه و مکه ما در دست منافقان و قدس عزیزمان در دست ظالمان است یعنی سه چهره ای که ما با آنها در جنگ هستیم.»
و عاقبت نیز در راه تحقق این گفته خود که: «در هر نقطه از جهان که گوینده لااله الاالله است، همانجا مرز اسلامی ماست»، برای مبارزه با رژیم صهیونیستی و دفاع از مرزهای اسلام، عازم لبنان شد و هنوز که هنوز است از این سفر ۲۷ ساله باز نگشته......./چشم مدعیان حقوق بشر روشن! *************** پ.ن: ۱. جای تقدیر بسیار از شبکه سه سیما هست که تنها شبکه ای بود که عکس مسجدالاقصی(و نه قبة الصخره) رو به عنوان نماد روز قدس در حاشیه سمت راست برنامه هاش استفاده کرد... ۲. مقایسه کنید دشمن شناسی و عمق بصیرت و دغدغه حاج احمد رو با مدعیان نبوغ و نخبگی امروز...!
استمرار جنایات اسرائیل ناشی از سکوت دولت های عرب و ضعف مسلمانان است |+|
به یاد آنان که سر عشق شنیدند و عارفانه پر کشیدند...
گفتا به خون؛ گفتم چه وقت؟ گفتا کنون؛ گفتم سبب؟ گفتا جنون؛ گفتم مرو! خندید و رفت .... ************ گفتم که بود؟ گفتا که یار؛ گفتم چه گفت؟ گفتا قرار؛ گفتم چه زد؟ گفتا شرار؛ گفتم بمان! نشنید و رفت.... ٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪ پ.ن: 1 . هر شب تنها بودم اما امشب آسمونم داره با من اشک می ریزه..... انگار اونم خیلی دلش گرفته که اشکاش تمومی نداره....حال و هوایی داره اشک ریختن همراه آسمون... حالا این میون آدما که اصلا عین خیالشون نیست و این اشکا چندان براشون تازگی نداره و چه بسا اصلا براشون مهم نباشه که آسمون اشک بریزه یا بخنده اما پرنده ها از بس خوشحال شدن تا دوسه ساعت بعد غروب هم داشتن با نغمه سراییشون شکر نعمت می کردن.... 2. هر وقت بارون میاد اونم مثل امشب شدید، احساس می کنم خدا داره باهامون حرف میزنه اینه که عاشق بارونم.... |+|
دلم تنگ شهیدان است امشب....
شهیدان سخت دلتنگ و غریبم؛ خمار جرعه ای امن یُجیـبم |+|
امشب نه تنها شیعه که عالمی یتیـم شد....
بسم رب علی(ع) ....تا چند سال پیش که نرفته بودم مناطق عملیاتی جنوب، وقتی بیتابی و دلتنگی اونایی که رفته بودن رو می دیدم و می شنیدم، تا حدودی تعجب می کردم و چندان این حالات و حرف هاشون رو درک نمی کردم..... اما وقتی خودم رفتم و دیدم؛ وقتی به محض ورود به خاک خوزستان حس غریبی وجودمو فراگرفت، وقتی برای اولین بار که به فکه پاگذاشتم احساس کردم که یه عمر از این خاک دور بودم، وقتی تو طلائیه گمشدمو پیدا کردم، وقتی لحظه وداع با شلمچه سلام آخرو که دادم احساس کردم پاره ای از وجودم رو اونجا جاگذاشتمو پای رفتنم نبود....... تازه این موقع بود که حال و هوا و حرف ها و دلتنگی های اونایی که رفته بودن رو با تمام وجود درک کردم و فهمیدم یه بار رفتن تازه آغاز عشقه و عطش دیدار دوباره........ همینطور تا وقتی نرفته بودم عتبات عالیات، وقتی اظهار دلتنگی و اشتیاق کسانی که رفته بودن رو برای زیارت دوباره می دیدم، حس غریبی داشتمو چندان درکشون نمی کردم............ و برخلاف خیلی ها هم که خودشون رو به هر دری می زنند برن کربلا و مدام دم از عشق حسین(ع) و زیارت کربلا میزنن، چندان تو این حال و هوا نبودم، نه اینکه دوست نداشته باشم اما برام یه چیز عادی بود، با خودم می گفتم مگه الان که مجاور اقا امام رضا(ع) هستیم چه گلی به سرشون زدم و چقدر قدردان این همجواری بودم که بخوام زیارت کربلا و سایر ائمه رو طلب کنم؟!!! از کجا معلوم که اونجا هم که رفتم بتونم با معرفت زیارت کنم و .......با خودم می گفتم آقا امام رضا(ع) امام رئوفند هر وقت وقتش بشه خودشون راهیمون میکنن که نهایتا همینطورم شد.... اینه که نه آمادگی داشتم و نه شوق چندانی برای این سفر و وقتی اشتیاق بقیه چه اون ها که رفته بودند عتبات و چه اون ها که نرفته بودند رو می دیدم برام چیز تقریبا عجیبی بود........ فقط یه بار که تو ایام شهادت حضرت علی(ع) حرمشون رو از تلویزیون دیدم که رو سر درش نوشته بود: «السلام علیک یا علی بن ابیطالب(ع)»، غم عجیبی رو دلم سنگینی کرد، بغض و اشک و دلتنگی در هم آمیخت و ......... آخه تا اون موقع هرچی از حضرت شنیده بودم صرفا شنیدنی بود و تو ذهنم از ایشون از زندگی و حرمشون یه شکل خیالی ساخته بودم و هرگز فکر نکرده بودم که مثلا الان حرم واقعیشون چه شکلیه یا......... واسه همین وقتی این تصویر رو دیدم احساس کردم آقا یه جایی همین نزدیکا هستن و یه عطشی واسه دیدنشون پیدا کردم ..... اما در مورد کربلا هنوز این حسو نداشتم....
اما وقتی خودم رفتم و دیدم؛ وقتی پا به حرم مولای عشق که گذاشتم توان ایستادن روی پا نداشتم و بی اختیار به سجده افتادم، وقتی برای اولین بار تو زیارت امین الله دیدم که باید نام خود آقا رو بیارم و بگم: «السلام علیک یا امین الله فی ارضه و حجته علی عباده، السلام علیک یا امیرالمؤمنین»، وقتی طعم شیرین دعای کمیل خوندن تو حرم مولا رو چشیدم و به جای روضه با خوندن نهج البلاغه تو حرمشون به یاد غربتشون چه در اون زمان و چه الان اشک می ریختم، وقتی غربت حرم آقا رو میون پنجه اجنبی دیدم....
وقتی تو یه غروب غم انگیز به یاد مولا راهی مسجد کوفه شدیم و محراب شهادتشون که هنوز ندای فرت و رب الکعبه مولا درش طنین انداز هست و محل مناجات های شبانشون رو زیارت کردیم، وقتی مسجد کوفه رو از وجود مبارکشون خالی دیدم و در حسرت اینکه چرا دیر رسیدم و از پس قرن ها و بعد از عروج عارفانه مولا به این مسجد اومدم مبهوت بودم و ناباورانه مثل یتیمی بی پناه به دنبال نشانی از مولا تو این مسجد میگشتم، وقتی هنگام عبور از نخلستان های کوفه، وجودم همه گوش شده بود تا صدای مناجات های عاشقانه مولا با معبود رو بشنوم..........
وقتی از سفر برگشتم و دیدم دیگه نمیتونم راحت دعای کمیل بخونم یا مناجات حضرت علی(ع) در مسجد کوفه رو بشنوم، یا با هر بار شنیدن نامشون بندبند وجودم از هم پاره میشه، وقتی دیدم حتی طاقت مرور عکس های سفر رو ندارم، تازه این موقع بود که فهمیدم اونایی که رفته بودن چی می کشن و چرا اینقد تشنه زیارت دوباره هستن.... و مخصوصاحالا که تو این شب ها دوباره داغ فراق لحظه به لحظه برام تازه میشه و دلم بیتاب تنها یه لحظه حضور در این صحن و سراست؛ تازه فهمیدم که واقعا یه دنیا فرقه بین دیدن و شنیدن............ خدا میدونه اگه نبود حرم فرزند کریمشون آقا امام رضا(ع)، سکته دلتنگی می کردم......
ای پس از سوء القضاء، حسن القضاء؛ اغثنـا یا امیرالمؤمنین(ع) ٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪ پ.ن: ۱. ...چیزی که برام جالبه اینکه این حالت عدم درک تا نرفتن و ندیدن، در مورد مدینه برام صادق نیست؛ چون بااینکه تاحالا نرفتم و حداکثر تو خواب مدینه و بقیع رو دیدم اما کاملا حس دلتنگی و عطش زیارت دوباره کسانی که رفتن رو با تمام وجود حس میکنم و دلم واسه مدینه پر میزنه..... ۲. بعد از یه مصاحبه طاقت فرسا با عجله تو پیاده رو در حال رفتن سر برنامه بعدی هستم که پسر بچه ای برگه پِرسی دعای عهد رو تحت عنوان هدیه! جلوم میگیره و شروع میکنه به تعریف از فواید و اثرات این دعا، من که هنوز تو فکر مصاحبه چند دقیقه پیشم تازه به خودم میام و تا میام بهش بگم که این دعا تو قلبم محفوظه و نیازی به این برگه نیست، یه کتابچه «زادالصاحین» رو بهم میده و میگه خانوم اینم واسه همسرتون! حالا چقد بهم هدیه میدین؟! ۳. آستانقدس همچنان مشتاقانه به خرید و توزیع نوشیدنی های شبه ناک ادامه میده و امسال هم در شب قدر زائران و مجاوران حرم رو با آب معدنی های دسانی(تحت لیسانس) کوکاکولا پذیرایی کرد!!! واقعا خدا قبول کند! و به حق این شب ها یا ما رو هدایت کنه که نسبت به این صحنه ها بی تفاوت باشیم یا آستان قدس رو که پنبه رو از گوشش برداره و یه بارم که شده به حرف این نخبگان جوان گوش بده......
|+|
دل تنگ تنگه
مادر برام قصه بگو؛ دل تنگ تنــــــــــــگه........ |+|
راز
راز اشک ها چکیدن است؛ راز جوی، آب راز بال ها، پریدن و راز صبح آفتاب... |+|
....
|+|
مولای یا مولای...
رمضانُ تَجَلی و اِبتَسَمَت؛ طوبی لِلعَبدِ إذا اغتَنَمَت ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
أنت الغَـفُورُ و أنا المُذنِب و هَل یَرحَمُ المُذنِبَ إِلَّا الغَـفُور؟
|+|
اما گفتنی های سفر یزد ؛
و ناگفتنی ها هم بماند به قول دکتر شریعتی اگر گوشی بود برای شنیدن، می گویم..... ¤ برخلاف برخی شنیده ها، گرمای هوای طبس که چه عرض کنم، بارش هوای داغ و سوزناک طبس بیشتر و غیرقابل تحمل تر از هرجای دیگه ایرانه! در مقایسه با طبس، رحمت به یزد و مشهد و ...... که حداقل تو هواش آدم احساس کمبود اکسیژن نمی کنه؛ خداییش تو طبس نمی شد نفس کشید، از آسمون آتیش می بارید....
¤ تو این سفر که دومین سفر گروهی کاریم محسوب می شد، به خلاف سفر قبل که همگی تقریبا یکدست و هم عقیده بودیم، انواع و اقسام عقاید و طرز فکرها وجود داشت از چپ گرفته تا راست و میانه و معتدل و حزب اللهی و حزب باد و ....... تا جایی که گاها تنها وجه اشتراکمون به مسلمان بودن محدود می شد! در واقع این اتوبوس نمایی از جامعه امروز ما در مقیاس کوچکش بود و اونچه که برام جالب بود این که علیرغم همه این اختلاف نظرها، احترام، صمیمت و همکاری و فداکاری خاصی بینمون ایجاد شده بود و به قول فیلم «دلشکسته» شده بودیم « ما » بدون دوران؛ بدون خجسته! حقیقتا یکی از نکات برجسته این فیلم، به تصویر کشیدن نحوه تعامل افکار مخالف و همزیستی مسالمت آمیزشون در جامعه هست(گذشته از برخی اغراق ها)؛ چیزی که مثل خیلی از مسائل دیگه در سینمای ایران کمتر بهش توجه میشه!
¤ بازدید از شرکت فرش کاشمر و مخصوصا گاوداری طبس هم از جالب ترین و در عین حال بی ربط ترین بازدیدهای این تور خبری بود.
¤ برخلاف اونچه که در اذهان عموم جامعه و حتی خواص و مسؤولان جا افتاده که تصور می کنن خبرنگاری یعنی از هفت دولت آزاد بودن، تو این سفر همگی چه اون ها که چندان در قید و بند مذهب نبودن و چه مقیدها، به این نتیجه رسیدن که این طور نیست و به عکس با حفظ شئونات اسلامی بهتر و سالم تر هم میشه کار کرد و عملا خط بطلانی بر عبارت «خبرنگاری = آزادی از هفت دولت» کشیده شد...
¤ یکی دیگه از دستاوردهای مهم!! این سفر، مشروط شدنم در آخرین امتحان بود.... چون آخرین امتحانم یه امتحان داخلی نه چندان مهم 2 واحدی بود و با این سفر تداخل داشت، با آموزش صحبت کردم که یزد امتحان بدم و واقعا هم فکر می کردم می تونم تو راه تا برسیم یزد درس بخونم! این یه طرف، مصایب رسیدن به یزد و اینکه در اوج ناباوری و تنها 3 ساعت مونده به شروع امتحان از اتوبوس جاموندم و ........ یه طرف، باعث شد حتی خونده هام رو هم فراموش کنم اما در عین حال نمی دونم چرا هیچ استرسی نسبت به مشروط شدن احتمالی نداشتم! و این درحالی بود که همه همکارا و مسؤولان و... با شنیدن این شرایط مبهوت مونده بودن که من چه طور و با چه تمرکزی می خوام امتحان بدم؟!
تازه وقتی برگمو تحویل دادم یه کم نگران شدم که نکنه قبول نشم! که البته بعد معلوم شد که این نگرانی چندان هم بیجا نبوده چون وقتی اومدم مشهد دیدم به خاطر یه نمره مشروط شدم...
هرچند که دوباره تابستون این درسو انتخاب واحد کردم و امتحانشو عالی دادم اما در کل تاریخی ترین امتحان عمرم رو پشت سر گذاشتم!
¤ یزد که رسیدم و مکان اسکان موقتم تا موقع رفتن به محل امتحان و رسیدن بقیه مشخص شد، با توضیحات کارپرداز محترم متوجه شدم که دقیقا پشت مسجد جامع هستیم جایی که خیلی از توفیق یافته ها در حال اعتکاف بودن؛ از اون موقع تا پایان اعتکاف با توجه به اینکه محل اقامت دائممون هم جلوی مسجد بود، هر وقت از جلوی در بسته مسجد عبور می کردم حس غریبی تمام وجودمو فرا می گرفت....
¤ به یمن این امتحان زودتر از سایر دوستان به یزد رسیدم و بعد از امتحان فرصتی شد تا با خیال راحت و فراغت بال، کتابخونه وزیری رو از تمام زوایا رصد کنم! توفیقی که به دلیل نبود وقت و تشریفات اداری متاسفانه برای سایر همکاران حتی عکاسا میسر نشد... ساختمان این کتابخونه خیلی برام جالب بود نه تنها برای من که برای رسا هم همینطور؛ چون وقتی عکسایی که از کتابخونه گرفته بودم رو براشون فرستادم، دبیر سرویس عکس ازم پرسید، اینکه یه بنای تاریخیه پس کتابخونش کجاست!!! که براشون توضیح دادم درسته که ظاهر بنا تاریخیه اما داخلش یه کتابخونه مجهز نهفته...
¤ بازدید از مکان های دیدنی یزد و اسکانمون در یکی از هتل های باستانی هم از قسمت های جالب توجه سفر بود که به شدت مورد استقبال واقع شد مخصوصا از سوی عکاسان محترم که قبل از یزد، مناره های مرتفع امامزاده طبس رو هم به نیت قُربتاً اِلی العکس در نوردیده بودن!
¤ بر خلاف مشهد که پوشیدن چادر لبنانی گاها حمل بر ناهنجاری میشه، تو یزد هرجا منو با این چادر می دیدن مخصوصا توریست ها فکر می کردن یا عربم یا ایرانی زیادی محجبه متعصب!
¤ همه تلاش مسؤولان محترم این بود که قبل از افتتاحبه کتابخونه، هم بازدیدها و هم خرید سوغاتی و ... انجام بشه تا بتونیم با خاطری آسوده خبر اقتتاح پنجمین کتابخانه بزرگ کشور رو سریع تر از شبکه های جاسوسی غرب، به جهان مخابره کنیم!! بماند که به لطف همین تدابیر! برای اولین بار به دلیل خرید سوغاتی، حسابم صفر شد! چون معمولا عادت به خرید آنچنانی سوغاتی ندارم نه از روی خساست چون به این نتیجه رسیدم که همه جور سوغاتی شهرای مختلف با قیمتی مناسب تر در مشهد هست و خریدش از جای دیگه هیچ توجیهی نداره! البه به جز قتاب یزد که تاحالا تو مشهد ندیدم!
¤ معمولا یزد رو با حاج خلیفه می شناسن اما من و یکی دو تا از دوستان اصلا از این فروشگاه خوشمون نیومد و به دلایلی دیگه از قنادی متوسلیان خرید کردیم!
¤ از دستاوردهای منفی سفر اینکه به دلیل برخی بی نظمی های ایجاد شده علیرغم برنامه ریزی و هماهنگی قبلی موفق به مصاحبه با برادر حاج احمد نشدم....(من اومدم یزد، اونا از تهران رفتن مشهد و تنها روز آخر اقامتمون در یزد بودن که به خاطر درگیری افتتاحیه امکان مصاحبه نبود)
¤ عصر روز هجدهم تیر با تمام خستگی که از مراسم افتتاحیه داشتیم، دوباره پیشنهاد بازار داده شد و در نهایت ناباوری به تصویب رسید! در نتیجه بعد از بازدید از آتشکده، همه راهی بازار شدن و منم در اوج قناعت! از کل بازار به یه کافی نت برای ارسال پست جدید وبلاگ بسنده کردم!
¤ و بالاخره غروب پنجشنبه، اول با بدرقه یه ماشین عروس و بعد هم ماشین پلیس، یزد رو به مقصد مشهد ترک کردیم... و حداقل دو گروه نفس راحت کشیدن! یکی خبرنگارای یزد که هرجا می رفتند ما رو زودتر از خودشون اونجا حاضر می دیدن! و یکی هم قشر درس خون یزد که میرن کتابخونه چون هرجا میرفتن ما برای بازدید از کتابخونه مثل اجل معلق از راه می رسیدیم!
¤ جا داره به اتفاق همه دوستان از خبرنگار بامرام قدس در یزد سپاسگزاری کنم که به جای مسؤولان غایب از جلسه، بابت وضعیت نابهنجار محل نشست خبری جناب قائم مقام آستان قدس که صبح روز افتتاحیه در کتابخونه مروج برگزار شد، ازمون عذرخواهی کرد و آبروشون رو خرید ولی عمرا یه مسؤول پیدا بشه اینطوری واسه خبرنگارا آبروداری کنه!
- مراحل توسعه و تجهیز کتابخانه وزیری یزد به بهره برداری می رسد ـ سالانه 300نوآموز در مجتمع فرهنگی شهید مدرس کاشمر آموزش می بینند ـ نمایشگاه اسناد تشکیلات اداری آستان قدس رضوی در دوره صفویه افتتاح شد ـ بهره برداری از طرح توسعه کتابخانه و موزه وزیری یزد ـ بزرگ ترین چاپخانه قرآن کشور در مشهد به بهره برداری می رسد ـ کتابخانه ها زینت مساجد هستند ـ بیش از هزار وقف نامه در مرکز اسناد آستان قدس رضوی نگهداری می شود ـ گزارش تصویری کتابخانه و موزه وزیری یزد ـ گزارش تصویری مسجد جامع کبیر یزد
|+|
به بهانه پرواز بی بازگشت سیدالاسرا؛ امیر خلبان شهید حسین لشگری
چه زيباست توکل به خدا کردن و در ميان طوفان ها با اطمينان قلب پرواز نمودن و در عمق گرداب هاي خطرناک، عاشقانه غوطه خوردن ودر معرکه حيات و ممات بي پروا به آغوش شهادت رفتن و در قربانگاه عشق، همه وجود خود را به قرباني خدا دادن و از همه چيز خود گذشتن و به آزادي مطلق رسيدن
زير سنگ هاي آسياب حيات خرد شدن در درياي غم فرورفتن به خاطر حق متهم شدن و نفرين و لعنت شنيدن و از همه جا رانده و از همه کس مطرود شدن
و به خاطر خدا رنج بردن و به خاطر حق پافشاري کردن و زيان ديدن و از همه چيز خود صرف نظر کردن و فقط و فقط به خدا انديشيدن و به سوي خدا رفتن
و کفر و جهل را به مبارزه طلبيدن و وجود خود را شرط اساسي براي پيروزي نور بر ظلمت کردن
و هيچ پناهگاهي جز خدا نداشتن و به کلي از همه جا و همه کس نااميد شدن و هيچ اميدي و آرزويي و روزنه نوري جز خدا نداشتن
و به ملاقات خدا شتافتن و بر همه مظاهر وجود مسلط شدن و بر همه عالم و قوانين دنيا حکومت کردن و شيطان قوي پنجه و سخت جان را شکست دادن و زيبايي انسان را در بزرگ ترين تجلي تکاملي خود نشان دادن عارف شهید؛ مصطفی چمران
|+|
رسانه ها به عنوان یک امر انسانی ربایندگان را وادار به پاسخگویی نمایند
مدیرمسؤول روزنامه الوفاق: اصحاب رسانه پیگیری سرنوشت اخوان را به سالگرد ربوده شدنش منحصر ندانند
به بهانه روز خبرنگار و گرامیداشت خبرنگار پرشور دفاع مقدس؛ کاظم اخوان، در گفت و گویی با مصیب نعیمی، مدیر مسئول روزنامه عرب زبان الوفاق به بررسی رسالت اصحاب رسانه در پیگیری پرونده چهاردیپلمات ربوده شده ایرانی در لبنان و اینکه خبرنگاران و همکاران کاظم اخوان تا چه حد در پیگیری سرنوشت او احساس مسئولیت نموده اند، پرداختیم. مدیر مسئول روزنامه الوفاق تصریح کرد: در جریان این پرونده، دو ابزار در اختیار جمهوری اسلامی ایران قراردارد؛ نخست موازین بین المللی که طبق آن، دیپلمات ها در هر کشوری از مصونیت برخوردارند و مسئولیت جان آن ها بر عهده کشور میزبان است و دوم صورت انسانی ربایش این چهار دیپلمات است با توجه به اینکه کاملا رسمی و قانونی با پاسپورت سیاسی و اسکورت پلیس حفاظت سفارت خانه های لبنان در حرکت بودند. نعیمیی ادامه داد: در اینکه چهار دیپلمات ایرانی در ایست بازرسی برباره توسط فالانژها ربوده شده اند تردیدی نیست؛ اما مرحله بعد یعنی تحویل آنان به رژیم صهیونیستی نیز ادعای جدی ایران است چرا که همزمان با ربودن آنان، پایتخت لبنان تحت اشغال رژیم صهونیستی بوده و این به معنای سلطه کامل بر مبادی ورودی و خروجی لبنان محسوب می شود. وی گفت: زمانی که یک نیروی اشغالگر سرزمینی را اشغال می کند، مسؤولیت اتفاقات آن عرفا و قانونا به عهده اوست لذا سرباز زدن از پذیرش مسئولیت ربایش دیپلمات های ایرانی و اظهار بی اطلاعی رژیم صهیونیستی از سرنوشت آنان به هیچ وجه قابل قبول نیست. نعیمی خاطرنشان کرد: آنچه تاکنون توانسته دولت لبنان، نیروهای فالانژ و صهیونیست ها و محافل بین المللی را در قبال این پرونده مورد سوال قرار دهد، بخش رسانه ای پرونده بوده که همواره خواستار روشن شدن حقیقت ماجرا بوده است. مدیر مسئول روزنامه الوفاق ابراز داشت: با توجه به محدودیت رسانه ای که از سوی امپریالیزم جهانی بر شرق جهان حکمفرماست و نمی گذارد اتفاقاتی که به نفعش نیست، منعکس شود و اگر هم منعکس کند، وارونه جلوه می دهد، رسانه ها اعم از رسانه های داخلی و رسانه های آزاد دنیا نه تنها نسبت به تعیین سرنوشت این چهار دیپلمات ایرانی بی تفاوت نبوده اند بلکه همواره در زنده نگهداشتن این جریان ملی نقش مهمی داشته اند و در ادامه نیز باید به عنوان یک امر انسانی در دفاع از ربوده شدگان تلاش کرده و ربایندگان را وادار به پاسخگویی نمایند.
وی، با بیان اینکه ربایندگان با برنامه ریزی قبلی و با اطلاع از ارزشی که هر یک از این چهار نفر برایشان داشت، اقدام به این عمل غیرانسانی نموده اند، گفت: کاظم اخوان نیز به عنوان خبرنگاری که به ویژه در وضعیت اشغال می تواند افشاگر بسیاری از حقایق تلخ باشد علیرغم مصونیت سیاسی و حرفه ای هدف این نقشه شوم عوامل رژیم صهیونیستی قرار گرفته است.
نعیمی افزود: خبرنگاران و اصحاب رسانه، و آنهای که طرفدار انتقال آزاد پیام هستند به عنوان همکاران اخوان ضرورت دارد نسبت به گذشته حرکت گسترده تری در تعیین سرنوشت وی انجام داده و مطالبه این امر را تنها به سالگرد ربوده شدن و یا روز خبرنگار منحصر ندانند. وی در پایان با تأکید براینکه مسئول اول و آخر این پرونده، رژیم صهوینیستی است، در اولویت قرار دادن این پرونده در مذاکرات دیپلماتیک مقامات جمهوری اسلامی ایران با کشورهای مرتبط با پرونده را خواستار شد. ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
پ.ن : نون والقلم و مایسطرون؛ قسم به قلم و آنچه می نگارد...
به قلم سوگند؛ به روشنی خونی که از گلویش می چکد، سوگند؛ دستم را قلم می کنم و قلمم را از دست نمی دهم. دکتر شریعتی
امروز به لطف برخی قانون مداران، تلخ ترین روز خبرنگار رو پشت سر گذاشتم! |+|
السلام علیک یا بقیة الله فی ارضه
ه منتظران مصلح، خود باید صالح باشند دلم شور می زد مبادا نیایی مگر می شود من در آتش بسوزم تو افتاده تر هستی از این که یک شب دروغ است! این بر نمی آید از تو بگو خواهی آمد که امکان ندارد گذشته است هر چند امروز و امشب چه خوب آمدی ای بـهار صداقت <<<<<<<>>>>>>> در شهر که می گذرم و شور و شوق و جنب و جوش مردم، کوچک و بزرگ، پیر و جوان را که می بینم، بی اختیار بغض سنگینی گلویم را می فشارد، اشک و لبخند در هم می آمیزد، نمی دانم اشکم از سر شوق است و شادی میلاد پر نورت یا غم و اندوه غیبتت..... حس یتیمی را دارم که بی کس و تنها پناهی جز خدا ندارد و در هجوم سرد تنهایی و مصایب آخرالزمان به دنبال پدر و سرپرستش می گردد..... مولای غریبم دلتنگی امانم را بریده، این روزها حس غریبی بیش از حد شرمنده ام می کند مخصوصا وقتی خود را جزو کسانی می بینم که در غربت و غیبت و ناراحتی خاطرتان شریکند..... تا می آیم گله کنم که آخر غیبت تا به کی؟ انتظار تا به کی؟ دیدن همه و ندیدن گل رویت تا به کی؟ پشیمان می شوم و به خود نهیب می زنم که مگر برای آمدنت چه کرده ام که این گونه مشتاقانه دعوتت کنم و خدای ناکرده همچون مردم کوفه در میدان عمل پایم بلغزد، بی آنکه این توجیهی برای عدم تمنای حضورت باشد..... آقای من مرا ببخش و دعایمان کن از زمینه سازان و رهروان واقعی طریقت باشیم..... آقا می دانم روسیاهم و دست خالی اما آرزو دارم روزی در حضورتان میلادتان را به جشن و سرور بنشینم، می دانم که می دانید جشن تولد گرفتن بدون حضور شما(حضور ظاهری) در خانه ای که به نام مادر بزرگوارتان است چه غربتی دارد، دیدید که در و دیوار مکتب نرجس(س) به یمن قدومتان گلباران بود اما دریغ از حضور مولود....کی به کعبه زنی تکیه ای ماه من؟
اللهم عرفنی نفسک فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف نبیک اللهم عرفنی نبیک فانک ان لم تعرفنی نبیک لم اعرف حجتک اللهم عرفنی حجتک فانک ان لم تعرفنی حجتک ضللت عن دینی و یا الله یا رحمن یا رحیم ثبت قلبی علی دینک تا مگر در شب تاریک هجران چراغ راهم باشد.... این جشنها برای من آقا نمی شود شب با چراغ عاریه فردا نمی شود اینجا همه منند، منِ بی خیالِ تو اینجا کسی برای شما ما نمی شود تو بگو آیا می شود مانیم تا نمازی پشت سرت خوانیم؟ |+|
بیهوده به انتظار منشین؛ به انتظار باید ایستاد...
فلسفه انتظار، تربیت فردی، اجتماعی و جهانی انسان هاست حجت الاسلام مهدی ماندگاری در سومین نشست تخصصی مهدویت در مشهد گفت: فلسفه غیبت، عدم لیاقت مردم در استفاده از فیض حضور امام در اثر ضعف تربیت است و فلسفه انتظار، تربیت فردی، اجتماعی و جهانی انسان هاست و فلسفه ظهور نیز آن است که منتظریم امام زمان(عج) بیاید و انسان ها را در بعد فردی، اجتماعی و جهانی به سرمنزل کمال برساند. وی اظهار داشت: برخلاف عقیده برخی که معتقد به ترویج ظلم و فساد در دوره غیبت هستند، زمینه سازی ظهور، شامل هر سه زمینه تربیت فردی، اجتماعی و جهانی می شود. حجت الاسلام ماندگاری با بیان اینکه در عصر غیبت دو نوع انتظار با خاصیت و بی خاصیت شکل گرفت، افزود: انتظار سازنده و با خاصیت برگزفته از دستورات دین و فرمایشات امام خمینی(ره) و پویا بود که فقط به فرد محدود نمی شد و همه جوانب زندگی را در بر می گیرد و وجود امام را برای مدیریت مسیر کمال لازم می بیند. وی ادامه داد: یکی هم انتظار بی خاصیت است که بر گفته از تفکر «موسی به دین خود عیسی به دین خود» است و می گوید هر فرد باید خودش را حفظ کند و به امور اجتماعی کاری نداشته باشد و تشکیل حکومت را باطل می داند. این استاد دانشگاه با تأکید براینکه راه رسیدن به خدا و صراط مستقیم، فقط یکی است و آن ائمه اطهار(ع) هستند، گفت: برای رسیدن به نقطه عطش و احساس نیاز به حضور امام یک راه این است که نسبت به ظلم موجود عصر غیبت افشاگری کنیم، راه دیگر این است که بدانیم اگر امام معصومی که دارای علم غیب است باشد، عقل ما از زندان دنیا آزاد می شود لذا مهم ترین دلیل برای نیاز به امام، آزاد شدن عقل انسان است. حجت الاسلام ماندگاری ابراز داشت: سومین راه آن است که این نکته را درک کنیم که حیات ما محدود به حیات دنیوی نیست، اگر اگر نگاهمان را اخروی کرده و حیاتمان را بزرگ تر از این دنیا ببینیم، عقل کوچک ما نمی تواند برای آن حیات بزرگ کار کند لذا خود را نیازمند وحی می بیند که ذخیره وحی نیز امام معصوم است.( آیه 113سوره نساء) وی با اشاره به اینکه انسان هایی که امام دارند، بهشت و جهنم را در همین دنیا می بینند، تصریح کرد: کسانی که نگاهشان عوض شود با قرآن و عترت تکالیفشان را تشخیص می دهند و الان که دوران غیبت است نیز با امام زندگی می کنند. حجت الاسلام ماندگاری گفت: راه دیگر احساس نیاز به امام آن که هر کس دوست دارد جایگاهش را در این عالم پیدا کند باید دنبال امام زمانش به عنوان راهنما باشد، امروز انسان ها جایگاهشان را در این عالم گم کرده اند، انسان اگر واقعا بفهمد در این عالم چه چیز را گم کرده است، نیازش به امام بیشتر می شود. وی افزود: اگر اعتماد به امام زمان(عج) داشته باشیم، تسلیم امر او خواهیم بود؛ اگر بدانیم که امام از طرف خدا آمده است، از خطا معصوم است و از من به من آگاه تر و مهربان تر، اگر خوشبختی اعتمادکنندگان به امام(مثل شهدا) را ببینیم، آن گاه همانطور که به تابلوی یک پزشک اعتماد می کنیم و جسممان را در اختیارش می گذاریم، به امام هم اعتماد کرده و هدایت روحمان را به دستش می سپریم. حجت الاسلام ماندگاری با بیان اینکه شهدا به اوج قله تربیت و به حقیقت«من جاء بلاحسنة فله عشر امثالها» رسیدند که هستی شان را در راه امام زمانشان دادند، خاطرنشان کرد: اگر با توجه به 12 اصل شناخت خود، رجوع به کارشناس دین، پذیرش و تسلیم، تفکر و تعقل، تدبیر و برنامه ریزی، تجمل مشکلات د راه انجام تکلیف، توکل، تفویض، توسل، توبه و استغفار، تضرع و دعا و تصدق، تکلیفمان را در دوران غیبت پیدا کردیم در عصر ظهور هم می توانیم تکلیفمان را تشخیص دهیم. جانشین موسسه روایت سیره شهدا گفت: کارگردان یک فیلم سه کار اصلی دارد؛ تبیین نقش ها(مانند نقش فرزندی، پدر و مادری، همسری)، تنظیم دیالوگ ها(نحوه گفتار) و تزیین آرایش ها(شکل ظاهری مان در خانه، خیابان و مهمانی ها). اگر نقش کارگردان زندگی را به امام بدهیم، همه جوانب و مراحل زندگی مان بر اساس دستورات او و بر مبنای تکلیف پیش خواهد رفت. حجت الاسلام ماندگاری با بیان اینکه سختی های بعد از ظهور درست همان سختی های بعد از قبول خلافت امیرمؤمنان است، تصریح کرد: امام زمان حاضر ما در عصر غیبت، قرآن است چقدر به قرآن عمل کرده ایم که آرزوی دیدار امام پنهان را داریم، بهترین راه شناخت امام، راه قرآن و عترت و ولایت است. حجت الاسلام ماندگاری با بیان اینکه شهدا به اوج قله تربیت و به حقیقت«من جاء بلاحسنة فله عشر امثالها» رسیدند که هستی شان را در راه امام زمانشان دادند، خاطرنشان کرد: اگر با توجه به 12 اصل شناخت خود، رجوع به کارشناس دین، پذیرش و تسلیم، تفکر و تعقل، تدبیر و برنامه ریزی، تجمل مشکلات د راه انجام تکلیف، توکل، تفویض، توسل، توبه و استغفار، تضرع و دعا و تصدق، تکلیفمان را در دوران غیبت پیدا کردیم در عصر ظهور هم می توانیم تکلیفمان را تشخیص دهیم. در مرحله تشخیص تکلیف سه مساله وجود دارد؛
2. رجوع به کارشناس دین (فاسئلوا اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون) که متاسفانه در جامعه امروز رجوع به کارشناسان کمرنگ شده است در حالی که کسی که تشنه امام است، خودش اجتهاد نمی کند. 3. پذیرش و تسلیم در برابر حکم (یُسَلّموا تسلیماً) در مرحله انجام تکلیف نیز سه امر مطرح است: 1. تفکر و تعقل در دستورات دین که بیش از 250 بار در قرآن به تفکر دعوت شده است. 2. تدبیر و برنامه ریزی و اولویت بندی تکالیف 3. تحمل مشکلات در راه انجام تکلیف در مرحله پشتیبانی تکلیف سه نکته باید مورد توجه قرار گیرد:
در مرحله پایانی یعنی رفع موانع تکلیف هم سه مساله وجود دارد: 1. توبه و استغفار تا گناهان دیروز مانعی برای ادای تکلیف امروزمان نباشد. 2. تضرع و دعا برای برکت 3. تصدق برای توفیق انجام تکلیف امام زمان حاضر ما در عصر غیبت، قرآن است چقدر به قرآن عمل کرده ایم که آرزوی دیدار امام پنهان را داریم؟ بهترین راه شناخت امام، راه قرآن و عترت و ولایت است. سختی های بعد از ظهور درست همان سختی های بعد از قبول خلافت امیرمؤمنان است؛ بعد از این واقعه، بیعت کنندگان چهار گروه شدند: حزب قاعدین همچون ابوموسی اشعری که عافیت طلب بودند در حالی که انسان در راه انجام تکلیف باید عافیت سوز باشد، حزب ناکثین همچون طلحه و زبیر که دنبال امام بودند برای گرفتن پست و مقام گروهی که در صفین با روی نیزه رفتن قرآن اعتقادشان به امام هم برگشت و اعتقادشان سطحی بود. خوارج نهروان که اهل تفکر نبودند، عقل را تعطیل کرده بودند و می گفتند حسبنا الله و نعم الوکیل در حالی که قرآن مفسر می خواهد لذا اینچنین افرادی اگر امام زمان هم ظهور کند و بخواهد دین را با علم روز تفسری کند، انکارش می کنند. جانشین موسسه روایت شهدا گفت: تمام نعمت ها در حکومت فاسق برای فرار از بندگی خدا استفاده می شود اما در حکومت امام معصوم، از نعمت ها برای کمال و بندگی انسان ها در پیشگاه خدا استفاده می شود. وی در پایان تأکید کرد: در زندگی مشترک نیز مراقب عشقتان به امام زمان(عج) باشید، خط کش عشقتان به همدیگر، امام زمانتان باشد، محبوب هایتان را اولویت بندی کنید تا اگر نیاز شد یکی را فدا کنید دچار اشتباه نشوید و بدانید کدامیک باید فدا شود. * شهید نعیمی، کاردار سفارت ایران در عراق به همه فقرا و سائلین کمک می کرد وقتی همسرش از او پرسید چرا این کار را می کند و ممکن است بعضی ها دروغ بگویند، در پاسخ می گوید: مگر من و تو به خدا دروغ نمی گوییم؟ خدا ما را رد می کند؟ *امام حسین(ع): بالاترین معروف، حکومت دینی است چون در سایه حکومت دینی همه معروف ها ارزش و قانونی می شود و بالاترین منکر، حکومت فاسد است چرا که در لوای حکومت فاسد، همه منکرات قانونی می شود.
|+|
اگر حجاب ظهورت حضور پست من است، دعا کن که بمیرم چرا نمی آیی...
اصلی ترین عامل محرومیت از حضور امام عدم ظرفیت و سوء تربیت مسلمین است
حجت الاسلام ماندگاری در این نشست گفت: بنا به اعتقاد تمام ادیان و مذاهب، منجی بشریت خواهد آمد پس آمدن منجی قطعی و قابل تعجیل و تأخیر است. وی با بیان اینکه دشمنان منجی هم آمدنش و هم امکان تأخیر انداختن ظهورش را بیشتر از دوستان باور دارند، افزود: عامل غیبت و نیز عامل تأخیر در ظهور، سوء تربیت و عدم ظرفیت مسلمانان است، اگر مسلمانان تربیت شده بودند و ظرفیت استفاده از حضور امام را داشتند، ائمه اطهار(ع) با چنین وضعی به شهادت نمی رسیدند و غیبت امام دوازدهم نیز تا این حد طول نمی کشید. حجت الاسلام ماندگاری اظهار داشت: نه تنها مسلمانان از حضور امام استفاده نکردند بلکه حضور امام را مزاحم استفاده های دنیوی خود نیز می دیدند لذا باید ببنیم قله تربیت کجاست و برای رسیدن به آن چه لوازمی نیاز است تا از این طریق به میزان نیاز خود به حضور امام پی ببریم. وی با اشاره به اینکه مطابق حدیث ثقلین نیاز به امام، همچون نیاز به هوا و اکسیژن، دائمی و همیشگی است، گفت: باید به جایی برسیم که در تمام لحظات زندگی خود را نیازمند حضور امام زمان(عج) دیده و با تمام وجود عطش حضور داشته و «اللهم عجل لولیک الفرج» بگوییم. این استاد دانشگاه، دوران غیبت را پادگان تربیتی منتظران دانست و ادامه داد: اینکه در روایات از انتظار به بهترین اعمال تعبیر شده و ثواب شهید برای منتظران در نظر گرفته شده است، نشانه آن است که انتظار فرآیند دشواری است. حجت الاسلام ماندگاری تصریح کرد: دومین قله تربیتی که باید در فرآیند انتظار بدان رسید، تسلیم در برابر امام زمان(عج) بنابر اعتمادیست به ایشان است، باید ببینیم که دنبال حقیقت امام هستیم یا منافع امام برای رفع گرفتاری هایمان. وی گفت: سومین مساله ای که در انتظار مطرح است، این است که چقدر خود را برای عمل به دستورات امام زمان(عج) آماده کرده ایم و در مرحله بعد چقدر خود را برای تبلیغ و نشر و تکثیر فرهنگ مهدویت و نام و یاد امام زمان(عج) آماده کرده ایم. حجت الاسلام ماندگاری با اشاره به آمار بالای سایت هایی که علیه مهدویت کار می کنند، ابراز داشت: خوشا به حال کسانی که ابزارها و فناوری های روز را از دشمن گرفته ولی با فرهنگ اسلامی با آن کار می کنند. وی دیگر قله معرفتی انتظار را ایثار سرمایه های انسانی برشمرد و گفت: بادی توجه کنیم که چقدر اماده ایم تا مال و جان و آبروی خود را در راه امام زمان(عج) فدا کنیم، آیا مشکل حب و وابستگی به دنیا را حل کرده ایم، انسان وقتی به مرحله دفاع از یک امر می رسد که آن امر اولویت ارزشی برایش شده باشد، عصر غیبت، دوران تمرین برای منتظر بودن است و لحظه ظهور، هنگام امتحان است و در جلسه امتحان هم به کسی اجازه تمرین نمی دهند. حجت الاسلام ماندگاری با اشاره به آیه «استجیبوا لله و للرسول اذا دعاکم لما یحییکم...» بیان داشت: هر کس می خواهد حیات داشته باشد، باید دعوت امام را لبیک گوید، چرا که همانطور که حیات برای بشر ضروریست، وجود امام نیز ضروری است. وی با اشاره به آیه «لَتُسئَلُنَّ عن النعیم» گفت: در آن دنیا یکی از مواردی که مورد سوال قرار می گیرد، نعمت هایی است که خداوند عطا کرده، بشر امروز نعمات و امکانات زیادی دارد اما مربی ندارد که بداند چگونه در مسیر بندگی خدا از این نعمات استفاده کند لذا هر چه بیشتر غرق نعمت می شود، غفلتش هم بیشتر شده و به جای بندگی، با نعمت ها سرمستی می کند. حجت الاسلام ماندگاری افزود: عطش و احساس نیاز به حضور امام، تسلیم، اطاعت، تبلیغ و دفاع از امام پنج قله تربیتی برای منتظران است. وی با تاکید بر پیوند ناگسستنی فرهنگ انتظار و شهادت گفت: دل امام زمان(عج) از دو مساله خون است؛ یکی کم کاری و خطاهای دوستان و دیگری ظلم دشمنان و با ظهور ایشان هر دو نوع ظلم برچیده خواهد شد. حجت الاسلام ماندگاری با بیان اینکه برای تبلیغ نیازمند معلومات، تزئینات(امثال و حکم) و توفیقات هستیم، ادامه داد: برای تبلیغ هر مطلبی باید به دو نکته توجه داشت؛ فواید داشتن و آسیب های نداشتن آن امر که اگر این دو برای مخاطب بازگو شود، خودبه خود به تشخیص حق می رسد. وی با بیان اینکه امام زمان(عج)با اسباب عادی جهان را سامان خواهد داد نه با معجزه، گفت: اولین سبب عادی سامان دادن به اوضاع جهان، تشکیل حکومت و داشتن نیروی انسانی است اگر معتقد باشیم که برای ظهور، باید زمین پر از ظلم و فساد شود، این نیروی انسانی موردنیاز امام در زمان ظهور در کجا تربیت پیدا کنند. حجت الاسلام ماندگاری تأکید کرد: تشکیل حکومت در دوران غیبت وقتی باطل است که یک حکومت ادعای برپایی عدل و داد در سراسر جهان را داشته باشد و گرنه ادعای بسترسازی و حرکت به سوی حکومت اسلامی در عصر غیبت ایرادی ندارد. وی تصریح کرد: طبق نظر امام خمینی(ره)، تشکیل حکومت اسلامی به کمک مردم بر فقیه واجب است. امنیت، هدایت و حمایت از برکات ولایت است، ولایت فقیه دارای مبانی فقهی، اعتقادی، سیاسی و تاریخی است که مهمترین آن ها مبنای اعتقادی است،ولایت یعنی مدیریت و رهبری، انسان از دیدگاه اسلام نیازمند ولایت است و برای رسیدن به کمال باید مدیریت شود. این استاد دانشگاه بیان داشت: مدیریت شش مرتبه دارد؛ مرد بر همسر، پدر بر فرزند، خدا بر مومنان، پیامبر(ص) بر مومنان، ائمه اطهار(ع) بر مومنان و ولایت امام زمان در عصر غیبت؛ اگر ولایت خدا و امام زمان ثابت شود، ولایت فقیه هم ثابت می شود. وی گفت: باید توجه داشت که آیا در عصر غیبت، دین و حرکت به سوی کمال هست یا نه و تعطیل شده است؟ اگر هست پس ولی و راهنمایی لازم است برای هدایت و تربیت که خداوند، پیامبر اکرم(ص) و یازده امام را در دسترس مردم قرار داد. حجت الاسلام ماندگاری افزود: خداوند در دوران غیبت هم صفات نایب امام را معرفی کرده است که چون تشخیص مصادیق آن نیاز به تخصص دارد، تنها فقها باید تشخیص مصداق بدهند. از سوی دیگر چون خدا خودش متولی ولایت است، خودش هم بستر را برای تشخیص برتر فراهم می کند. وی خاطرنشان کرد: مهم آن است که راه رسیدن به امام را درست طی کنیم، ظهور و غیبت فرقی ندارد، کمال هر یک از ما این است که در جایگاهی که هستیم، با همین امکانات موجود تکلیف را پیدا کرده و اوج تکلیفمان را انجام دهیم چرا که اگر در دوره غیبت خوب انجام وظیفه کنیم در هنگام ظهور هم سرباز خوبی خواهیم بود. |+|
السلام علیکم یا سیدی شباب اهل الجنة
قال الحسین بن علی(ع): طیب الرجل ما خفی لونه و ظهر طیبه و طیب الإمرأة ما خفی طیبه و ظهر لونه خوب است عطر مرد، رنگش پنهان و بویش آشکار باشد و عطر زن رنگش آشکار و بویش ملایم باشد
خداوند به هر کس که بخواهد خیری عطا کند، دوستی حسین(ع) و علاقه به زیارت او را در دلش می اندازد... |+|
اگر مقصد پرواز است، قفس ویران بهتر...
پ.ن: هجرت من ۲۴ ساعت زودتر از بقیه تموم شد و امروز علیرغم میل قلبی، به دلیل بد شدن حالم با اورژانس برگشتم مشهد و از قافله جا موندم.....
|+|
رژیم صهیونیستی مسئول جان دیپلمات های ایرانی ربوده شده در لبنان است خبرگزاری رسا ـ رئیس اداره خاورمیانه وزارت امور خارجه در گفت و گو با رسا با تأکید براینکه از دیدگاه ایران، چهار دیپلمات ایرانی ربوده شده در لبنان زنده هستند، رژیم صهیونیستی را مسئول جان دیپلمات های ایرانی دانست.
غضنفر رکن آبادی، رئیس اداره خاورمیانه وزارت امور خارجه در گفت و گوی اختصاصی با خبرنگار خبرگزاری رسا با اشاره به روند پیگیری پرونده چهار دیپلمات ربوده شده ایرانی در لبنان، گفت: علاوه بر اقدامات گذشته، اقدامات جدیدی هم انجام شده است از جمله اینکه موضوع 4دیپلمات در دیدار دیپلمات ها و سفرای جمهوری اسلامی با همتایان خود در خارج از کشور به ویژه در کشورهای مرتبط با این پرونده، محور گفت و گوها قرار می گیرد. رکن آبادی اظهار داشت: علاوه بر تأکید بر پیگیری و استمرار آن، برای خانواده های 4 دیپلمات سفرهای مستمر به کشورهایی که به نوعی در پرونده چهار دیپلمات درگیر هستند، برنامه ریزی شده است، در گذشته به صورت متناوب، خانواده ها به لبنان سفرهایی داشته اند اما در حال حاضر این سفرها با جدیت و برنامه ریزی شده صورت می گیرد. وی، دیدار با مسئولین رسمی، و شخصیت های مذهبی از طوایف مختلف در لبنان و سایر کشورهای مرتبط با پرونده را از دیگر اقدامات انجام شده در سال های اخیر دانست و گفت: سال گذشته نیز پیام خانواده های چهار دیپلمات در دفتر سازمان ملل در لبنان در دیدار با نمایندگان این سازمان قرائت شد. رئیس اداره خاورمیانه وزارت امور خارجه تصریح کرد: چهار دیپلمات ایرانی در حالی توسط فالانژها در منطقه برباره بیروت، به اسارت درآمدند که سوار بر اتومبیل با نمره دیپلماتیک بودند و بیشتر اطلاعات حاکی از انتقال آن ها به فلسطین است؛ و اطلاعات به دست آمده از فلسطین و احمد حبیب الله، رئیس کمیته زندانیان در بند رژیم صهیونیستی، بر زنده بودن و در اسارت رژیم صهیونیستی بودن 4دیپلمات ایرانی دلالت دارد. رکن آبادی با بیان اینکه شواهد و اسناد همه دال بر زنده بودن این عزیزان دربند است، تأکید کرد: با توجه به اینکه در سال 1361 بخشی از لبنان در اشغال این رژیم بوده است، آن ها مسئول جان دیپلمات های ایرانی هستند. وی با اشاره به دیدارهای انجام شده با وزرای دادگستری، رئیس مجلس و رئیس جمهور لبنان، اابراز داشت: در بعد حقوقی، یک شورای حقوقی متشکل از حقوقدانان برجسته در لبنان برای پیگیری سرنوشت تشکیل شده است. رکن آبادی ادامه داد: هر چه بیشتر جلو می رویم، با توجه به شواهد و قرائنی که به دست می آید، طبیعی است که دستگاه دیپلماسی کشور مصمم تر از گذشته در عرصه عمل حضور می یابد و از طریق ایجاد روابط نزدیک با دبیرکل سازمان ملل و نیز دفتر این سازمان در نیویورک پیگیری ها ادامه دارد، همچنین سفیر ایران در سازمان ملل نیز اقداماتی در این زمینه انجام داده است. رئیس اداره خاورمیانه وزارت امور خارجه بیان داشت: در اثر جدیت و استمرار پیگیری های دولت ایران، سال گذشته، شاهد ارائه گزارش کتبی از سوی رژیم صهیونیستی در جریان تبادل اسرای فلسطینی پیرامون 4 دیپلمات ایرانی بودیم و این در حالی صورت گرفت که این رژیم از ارائه هر گونه نظری در این باره طفره می رفت. وی تأکید کرد: ایران معتقد است چهار گروگان ایرانی در بند رژیم اسرائیل زنده هستند لذا در تمامی عرصه ها به تلاش خود ادامه می دهد و تا حد امکان جهت رهایی این عزیزان بر رژیم صهیونیستی و حامیان غربی اش فشار می آورد. رکن آبادی، نقش رسانه ها را در زنده و به روز نگهداشتن موضوع و جلب توجه افکار عمومی جهان نسبت به برخورد تبعیض آمیز غرب با این پرونده، مهم ارزیابی کرد و افزود: رسانه های غربی همواره تلاش کرده اند این موضوع خاموش و مسکوت بماند و هیچ گاه زیر سوال بردن رژیم صهیونیستی و مطالبه آزادی 4 دیپلمات ایرانی محقق نشود. رئیس اداره خاورمیانه وزارت امور خارجه گفت: جا دارد رسانه های آزاد دنیا که در جهت تحقق عدالت گام برمی دارند، حداکثر تلاش خود را برای زنده نگهداشتن پرونده و پیگیری حقوقی آن در مجامع حقوقی بین المللی و نیزاطلاع زسانی صحیح و شفاف در این زمینه داشته باشند.
|+|
یا جوادالأئمه ادرکنا
امام محمدبن علی التقی الجواد(ع): اعتماد به خدا، ثمن و بهای هر چیز با ارزش است...
|+|
گفتگوی اختصاصی رسا با سیدرائد موسوی به مناسبت بیست و هفتمین سال ربوده شدن چهار دیپلمات ایرانی:
هیچ دلیل موثقی مبنی بر شهادت این چهار نفر در دست نیست
خبرگزاری رسا ـ فرزند دیپلمات ربوده شده ایرانی در لبنان با تأکید براینکه هیچ دلیل موثقی مبنی بر شهادت این چهار نفر در دست نیست، گفت: حرکات مثبت وزارت خارجه و روندی پویا و مستمری که در اثر پیگیری های جدی دولت نهم شکل گرفته است، همچنان ادامه یابد.
وی با اشاره به برنامه ریزی های انجام شده در این راستا، اظهار داشت: اقداماتی که در دو سال اخیر صورت گرفته در طول 27 سالی که بر این پرونده می گذرد، بی سابقه بوده است، در گذشته ملاحظاتی برای ورود به پرونده و پیگیری آن وجود داشت اما در این دولت واقعا از روی احساس مسئولیت و با تمام توان پرونده در حال پیگیریست. تصریح کرد: ابهاماتی در پرونده وجود دارد که مربوط به لبنان و حوادث پس از ربایش این عزیزان است که هنوز ماوقع موثقی در این باره وجود ندارد اما آنچه مسلم و مورد اتفاق است این است که این چهار نفر توسط فالانژها ربوده شده و مدتی نیز در زندان بوده اند و در انچه پس از این واقع شده، اختلاف نظر وجود دارد. موسوی با تأکید براینکه ما معتقدیم این عزیزان در بند رژیم صهیونیستی هستند، بیان داشت: جهت حل و کشف این ابهامات، دو راهکار پیش بینی شده است؛ تشکیل کمیته مشترک ایرانی-لبنانی به منظور رفع ابهامات موجود در اسارت و ربایش این چهار نفر را (که در این راستا آقای متکی، وزیر امور خارجه نیز نامه ای به همتای لبنانی خود نوشت) و تشکیل کمیته ای ویژه با حضور نمایندگانی از دولت ایران و لبنان که با وجود موافقت و نظر مثبت مقامات لبنانی، به دلیل همزمانی با انتخابات پارلمان لبنان هنوز به مرحله اجرا نرسیده است. فرزند دیپلمات ربوده شده ایرانی در لبنان، پیگیری مسائل فراتر از لبنان را از ابعاد دیگر این پرونده ذکر کرد و گفت: دست سازمان ملل در این حیطه باز است و آقای متکی نیز با ارائه نامه ای خطاب به «بان کی مون» دبیرکل این سازمان، خواستار تشکیل کمیسیون ویژه ای برای پیگیری پرونده 4دیپلمات شدند که نظر مقامات سازمان در این باره مثبت بود اما هنوز اجرایی نشده است و کوتاهی هایی در این سازمان وجود دارد که آقای خزایی، نماینده ایران در سازمان ملل پیگیر هستند. وی افزود: پیگیری حقوقی پرونده نیز مورد توجه است و پس از تشکیل دو کمیته فوق، کمیته حقوقی نیز فعال خواهد شد. موسوی با رد ادعای برخی مبنی بر شهادت این چهار نفر، ابراز داشت: شواهدی مبنی بر زنده بودن آن ها وجود دارد که پس از ربایش تحویل رژیم صهیونیستی شده اند، همچنین افرادی که از زندان های رژیم صهیونیستی آزاد شده اند، پس از آزادی، مدعی شدند که این 4 نفر را در زندان های اسرائیل دیده اند. وی گفت: از سوی دیگر هیچ دلیل موثقی مبنی بر شهادت این عزیزان در دست نیست ضمن آنکه ربایش آن ها با اطلاع از ارزش اطلاعاتی شان برای رژیم صهیونیستی صورت گرفته و به فرض اگر هم پس از اسارت کشته شده باشند، حتما جنازه هایشان را نگه خواهند داشت و این منطقی نیست که عده ای می گویند اندکی پس از ربوده شدن کشته شده و اجسادشان نیز از بین رفته است و نابودی جنازه ها قابل قبول نیست. موسوی اظهار داشت: نمی توان پذیرفت که ربایندگان از خیر بازجویی نیروهایی چون حاج احمد متوسلیان و سیدمحسن موسوی گذشته باشند و بلافاصله ان ها کشته باشند، سمیر جعجع مسئول وقت فالانژها نیز اخیرا مدعی شد که پس از ربایش دیپلمات ها آن ها را به رژیم صهیونیستی تحویل داده است. وی، شورای حقوق بشر سازمان ملل را از دیگر مجاری پیگیری این پرونده دانست و بیان داشت: شورای حقوق بشر یکی از آیتم های تعریف شده در سازمان ملل می باشد و در رأس وظایف آن، رسیدگی به ناپدیدشدگی اجباریست و کارگروهی نیز در این زمینه دارد لذا رسیدگی به پرونده چهار دیپلمات ایرانی نیز جزو وظایف این شوراست.
موسوی ابراز امیدواری کرد: روندی پویا و مستمری که در اثر پیگیری های جدی این دولت شکل گرفته و نیز مدیریت دلگرم کننده و حرکات مثبت وزارت خارجه در این زمینه با دید دلسوزانه همچنان ادامه یابد چرا که این پرونده هم بعد انسانی دارد هم بعد سیاسی و دولت جمهوری اسلامی ایران بایستی تا آخرین نقطه بر پیگیری و روشن شدن سرنوشت این عزیزان مصر باشد. وی، نقش حرکت های مردمی در روشن شدن سرنوشت دیپلمات های ربوده شده ایرانی در لبنان را مثبت ارزیابی کرد و گفت: پدرم (سیدمحسن موسوی)، در راستای فرمان امام راحل مبنی بر صدور انقلاب و گسترش تشیع، به عنوان دانشجوی نماینده شهید چمران در لبنان حضور داشت و بعدها به عنوان کاردار سفارت ایران در لبنان منسوب شد، همچنین حاج احمد متوسلیان، محمدتقی رستگار مقدم و کاظم اخوان که هر یک از نامداران فعالیت های سیاسی،فرهنگی و اجتماعی محسوب می شوند. موسوی ادامه داد: لذا این عزیزان نه تنها به لحاظ سیاسی بلکه از نظر فرهنگی نیز شخصیت های با ارزشی برای انقلاب هستند و معرفی و زنده کردن یاد و اهداف آنان در حرکت های مردمی باید مورد توجه قرار گیرد چرا که این چهار نفر هر چه بیشتر معرفی شوند، احساس تعهد برای پیگیری سرنوشت ایشان نیز بیشتر خواهد شد. فرزند دیپلمات ربوده شده ایرانی در لبنان گفت: کمپین هایی می تواند از سوی مردم راه اندازی شود و نامه نگاری های گروهی خطاب به سازمان ملل، صلیب سرخ، کمیته عفو بین الملل داشته باشد. وی همچنین ادعای کسانی که می گویند مدارک و فیلم هایی از سرنوشت این 4نفر دارند را کذب و به منظور اخاذی خواند. موسوی در پایان یادآور شد: به مناسبت بیست و هفتمین سالگرد ربوده شدن چهار دیپلمات ایرانی به دست عوامل رژیم صهیونیستی، همایشی با حضور سفرای کشورهای مختلف از سوی وزارت خارجه برنامه ریزی شده است که در آن موضع جمهوری اسلامی در قبال این پرونده به طور صریح اعلام خواهد شد، همچنین در بیروت نیز مراسم بزرگداشت این عزیزان برگزار می گردد. گفتنی است احمد متوسلیان(وابسته نظامی سفارت ایران در لبنان)، سید محسن موسوی(کاردار سفارت ایران در لبنان)، محمدتقی رستگار مقدم و کاظم اخوان(خبرنگار عکاس روزنامه خبرگزاری ایرنا) چهار دیپلمات ایرانی هستند که ۱۴ تیر ۱۳۶۱ (جولای ۱۹۸۲) در لبنان توسط عوامل رژیم صهیونیستی ربوده شده و تا کنون علی رغم گذشت 27 سال هنوز خبر موثقی از سرنوشت آنان در دست نیست اما برخی اخبار و شواهد حاکی از نگهداری آنان در زندان های رژیم صهیونیستی است. |+|
جامعه اسلامي جامعه مردم فضول است...
امروز مسئولیت ها، درست همان تکلیف است؛ تکلیف یعنی از صبح زود تا نیمه شب بیدار ماندن، خود را به زحمت انداختن، تلاش مداوم کردن و آرامش نداشتن.... عارف شهید دکتربهشتی(ره)
از شیخ صدوق در كتاب علل الشرایع از امام صادق(ع): «خدا توده ها را به كيفر گناه زبده ها مشمول عقاب و كيفر خويش نمی کند.» اما چه وقت؟ وقتي كه زبده ها فقط گناهان شخصي سرّي داشته باشند كه آثارش به خارج سرايت نمي كند، بلكه فقط يك تخلف شخصي سرّي است. اما وقتي زبده ها آشكارا مرتكب كارهاي ناپسند شوند و توده در صدد جلوگيري از اين زبده ها برنيايد، هر دو مستحق كيفر خداي عز و جل خواهند بود. اين حديث ناظر به مسئوليت توده ها براي نگهداري زبده ها در راه خير و صلاح است و از آن حديثهاست كه بايد زمينه اصلي يك بخش عمده از مسائل مربوط به نظام اداري و اجتماعي و اصلاح كار قرار گيرد... آقايي كار خلافي مي كند و فردي عامي به او مي گويد آقا اين كار شما خلاف است. چرا كردي؟ پاسخ مي شنود "برو عالم را با جاهل بحثي نيست." بنده خدا هم سرش را زير مي اندازد و مي رود. امير مرتكب خلافي مي شود. يك فرد عادي به او مي گوید آقا چرا اين خلاف را كردي؟ پاسخ مي شنود: "پس انضباط اجتماعي كجا رفته؟ به من مي گويند مافوق، و به تو مي گويند مادون. مادون را با مافوق بحثي نيست" برو بابا با آن علمت اي عالم! برو بابا اي رييس و اي مافوق با آن انضباط تشكيلاتي ات!برو كشكت را بساب! اينها به درد اسلام نمي خورد. به تو مي گويند عالم، نمي گويند معصوم. به تو مي گويند مافوق، نمي گويند معصوم. در نظام اسلامي فقط يك مقام غير مسئول هست آن هم خداست. اوست كه: "لا يسئل عما يفعل و هم يسئلون"، بقيه همه مسئولند. هيچ زيربناي اجتماعي از آن زيربناي شوم خطرناكتر نيست كه انساني يا انسانهايي بتوانند هر چه مي خواهند بكنند بي آنكه بشود بر آنها خرده گرفت و بي آنكه بشود از آنها بازخواست كرد. مسئوليت در جامعه اسلامي مسئوليت متقابل است. همه نسبت به يكديگر مسئولند: "كلكم راع و كلكم مسئول عن رعيته" بنابراين آن عامي كه به آن عالم خرده مي گيرد و مي گويد اين كار شما خلاف به نظر مي رسد، اگر در پاسخ انتقادش شنيد كه "برو عالم را با جاهل بحثي نيست"، يك وظيفه بيشتر ندارد. به نظر من وظيفه اش اين است كه ديگر به ديده عالم به آن فرد ننگرد، چون او جاهلي است اصطلاح دان، نه عالمي ره شناس. آن فرد مادون كه از زبان مافوقش در برابر هر انتقادي مي شنود كه "من رييس تو هستم، پس انضباط اداري و تشكيلاتي يا حزبي كجا رفته؟" بايد به او با ديده مافوق ننگرد. اين طاغوتي است كه بر مسند كبريايي تكيه زده و شايسته اطاعت و فرمانبرداري نيست.
جامعه اسلامي جامعه هوشيارها و زبان دارها است. جامعه اسلامي جامعه مردم فضول است. نه از آن فضول هاي بيجا و نه زبان دار به اين معنا كه بره نيست. جامعه بره ها نيست. جامعه آدمهاست. آدمي كه انتقاد مي كند و در كار همه دقت مي كند. به خاطر پاسداري از محترم ترين چيزها: حق و عدل. حق و عدل از همه كس محترم تر است. پاسداري از آيين حق و آيين عدل، فضيلت و عدالت و حق پرستي و خداپرستي، نورانيت و روشني، مبارزه با ظلمت و حمايت از نور. ... در جامعه اسلامي آن بهشتي كه آزاري در آن نباشد و كسي را با كسي كاري نباشد وجود ندارد. جامعه اسلامي جامعه ايست كه همه با همديگر كار دارند. چون سرنوشتشان به هم بسته و پيوسته است و همه داراي سرنوشت مشتركند. عرض كردم اين حديث را اول به گوش كساني بخوانيد كه انتظار دارند آنچه مي كنند كسي بر آنها خرده نگيرد. بعد به گوش مردم عوام يعني توده ها كه خيال مي كنند فقط براي اطاعت و باركشي و باربري و فرمانبري آفريده شده اند بخوانيد. انسانها فرمان مي برند اما از فرماندهي كه براي ديگران حق انتقاد نسبت به خود را محفوظ مي داند. فرمان مي برند ولي با حفظ حق انتقاد، با حفظ حق رسيدگي و پرسش. يك حديث ديگر هم مي خوانيم ... آي مردم! عبرت گيريد از اندرزي كه خدا به اوليائش مي دهد. اين اندرز چيست؟ نكوهشي كه خدا {در قرآن} از ملاها (علما)ي جامعه يهود مي كند. مي گويد چرا ملاها و دانشمندان و روحانيون جامعه يهود، آنها را از گفتار ناروايي كه داشتند و كارهاي ناپسندشان باز نداشتند؟ در آيه ديگر مي فرمايد كافران بني اسراييل و ... همه ملعون شدند و محروم از رحمت خدا. مي دانيد چرا خدا اين مطلب را بر آنها خرده گرفت؟ براي اينكه آنها از ستمگران تجاوزگر كارهاي ناپسند و منكر و تباهي مي ديدند اما جلوي آنها را نمي گرفتند. چرا؟ براي اينكه نمي توانستند از هدايا و از پولها و از احترام هايي كه همين ظالمان به ملايان مي نهادند و مي دادند، صرف نظر كنند. و براي اينكه مي ترسيدند ... فرموده "المومنون بعضهم اولياء بعض" مردم با ايمان هم سرنوشت هم هستند. سرنوشت انها به هم بسته. لذا امر به معروف و نهي از منكر مي كنند. در اين آيه اولين چيزي كه خدا بعنوان اثر ولايت اجتماعي ذكر كرده عبارتست از امر به معروف و نهي از منكر، كه واجبي است بزرگ از جانب خدا. چرا؟ چون خدا مي داند وقتي اين واجب عمل شد، همه واجبات ديگر از آسان و سخت، روبه راه مي شود. چرا؟ چون دايره امر به معروف و نهي از منكر وسيع است: دعوت به اسلام است، رد مظالم است، مخالفت با ظالم و تجاوزگر است، تقسيم كردن اموال عمومي در ميان مستحقان است، گرفتن صدقات و مالياتها از كساني است كه بايد بدهند، و پرداختنش در موارد و مصارفي است كه بايد به مصرف آنها برسد….. منبع: كتاب بايدها و نبايدها ۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸ متن پیام امام خمینی به مناسبت شهادت آیت الله بهشتی دیدگاه آیت الله جوادی آملی درباره آیت الله بهجت + فایل صوتی |+|
چهل روز گذشت از عروج عارفانه ات ای بهجت قلوب.....
«ما خلقت الجن و الانس إلا لیعبدون» برای اینکه عبودیت ترک معصیت است در اعتقاد و در عمل.....
|+|
مبارک باد این فتح عظیم و این معجزه الهی
اللهم عجل لولیک الفرج والعافیة والنصر واجعلنا من خیر اعوانه و انصاره والمستشهدین بین یدیه....
حقیقتاً یک دست اعجازآفرین الهی پشت این انتخابات بود... مقام معظم رهبري
این روزها و مخصوصا باشنیدن مشارکت ۸۵درصدی مردم و رای بیش از ۲۴ میلیونی دکتر، این آیه مدام تو ذهنم تکرار میشه که : مکروا فمکرالله والله خیرالماکرین..... و افتخار می کنم به کسی رأی داده ام که : » سرآغاز سخنش در هرجا اللهم عجل لولیک الفرج است » زندگی در سایه ولایت فقیه را تمرین زندگی در پناه معصوم می داند » بعد از سال ها، لبخند رضایت قلبی را برلبان رهبرم نشاند » همه دارایی اش، قلب سرشار از شوق محرومین و پابرهنگان است » به نوکری مردم افتخار می کند » شیفته خدمت است نه تشنه قدرت » حقوق كه بماند، حتي غذاي كاخ رياست جمهوري را نيز نمي خورد » درد مردم را مي شناسد و براي خدمت به مردم روز و شب نمي شناسد » اذلة علي المؤمنين و اعزة علي الكافرين است » كاسبي مغازه اش را تخليه و تبديل به ستاد انتخاباتي او مي كند » مديران مادام العمر را از سر جايشان بلند مي كند » خواب خوش زورمداران و غارتگران بيت المال را بر هم زده است » كه گفتمان امام راحل را زنده مي كند آن هم در قلب دنياي كفر » باج نمي گيرد و نمي دهد » اسرائيل انتخاب مجدد او را فاجعه اي براي خود مي داند » قلب همه مظلومين جهان را به تسخير شجاعت و عدالت خواهي اش درآورده است » دشمنان اسلام و انقلاب چشم ديدنش را ندارند و مورد تأييد دنياي كفر نيست » آزادي را در چارچوب دين و قانون معنا مي كند » خود را مديون شهدا مي داند » رياست را امانتي در دست خود براي سپردن آن به صاحب اصلي اش مي داند نه بازيچه اي براي كسب قدرت » شعار نمي دهد و مرد ميدان عمل است » طعم شيرين عدالت خواهي و ساده زيستي و خدمت خالصانه را به مردم چشاند » در راه ايجاد دولت اسلامي گام برمي دارد » هر كاري به نفع ملت باشد انجام مي دهد حتي اگر دوباره انتخاب نشود » پير و جوان، كوچك و بزرگ، بي سواد و باسواد، خاص و عام به راستي و صداقتش ايمان دارند » ملت قدرشناس در انتخاب مجددش در 22 خرداد، 22 بهمني ديگر را رقم مي زنند » در جواب ابلهان با تاسي به رسول اكرم(ص) مي گويد: اللهم اهد قومی فإنهم لا یعلمون كه .............................................................................................................
سرفراز باشی میهن من .........
|+|
میلاد بهانه خلقت مبارک....
به یاد زندگی سراسر نور و برکت کوثر نبی(ص) می توان با یك گلیم كهنه هم شب را روز كرد و روز را شب؛ می توان با هیچ ساخت؛ می توان صد بار هم مهربانی را، خدا را، عشق را با لبی خندان تر از یك شاخه گل تفسیر كرد؛ می توان کلبه کوچک عشق را با نور سادگی و صمیمیت نورافشان کرد؛ می توان بی رنگ بود همچو آب چشمه ای پاك و زلال؛
می توان در سایه مهر و صفا، رنگین کمان آسمان عشق را به نظاره نشست....
می توان با هیچ ساخت و همه چیز داشت .....
|+|
پر التهاب ترین روز عمرم!
مالک اشتر علـــــی تو انتخاب اصلحـــــــی .....
***************************************** پ.ن: همین الان(۴۵دقیقه بامداد) بالاخره شمارش آراء تو حوزه ای که به نمایندگی از دکتر اونجا حضور داشتم، تموم شد و در اوج بیم و امید رسیدم خونه! آخه تو این حوزه با اینکه دکتر از بین ۱۴۱۴ تا، ۹۳۷ رای آورد، اما میرحسین هم ۴۱۹ تا رای داشت؛ نگرانی من از این بود که تو این منطقه که اکثریت احمدی نژادی بودن، میرحسین اینقد رای آورده پس تو مناطق سجاد و احمدآباد چقد میاره!! دوستام هم که از حوزه های این مناطق تماس می گرفتن این حدسم رو تایید می کردن و نگران بودن ...... این بیم و امید ادامه داشت تا نزدیکای ساعت یک که همکارم از ستاد انتخابات وزارت کشور تماس گرفت و گفت تا الان دکتر با ۶۲درصد آراء جلو هستن.... این خبر آب سردی بود رو التهاب و نگرانی و بیم و امیدمون! تمام خستگی ها و بیدارخوابی ها و حرف شنیدن های این یه ماهه رو جبران کرد...... نمی دونستم با چه زبونی خدا رو شکر کنم..... بعد شب های پر التهاب این چند روز، امشب آسوده چشم رو هم می ذاریم.... الحمدلله رب العالمین و خیرالمسئولین.... |+|
مردمی نژاد
|+|
ما می توانیم یا نمی توانیم؟!
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در مشهد، همایش بزرگ حامیان مردمی دکتر احمدی نژاد با سخنرانی حجت الاسلام علیرضا پناهیان، به صورت همزمان با سایر نقاط کشور، 18خردادماه در مشهد برگزار شد. حجت الاسلام پناهیان در این گردهمایی این انتخابات را، رقابت «ما می توانیم» و « ما نمی توانیم» دانست و گفت: ما در این انتخابات کسانی را داریم که به عنوان اداره کنندگان جنگ، آمدند به امام گفتند که ما نمی توانیم جنگ را اداره کنیم و من مطمئنم الان هیچ یک از شما نمی تواند به سادگی باور کند که «ما نمی توانستیم» زیرا می بینید که جوانان حزب الله لبنان و مردم غزه با امکانات بسیار اندک توانستند بزرگترین قدرت مادی جهان را به زانو درآورند. وی با تأکید بر اینکه دوران ما نمی توانیم به سر آمده است، اظهار داشت: اگر کسی از من سند بخواهد که آیا ما واقعا می توانستیم و بعضی ها گفتند نمی توانیم، یا واقعا نمی توانستیم، بنده، توضیحات را برای پس از انتخابات می گذارم و فقط او را به سخن امام راحل(ره) پس از پذیرش قطعنامه ارجاع می دهم که فرمودند« من این جام زهر را می نوشم و قطعنامه را قبول می کنم»؛ معلوم می شود که امام ما نمی توانیم را نپسندیده بود. حجت الاسلام پناهیان، شرایط کنونی را، آغاز راه تشکیل جامعه اسلامی ذکر کرد و گفت: کسانی که در پرونده خودشان نامه های ما نمی توانیم دارند، نمی توانند تا ابد در میان مردم ما با افتخار و سربلند باشند که حاضران نیز با شعار الله اکبر سخن او را تأیید کردند. این مدرس حوزه و دانشگاه با بیان اینکه کسی فکر نکند در این شب ها و روزها همه چیز بیان شده است، تصریح کرد: در دولت های گذشته، کسانی به نمایندگی ما مردم به خارج از کشور می رفتند و می گفتند مردم ما در راه تمرین دموکراسی هستند؛ یعنی یک جور عذرخواهی از غربی ها بود که ببخشید که ملت ما عقب مانده هستند و می خواستند با کوتاه امدن از اسلام و انقلاب دل های مردم را به خود جذب کنند که نتوانستند اما امروز بدون اینکه به اسلام و جمهوری اسلامی اهانت بکنیم، امروز کسی با شعار می می توانیم، در غرب حق وتو را به لجن کشید، اسرائیل را منزوی کرد، راه امام و انقلاب را احیا کرد و همه ایرانی ها هم از اینکه او با عزت عمل کرد از او خرسند شدند و نماینده مردم در این 4 سال، بدون ذره ای کوتاه آمدن از ارزش ها، بیشترین دل ها را در غرب و شرق عالم به خود متوجه کرده است. وی ادامه داد: مقام معظم رهبری که یک سیاست مدار و تحلیل گر دارای اشراف به همه قضایا هستند، این مساله را بسیار مورد تأکید قرار داده و اکثر سخنرانی 14خرداد خود را نیز برای بیان این مساله صرف نمودند که من سخن کسانی که می گویند با عملکرد این دولت، عزت ما لکه دار شده و در میان جهان عزت لازم را پیدا نکرده ایم، قبول ندارم.
حجت الاسلام پناهیان افزود: احمدی نژاد کاری کرد که جوانان سنی در کشورهای عرب منطقه که از ایرانی نفرت داشتند، الان در هر کشور عربی بروید می گویند «بارک الله به سیدحسن نصرالله، بارک الله به احمدی نزاد »، در مکه هم که مشرف بودم، غیرایرانی ها به افتخار احمدی نژاد با بنده عکس می گرفتند.، آیا کسی که این ها را و این عزت ایران و آثارش در جهان را انکار می کند، خودش یک دروغگویی بزرگ نیست؟ وی در جواب شعار «مرگ بر منافق» حاضران ابراز داشت: ای کاش جریان های سیاسی که عمری بین این مردم محترم بودند هیچ گاه با شعار مرگ بر منافق این مردم مواجه نمی شدند. حجت الاسلام پناهیان این انتخابات را عرصه ای برای آزمایش مردم، برشمرد و گفت: در روایات است که مردم آخرالزمان غربال می شوند و روزنه های غربال آخرالزمان که خوب و بد را از هم جدا می کند، بسیار گشاد است و خیلی ها که فکرش را نمی کردند در اخرالزمان از این غربال سقوط خواهند کرد. این استاد حوزه و دانشگاه تأکید کرد: ما فقط کسانی را پیرو خط امام و رهبری می دانیم که امروز پیرو خط رهبری باشند که با شعار « احمدی دلاور؛ پیرو خط رهبر» حضار همراه شد. وی با بیان این سخن پیامبر اکرم(ص) خطاب به طلحه که فرمود من تا وقتی از تو تعریف می کنم که در راه اسلام باقی بمانی و یک روزی جلوی جانشین من علی(ع) نایستی، اظهار داشت: به تمام کسانی که امروز افتخار دارند به امام خدمت کرده اند، می گویم سند مقبول بودن خدمت شما به امام این است که امروز مقام معظم رهبری از شما راضی باشد. (شعار «حمایت از احمدی، حمایت از رهبریست» این جمله را تأیید کردند) حجت الاسلام پناهیان با اشاره به اینکه باید با آرامش در کنار شعارها، تفکر کرده و شعور را نیز در دل های خود جریان دهیم، گفت: شما الان در این جلسه خوشحال، آرام و پرشور و پر از قدرت روحی هستید برخی ها در جریان این انتخابات عصبی مزاج و ناراحتند چون دارد یک جابجایی صورت می گیرد. وی افزود: این جابجایی طبق یک قاعده قرآنی در سوره مائده است که فرمود «یا ایها الذین امنوا من یرتد منکم عن دینه فسوف یاته الله بقوم یحبهم و یحبونه اذلة علی المومنین اعزة علی الکافرین یجاهدون فی سبیل الله و لا یخافون لومة لائم ....»، در این آیه که علامه طباطبایی آن را مربوط به مردم اخرالزمان می داند، قاعده غربال آخرالزمان توضیح داده شده است و مطابق تفاسیر معتبر، مراد از «من یرتد عن دینه» مومنی است که تمایلی به کفار پیدا کند. حجت الاسلام پناهیان تصریح کرد: برخی ها خط شورش و آزارهای خیابانی را دنبال می کنند، می گویند به اتوبوس من سنگ زدند می خواهد تا با مظلوم نمایی، سنگ را پیراهن عثمان کنند برای تحریک احساسات طرفدارانشان به مقابله به مثل و آشوب، در حالی که هیچ فرد حزب اللهی، مخالفان رهبری را عددی نمی داند که بخواهد دست به چنین اقداماتی بزند و نابود شدن خط استعفا، شورش های خیابانی و خط ما نمی توانیم، به سادگی افتادن یک برگ در صندوق آراء است و نیازی به سنگ نیست، در این هنگام حاضران فریاد زدند « حزب الله می میرد، سازش نمی پذیرد». وی در جواب کسانی که می گویند افشاگری ها، آبروی نظام را می برد، تأکید کرد: افشاگری ها عین رشد ما و عین کنار گذاشتن گناهان با استغفار است،(شعار «مفسد اقتصادی اصلاح باید گردد» حاضران) بعضی وقت ها نمی شود در خفا استغفار کرد و باید علنی باشد، این مقدار افشاگری ها، اندکی از افشاگری هاییست که هنوز انجام نگرفته است. حجت الاسلام پناهیان در میان شعارهای «محمود احمدی نژاد، محبوب کاوه ماست» جمعیت حاضر در سالن، در مورد افشای وضعیت تحصیلی همسر موسوی ابراز داشت: فکر نکنید احمدی نزاد یک نفر را پیدا کرده و نامش را افشا کرده است، بلکه احمدی نزاد احترام گذاشته و لیست بقیه خانواده را افشا نکرده است، از رئیس جمهورتان بخواهید سند تمام کسانی را که در دوره اصلاحات بدون گذراندن امتحان جامع، دوره دکترا و ارشد شرکت کرده یا بورسیه شده اند، اعلام کند. (شعار «احمدی احمدی حمایتت می کنیم» و « ابالفضل علمدار احمدی را نگهدار» حاضران) وی با رد این ادعا که صداوسیما در اختیار دولت است، تأکید کرد: صدا و سیما در این 4 سال هیچ گاه به صورت ایده ال به تبلیغ احمدی نزاد نپرداخته است اگر این کار را کرده بود، ما اکنون خیلی مشکلات را نداشتیم. ******************************** سوء استفاده از مذهب علیه مذهب ممنوع!
وی اظهار داشت: در شرایط کنونی نیز می خواهند با شال سبز سیادت (همچون قرآن های بر نیزه صفین)، تیغ خیانت را بر سر ملت ما فرود بیاورند، شما اجازه ندهید از نماد سیادت برای ترویج فساد و فحشا استفاده کنند، نماد سیادت را به دم سگ ها و زنان بدکاره بسته اند، سوء استفاده از مذهب علیه مذهب ممنوع.
شایان ذکر است حامیان دکتر احمدی نژاد در پایان این گردهمایی پرشور، با راهپیمایی به سوی حرم مطهر رضوی، ضمن اعلام حمایت از مواضع دکتر احمدی نژاد، نماز مغرب و عشا را در حرم مطهر اقامه کردند. گفتنی است در همایش بزرگ حامیان دکتر احمدی نژاد که همزمان با قم، تهران، تبریز و اصفهان 18خردادماه در محل سالن مهران مشهد برگزار شد، بنا بود سخنرانی دکتر احمدی نژاد در مصلای تهران از طریق ویدئو کنفرانس در شهرهای مذکور پخش شود که به دلیل استقبال پرشور مردم و ازدحام جمعیت، رئیس جمهور نتوانست در جایگاه حاضر شود. ***************************** قانون گریزی دولت اتهامی بیش نیست عفت شریعتی، نماینده مردم مشهد در مجلس شورای اسلامی عصر امروز در حاشیه همایش حامیان احمدی نژاد در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری رسا در مشهد، فضای انتخابات در کشور را بسیار پرشور و بانشاط توصیف کرد و اظهار داشت: انشاالله مردم با حضور مومنانه و مخلصانه خود در پای صندوق های رأی، انتخابات را رونق خواهند داد.
وی در مورد ادعای قانون گریزی دولت نهم از سوی کاندیداهای ریاست جمهوری، تأکید کرد:قانون گریزی اتهامی بیش نیست، ما در مجلس که عملکرد مسؤولان بسیار دقیق و حساس است، نمی بینیم که آقای احمدی نژاد قانون گریزی داشته باشد، به عکس ما قانون مداری را از ایشان دیده ایم.
************************************************ توضیحات یکی از حاضران در جلسه آیت الله جوادی آملی با رییس جمهور در مورد هاله نور توضیحات آیت الله یزدی درباره برخی از مطالب نامه رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام برای همیشه علف های هرز را از باغچه این سرزمین حذف خواهیم کرد یاران انقلاب زمانی منحرف شدند که مسیرشان از مسیر ولایت جدا شد رسانه ملی فرصت برای پاسخ گویی به احمدی نژاد اختصاص دهد چرا حاضر نیستید با روش امام(ره) در باره شما عمل شود |+|
احمد گفته برمی گرده....
یک سال گذشت از کوچ غریبانه پدری که پس از ربع قرن انتظار، آرزوی دیدار فرزند را به سینه سرد خاک برد
.... آخرين باري که ايشان را ديدم سالگرد پدربزرگم بود همراه با پدر شهيد فهميده آمده بود وقتي صحبت از حاج احمد به ميان آمد حس کردم که توان ادامه صحبت ندارد...... به سختي مي گفت که "احمد گفته بر مي گرده " و اين شده بود روح اميدي براي تداوم انتظار بيست و چند ساله ......... ****** ..... امروز تشيع جنازه پدر حاج احمد متوسليان بود؛ خيلي ها آمده بودند که ببينند انتظار با يک مرد چه مي کند امروز جمعه بود ........ راوی: علیرضا احمدی نژاد ۱۷/۳/۸۷
بيا «حاج احمد»، دلم تنگ توست ببين در سرم، شور آهنگ توست تو رفتي و بعد از تو پاييز درد نميداني اي گل، كه با ما چه كرد! و ما ماندهايم و دلي داغدار كجا رفتي اي روح سبز بهار؟! حضور تو سبز است و ما غايبيم تو اردو زدي، در ديار نسيم تو اي سبز قامت، مدد كن، مدد دل افسردگي ها، بهاري شود قسم بر كرامات دست نسيم دلاور!دعا كن كه ما بشكفيم تو را جان زهرا(س) ـ شكوه يقين نظر كن به ما، حال ما را ببين دلاور! دعاكن خدايي شويم خداباور و كربلايي شويم دلاور! دعا كن بهشتي شويم ز چشم انتظاران مهدي(عج) شويم در آواز گل ها تأمل كنيم به بوي شهادت، شبي گل كنيم دعا كن كه ما نيز گلبو شويم پرستو، پرستو، پرستو شويم دلاور! غمت يادگار دل است و ياد تو اي گل، بهار دل است تو چون بوي گل ميوزي صبح و شام به تو اي بهار مهاجر، سلام.... **************************** تشییع پیکر حاج غلامحسین متوسلیان با حضور رئیس جمهور رضایی، هاشمی، میرحسین و اسارت حاج احمد حاج احمد زنده است، انشاءالله میآید
|+|
به یادبود سالروز عروج عارفانه آن امام عشق...
دل نوشته سيّد شهيدانِ اهلِ قلم برای آیت الله خامنه ای
آنان كه معناي «ولايت» را نميدانند، در كارِ ما سخت درماندهاند؛ امّا شما خوب ميدانيد كه سرچشمه اين تسليم و اطاعت در كجاست. خودتان خوب ميدانيد كه چقدر شما را دوست ميداريم و چقدر دلمان ميخواست آن روز كه به ديدارِ شما آمديم، سر در بغلِ شما پنهان كنيم و بگرييم. ما طلعتِ آن عنايتِ ازلي را در نگاهِ شما بازيافتيم. لبخندِ شما شفقتِ صبح را داشت و شبِ انزواي ما را شكست. سرِ ما و قدمتان كه وصيّ امام عشق هستيد و نايبِ امام زمان(ع)… سيّد مرتضي آويني " دکتر احمدی نژاد "،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،، پ.ن: بعد مدت ها چشم انتظاری، امسال بالاخره توفیق شد ایام ارتحال رو مرقد امام(ره) باشیم؛ پای صحبت وصی امام عشق و بعد هم وصی دولت عشق، رجایی زمان، دکتر احمدی نژاد.....
|+|
آجرک الله یا صاحب الزمان....
دل غریب من از گردش زمانه گرفت به یاد غربت زهرا(س) شبی بهانه گرفت شبانه بغض گلوگیر من کنار بقیع شکست و دیده ز دل، اشک دانه دانه گرفت ز پشت پنجره ها، دیدگان پر اشکم سراغ مدفن پنهان و بی نشانه گرفت نشان شعله و دود و نوای زهرا را توان هنوز ز دیوار و بام خانه گرفت مصیبتیست علی را که پیش چشمانش، عَدو امید دلش را به تازیانه گرفت چه گفت فاطمه کانگونه با تأثر و غم؛ علی مراسم تدفین او شبانه گرفت فراق فاطمه را بوتراب باور کرد شبی که چوبه تابوت را به شانه گرفت دل غریب من از گردش زمانه گرفت...... ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،، به راستی در این 95 روز بر پاره تن رسول خدا(ص) چه گذشت که فرمود: مصيبت هايى بر من فروريخت كه اگر به روزها افكنده مى شد، آنها را به شبهاى تاريك بدل مى نمود.... و بر یک مرد، آن هم مردی چون علی(ع)، حیدر کرار، فاتح خیبر چه باید بگذرد که با شنیدن خبر فوت همسرش شکیب از دست داده و در فاصله کوتاه مسجد تا منزل، پنجاه بار به زمین بخورد ..... علي عليه السلام كه اسوه صبر و استقامت است، در شهادت حضرت زهرا عليهاالسلام، تأثر و تالم خود را چگونه اظهار ميدارد، تا آنجا كه بعد از دفن همسر گراميش در حالي كه حزن و اندوه تمام وجود او را فرا گرفته بود خطاب به قبر پيامبر صلي الله عليه و آله عرضه داشت: «خدا چنين خواست كه او زودتر از ديگران به رسول خدا بپيوندد، پس از او شكيبايي من به پايان رسيده و خويشتنداري از دست رفته، اما آن چنان كه در جدايي تو صبر كردم در مرگ دخترت نيز جز صبر چارهاي ندارم شكيبايي بر من سخت است. پس از او آسمان و زمين در نظرم زشت مينمايد و هيچ گاه اندوه دلم نميگشايد. چشمم بيخواب، و دل از سوز غم سوزان است. تا خداوند مرا در جوار تو ساكن گرداند. مرگ زهرا ضربهاي بود كه دل را خسته و غصهام را پيوسته گردانيد و چه زود جمع ما را به پريشاني كشانيد… اگر بيم چيرگي ستمكاران نبود، براي هميشه اينجا [كنار قبر زهرا(عليهاالسلام)] ميماندم و در اين مصيبت بزرگ چون مادر فرزند مرده، اشک از ديدگانم ميراندم.»
....اندکی درنگ؛ **علي عليه السلام در پاسخ پيامبر كه سؤال كردند:« همسرت را چگونه يافتي؟» گفتند:« بهترين ياور در راه اطاعت از خداوند...»؛ برخلاف زن امروز که اغلب بهترین یاور همسرش در راه اطاعت شیطان است.... **علي عليه السلام بعد از رحلت پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: «اين يكي از دو ركن بود» و بعد از شهادت حضرت زهرا عليهاالسلام فرمودند: « اين ركن ديگر است.» آری فاطمه(س) رکن علی(ع) بود.... برخلاف زن امروز که نبودش رکن استواری زندگی مرد است!
**علی علیه السلام بعد از شهادت فاطمه خطاب به ايشان فرمودند:«بِمَنِ العَزاء يا بِنتِ مُحمد؟ كنت بِكِ اتعزي فَفيم العَزاء من بعدك؟»؛ به چه چيزي آرامش يابم اي دختر محمد؟ من به وسيله تو تسکين مييافتم؛ بعد از تو به چه چيزي آرامش يابم؟ پس بیاموزیم که: بزرگترین تکلیف زن در مقابل همسرش، پایبندی به همان فلسفه خلقتش است یعنی مایه آرامش همسر بودن چرا که آن خالق متعال نیز فرمود: و خَلَقَ لَکُم مِن اَنفُسِکُم اَزواجاً لِتَسکُنُوا إلیها... ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،، |+|
به بهانه هفتمین روز عروج ملکوتی آن عالِم و عارف واصل....
گفتم که: الف گفت: دگر؟ گفتم: هیچ؛ در خانه اگر کس است، یک حرف بس است... بارها گفته ام و بار دگر می گویم: « کسی که بداند هر که خدا را یاد کند، خدا همنشین اوست، احتیاج به هیچ وعظی ندارد، می داند چه باید بکند و چه باید نکند؛ می داند که آنچه را که می داند، باید انجام دهد، و در آنچه که نمی داند، باید احتیاط کند» الاقل محمد تقی البهجة
|+|
زمین آسمان را در آغوش گرفت....
صداي آسمان شنيدني است، زمين چقدر ديدني است ميان آسمانيان كنون، براي ديدن زمين، رقابتي عجيب و ديدني است
فرشتگان چه ناز مي كنند، زمينيان نياز مي كنند........ قلب آن «سردار جبهههاي جهاد اكبر» براي «جبهههاي جهاد اصغر» ميتپيد آخرین تصاویر مربوط به ارتحال آیت الله بهجت(قدس سره) هرچه دقت نظر دارید در مراعات حق مردم به کار برید حرف آخر اینکه عمل کنیم به هر چه می دانیم مسجد فاطمیه بدون حضور آیت الله بهجت |+|
آی آدم ها.......
زمان زمان عجیبی ست آی آدم ها به جان خانه لهیبی ست آی آدم ها بهشت و آتش دوزخ، طناب و دست خدا چه داستان عجیبی ست آی آدم ها تهیّتی که از این کوچه بی جواب گذشت، سلام مرد غریبی ست آی آدم ها به روی باغچه آهسته تر قدم بنهید که زیر باغچه، سیبی ست آی آدم ها به دست خویش کفن کردن تمامی خویش، غم بدون رقیبی ست آی آدم ها شبی به شام زفاف و شبی شب تدفین عجب فراز و نشیبی ست آی آدم ها
|+|
افسون هستی
در بيكرانه هستي دو چيز افسونم مي كند؛ يكي آبي آسمان كه مي بينم و مي دانم كه نيست! دوم خدايي كه نمي بينم و مي دانم كه هست......
|+|
صلی الله علیک یا اباعبدالله
...چندی است که زود به زود دلم تنگ می شود چشمم به محض یاد تو خونرنگ می شود شاید که قلب خسته ام از شیشه است یا اینکه گاه تیر غمت سنگ می شود وقتی صدای پای تو از دور می رسد نبضم دوباره با تو هماهنگ می شود یک روز اگر خیال تو از خاطرم رود آیینه ام دوباره پر از زنگ می شود وقتی نباشی ای گل بی خار زندگی دنیا اسیر خدعه و نیرنگ می شود...
|+|
اینگونه ام مخواه ....
این روزها نه سپیدم نه سیاه دستی در دست رهایی دارم پایی در بند حیرانم ای مهربان! اینگونهام مخواه .......
|+|
|